محمدحسین طباطبائیان، محمدمهدی منصوری

محمدحسین طباطبائیان، محمدمهدی منصوری

By دایرکتوری زبانEducationLanguage Learning
Download on the App Store

محمدحسین طباطبائیان، محمدمهدی منصوری episodes

  • اگر بودی می گفتی - صبحانه هتلی
    سرکار خانم عصمت عباسی در یادداشتی اختصاصی برای ناشر کتاب می نویسد:
    در خیابان از کنار زنانی می گذری که یک چرخ خرید را به دنبال می کشند یا یک بغل سبزی خریده و چند کیسه سنگین را حمل می کنند. از کنارشان می گذری، حتی نگاهی به آنها نمی اندازی و اگر هم از راه لطف نگاهت را نثارشان کنی، تصوری از آنان نخواهی داشت جز آن که مبدا حرکتشان بازار است و مقصدشان آشپزخانه. تنها چیزی که در پسِ این گذرندگان می بینی، روزمرگی است. فکر می کنی امروزشان تکرار دیروز است و فردایشان تکرار امروز. شاید لحظه ای دلت برایشان بسوزد، ولی بعد با بی حوصلگی به راهت ادامه می دهی و دنبال افکار والایت را می گیری و یا دنبال تصویری چشم نوازتر به آن سوی خیابان نگاه می کنی. میخواستم نشان دهم که روزمرگی هم می تواند زیبایی های خودش را داشته باشد. در رمان «اگر بودی می گفتی..» تلاش کردم دنیا، افکار، رویاها و کابوسهای یکی از این زنان را به تصویر بکشم. زنی که زندگی را دوست دارد و دنیا را با همه خوبیها و بدیهایش به آغوش می کشد. زنی که همسر، دختر، خواهر و مادر است. قهرمان داستان تلاش می کند صادقانه سفری به درون خود و گذشته اش داشته باشد و در کنار انجام وظایف روزمره، محیطی شاد برای همراهانش در سفر زندگی فراهم کند. حال این همراهان می توانند همسر و فرزندانش باشند یا همسایگان سالمندی که می توانند هیچ سنخیتی با او نداشته باشند.
    من در این کتاب سعی کردم با پس زدن لایه ی روزمرگی، نشان دهم که دنیای زنان خانه دار فقط خاکستری نیست.
    با نوشتن این رمان تلاش کردم دوره ای از زندگی هم نسلانم، خوشی ها و دردهایشان را مرور کنم و امیدوارم موفق شده باشم.
    ایشان در مورد صوتی کردن کتاب نیز گفتند :
    تا به حال تنها تجربه‌ی من در زمینه‌ی خواندن کتاب برای دیگران، خواندن کتاب کودکان برای بچه‌های خودم بوده. البته اگر خواندن انشا سر کلاس ادبیات را به حساب نیاوریم.
    ولی این روزها با توجه به اقدام تحسین‌برانگیز انتشارات روشنگران و مطالعات زنان، در زمینه‌ی صوتی کردن برخی از کتابهایش، من هم به جرگه «کتاب خوانان» وارد شده‌ام و رمان «اگر بودی می‌گفتی...» را که سه سال پیش نوشته بودم، خوانده‌ام و به صورت سی‌دی منتشر شده است.
    قبلا چندین بار تکه هایی از خوانش دیگران از کتابهای صوتی را شنیده بودم و راستش درک درستی از این مقوله نداشتم. ولی با شنیدن رمان «سلاخ خانه شماره 5» با صدای زیبای آقای پژمان ابوالقاسمی، رمان زیبای «پسین شوم» نوشته‌ی آقای محمد رضا مرزوقی و با صدا و لحن خاص و دلچسب ایشان و رمان «چهلم» نوشته‌ و روایت خانم سپیده محمدیان نویسنده‌ی جوان، مستعد و خوش آتیه، علیرغم اینکه قبلا هر سه این کتابها را خوانده بودم، به لذتی جدید دست پیدا کردم.
