Sign up to save your podcastsEmail addressPasswordRegisterOrContinue with GoogleAlready have an account? Log in here.
FAQs about مقالات:How many episodes does مقالات have?The podcast currently has 1,379 episodes available.
September 09, 2023دیپلماسی ذلتبار!با گسترش جنگ گرگها، سایت حکومتی انتخاب از باند مغلوب توقیف شد.خبرگزاری سپاه پاسداران علت توقیف سایت انتخاب را انتشار ویدیو و گزارشی با عنوان «حراج برند ایران ـ سیاست خارجی ایران چرا اینقدرتضعیف شده است؟» ذکر کرد و نوشت: «این گزارش خارج از حدود قانون و مغایر با منافع ملی و بر علیه سیاستهای اصولی نظام جمهوری اسلامی در سیاست خارجی است».با این حساب، توقیف رسانهٔ خودی انتخاب، بهعلت افشای بخشی از دیپلماسی ذلت بار خامنهای و ترکیدن بادکنک قدرتنماییهای پوشالی و بلوفهای رئیسی درباره دستآوردهایش در سیاست خارجی است؛ موضوعی که تهدید ریزش بیشتر را بهدنبال خواهد داشت.رئیسی جلاد برای مقابله با همین تهدید که از آن با عنوان «خطر ناامیدی» یاد میکند، در یکی از بلوفهایش میگوید: «رونق بیسابقه تجارت کشور، افزایش تولید نفت و گاز و حل کامل مشکل باقی ماندن ۸۷میلیون بشکه میعانات روی آب بخشی از اقدامات دولت در دو سال گذشته بوده است... در عینحال دنبال کردن سیاست همسایگی، حضور در ائتلافهای بزرگ جهانی و بازگرداندن اموال ملت ایران در کشورهای مختلف نیز از جمله دیگر اقدامات و برنامههای دولت در این مدت بوده است» (سایت رئیسی ـ ۱۱شهریور ۱۴۰۲).اما در دعوای قدرت، ویدیو جنجال برانگیز سایت انتخاب فاش میکند: «دستاورد دولت رئیسی بهمحکومیت و صدور ۳قطعنامه آژانس بینالمللی انرژی اتمی، اخراج ایران از کمیسیون مقام زن، قطعنامه شورای حقوقبشر سازمان ملل، قطعنامه تحریمهای حقوقبشری اتحادیه اروپا خلاصه میشود».در بخش دیگری از همین ویدیو آمده است: «آنچه ملاک قضاوت است نتایج حاصل از عملکرد دولت است نه شعارهای دهانپرکنی که تبلیغ میشود... امیرعبداللهیان سفر ۳روزه بهپاکستان را بسیار موفق میدانست، اما هنوز یک هفته از سفر او نگذشته بود که اعلام شد پاکستان واردات گاز از ایران را قطع کرده است».البته مطرح شدن رسوایی دیپلماسی رئیسی جلاد جدید نیست. یک عضو مجلس ارتجاع نیز گفته بود: «ما دیپلوماسی بسیار ضعیفی را از دولت رئیسی دیدهایم، علیالخصوص از امیرعبداللهیان که واقعاً از نظر سطح دیپلوماسی، پایینترین وزیر خارجه در تاریخ جمهوری اسلامی است» (جلال محمودزاده ـ اول شهریور).محمد مهاجری از باند غالب، پس از توقیف «انتخاب» نوشت: «دولت آقای رئیسی هنوز دنبال آن است که برجام را زنده کند و نمیتواند. نه آن که نخواهد بلکه عرضه و ظرفیتش را ندارد. سایت خبری انتخاب، سیاست خارجی دولت را بهنقد کشیده و دولت بیتحمل آن را توقیف کرده است. چرا؟ چون گفته است آبنبات چوبیهای شانگهای و بریکس آنقدر بیمزه است که هیچکس دوستش ندارد» (سایت حکومتی بهار نیوز ـ ۱۴شهریور ۱۴۰۲).از آنجا که در جنگ گرگها دعوا بر سر قدرت و غارت است و نه منافع و مصالح ملی، بهجای استفاده از واژههایی مانند جنایت و وطنفروشی در سیاست خارجی، از واژههایی مانند ضعف و بیعرضگی استفاده میشود.