
Sign up to save your podcasts
Or


برای قرار گرفتن در کانون توجه، قبل از هر چیز باید اعتمادبه نفس داشت. فردی که به توانایی ها و ارزش های خود باور دارد، معمولاً در جمع بیشتر دیده می شود. اعتمادبه نفس به معنای خودنمایی نیست، بلکه یعنی بتوانیم بدون ترس و با آرامش نظرات و توانایی های خود را بیان کنیم. در این اپیزود از «مدیروز»، در خصوص «حضور در کانون توجه» به تفکر نشسته ایم.
یکی دیگر از راه های جلب توجه مثبت، داشتن مهارت های ارتباطی خوب است. خوب صحبت کردن، با دقت گوش دادن و احترام گذاشتن به دیگران باعث می شود افراد بیشتری به ما علاقه مند شوند. لبخند، ارتباط چشمی مناسب و رفتار دوستانه نیز تأثیر زیادی در جذابیت اجتماعی دارند.
وجود دانش، تجربه و اطلاعات و توانایی های ویژه هم می تواند ما را در میان دیگران برجسته کند. کسی که در زمینه ای مهارت دارد یا اطلاعات مفیدی ارائه می دهد، معمولاً مورد توجه قرار می گیرد. بنابراین بهتر است همیشه در حال یادگیری باشیم و استعدادهای خود را تقویت کنیم.
برای جذب توجه دیگران، لازم نیست همیشه مانند آنها رفتار کنیم. داشتن شخصیت واقعی و منحصر به فرد می تواند باعث شود دیگران ما را بهتر به خاطر بسپارند. تقلید بیش از حد از دیگران ممکن است جذابیت ما را کاهش دهد، اما اصالت و صداقت معمولاً تأثیر بیشتری بر اطرافیان دارد.
بهترین راه برای قرار گرفتن در کانون توجه این است که تأثیر مثبتی بر دیگران بگذاریم و نوعی «ارزش» در «بودنمان» ایجاد کنیم. کمک به دیگران، خوش رفتاری و داشتن نگرش مثبت، عالی است اما این «حل مشکلات دیگران و مفید بودن»است، که موجب می شود دیگران با علاقه بیشتری به ما توجه کنند. توجهی که از احترام و و فایده به دست آید، ارزشمندتر و ماندگارتر از توجهی است که فقط با خودنمایی ایجاد می شود.
اگر میخواهیم واقعاً «کارگردانی شرکتمان» را یاد بگیریم، می توانیم از مشاورین مدیروز استفاده کنیم. جهت مشاوره با تیم مدیروز با شماره تلفنهای درج شده در سایت و یا خط کاری «09192057267» تماس حاصل کنیم.
با هم این اپیزود جذاب را بشنویم…
راوی:
فرامرز عیب پوش
کارگردان:
سجاد نادری
سردیبر:
محمد میری
طراح و ادیتور:
زهرا قضواتی
موسیقی و ادیت:
آرش رستگار
مدیریت وبسایت:
مریم شفیعی
همچنین می توانیم این پادکست را از وبسایت مدیروز به همراه آهنگ های آن «از اینجا» بشنویم و دانلود کنیم.
مدیریت مالی در شرایط ابرتورم، اهمیتی حیاتی دارد!. ابرتورم وضعیتی است که در آن قیمت کالاها و خدمات با سرعت بسیار زیاد افزایش پیدا می کند و ارزش پول به شدت کاهش می یابد.
در این اپیزود از «مدیروز»، به همراه میهمان برنامه؛ دکتر مرتضی غفاری «مدیریت مالی در ابرتورم» را مورد بررسی قرار داده ایم. موضوع مدیریت مالی و نقش مدیریت مالی در زندگی انسان را مورد بررسی قرار دادهایم.
این اپیزود یکی از جذابترین اپیزودهای مدیروز است در حالی که ما در دوران بحران و مشکلات مالی بسیار زیادی به سر میبریم، مدیریت مالی نقش خود را در زندگی ما بیش از پیش نمایان میکند.
حالا بیشتر متوجه میشویم که مدیریت مالی تا چه میزان میتواند در زندگی ما تاثیر بگذارد.
یکی از مسائلی که باید مورد بررسی قرار گیرد موضوع داشتن پورتفولیو یا سبد سرمایهگذاری است بدون داشتن پورتفولیو یا سبد سرمایهگذاری نمیتوان ادعا کرد که میتوانیم روی خط تورم سوار شویم.
پس از عبور دلار از کانال ۲۰۰ هزار تومان، دیگر موضع شهروندان در قبال محیط، باید تغییر کرده باشد. محیط اقتصادی امروز، به قدری آشفته است و با سرعت تغییر میکند که فرصت تفکر کمتر به انسان داده میشود.
اما باز با این حال، ما باید بخشی از درآمدمان را صرف هزینههای روزمره خودمان کنیم بخشی از آن را صرف سرمایهگذاری و بخشی از آن را صرف توسعه خودمان.