    حال با خواندن رمان «اگر بودی می‌گفتی...» امیدوارم بتوانم دیگرانی، بیشتر از کتاب کاغذی‌خوانان را، با این رمان آشنا کنم و آنان را در لذتی که خودم از انجام این کار بردم، شریک کنم.
    ...
    32 min
  • اگر بودی می گفتی - لوبیا پلو
    سرکار خانم عصمت عباسی در یادداشتی اختصاصی برای ناشر کتاب می نویسد:
    در خیابان از کنار زنانی می گذری که یک چرخ خرید را به دنبال می کشند یا یک بغل سبزی خریده و چند کیسه سنگین را حمل می کنند. از کنارشان می گذری، حتی نگاهی به آنها نمی اندازی و اگر هم از راه لطف نگاهت را نثارشان کنی، تصوری از آنان نخواهی داشت جز آن که مبدا حرکتشان بازار است و مقصدشان آشپزخانه. تنها چیزی که در پسِ این گذرندگان می بینی، روزمرگی است. فکر می کنی امروزشان تکرار دیروز است و فردایشان تکرار امروز. شاید لحظه ای دلت برایشان بسوزد، ولی بعد با بی حوصلگی به راهت ادامه می دهی و دنبال افکار والایت را می گیری و یا دنبال تصویری چشم نوازتر به آن سوی خیابان نگاه می کنی. میخواستم نشان دهم که روزمرگی هم می تواند زیبایی های خودش را داشته باشد. در رمان «اگر بودی می گفتی..» تلاش کردم دنیا، افکار، رویاها و کابوسهای یکی از این زنان را به تصویر بکشم. زنی که زندگی را دوست دارد و دنیا را با همه خوبیها و بدیهایش به آغوش می کشد. زنی که همسر، دختر، خواهر و مادر است. قهرمان داستان تلاش می کند صادقانه سفری به درون خود و گذشته اش داشته باشد و در کنار انجام وظایف روزمره، محیطی شاد برای همراهانش در سفر زندگی فراهم کند. حال این همراهان می توانند همسر و فرزندانش باشند یا همسایگان سالمندی که می توانند هیچ سنخیتی با او نداشته باشند.
    من در این کتاب سعی کردم با پس زدن لایه ی روزمرگی، نشان دهم که دنیای زنان خانه دار فقط خاکستری نیست.
    با نوشتن این رمان تلاش کردم دوره ای از زندگی هم نسلانم، خوشی ها و دردهایشان را مرور کنم و امیدوارم موفق شده باشم.
    ایشان در مورد صوتی کردن کتاب نیز گفتند :
    تا به حال تنها تجربه‌ی من در زمینه‌ی خواندن کتاب برای دیگران، خواندن کتاب کودکان برای بچه‌های خودم بوده. البته اگر خواندن انشا سر کلاس ادبیات را به حساب نیاوریم.
    ولی این روزها با توجه به اقدام تحسین‌برانگیز انتشارات روشنگران و مطالعات زنان، در زمینه‌ی صوتی کردن برخی از کتابهایش، من هم به جرگه «کتاب خوانان» وارد شده‌ام و رمان «اگر بودی می‌گفتی...» را که سه سال پیش نوشته بودم، خوانده‌ام و به صورت سی‌دی منتشر شده است.
    قبلا چندین بار تکه هایی از خوانش دیگران از کتابهای صوتی را شنیده بودم و راستش درک درستی از این مقوله نداشتم. ولی با شنیدن رمان «سلاخ خانه شماره 5» با صدای زیبای آقای پژمان ابوالقاسمی، رمان زیبای «پسین شوم» نوشته‌ی آقای محمد رضا مرزوقی و با صدا و لحن خاص و دلچسب ایشان و رمان «چهلم» نوشته‌ و روایت خانم سپیده محمدیان نویسنده‌ی جوان، مستعد و خوش آتیه، علیرغم اینکه قبلا هر سه این کتابها را خوانده بودم، به لذتی جدید دست پیدا کردم.
