مقالات

مقالات

By Radio Mojahed - رادیو مجاهدNewsPolitics
Download on the App Store

مقالات episodes

  • فروپاشی اقتصادی و شعبدهٔ جدید غارت
    محمدرضا فرزین رئیس کل بانک مرکزی در کابینه ورشکستهٔ رئیسی جلاد روز ۲اسفند از راه‌اندازی نهادی با عنوان «مرکز مبادلهٔ ارز و طلا» خبر داد و گفت وظیفهٔ این مرکز کشف و اعلام نرخ واقعی ارز است. مقامات رژیم گفتند هدف این اقدام را «ایجاد مرجعیت قیمت، افزایش حجم معاملات رسمی و سهولت دسترسی متقاضیان بازار ارز و طلا» اعلام کردند. (روزنامهٔ حکومتی همدلی ۳اسفند). فرزین هنگام اعلام نهاد جدید، ابقای ارز نیمایی را تأیید کرد و گفت: «تأمین ارز کالاهای اساسی و تجهیزات پزشکی و سایر نیازها را با ارز ۲۸۵۰۰تومان تأمین می‌کنیم». در اولین روز شروع کار این مرکز، دلار حواله در ۳۶۱۳۰تومان و دلار اسکناس ۴۱۵۴۹تومان قیمت خورد (تلویزیون رژیم – ۲اسفند). البته طولی نکشید که دلار بالای ۵۰هزار تومان خودش را به بازار تحمیل کرد. ارزیابیهای کارشناسان اقتصاد و حرف و حدیثهای وحشت‌آلود در درون حاکمیت، هم در مجلس ارتجاع و هم در رسانه‌های حکومتی، برای شعبدهٔ دولت رئیسی سرنوشتی وخیم‌تر از دلار جهانگیری را پیش‌بینی می‌کنند و آن را مصداق این ضرب‌المثل می‌دانند: «امامزاده‌یی که کور می‌کند ولی شفا نمی‌دهد». موارد زیر بی‌نیاز از توضیح است:
    • اعلام این دو نرخ، به‌معنی رسمیت دادن به‌نرخهای جهش یافتهٔ روزهای اخیر است.
    • معلوم نیست که مرکز کذایی نرخ روزانهٔ ارز را چگونه و بر اساس چه معیارهایی «کشف و اعلام» می‌کند.
    • در همین اولین قدم، دو نرخ ارز توسط این مرکز اعلام شده، در حالی که سایر نرخهای قبلی هم به‌قوت خود باقی است.
    • یکی از اعضای مجلس ارتجاع (کاظم موسوی در جلسهٔ ۳اسفند) گفت: «ما چند جور ارز داریم، ارز نیمایی، ارز متشکله، ارز بازار، آزاد ارز، چی چی چی... زهرمار تازه تولد یافته»... .
    • تأمین نیازهای ارزی متقاضیان دروغی بیش نیست. به‌عنوان مثال برای هر مسافر تنها ۳۰۰دلار در نظر گرفته شده و مسافران مجبورند بقیهٔ آن را از بازار آزاد تهیه کنند
    • بانک مرکزی با ایجاد این مرکز، نه تنها هیچ‌گونه وعده‌یی برای پایین آمدن نرخ ارز نمی‌دهد، بلکه به‌نرخهای جهش یافتهٔ کنونی رسمیت داده و جای افزایش باز هم بیشتر نرخ ارز را با عبارت مسخرهٔ «کشف نرخ واقعی» ارز در هر روز باز می‌گذارد.