ما بدون توسعه به درآمد نخواهیم رسید، بدون سرمایهگذاری به توسعه واقعی در زندگی نخواهیم رسید و باید هر دوی این موضوعات را با هم داشته باشیم. طبیعیست که برای افرادی که درآمد کمتری دارند وجود سرمایه بسیار بسیار اهمیت دارد اما موضوع ما مدیریت سرمایه است نه میزان آن.
مدیریت سرمایه با میزان سرمایه کاملا تفاوت دارد دلیل بر آن نیست که حتماً باید سرمایه یک عدد مشخص باشد بلکه موضوع این است که هر سرمایه یا پولی که در اختیار داریم درست مدیریت کنیم.
با هم گوش میکنیم که توصیههای دکتر مرتضی غفاری تا چه حد میتواند زندگی ما را تحت تاثیر قرار داده و تصمیم گیری مالی را برای ما روشنتر و آرامش بخشتر کند.
همه با هم امیدواریم روزی را تجربه کنیم تا هیچکس در ایران زمین دغدغه مالی نداشته باشد و همه شاد و سرزنده در زندگی فردیشان موفق عمل کنند و از کیفیت زندگیشان راضی باشند.
دکتر مرتضی غفاری ، یکی از چهرههای شناختهشده در حوزه حسابداری و مالیات در ایران است. او بنیانگذار و مدیرعامل شرکت مشاوره هاله افزار است. این استاد بزرگ مالی، عضو انجمن کارآفرینان تهران، استاد دانشگاه تهران و مشاور مالی شرکتهای بزرگ و کوچک در کشور است. دکتر غفاری حدود ۳۰ سال در مالی و خدمات حسابداری سابقه داشته و این تجربیات را در این اپیزود در اختیار شنوندگان مدیروز قرار داده است.
با هم این اپیزود جذاب را بشنویم…
راوی:
فرامرز عیب پوش
کارگردان:
سجاد نادری
سردیبر:
محمد میری
طراح و ادیتور:
زهرا قضواتی
موسیقی و ادیت:
آرش رستگار
مدیریت وبسایت:
مریم شفیعی
Listeners in the Americas and Africa who wish to hear this episode can use various AI tools to translate it; the AI can provide the translation to listeners in both text and audio formats. We extend our special thanks to [ ORCHGRAM ] for allowing us to use the famous song “Smiling in the ” MODIROOZ ” episode.
زنان برای پیشرفت شغلی نباید منتظر بمانند تا صرفاً به خاطر خوب کار کردن دیده شوند. در محیط کار، موفقیت علاوه بر تخصص به توانایی دیده شدن، مذاکره، ارتباط سازی، تصمیم گیری و اثرگذاری وابسته است. ما پیش از هر چیز، زنان را «انسان زن» می نامیم زیرا هر انسانی پیش از اینکه جنسیتش مشخص شود، انسان است!!! نیاز نیست که هدف انسان زن برای پیشرفت، «شبیه مردان شدن»، باشد، بلکه هدف انسانها ( چه انسان مرد و چه انسان زن)، برای پیشرفت خودش باید ساختن مجموعه ای از مزیتهای حرفه ای و در نهایت کسب «شایستگی» باشد.
اینجاست که شایستگی به هر زنی، کمک خواهد کرد که جایگاه واقعی خودش را به دست بیاورد نه اینکه کسی را شکست دهد.
یکی از مهم ترین مزایایی که زنان (چه برای پیشی گرفتن از مردان و چه برای پیشی گرفتن از هر گروهی)، می توانند کسب کنند، «تخصص عمیق و ارزش آفرینی قابل اندازه گیری» است. یک زن حرفه ای باید از انجام صرف وظایف فراتر برود و به فردی تبدیل شود که مسئله حل می کند و نتیجه می سازد. در کنار تخصص، مذاکره نیز ضروری است؛ از حقوق و مزایا گرفته تا مسئولیت و ارتقا. زنی که ارزش کاری خود را می شناسد و می تواند آن را با شواهد و نتایج بیان کند، قدرت بیشتری برای مطالبه حق خود دارد.
مهارت مهم دیگر، « دیده شدن حرفه ای » است. بسیاری از زنان کارهای مهمی انجام می دهند اما درباره نتایج آن صحبت نمی کنند یا آن را «نمایش» نمی دهند!.
مستندسازی دستاوردها، ارائه نظر در جلسات، بیان پیشنهادهای مشخص و نشان دادن تأثیر واقعی کار، به ساخت اعتبار حرفه ای کمک می کند. در کنار آن، شبکه سازی نیز اهمیت دارد؛ زیرا فرصت های شغلی فقط از طریق تخصص به دست نمی آیند و ارتباط با افراد معتبر و اثرگذار می تواند مسیرهای تازه ای ایجاد کند.