    حال با خواندن رمان «اگر بودی می‌گفتی...» امیدوارم بتوانم دیگرانی، بیشتر از کتاب کاغذی‌خوانان را، با این رمان آشنا کنم و آنان را در لذتی که خودم از انجام این کار بردم، شریک کنم.
    ...
    26 min
  • اگر بودی می گفتی - املت
    سرکار خانم عصمت عباسی در یادداشتی اختصاصی برای ناشر کتاب می نویسد:
    در خیابان از کنار زنانی می گذری که یک چرخ خرید را به دنبال می کشند یا یک بغل سبزی خریده و چند کیسه سنگین را حمل می کنند. از کنارشان می گذری، حتی نگاهی به آنها نمی اندازی و اگر هم از راه لطف نگاهت را نثارشان کنی، تصوری از آنان نخواهی داشت جز آن که مبدا حرکتشان بازار است و مقصدشان آشپزخانه. تنها چیزی که در پسِ این گذرندگان می بینی، روزمرگی است. فکر می کنی امروزشان تکرار دیروز است و فردایشان تکرار امروز. شاید لحظه ای دلت برایشان بسوزد، ولی بعد با بی حوصلگی به راهت ادامه می دهی و دنبال افکار والایت را می گیری و یا دنبال تصویری چشم نوازتر به آن سوی خیابان نگاه می کنی. میخواستم نشان دهم که روزمرگی هم می تواند زیبایی های خودش را داشته باشد. در رمان «اگر بودی می گفتی..» تلاش کردم دنیا، افکار، رویاها و کابوسهای یکی از این زنان را به تصویر بکشم. زنی که زندگی را دوست دارد و دنیا را با همه خوبیها و بدیهایش به آغوش می کشد. زنی که همسر، دختر، خواهر و مادر است. قهرمان داستان تلاش می کند صادقانه سفری به درون خود و گذشته اش داشته باشد و در کنار انجام وظایف روزمره، محیطی شاد برای همراهانش در سفر زندگی فراهم کند. حال این همراهان می توانند همسر و فرزندانش باشند یا همسایگان سالمندی که می توانند هیچ سنخیتی با او نداشته باشند.
    من در این کتاب سعی کردم با پس زدن لایه ی روزمرگی، نشان دهم که دنیای زنان خانه دار فقط خاکستری نیست.
    با نوشتن این رمان تلاش کردم دوره ای از زندگی هم نسلانم، خوشی ها و دردهایشان را مرور کنم و امیدوارم موفق شده باشم.
    ایشان در مورد صوتی کردن کتاب نیز گفتند :
    تا به حال تنها تجربه‌ی من در زمینه‌ی خواندن کتاب برای دیگران، خواندن کتاب کودکان برای بچه‌های خودم بوده. البته اگر خواندن انشا سر کلاس ادبیات را به حساب نیاوریم.
    ولی این روزها با توجه به اقدام تحسین‌برانگیز انتشارات روشنگران و مطالعات زنان، در زمینه‌ی صوتی کردن برخی از کتابهایش، من هم به جرگه «کتاب خوانان» وارد شده‌ام و رمان «اگر بودی می‌گفتی...» را که سه سال پیش نوشته بودم، خوانده‌ام و به صورت سی‌دی منتشر شده است.
    قبلا چندین بار تکه هایی از خوانش دیگران از کتابهای صوتی را شنیده بودم و راستش درک درستی از این مقوله نداشتم. ولی با شنیدن رمان «سلاخ خانه شماره 5» با صدای زیبای آقای پژمان ابوالقاسمی، رمان زیبای «پسین شوم» نوشته‌ی آقای محمد رضا مرزوقی و با صدا و لحن خاص و دلچسب ایشان و رمان «چهلم» نوشته‌ و روایت خانم سپیده محمدیان نویسنده‌ی جوان، مستعد و خوش آتیه، علیرغم اینکه قبلا هر سه این کتابها را خوانده بودم، به لذتی جدید دست پیدا کردم.