    اکنون کمتر کسی است که نداند سرنخ افزایش سرسام‌آور نرخ ارز یا در واقع سقوط آزاد ارزش پول رسمی کشور در دست خود رژیم است. به‌گفتهٔ یکی از اعضای مجلس ارتجاع (ایزدخواه ـ ۳اسفند) «نرخ واقعی دلار زیر ۲۰هزار تومان است». بازی با نرخ ارز و بالا بردن نرخ آن، همواره عمده‌ترین مکانیسم غارت عموم مردم ایران به‌خصوص اقشار محروم و حقوق‌بگیران بوده است. زیرا با پایین آمدن ارزش پول، قیمت همهٔ کالاها روز به‌روز بالا می‌رود و پول توی جیب مردم مانند برف روز به‌روز آب می‌شود. این همان واقعیتی است که حتی در مجلس ارتجاع نیز به‌آن اغان می‌کنند. یکی از اعضای مجلس (آخوند نقدعلی در جلسهٔ ۳اسفند) گفت: «مسلما هم شما می‌دانید که این مسأله یک مسأله واقعی نیست... برنامه‌ریزی توطئه‌آمیزی دارد اتفاق می‌افتد». این واقعیت از چشم مردم هم دور نیست و این روزها غارت‌شدگان خشمگین فریاد می‌زنند: «درآمدها ریالیه، هزینه‌ها دلاریه». علاوه بر این تعدد نرخ‌های ارز نیز از مهمترین شیوه‌های رانت‌خواری و چپاول باندهای غارتگر حاکم است. تفاوت قیمت دلارهایی که رژیم با اسامی مختلف و ارزانتر از نرخ آزاد ارز، وارد بازار می‌کند و به‌اصطلاح پول‌پاشی می‌کند، عمدتاً خوراک باندهای غارتگر می‌شود. به‌نوشتهٔ یکی از سایتهای حکومتی (اقتصاد۲۴ ـ ۲۵بهمن): «فرزین، رئیس کل بانک مرکزی... به‌صورت شدیدتری سیاست ارزپاشی و توزیع رانت را دنبال کرد. او در یک برنامه تلویزیونی تأکید کرد در ۴۰روزی که مسئولیت ریاست بانک مرکزی را برعهده داشته ۶.۵میلیارد دلار ارز در نیما عرضه کرده است... معنی دقیق‌تر این حرف یعنی در ۴۰روز گذشته ۹۵هزار میلیارد تومان بین تاجران رانت توزیع شده است. به‌عبارتی ویژه‌خواران روزی دوهزار و ۳۷۵میلیارد تومان سود آنی و بادآورده را در جیب گذاشته‌اند»... . در ورای فساد و غارتگری و ورشکستگی و ناکارآمدی اقتصادی، روی آوردن دولت رئیسی به این شعبده‌بازی رسوا هم بیانگر فروپاشی اقتصادی و بحران بی‌علاج ارزی است وهم بیانگر شکست سیاسی پروژه رئیسی برای حفظ نظام در برابر قیام. این تلاش بی‌فرجام نیز یک بار دیگر این حقیقت را اثبات می‌کنند که مردم ایران برای نجات از این ورطه هیچ راهی جز به‌زیر کشیدن این حرامیان ندارند. این واقعیت را قیام‌آفرینان با این شعار فریاد می‌زنند: «فقر، فساد گرونی می‌ریم تاسرنگونی»
    5 min
  • شکست رئیسی و تعمیق بحران
    آخوند جنتی که روز سه‌شنبه ۲اسفند در ۹۶سالگی در دورهٔ جدید خبرگان ارتجاع، بار دیگر در سمتش به‌عنوان رئیس ابقا شد، در نطق افتتاحیه خود، از فضای انفجاری جامعه به‌دلیل وضعیت وخیم معیشتی، ابراز وحشت کرد. او گفت: «رؤسای قوا برای حل مشکلات اقتصادی مردم تلاش کنند... مردم نباید گرسنه بمانند». جنتی در عین‌حال از دولت و ارگانهای حکومتی سلب مسئولیت کرد و با وقاحتی چندش‌آور گفت: «از افراد متمکن بخواهیم که به‌مردم کمک کنند تا حداقل زندگی بچه‌های یتیم، زنان بی‌سرپرست و افراد بی‌بضاعت تأمین شود». در حالی که رئیس خبرگان