چه زن باشیم و چه مرد، برای رسیدن به «سطح بالاتری در جامعه»، باید «قدرت تصمیم گیری و رهبری» را پیش از گرفتن هر ترفیعی، تمرین کنیم. حل مسئله، پیشنهاد راه حل، پذیرفتن مسئولیت، مدیریت پروژه و توانایی همراه کردن دیگران، ویژگی هایی هستند که یک نیروی متخصص را به یک رهبر تبدیل می کنند. یادگیری «نه گفتن» از همه چیز بیشتر اهمیت دارد. ما مثل همه 24 ساعت وقت داریم. پس نمی توانیم همه کارهای جهان را انجام دهیم. پذیرفتن همه کارها لزوماً نشانه توانمندی نیست و قطعاً مانع تمرکز بر فعالیت های مهم و استراتژیک ما خواهد شد.
استقلال مالی و حمایت از زنان دیگر، یکی از مهمترین قابلیت های زنان است. هر انسان مستقلی، «اعتماد به نفس» و «عزت نفس» بیشتری دارد. رشد شغلی نباید صرفاً به عنوان و سمت محدود شود. افزایش درآمد، مدیریت مالی و داشتن قدرت انتخاب نیز بخشی از موفقیت است. از طرف دیگر، زنانی که به جای رقابت مخرب با یکدیگر، اطلاعات، فرصت و تجربه خود را باهم به اشتراک می گذارند، می توانند شبکه ای بسازند که مسیر پیشرفت زنان بیشتری را هموار کند.
منظور ما از سبقت گرفتن، «جلو زدن از مردان» یا شکست دادن یک جنسیت نیست، بلکه شکستن سقف هایی است که مانع رشد زنان می شوند. « تخصص، مذاکره، ارتباطات، دیده شدن، تصمیم گیری، رهبری، استقلال مالی و شبکه حرفه ای » مجموعه ای از مزیت هایی هستند که می توانند قدرت حرفه ای زنان را افزایش دهند.
شاید بهترین پیام این اپیزود همین باشد؛ اگر این حرف ها برای هر زنی مفید واقع شود، می تواند برای زنان و مردان دیگر هم مفید باشد. پس اگر آن را مفید یافتیم، برای دوستانمان هم بفرستیم. به هررو، موفقیت یک انسان (خصوصاً انسان زن ) بسیار اهمیت دارد. حال فرض کنیم زنان موفق هم، به رشد و قدرت هم، کمک کنند، اینجاست که دیگر یک «فرهنگ» تغییر خواهد کر.
این اپیزود به ما کمک می کند تا درک بهتری از « نگاه به موفقیت » داشته باشیم. پیشنهاد میکنیم یک بار این اپیزود را در خلوت و با دقت بشنویم و آن را برای تمام عزیزانمان ارسال کنیم.
هدف نهایی تیم ما در پادکست و وبسایت مدیروز ، این است که بتوانیم با توسعه خرد و دانش، کمک کوچکی به روند تفکر فردی و جمعی خودمان داشته باشیم. این کمک ها شاید بتواند افراد و کسب و کارها را در راستای مدیریت بحرانها و رسیدن به آرزوهای دیرینه شان، یعنی موفقیت و پایداری در شرایط سخت، یاری کند.
با هم این اپیزود جذاب را نوش گوش کنیم…
راوی:
فرامرز عیب پوش
کارگردان:
سجاد نادری
سردیبر:
محمد میری
طراح و ادیتور:
زهرا قضواتی
وبسایت:
مریم شفیعی
همچنین می توانیم این پادکست را از وبسایت مدیروز به همراه آهنگ های آن «از اینجا» بشنویم و دانلود کنیم.
در این اپیزود از «مدیروز»، در خصوص پدیده «زرنگی» به تفکر نشسته ایم. ابتدا تعریف اشتباه و گمراه کننده ای که از کودکی، از «زرنگ» بودن برای ما کرده اند را بررسی کنیم. ببینیم زرنگ، چه تفاوتی با «کلاهبردار» یا «باهوش» دارد، در در نهایت چگونه می توانیم بدون زیان به دیگران و ایجاد نفع برای خودمان و سایرین با «ایجاد سود همه جانبه» باوجود اینکه دیگران ما را زرنگ می دانند، با ما «همکاری» هم بکنند! با هم این اپیزود جذاب و مفید و کاربردی در تمام زندگی را بشنویم…
زرنگی از کودکی بهعنوان یک ویژگی مثبت به ما آموزش داده شده، اما گاهی چیزی که زرنگی مینامیم در واقع فریبکاری، دور زدن دیگران و رسیدن به منفعت کوتاهمدت است. زرنگی واقعی چیز دیگری است؛ یعنی بتوانیم شرایط را درست ببینیم، آدمها و موقعیتها را بشناسیم و قبل از تصمیمگیری، پیامدهای کارمان را بسنجیم.
آدم زرنگ لزوماً باهوشترین آدم نیست. هوش یعنی توانایی فهمیدن، تحلیل کردن و حل مسئله؛ اما زرنگی یعنی بتوانیم از این تواناییها در دنیای واقعی استفاده کنیم. فرد زرنگ عجله نمیکند، فرصت و خطر را تشخیص میدهد، هزینه تصمیمهایش را میسنجد و میداند چه زمانی باید اقدام کند و چه زمانی بهتر است صبر کند.