برخی هم توقیف «انتخاب» را گامی «در راستای خالص سازی و محکوم بهشکست» توصیف کردند و نوشتند: «اخراج اساتید و بستن سایت انتخاب یک پیام مشترک دارد و نمیتواند یک اتفاق ساده باشد... اینها پیشدرآمدهای انتخاباتی است» (اصلاحات نیوز ـ ۱۵شهریور ۱۴۰۲).محمدرضا تاجیک اما، پروژهٔ خالصسازی را نشانهٔ استیصال و «یک پروژه استراتژیک معطوف بهبقا» توصیف کرده و مینویسد: «این موضوع با انتخابات ریاستجمهوری رقم خورد و بعد در انتخابات مجلس تکمیل شد، و دیری نپایید که بهسطوح و لایههای زیرینتر تسری یافت. بنابراین، بهنظر من، تنها یک هراس معطوف بهبقا میتواند دستاندرکار تدوین و اجرای چنین طرحهایی باشد» (سایت حکومتی خبرآنلاین ـ ۱۲شهریور ۱۴۰۲)....more6minPlay
September 08, 2023«بهسوی درهٔ نابودی»سخن دربارهٔ شبیخون خامنهای بهدانشگاه و معنا و سرانجام اخراج هزاران تن از استادان و کادر هیأت علمی و جایگزین کردن آنها با گلهیی ۱۵هزار تایی از مزدوران و ایادی همسو بسیار است. در همین رابطه یکی از مهرههای باند مغلوب بهنام محمدرضا تاجیک که با عنوان «رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک ریاستجمهوری در دوران اصلاحات» معرفی شده، حرفهایی دارد که شایان تأمل است.نامبرده که اظهاراتش طی مصاحبهیی با سایت حکومتی جماران (متعلق بهحسن خمینی) درج شده، «حذف رادیکال اساتید را نشانه استیصال» حکومت دانسته و میگوید: «نظامی که دچار استیصال میشود از هر چیزی میترسد».این مهرهٔ باند مغلوب در پاسخ بهاین سؤال که هدف از این اقدامات و حذف و تصفیهٔ استادان دانشگاه چیست میگوید: «کاملاً مشخص است. این پروژهیی کلان است و یک پروژهٔ استراتژیک معطوف بهبقاست... تنها یک هراس معطوف بهبقا میتواند دستاندرکار تدوین و اجرای چنین طرحهایی باشد».وی بهحاکمان درمانده هشدار میدهد: «این راه، راه بیبرگشت و بیفرجام و بدفرجامی است... این راه بهسوی بقا و اعتلای قدرت نیست، این راه بهصورت هولناکی سوی درههای دهشتناک نابودی است».تاجیک میافزاید: «تمرکز و خالصسازی و خودیسازی قدرت که از چند سال پیش آغاز شده، مبتنی بر یک هراس بزرگ معطوف بهبقاست».نویسندهٔ مقاله با اشاره به ابعاد و وجوه مختلف این «هراس بزرگ معطوف بهبقا» مینویسد: «از سیلیزن و از سیلی خورده و حتی از تصویر روی دیوار میترسد، از بیآزار میترسد، از آزار دهنده میهراسد، از خم ابرو و پیچش مو میترسد، شب میترسد و روز میترسد».وی با اشاره بهاین واقعیت که «هراس» نه در ذهن حاکمان بلکه در متن جامعه موجود است، میافزاید: «همیشه هراس از رخدادی در راه، در مباحث برخی اهالی قدرت، نمایان است، آنجا که احساس میکنند در آینده با خیزش جدیدی مواجه میشوند... فعلاً تمام تلاش آنها معطوف بهاین مهم است که از این دوران آستانهیی بهسلامت عبور کنند».تاجیک در جایی از نوشتهاش هشدار میدهد: «روند و فرآیند جنبشها و خیزشها در جامعه امروز ما، میل بهرادیکالیزه شدن دارند...». وی سپس در پاسخ بهاین سؤال که آیا در این ره که میروند بهمقصودی که دارند خواهند رسید؟ مینویسد: «عقل حکومتی حکم میکند که نباید بهقول اسماعیل خویی، ”خرمن خرمن نفرت کاشت تا خرمن خرمن خشم برداشت کرد“ . اینان غافل از آن هستند که این خشم و نفرت خفته یک جایی سر باز میکند و از یک روزنهای عبور میکند و با پدیدهیی مواجه خواهند شد که در هیچ چارچوب تحلیلی و تخمینی آنان نمیگنجد».دو سال پیش بیانیهٔ شورای ملی مقاومت (مرداد۱۴۰۰) در فصلی با عنوان «خودزنی خامنهای در مهندسی انتصاب رئیسی» ضمن نقل قسمتی از سخنرانی خانم مریم رجوی در اجلاس جهانی ایران آزاد (سال۱۴۰۰) نوشته بود:«مقاومت ایران از قبل مسیر انقباض شتابان و سلّاخی و حذف درونی رژیم ملایان در مرحله پایانی را پیشبینی و اعلام کرده بود. این حقیقت در انتخابات رژیم برملا و ثابت شد: بالاترین شکست و رسوایی در تاریخچهٔ شعبدههای انتخاباتی رژیم آخوندی. آنقدر که آخوند علمالهدی، نماینده و امام جمعهٔ خامنهای در مشهد، که پدر زن رئیسی است، بهصراحت گفت کسانی که رأی نمیدهند یا رأی باطله میدهند، رأی به مجاهدین میدهند.بله، رژیم ولایت فقیه برای بستن شکافهای بیانتهایش بهمنظور سد بستن در برابر قیامهایی که پیش روست، یعنی برای بقا و جلوگیری از سرنگونی محتوم، جلّاد۶۷ را رئیسجمهور خود کرده است، اما در واقع گور خود را بهدست خود کنده است. مثل عقربی که در محاصره آتش سرانجام خود را نیش میزند. هیچ چیز جز هراس از قیام و احتضار سیاسی ولایتفقیه، روی کارآوردن رئیسی را توضیح نمیدهد؛ کسی که حتّی منتظری، جانشین خمینی، هم گفت در شمار کسانی است که بزرگترین جنایت را در این رژیم انجام داده و اسم او را در آینده جزء جنایتکاران تاریخ مینویسند»....more5minPlay
September 07, 2023سازمان مجاهدین و راز رویینتنیسازمان مجاهدین خلق ایران وارد پنجاهونهمین سال حیات خود شد. طی ۵۸سال گذشته، سازمان همواره و در هر گام با ضربات و ابتلائات سهمگین مواجه بوده است. ضربههایی که هر یک از آنها نه تنها یک سازمان و حزب سیاسی را متلاشی میکرد، بلکه یک نظام حاکم را نیز از پا درمیآورد؛ اما سازمان مجاهدین از هر ضربه، نیرومندتر و مستحکمتر بیرون آمده است.در اولین ضربه هولناک در شهریور۱۳۵۰، تمام مرکزیت سازمان و ۹۰درصد اعضا بهاضافهٔ تقریباً تمامی تسلیحات و امکانات سازمان بهچنگ ساواک افتاد. طبیعی بود اگر آن ضربه بر موجودیت سازمان نقطهٔ پایان میگذاشت.اما در پرتو ایمان خللناپذیر بنیانگذاران به آرمان و مشی بنبست شکن مجاهدین، این سازمان به جنبشی ریشهدار در جامعه ایران تبدیل شد. بهنحوی که در همان سالهای اول دههٔ پنجاه نزدیکترین افراد به خمینی (که پس از سال۴۲ در تبعید بود) برایش مینوشتند که نیروهای مبارز و مسلمان چنان به مجاهدین گرایش پیدا کردهاند که او به هیچوجه نمیتواند آنها را نادیده بگیرد.