    حال با خواندن رمان «اگر بودی می‌گفتی...» امیدوارم بتوانم دیگرانی، بیشتر از کتاب کاغذی‌خوانان را، با این رمان آشنا کنم و آنان را در لذتی که خودم از انجام این کار بردم، شریک کنم.
    ...
    30 min
  • اگر بودی می گفتی - شام میهمانی
    سرکار خانم عصمت عباسی در یادداشتی اختصاصی برای ناشر کتاب می نویسد:
    در خیابان از کنار زنانی می گذری که یک چرخ خرید را به دنبال می کشند یا یک بغل سبزی خریده و چند کیسه سنگین را حمل می کنند. از کنارشان می گذری، حتی نگاهی به آنها نمی اندازی و اگر هم از راه لطف نگاهت را نثارشان کنی، تصوری از آنان نخواهی داشت جز آن که مبدا حرکتشان بازار است و مقصدشان آشپزخانه. تنها چیزی که در پسِ این گذرندگان می بینی، روزمرگی است. فکر می کنی امروزشان تکرار دیروز است و فردایشان تکرار امروز. شاید لحظه ای دلت برایشان بسوزد، ولی بعد با بی حوصلگی به راهت ادامه می دهی و دنبال افکار والایت را می گیری و یا دنبال تصویری چشم نوازتر به آن سوی خیابان نگاه می کنی. میخواستم نشان دهم که روزمرگی هم می تواند زیبایی های خودش را داشته باشد. در رمان «اگر بودی می گفتی..» تلاش کردم دنیا، افکار، رویاها و کابوسهای یکی از این زنان را به تصویر بکشم. زنی که زندگی را دوست دارد و دنیا را با همه خوبیها و بدیهایش به آغوش می کشد. زنی که همسر، دختر، خواهر و مادر است. قهرمان داستان تلاش می کند صادقانه سفری به درون خود و گذشته اش داشته باشد و در کنار انجام وظایف روزمره، محیطی شاد برای همراهانش در سفر زندگی فراهم کند. حال این همراهان می توانند همسر و فرزندانش باشند یا همسایگان سالمندی که می توانند هیچ سنخیتی با او نداشته باشند.
    من در این کتاب سعی کردم با پس زدن لایه ی روزمرگی، نشان دهم که دنیای زنان خانه دار فقط خاکستری نیست.
    با نوشتن این رمان تلاش کردم دوره ای از زندگی هم نسلانم، خوشی ها و دردهایشان را مرور کنم و امیدوارم موفق شده باشم.
    ایشان در مورد صوتی کردن کتاب نیز گفتند :
    تا به حال تنها تجربه‌ی من در زمینه‌ی خواندن کتاب برای دیگران، خواندن کتاب کودکان برای بچه‌های خودم بوده. البته اگر خواندن انشا سر کلاس ادبیات را به حساب نیاوریم.
    ولی این روزها با توجه به اقدام تحسین‌برانگیز انتشارات روشنگران و مطالعات زنان، در زمینه‌ی صوتی کردن برخی از کتابهایش، من هم به جرگه «کتاب خوانان» وارد شده‌ام و رمان «اگر بودی می‌گفتی...» را که سه سال پیش نوشته بودم، خوانده‌ام و به صورت سی‌دی منتشر شده است.
    قبلا چندین بار تکه هایی از خوانش دیگران از کتابهای صوتی را شنیده بودم و راستش درک درستی از این مقوله نداشتم. ولی با شنیدن رمان «سلاخ خانه شماره 5» با صدای زیبای آقای پژمان ابوالقاسمی، رمان زیبای «پسین شوم» نوشته‌ی آقای محمد رضا مرزوقی و با صدا و لحن خاص و دلچسب ایشان و رمان «چهلم» نوشته‌ و روایت خانم سپیده محمدیان نویسنده‌ی جوان، مستعد و خوش آتیه، علیرغم اینکه قبلا هر سه این کتابها را خوانده بودم، به لذتی جدید دست پیدا کردم.