یکی از مهمترین بخشهای زرنگی، شناخت آدمها و موقعیتهای اجتماعی است. فرد زرنگ میداند چه چیزی را، چه زمانی، به چه کسی و چگونه بگوید. او همچنین میداند که همیشه لازم نیست پاسخ بدهد یا در هر بحثی پیروز شود. گاهی سکوت، صبر و کنار کشیدن از یک موقعیت، بسیار هوشمندانهتر از واکنش سریع است.
در محیط کار و کسبوکار هم زرنگی به معنای بیشتر کار کردن یا پیدا کردن هر میانبری نیست. زرنگی حرفهای یعنی تشخیص دهیم کدام کار ارزش بیشتری ایجاد میکند، کدام فرصت واقعاً ارزشمند است و کدام پیشنهاد ممکن است یک دام باشد. فرد زرنگ فقط سود امروز را نمیبیند؛ هزینههای پنهان، ریسکها و پیامدهای آینده را هم بررسی میکند.
زرنگی واقعی با فریبکاری فرق دارد. ممکن است کسی با دروغ یا سوءاستفاده در کوتاهمدت برنده شود، اما اگر اعتماد و اعتبارش را از دست بدهد، در بلندمدت هزینه سنگینی خواهد پرداخت. زرنگ واقعی کسی نیست که همیشه دیگران را شکست دهد؛ کسی است که میداند کجا وارد بازی شود، چگونه بازی کند و چه زمانی از آن خارج شود. به زبان ساده، زرنگی یعنی دیدن فرصتها، شناخت آدمها، کنترل احساسات و تصمیم گرفتن به شکلی که فقط امروز برنده نباشیم، بلکه فردا هم از تصمیممان پشیمان نشویم.
زرنگی حقیقی فقط و فقط «جلب اعتماد بلند مت» انسانهاست و بس.
کلاهبرداری «سوء استفاده از اعتماد انسانهاست و بس!»
اگر میخواهیم واقعاً «زرنگی در کسب و کارمان» یعنی «آموزش سود کردن چندبرابر از قبل، به همراه سودرسانی به دیگران» را یاد بگیریم، می توانیم از مشاورین مدیروز استفاده کنیم. جهت مشاوره با تیم مدیروز با شماره تلفنهای درج شده در سایت و یا خط کاری «09192057267» تماس حاصل کنیم.
با هم این اپیزود جذاب را نوش گوش کنیم…
راوی:
فرامرز عیب پوش
کارگردان:
سجاد نادری
سردیبر:
محمد میری
طراح و ادیتور:
زهرا قضواتی
موسیقی و ادیت:
آرش رستگار
مدیریت وبسایت:
مریم شفیعی
پشتیبانی فنی:
پریا لطفی
همچنین می توانیم این پادکست را از وبسایت مدیروز به همراه آهنگ های آن «از اینجا» بشنویم و دانلود کنیم.
جهانی را تصور کنیم که در آن انسان ها کنار دریاچه ای آرام استراحت می کنند و ربات ها غذا و نوشیدنی و خدمات مورد نیازشان را فراهم می کنند. این تصویر، نسخه ای مدرن از رؤیای قدیمی بشر برای رهایی از کار و رسیدن به رفاه و تن آسایی است؛ رؤیایی که امروز با پیشرفت رباتیک و هوش مصنوعی، بیش از هر زمان دیگری واقعی به نظر می رسد. اما «اقتصاد ربات ها»، چقدر واقعیت پذیر است…!؟
بشر همواره تلاش کرده کارهای سخت را به دیگری واگذار کند؛ از برده داری و استثمار گرفته تا استفاده از ماشین ها. تفاوت امروز این است که فناوری می تواند این وظیفه را به ربات ها بسپارد. ماشین ها می توانند تولید کنند، خدمات ارائه دهند و بخشی از فعالیت هایی را که پیش تر به نیروی انسانی نیاز داشتند، انجام دهند. در نتیجه این پرسش مطرح می شود که آیا انسان سرانجام می تواند بدون کار کردن، زندگی کند؟
این ایده شباهت هایی با وعده های سوسیالیسم و کمونیسم دارد. مارکس و انگلس معتقد بودند با مالکیت جمعی و مدیریت منابع می توان جامعه ای عادلانه و برخوردار ایجاد کرد. اما تجربه بسیاری از اقتصادهای کمونیستی نشان داد که برنامه ریزی متمرکز با مشکلاتی مانند کاهش انگیزه برای نوآوری، ضعف در تشخیص نیازهای واقعی مردم، محدود شدن رقابت، ناکارآمدی و گسترش فساد و هزینه های دولتی روبه رو می شود.
درس مهم تاریخ اقتصاد این است که پیش از توزیع ثروت، باید آن را تولید کرد. عدالت و رفاه تنها با تقسیم منابع موجود ایجاد نمی شوند؛ بلکه نیازمند افزایش بهره وری، دانش و ظرفیت تولید هستند. از این منظر، ربات ها و هوش مصنوعی می توانند تفاوت بزرگی ایجاد کنند، زیرا برای نخستین بار این امکان را مطرح می کنند که ماشین ها بخش بزرگی از کارهای تکراری را انجام دهند و توان تولید انسان را چند برابر کنند.