این ایمان خللناپذیر در پیام مشترک محمد حنیف و سعید محسن از دل زندانها بهروشنی موج میزند و کلمات تکاندهندهاش در عمل ثابت شده است. آنجا که مینویسند: «ما در شرایطی دست به تحریر این پیام میزنیم که دشمن خونخوار جمیع امکانات را از ما گرفته و تحت شدیدترین و وحشیانهترین شکنجههای غیرانسانی و قرونوسطایی هستیم، با این همه ما هرگز از پیروزی راهمان و تحقق اهدافمان ناامید نشده به آرمان و ارادهٔ خلق قهرمان ایران اعتقاد راسخ داریم. این است که بهرغم تمامی فشارها هرطور شده کاغذ و قلم به سلول آورده و با مشاورهیی کوتاه از آنجا که به اعدام خود یقین داشتیم، پیام زیر را خطاب به برادران خود نوشتیم. بگذار دشمن ما را از هرکاری باز دارد و تحت هر فشاری قرار دهد، بگذار دژخیمان از هر چه علیه ما میتوانند فروگذار نکنند، لیکن ما به راه خود که بدیهی است از جانب برادرانمان تا پیروزی کامل تعقیب میشود اعتماد راسخ داریم و اینها نمیتواند در ارادهٔ رزمندهٔ مجاهدین خلق خللی وارد آورد. لذا برادران وحدت تشکیلاتی ما هر مانعی را از برابرمان بر خواهد داشت هرگز مأیوس نشوید راه ما راه خدا و راه تودههاست، پس، پیشبینی میکنیم در همین امروز که عاقبت همین سطور نیز انشاءالله پس از پیروزی در معرض تماشای عام قرار خواهد گرفت».در تجربه تاریخی بزرگ دیگر، یعنی در ضربه ایدئولوژیکی هولناکی که از جانب اپورتونیستهای چپنما به سود ساواک شاه و مرتجعانی که به سرکردگی خمینی در کمین بودند بر سازمان وارد شد، مسعود رجوی با ایمان به همان آرمان بنیانگذاران و با رنج و تلاشی فوق طاقت انسان در زیر فشارها و شکنجههای ساواک یک مبارزه اصولی را با تدوین و آموزش حصارهای آرمانی مجاهدین پیش برد و توانست هم اپورتونیستهای چپنما را افشا کند و هم مجاهدین را در برابر راست ارتجاعی (بهعنوان تهدید مبرم) با آموزشهای آرمانی و انقلابی آماده و روئین تن سازد. پس از آن، خمینی، مهیبترین هیولای ارتجاعی و ضدبشری تاریخ ایران سر رسید و هماوردی بس خونین با او، درخشانترین جنبش مقاومت انقلابی معاصر را پدید آورد؛ جنبشی با گنجینهیی از ارزشمندترین تجارب در پیکار آزادی انسان. از قرار گرفتن زنان در رهبری سیاسی و هدایت جنبش انقلابی، تا زدودن غبار از رخ دین و بهتعبیر دکتر هزارخانی فقید کندن ذهنیت جامعهٔ ایران از قرون وسطی و انتقال آن بهدوران معاصر، تا احیا و صیقل زدن حربهٔ زنگ زدهٔ حقوق و بهمیدان آوردن آن، بهتعبیر پروفسور اریک داوید فقید. تجارب گرانبهایی که نه تنها راه رهایی و برابری را برای زن و مرد ایرانی روشن میکند، بلکه الهامبخش هر انسان تشنهٔ آزادی و برابری و عدالت در جهان است.این دستآوردهای عظیم حاصل از اندیشه و عمل انقلابی که مجاهدین خودشان آن را با عبارت و کد انقلاب ایدئولوژیک و انقلاب مریم بیان میکنند، البته نتیجه و محصول رنج و خونی بسیار گزاف و نتیجهٔگذار از گردنههای صعب است.گردنههای پر آتش و خونی چنان سهمناک که هر ناظری میپنداشت رشتهٔ حیات مجاهدین بهمویی بند است. لحظههایی که نفس در سینهٔ دشمنان حبس میکرد و دشمنان را بهوجد و جست و خیز درمیآورد که دیگر کار مجاهدین تمام است! اما وقتی گرد و خاکهای صحنه کمی فرو مینشست، همه با شگفتی میدیدند که سازمان مجاهدین قامت میافرازد و پرتوانتر و مستحکمتر از قبل رهبری و هدایت جنبش را بهعهده میگیرد.تکرار این فراز و فرودها و هر بار قدرتمندتر سر برآوردن، اعجازگونه مینماید و پهلوانان رویینتن اساطیر باستان یا گذشتن ابراهیم پیامبر از آتشگاه عظیم نمرودیان را تداعی میکند؛ اما واقعیت آن است که عصر افسانه و اساطیر و معجزات سپری شده و انسان معاصر و مسئول بایستی بنبستها را با آگاهی و اراده و پیکار خود بشکافد و پیش برود.