    حال با خواندن رمان «اگر بودی می‌گفتی...» امیدوارم بتوانم دیگرانی، بیشتر از کتاب کاغذی‌خوانان را، با این رمان آشنا کنم و آنان را در لذتی که خودم از انجام این کار بردم، شریک کنم.
    ...
    25 min
  • اگر بودی می گفتی - کوفته تبریزی
    سرکار خانم عصمت عباسی در یادداشتی اختصاصی برای ناشر کتاب می نویسد:
    در خیابان از کنار زنانی می گذری که یک چرخ خرید را به دنبال می کشند یا یک بغل سبزی خریده و چند کیسه سنگین را حمل می کنند. از کنارشان می گذری، حتی نگاهی به آنها نمی اندازی و اگر هم از راه لطف نگاهت را نثارشان کنی، تصوری از آنان نخواهی داشت جز آن که مبدا حرکتشان بازار است و مقصدشان آشپزخانه. تنها چیزی که در پسِ این گذرندگان می بینی، روزمرگی است. فکر می کنی امروزشان تکرار دیروز است و فردایشان تکرار امروز. شاید لحظه ای دلت برایشان بسوزد، ولی بعد با بی حوصلگی به راهت ادامه می دهی و دنبال افکار والایت را می گیری و یا دنبال تصویری چشم نوازتر به آن سوی خیابان نگاه می کنی. میخواستم نشان دهم که روزمرگی هم می تواند زیبایی های خودش را داشته باشد. در رمان «اگر بودی می گفتی..» تلاش کردم دنیا، افکار، رویاها و کابوسهای یکی از این زنان را به تصویر بکشم. زنی که زندگی را دوست دارد و دنیا را با همه خوبیها و بدیهایش به آغوش می کشد. زنی که همسر، دختر، خواهر و مادر است. قهرمان داستان تلاش می کند صادقانه سفری به درون خود و گذشته اش داشته باشد و در کنار انجام وظایف روزمره، محیطی شاد برای همراهانش در سفر زندگی فراهم کند. حال این همراهان می توانند همسر و فرزندانش باشند یا همسایگان سالمندی که می توانند هیچ سنخیتی با او نداشته باشند.
    من در این کتاب سعی کردم با پس زدن لایه ی روزمرگی، نشان دهم که دنیای زنان خانه دار فقط خاکستری نیست.
    با نوشتن این رمان تلاش کردم دوره ای از زندگی هم نسلانم، خوشی ها و دردهایشان را مرور کنم و امیدوارم موفق شده باشم.
    ایشان در مورد صوتی کردن کتاب نیز گفتند :
    تا به حال تنها تجربه‌ی من در زمینه‌ی خواندن کتاب برای دیگران، خواندن کتاب کودکان برای بچه‌های خودم بوده. البته اگر خواندن انشا سر کلاس ادبیات را به حساب نیاوریم.
    ولی این روزها با توجه به اقدام تحسین‌برانگیز انتشارات روشنگران و مطالعات زنان، در زمینه‌ی صوتی کردن برخی از کتابهایش، من هم به جرگه «کتاب خوانان» وارد شده‌ام و رمان «اگر بودی می‌گفتی...» را که سه سال پیش نوشته بودم، خوانده‌ام و به صورت سی‌دی منتشر شده است.
    قبلا چندین بار تکه هایی از خوانش دیگران از کتابهای صوتی را شنیده بودم و راستش درک درستی از این مقوله نداشتم. ولی با شنیدن رمان «سلاخ خانه شماره 5» با صدای زیبای آقای پژمان ابوالقاسمی، رمان زیبای «پسین شوم» نوشته‌ی آقای محمد رضا مرزوقی و با صدا و لحن خاص و دلچسب ایشان و رمان «چهلم» نوشته‌ و روایت خانم سپیده محمدیان نویسنده‌ی جوان، مستعد و خوش آتیه، علیرغم اینکه قبلا هر سه این کتابها را خوانده بودم، به لذتی جدید دست پیدا کردم.