تولید فراوان به تنهایی به معنای ثروتمند شدن همه مردم نیست. اگر ربات ها بتوانند غذا تولید کنند، ساختمان بسازند، حمل ونقل را انجام دهند و خدمات مختلف ارائه کنند، همچنان این پرسش باقی می ماند که مالک این ربات ها چه کسی است و حاصل کار آنها چگونه توزیع خواهد شد. بنابراین فناوری به خودی خود تضمین کننده عدالت نیست و نوع نظام اقتصادی و شیوه مالکیت و توزیع همچنان اهمیت دارد.
«اقتصاد رباتیک» می تواند بشر را به عصر جدیدی از فراوانی و رهایی از کارهای سخت وارد کند، اما ممکن است هم زمان پرسش های تازه ای درباره مالکیت، انگیزه، نابرابری و معنای کار ایجاد کند. آینده شاید نه کمونیسم سنتی باشد و نه سرمایه داری به شکل امروزی؛ بلکه نظامی تازه باشد که در آن مسئله اصلی دیگر فقط «چگونه تولید کنیم؟» نیست، بلکه این است که «اگر ماشین ها بیشترِ تولید را انجام دهند، انسان برای چه زندگی و کار خواهد کرد و ثروت حاصل از این تولید چگونه میان انسان ها تقسیم خواهد شد؟»
در نهایت، مدیریت اقتصاد، با «رویا» و «وعده بهشت» اتفاق نمی افتد. اقتصاد به «کارگردانی» نیاز دارد و بازیگران آن هم اعضای جامعه هستند که باید «با عشق و علاقه» کار کنند نه به زور!
اگر میخواهیم واقعاً «برنامه ریزی و آینده نگری» را یاد بگیریم، می توانیم از مشاورین مدیروز استفاده کنیم. جهت مشاوره با تیم مدیروز با شماره تلفنهای درج شده در سایت و یا خط کاری «09192057267» تماس حاصل کنیم.
با هم این اپیزود جذاب را نوش گوش کنیم…
راوی:
فرامرز عیب پوش
کارگردان:
سجاد نادری
سردیبر:
محمد میری
طراح و ادیتور:
زهرا قضواتی
همچنین می توانیم این پادکست را از وبسایت مدیروز به همراه آهنگ های آن «از اینجا» بشنویم و دانلود کنیم.
جهانی را تصور کنیم که در آن انسان ها کنار دریاچه ای آرام استراحت می کنند و ربات ها غذا و نوشیدنی و خدمات مورد نیازشان را فراهم می کنند. این تصویر، نسخه ای مدرن از رؤیای قدیمی بشر برای رهایی از کار و رسیدن به رفاه و تن آسایی است؛ رؤیایی که امروز با پیشرفت رباتیک و هوش مصنوعی، بیش از هر زمان دیگری واقعی به نظر می رسد.
بشر همواره تلاش کرده کارهای سخت را به دیگری واگذار کند؛ از برده داری و استثمار گرفته تا استفاده از ماشین ها. تفاوت امروز این است که فناوری می تواند این وظیفه را به ربات ها بسپارد. ماشین ها می توانند تولید کنند، خدمات ارائه دهند و بخشی از فعالیت هایی را که پیش تر به نیروی انسانی نیاز داشتند، انجام دهند. در نتیجه این پرسش مطرح می شود که آیا انسان سرانجام می تواند بدون کار کردن، زندگی کند؟
این ایده شباهت هایی با وعده های سوسیالیسم و کمونیسم دارد. مارکس و انگلس معتقد بودند با مالکیت جمعی و مدیریت منابع می توان جامعه ای عادلانه و برخوردار ایجاد کرد. اما تجربه بسیاری از اقتصادهای کمونیستی نشان داد که برنامه ریزی متمرکز با مشکلاتی مانند کاهش انگیزه برای نوآوری، ضعف در تشخیص نیازهای واقعی مردم، محدود شدن رقابت، ناکارآمدی و گسترش فساد و هزینه های دولتی روبه رو می شود.
درس مهم تاریخ اقتصاد این است که پیش از توزیع ثروت، باید آن را تولید کرد. عدالت و رفاه تنها با تقسیم منابع موجود ایجاد نمی شوند؛ بلکه نیازمند افزایش بهره وری، دانش و ظرفیت تولید هستند. از این منظر، ربات ها و هوش مصنوعی می توانند تفاوت بزرگی ایجاد کنند، زیرا برای نخستین بار این امکان را مطرح می کنند که ماشین ها بخش بزرگی از کارهای تکراری را انجام دهند و توان تولید انسان را چند برابر کنند.