بنابهآموزه و رهنمود مسئول اول کنونی سازمان، زهرا مریخی بنبست معنا ندارد. یا راهی هست که باید آن را یافت، یا راهی نیست که باید آن را ساخت.محصول این آموزهها و تجربهها در برخورد با ابتلائات این سالیان، سازمان مجاهدین را شکستناپذیر نموده و تبدیل محدودیتها بهفرصت و ضربهها بهپیروزی را امری نهادینه نموده است. آن چنان که ایادی رژیم هم بهیکدیگر هشدار میدهند: «درباره مجاهدین دیگر این حرف نزنید که اینها تمام شدند. اینها در دهه۸۰ خودشان را در افکار عمومی کاملاً بازسازی کردند... در دههٔ ۹۰ میداندار بودند» (اظهارات دژخیم موگویی ـ اعتماد آنلاین ۲۷تیر).نظریهپردازان یکی از اتاق فکرهای رژیم نیز دور هم جمع میشوند تا برای این سؤال پاسخی بیابند که «چرا سازمان مجاهدین خلق اینقدر مهم است؟ چه چیزی آن را زنده نگهداشته است؟». آنها در تلاش برای یافتن پاسخ بهاین سؤال، ناگزیر اعتراف میکنند: «سازمان مجاهدین خلق، کشور را دوگانه کرده... دوگانهٔ حکومت و اپوزیسیون» مردم و مقاومت در یکسو و نظام در سوی دیگر! و در نهایت نتیجه میگیرند: «موضوع اصلی ما در کشور، مجاهدین خلق است و باید بهآنها بپردازیم».این اظهارات، اعتراف ناگزیر بهشکست استراتژیک در برابر مجاهدین خلق ایران بهعنوان دشمن و هماورد اصلی استبداد دینی و اعتراف بهموقعیت مجاهدین بهعنوان هماورد اصلی مهیبترین نیروی ارتجاعی و بدترین دشمن ایران و ایرانی است....more6minPlay
September 06, 2023ولایت یزیدی خامنهای؛ چاقوکشان در مسند استادی!در بحبوحهٔ اشغالگری و تاخت و تاز دولت جلادان در دانشگاههای ایران و در روزهایی که دود و دم پاسداران ولایت یزیدی آخوندها برای سوءاستفاده از اربعین حسینی با هزینههای کلان از کیسه مردم محروم ایران، نفرت عمومی بهویژه لعنت و انزجار پیروان راستین سیدالشهدا را برانگیخته؛ روز ۱۳مرداد خبر نشستن یک مداح خامنهای از قماش شمر و حرمله بر مسند استادی خبرساز شد.سعید حدادیان سرچماقدار و مداح خلیفهٔ خونریز ارتجاع، از چاقوکشان «بیت» و سرکردهٔ سابق بسیج پایگاه مقداد در غرب تهران است؛ همان پایگاهی است که در جریان قیام۸۸، عواملش از پشتبام آن بهسوی تظاهر کنندگان شلیک کردند و تعدادی را بهقتل رساندند.پیش از آن اللهکرم و چند بسیجی و مجری تلویزیون حکومتی هم کرسی استادی دانشگاه را قبضه کرده بودند و سایت ایران دیدهبان (۷شهریور) نوشت: «پس از فتح قوای دولت، مجلس، صدا و سیما و... حال اتوبوس خالصسازی بهایستگاه دانشگاه رسیده است. هر روز نام اساتیدی بهعنوان تعلیق یا اخراج شده منتشر میشود که جزو سرمایههای کشور و اعتبار دانشگاه هستند اما جای این اساتید را قرار است چهرههایی همچون امیرحسین ثابتی، مجری عضو جبهه پایداری و عباس موزون مجری برنامه“ زندگی پس از زندگی ”بگیرند».ماجرای حضور چماقداران و چاقوکشان نظام در دانشگاه، روز ۲۹مرداد توسط روزنامهٔ حکومتی هممیهن علنی شد. این رسانه با اشاره بهتلاشهای پشت پردهٔ رئیسی جلاد برای اخراج اساتید و استخدام شعبان بیمخهای نظام در دانشگاه نوشت: «سندی منتشر شده که نشان میدهد دولت رئیسی مخفیانه فرآیند جذب ۱۵هزار عضو هیأت علمی همسو را بهصورت سهمیهای، فوری و خارج از چارچوب علمی موجود دانشگاهها، آغاز کرده است».