    حال با خواندن رمان «اگر بودی می‌گفتی...» امیدوارم بتوانم دیگرانی، بیشتر از کتاب کاغذی‌خوانان را، با این رمان آشنا کنم و آنان را در لذتی که خودم از انجام این کار بردم، شریک کنم.
    ...
    27 min
  • ۸ راه برای این که رئیس بهتری شوید
    برخی از روی بخت و اقبال رئیس شده‌اند و برخی دیگر هم در اثر تلاش خود به این جایگاه رسیده‌اند. متأسفانه، بسیاری از افراد بدون این که آموزش کافی را در مدیریت ببینند، رئیس می‌شوند. هیچ توطئه شیطانی در کار نیست – گاهی اوقات کارآفرینانی که بر روی ارائه محصول خود به بازار متمرکزشده‌اند یا وارثان کسب‌وکارهای خانوادگی در جایگاه ریاست قرار می‌گیرند بدون این که بدانند چگونه به طور اثربخشی افراد را مدیریت کنند.
    به ادامه این پادکست اثر بخش گوش کنید
    9 min
  • چگونه در شش قدم ساده، یک ایده کسب و کار برنده ایجاد کنیم
    بارها موسسان کسب و کاری را ملاقات می کنم که ذهنشان پر از ایده های عالی برای ارائه محصولات جدید است و هر روز در حال خلق و توسعه ایده های جدید و عالی هستند. آنها دقیق، زیرک و جستجوگر هستند و چالش پایان ناپذیر آنان بیرون کشیدن ایده برنده از بین تمامی ایده های ممکن و ادامه مسیر با آن است.
    از سویی دیگر با کارآفرینان هوشمند و مشتاقی روبرو می شوم که قادر به ساخت و پردازش یک ایده مناسب با قابلیت رشد و توسعه کافی نیستند. این دسته از افراد دارای روحیه ای بزرگ و با جدیت هستند اما ظاهراًٌ بنا به دلائلی ایده ها فرار می کنند!
    7 min
  • بلایی به نام درصد تکمیل
    در این پادکست، علی واحدی دیز به تشریح مشکلات روش "درصد تکمیل" در اندازه گیری ارزش کسب شده می پردازد. این روش علیرغم اینکه یکی از پر استفاده ترین روش ها برای اندازه گیری ارزش کسب شده است، ولی بدترین روش از نظر دقت و صحت می باشد. برای حل این مشکل باید به سراغ روش های دیگر مانند روش وقایع وزن دار و روش شمارش واحدها و غیره رفت.
    منبع : وب سایت http://www.alivahedidiz.com
    6 min
  • باید ها و نباید های جلسهkick-off در پروژه
    در این پادکست علی واحدی دیز در ادامه پادکست قبلی تحت عنوان Kick-off Meeting یا جلسه آغاز عملیات پروژه، به ذکر بایدها و نبایدهای این جلسه بسیار مهم در پروژه ها می پردازد. توجه به اجزای بایدهای گفته شده و پرهیز از نبایدها موجب افزایش اثربخشی این جلسات می گردد.
    منبع : وب سایت http://www.alivahedidiz.com
    7 min
  • جلسه آغاز عملیات پروژه
    در این پادکست علی واحدی دیز به ارائه مفهوم Kick-off Meeting یا جلسه آغاز عملیات پروژه است می پردازد. این جلسه یکی از مهمترین و با اهمیت ترین جلسه از بین هزاران جلسه هر پروژه است که متأسفانه در بسیاری از پروژه ها مغفول واقع می شود. مفهوم و دلایل اهمیت این جلسه را از زبان علی واحدی دیز بشنوید.
    7 min

About محمدحسین طباطبائیان، محمدمهدی منصوری

From the publisher's feed

گوش بده