تولید فراوان به تنهایی به معنای ثروتمند شدن همه مردم نیست. اگر ربات ها بتوانند غذا تولید کنند، ساختمان بسازند، حمل ونقل را انجام دهند و خدمات مختلف ارائه کنند، همچنان این پرسش باقی می ماند که مالک این ربات ها چه کسی است و حاصل کار آنها چگونه توزیع خواهد شد. بنابراین فناوری به خودی خود تضمین کننده عدالت نیست و نوع نظام اقتصادی و شیوه مالکیت و توزیع همچنان اهمیت دارد.
«اقتصاد رباتیک» می تواند بشر را به عصر جدیدی از فراوانی و رهایی از کارهای سخت وارد کند، اما ممکن است هم زمان پرسش های تازه ای درباره مالکیت، انگیزه، نابرابری و معنای کار ایجاد کند. آینده شاید نه کمونیسم سنتی باشد و نه سرمایه داری به شکل امروزی؛ بلکه نظامی تازه باشد که در آن مسئله اصلی دیگر فقط «چگونه تولید کنیم؟» نیست، بلکه این است که «اگر ماشین ها بیشترِ تولید را انجام دهند، انسان برای چه زندگی و کار خواهد کرد و ثروت حاصل از این تولید چگونه میان انسان ها تقسیم خواهد شد؟»
در نهایت، مدیریت اقتصاد، با «رویا» و «وعده بهشت» اتفاق نمی افتد. اقتصاد به «کارگردانی» نیاز دارد و بازیگران آن هم اعضای جامعه هستند که باید «با عشق و علاقه» کار کنند نه به زور!
اگر میخواهیم واقعاً «برنامه ریزی و آینده نگری» را یاد بگیریم، می توانیم از مشاورین مدیروز استفاده کنیم. جهت مشاوره با تیم مدیروز با شماره تلفنهای درج شده در سایت و یا خط کاری «۰۹۱۹۲۰۵۷۲۶۷» تماس حاصل کنیم.
با هم این اپیزود جذاب را بشنویم…
راوی:
فرامرز عیب پوش
کارگردان:
سجاد نادری
سردیبر:
محمد میری
طراح و ادیتور:
زهرا قضواتی
موسیقی و ادیت:
آرش رستگار
مدیریت وبسایت:
مریم شفیعی
در این اپیزود از «مدیروز»، در خصوص «اقتصاد آشغال یا همان زباله» یا به عبارت دیگر «تفاوت اقتصاد پسماند با اقتصاد توریسم»، به تفکر نشسته ایم. کدام یک از این اقتصادها برای شهروندان ایران زمین، مفیدتر و بهترند؟ ما چه سهمی در هر یک از این اقتصادها داریم؟ باهم این اپیزود جذاب را نوش گوش کنیم…
زباله دیگر فقط یک معضل زیست محیطی نیست، بلکه به بخشی از اقتصاد بسیاری از کشورها تبدیل شده است. هرچه مصرف بیشتر شود، حجم زباله نیز افزایش می یابد و مواد دورریخته شده دوباره وارد چرخه اقتصادی می شوند. در کشورهای توسعه یافته این فرآیند به صورت صنعتی و سازمان یافته انجام می شود، اما در بسیاری از کشورهای در حال توسعه، افراد برای تأمین معاش به زباله گردی روی می آورند.
تفاوت اصلی میان اقتصاد گردشگری و اقتصاد زباله در نوع ارزش آفرینی است. گردشگری با جذب مسافر، اشتغال، سرمایه گذاری و رونق کسب وکارها، ثروت جدید ایجاد می کند؛ در حالی که زباله گردی بیشتر به بازیابی بخشی از ارزش ازدست رفته کالاها محدود می شود. هرچه یک شهر پاکیزه تر، زیباتر و منظم تر باشد، شانس بیشتری برای جذب گردشگر و سرمایه خواهد داشت.
گسترش زباله گردی بیش از آنکه نتیجه انتخاب افراد باشد، حاصل فقر، بیکاری، ضعف مدیریت پسماند و نبود فرصت های شغلی مناسب است. بنابراین زباله گردها علت این وضعیت نیستند، بلکه پیامد مشکلات اقتصادی و مدیریتی محسوب می شوند. اصلاح این شرایط نیازمند توسعه اشتغال، بهبود مدیریت شهری و ایجاد نظام کارآمد بازیافت است.
آینده شهرها به انتخاب امروز ما بستگی دارد. اگر مصرف مسئولانه، تفکیک زباله، حفظ محیط زیست و سرمایه گذاری در گردشگری را جدی بگیریم، زباله می تواند به یک منبع ارزشمند صنعتی تبدیل شود، نه نشانه ای از عقب ماندگی. جامعه ای موفق است که درآمد خود را از حضور گردشگران و خلق ارزش به دست آورد، نه از جست وجو در میان زباله ها.
اگر میخواهیم واقعاً «مدیریت منابع» را یاد بگیریم، می توانیم از مشاورین مدیروز استفاده کنیم. جهت مشاوره با تیم مدیروز با شماره تلفنهای درج شده در سایت و یا خط کاری «09192057267» تماس حاصل کنیم.