منظور از «همسو» با رئیسی این است که هم، سمت و سوی سرکوب داشته باشند و هم با الگوی «رئیسجمهور شش کلاسه» و «خارج از چارچوبهای علمی»، دستهای خونین و آلودهشان را پشت مدارک جعلی دکتر و کارشناس و... پنهان کنند.یک کارشناس حکومتی در پاسخ بهاین سؤال که این «۱۵هزار» در کدام دانشگاه مدرک گرفتهاند گفت: «از دانشگاههای گمنام و گلخانهیی مدرک گرفته و در گروهها و هیأتهایشان توهم نخبه بودن دارند. بهنظر من تمام این ۱۵هزار نفر بیشتر کارمندان دولت هستند که پول هنگفتی بهجیب میزنند و در آینده هم جیرهخوار خارجیها میشوند» (ایران دیدهبان ـ ۷شهریور ۱۴۰۲).فضاحت و رسوایی تیم «همسو»ی رئیسی آنقدر بالا گرفت که بیژن عبدالکریمی کارشناس حکومتی، گفت: «عدهیی جهال، قدرتپرست و منفعتطلب هستند حتی میتوان گفت افرادی هستند بدون شرافت انسانی که وارد نهادهای فرهنگی شده اند» (آرمان شرق ـ ۱۲شهریور ۱۴۰۲).آش اشغال کرسی ادبیات توسط مداح و چاقوکش نظام آنقدر شور شد که روزنامهٔ حکومتی هممیهن (۱۴شهریور) در گزارشی با عنوان «از منبر مداحی تا کرسی استادی» نوشت: «فرض کنید روزی پشت تریبونهای مداحی و روضهخوانی، استادان دانشکدهٔ ادبیات روی منبر روند و شروع بهذکر مصیبت کنند؛ قطعاً این اتفاق واکنشهایی تند از طرف اقشار مختلف در پی خواهد داشت. امروزه شاهد اتفاقی برعکس آن هستیم»... .میردامادی کارشناس حکومتی نیز علت این تصمیم را شرایط انفجاری جامعه و نقش مؤثر دانشگاه در قیام توصیف کرده و میگوید: «تا زمانی که با آن علت اصلی که نارضایتی گسترده در جامعه است برخورد نشود و تا زمانی که علت اصلی وجود دارد، این پیآمد نیز وجود دارد و برطرف شدنی نیست. مگر اینکه دانشگاه را کاری کند که تبدیل بهپادگانی شود که یک مشت سرباز و فرمانده در آن هستند و فرماندهان دستور دهند و سربازان اطاعت میکنند. دانشگاه اینطور نیست» (دیدهبان ایران ـ۱۳شهریور ۱۴۰۲).«علت اصلی» همان شعلههای فروزان قیام و بانگ سرنگونی است که خلیفهٔ ارتجاع را مجبور کرد رئیسی جلاد را با هدف مقابله با آن از پستوی نمایش بیرون بیاورد. جلادی که مجری سیاست انقباض و «خالصسازی» شد تا دانشجویان، تعلیق، جوانان تهدید و شورشگران دستگیر شوند. در این میدان اساتید بهمسافرکشی یا مهاجرت رومیآورند و مداحان و چاقوکشان در مسند استادی مینشینند. اما از آنجا که این سیاست نه از موضع قدرت و ثبات که در منتهای ترس و تزلزل و استیصال انجام میشود نتیجهٔ عکس خواهد داد. محمدرضا تاجیک کارشناس باند مغلوب در این باره گفت: «تمرکز و خالصسازی و خودیسازی قدرت که از چند سال پیش آغاز شده، مبتنی بر یک هراس بزرگ معطوف بهبقاست. این راه بهسوی بقا و اعتلای قدرت نیست. این راه بهصورت هولناکی بهسوی درههای دهشتناک نابودی است» (سایت حکومتی رویداد۲۴ ـ۱۲شهریور ۱۴۰۲)....more5minPlay
FAQs about مقالات:How many episodes does مقالات have?The podcast currently has 1,379 episodes available.