با هم این اپیزود جذاب را بشنویم…
راوی:
فرامرز عیب پوش
کارگردان:
سجاد نادری
سردیبر:
محمد میری
طراح و ادیتور:
زهرا قضواتی
موسیقی و ادیت:
آرش رستگار
مدیریت وبسایت:
مریم شفیعی
در این اپیزود از «مدیروز»، در خصوص «آینده پول» به تفکر نشسته ایم. اینکه آیا ممکن است پول از بین برود. چه جایگزینهایی برای پول ممکن است وجود داشته باشند؟ آینده بدون پول امکانپذیر است یا خیر؟ باهم این اپیزود جذاب را نوش گوش کنیم…
در سال های اخیر، پیشرفت فناوری های مالی، گسترش پرداخت های دیجیتال و توسعه ارزهای دیجیتال باعث شده است که بسیاری از کارشناسان درباره آینده پول و احتمال تغییر مفهوم سنتی آن بحث کنند. اگرچه حذف کامل پول هنوز یک سناریوی قطعی نیست، اما شواهد نشان می دهد که استفاده از اسکناس و سکه به تدریج کاهش یافته و ابزارهای دیجیتال نقش پررنگ تری در مبادلات اقتصادی پیدا خواهند کرد.
یکی از مهم ترین گزینه های جایگزین ارز رایج سنتی، ارزهای دیجیتال، ارزهای دیجیتال بانک های مرکزی (CBDC) و سیستم های پرداخت مبتنی بر بلاک چین هستند. این فناوری ها امکان انجام تراکنش های سریع تر، شفاف تر و کم هزینه تر را فراهم می کنند و می توانند وابستگی به پول نقد را به میزان قابل توجهی کاهش دهند. همچنین هوش مصنوعی نیز با مدیریت هوشمند پرداخت ها و دارایی ها، نحوه مبادله ارزش را متحول خواهد کرد.
با وجود این تحولات، بسیاری از اقتصاددانان معتقدند که آنچه از بین می رود، خود این مفهوم نیست؛ بلکه شکل و مفهوم سنتی آن تغییر می کند. همان طور که در طول تاریخ، مبادلات از کالا به سکه، سپس به اسکناس و در نهایت به پول الکترونیکی تبدیل شده است، در آینده نیز احتمال دارد ابزارهای جدیدی جایگزین شکل فعلی پول شوند، اما نیاز به یک واحد برای سنجش ارزش و انجام مبادلات همچنان باقی خواهد ماند.
در نهایت، آینده اقتصاد به سمت دیجیتالی شدن و هوشمندسازی حرکت می کند و ممکن است مفاهیمی مانند مالکیت، پرداخت و ذخیره ارزش با فناوری های نوین بازتعریف شوند. با این حال، حذف کامل مفهوم پول در آینده نزدیک چندان محتمل نیست و سناریوی واقع بینانه تر، تکامل پول به سمت نسخه های دیجیتال و هوشمند است که بتوانند نیازهای اقتصاد مدرن را بهتر برآورده کنند.
اگر میخواهیم واقعاً «ایجاد ارزش در شرکتمان» را یاد بگیریم، می توانیم از مشاورین مدیروز استفاده کنیم. جهت مشاوره با تیم مدیروز با شماره تلفنهای درج شده در سایت و یا خط کاری «09192057267» تماس حاصل کنیم.
با هم این اپیزود جذاب را بشنویم…
راوی:
فرامرز عیب پوش
کارگردان:
سجاد نادری
سردیبر:
محمد میری
طراح و ادیتور:
زهرا قضواتی
موسیقی و ادیت:
آرش رستگار
مدیریت وبسایت:
مریم شفیعی
در این اپیزود از «مدیروز»، در خصوص «مدیریت محیط و اطرافیان مان» به تفکر نشسته ایم. اینکه در ابتدا مدیریت چه تفاوتی با «ریاست» و «کنترل و سلطه» دارد، در در نهایت چگونه شرایط ناپایدار اطراف را مدیریت کنیم و انسانهای اطرافمان «با علاقه و عشق» کنار ما بمانند و با ما «همکاری» کنند! با هم این اپیزود جذاب و مفید و کاربردی در تمام زندگی را بشنویم…
ترس، یکی از بنیادی ترین احساسات انسانی است که نقش مهمی در بقا و حفظ امنیت انسان دارد. اما وقتی ترس به صورت شدید، مداوم و ناتوان کننده در زندگی ما نفوذ می کند، می تواند به واکنش های پیچیده ای منجر شود. یکی از همین واکنش ها، تلاش افراطی برای کنترل محیط اطراف و انسانهای دوروبرمان است. در ترس فراوان، ما فرد سعی می کنیم با کنترل دقیق و شدید شرایط و انسانها (افکار، رفتارها و حتی گفتمان آنها)، احساس امنیت روانی خودمان را حفظ کنیم.
مدیریت برعکس سله گری و کنترل است! مدیریت سعی در بهبود شرایط و ایجاد منافع جمعی دارد اما ترس و کنترل گری، صرفاً می خواهد تسلط فرمانروا را حفظ کند و این ترس موجب می شود که به جای اینکه ما به دیگران بها بدهیم و از توانایی انها استفاده مفید کنیم، آنها را سرکوب کنیم و به دشمنان پنهانمان تبدیل کنیم. تا جایی که زمرمان برسد ما کنترل مصنوعی و ظاهری را حفظ میکنیو و دائم برای همین کنترل انرژی باید بگذاریم.
در حالیکه در مدیریت، ما انرژیمان را صرف توسعه کار و خودمان و دیگران میکنیم و منفعت جمعی خلق میکنیم. اما باید بدانیم فرق این دو چیست، چه توانایی هایی برای مدیریت باید داشته باشیم و چگونه بجای ریاست، «کارگردانی» کنیم!
در نهایت، مدیریت اطرافیان، با «کنترل» و «تسلط» برآنها، کاملاً فرق دارد. ما در مدیریت «کارگردانی» میکنیم و تیم ما به عنوان بازیگران سازمان، «با عشق و علاقه» کار میکنند نه به زور!
اگر میخواهیم واقعاً «کارگردانی شرکتمان» را یاد بگیریم، می توانیم از مشاورین مدیروز استفاده کنیم. جهت مشاوره با تیم مدیروز با شماره تلفنهای درج شده در سایت و یا خط کاری «09192057267» تماس حاصل کنیم.
با هم این اپیزود جذاب را بشنویم…
راوی:
فرامرز عیب پوش
کارگردان:
سجاد نادری
سردیبر:
محمد میری
طراح و ادیتور:
زهرا قضواتی
موسیقی و ادیت:
آرش رستگار
مدیریت وبسایت:
مریم شفیعی
ابرتورم شرایطی است که در آن ارزش پول ملی به سرعت کاهش می یابد و قیمت کالاها و خدمات با سرعت زیادی افزایش پیدا می کند. در چنین وضعیتی، هدف اصلی افراد باید حفظ قدرت خریم، تأمین نیازهای ضروری و کاهش آسیب های مالی باشد. تفاوت ابرتورم با تورم مزمن در شدت و سرعت تغییرات است؛ در تورم مزمن کاهش ارزش پول تدریجی است، اما در ابرتورم ممکن است قیمت ها در مدت کوتاه چندین برابر شوند و برنامه ریزی مالی بسیار دشوار شود.
برای مقابله با چنین شرایطی، نخستین گام مدیریت دقیق هزینه هاست. اولویت باید با نیازهای اساسی مانند غذا، مسکن، دارو، انرژی و حمل ونقل باشد و هزینه های غیرضروری تا حد امکان کاهش یابد. همچنین داشتن یک ذخیره اضطراری از پول یا دارایی های قابل استفاده می تواند در دوره های بی ثباتی، امنیت بیشتری ایجاد کند.
یکی از مهم ترین اقدامات، تقویت توان درآمدزایی است. در شرایطی که درآمد ثابت ممکن است ارزش واقعی خود را از دست بدهد، یادگیری مهارت های جدید، ایجاد منابع درآمدی متنوع، انجام فعالیت های مستقل، کارهای فریلنسری یا راه اندازی کسب وکارهای کوچک می تواند به کاهش ریسک مالی کمک کند.
مدیریت دارایی ها و بدهی ها نیز اهمیت زیادی دارد. وابستگی کامل به یک نوع دارایی یا یک منبع درآمد می تواند خطرناک باشد، بنابراین تنوع بخشی متناسب با شرایط فردی و قوانین موجود، رویکرد محتاطانه تری است. همچنین باید قراردادهای مالی و بدهی ها با دقت بررسی شوند تا تصمیم های عجولانه باعث افزایش مشکلات اقتصادی نشود.
در دوره های بحران اقتصادی، تأمین منطقی کالاهای ضروری مانند مواد غذایی ماندگار، داروهای موردنیاز و اقلام بهداشتی می تواند مفید باشد؛ اما خریم هیجانی و احتکار معمولاً مشکلات بیشتری ایجاد می کند. علاوه بر مسائل مالی، حفظ روابط اجتماعی، همکاری با خانواده و اطرافیان و توجه به سلامت جسم و روان نیز نقش مهمی در عبور از شرایط سخت دارد.
در نهایت، آمادگی در برابر ابرتورم تنها به نگهداری پول یا دارایی محدود نمی شود، بلکه شامل افزایش مهارت ها، تصمیم گیری آگاهانه، مدیریت هزینه ها و پیگیری اطلاعات معتبر است. با برنامه ریزی و ایجاد آمادگی از قبل، می توان اثرات منفی بحران های اقتصادی را کاهش داد و توان مقاومت مالی و اجتماعی را افزایش داد. با هم این اپیزود جذاب را بشنویم…
با هم این اپیزود جذاب را بشنویم…
راوی:
فرامرز عیب پوش
کارگردان:
سجاد نادر
سردیبر:
محمد میری
طراح و ادیتور:
زهرا قضواتی
موسیقی و ادیت:
آرش رستگار
مدیریت وبسایت:
مریم شفیعی
From the publisher's feed