خامنه‌ای صراحتاً به «گرسنه ماندن مردم» اعتراف می‌کند و رفع آن را هم به‌کمک «افراد متمکن» احاله می‌دهد، آخوند رئیسی در هر سخنرانی از پیشرفتهای دولتش در همهٔ زمینه‌ها از جمله در زمینهٔ اقتصادی داد سخن می‌دهد. خاندوزی وزیر اقتصاد او نیز در نشست خبری خود به‌عنوان سخنگوی اقتصادی دولت، بیلانی از عملکرد وزارتخانهٔ خود داد که در وجوه مختلف تصویری تماماً مثبت و رو به‌پیش بود (تلویزیون رژیم ـ ۲اسفند). اما ارائهٔ این تصویرهای وارونه از وضعیت فروپاشیدهٔ اقتصادی نمی‌تواند تلاطم و بحران شدید درون رژیم را فرو بنشاند. شاهد این مدعا، جلسهٔ پرتشنج مجلس ارتجاع طی دو روز پیاپی دوشنبه و سه‌شنبه (اول و دوم اسفند) است. در این هر دو روز مجلس جلسهٔ غیرعلنی ترتیب داد تا مخبر معاون اول رئیسی، وزیر اقتصاد و رئیس بانک مرکزی دربارهٔ وضعیت اقتصادی به‌اعضای مجلس توضیح بدهند. از آنچه در این جلسات غیرعلنی مطرح شده، اطلاعاتی درز نکرده است؛ ولی اظهارات اعضای مجلس در جلسهٔ علنی روز سه‌شنبه هم‌چون جلسهٔ روز قبل، گوشه‌هایی از وضعیت به‌شدت وخیم اقتصادی و وحشت‌زدگی مجلسیان را از آخر و عاقبت کار، نمایان می‌کند: یکی خطاب به‌رئیسی فریاد می‌زند: «هر سال عده‌یی به‌زیر خط فقر سقوط می‌کنند و برای حفظ زندگی استیجاری در شهرهای بزرگ به‌حاشیه شهرها پناه می‌برند... قیمت دلار در مدت کوتاهی ۵۰برابر شده است؛ در دولت شما۹۰درصد رشد قیمت داشته است» (شجاعی). دیگری می‌گوید: «مردم خون جگر می‌خورند، امروز گوشت نیم میلیون تومان شده، بطری آب ۴هزار تومان فروخته می‌شود... رئیس‌جمهور بیاید پاسخ بدهد، مخبر بیاید پاسخ بدهد. باید یک شلاق انتقاد بخورند شلاق عذرخواهی مردم» (صباغیان بافقی). دیگری نیز اعتراف می‌کند: «باید دلواپس معیشت و متأسفانه حتی یک وعده غذای این ملت بزرگ باشیم، تورم طوری در این کشور یکه‌تازی می‌کند که کار از شکاف و دره و طبقاتی گذشته» (حضرت‌پور). و آن دیگری راه‌حل را در عزل مقامات اقتصادی دانسته و خطاب به‌آخوند رئیسی می‌گوید: «واقعا افراد ناتوان را در هر مقام و منصبی که هست، عزل کنید! عزل به‌دست شماست، معاون رئیس‌جمهور، معاون خودتان یا وزرای خودتان را می‌توانید عزل بکنید» (حاجی دلیگانی). اما کار از این حرفها گذشته است. روزنامهٔ حکومتی مردم‌سالاری (۲ اسفند) طی مقاله‌یی با عنوان «رئیسی به‌این سؤال پاسخ دهد» می‌نویسد: «رئیسی برای این‌که شرایط اقتصادی را متحول کند دو مسیر را پیش رو دارد. یعنی ابتدا سیاست‌های اقتصادی خود را تغییر دهد و در گام بعدی و در صورت لزوم، مدیران خود را جابه‌جا نماید». این مقاله سپس با خاطرنشان کردن این‌که رئیسی هر دو راه را رفته اما نتیجه نگرفته، می‌افزاید: «اگر قرار است ابراهیم رئیسی گرهی باز کند و هر روز مشکل بیشتری بیافریند و در نهایت مصائب مردم فزونی یابد باقی ماندن وی در پاستور چه دلیلی دارد؟!». تأکید بر بی‌فایده بودن رئیسی در کرسی ریاست نظام، تنها به‌شکست اقتصادی او محدود نمی‌شود؛ چرا که هدف اصلی خلیفهٔ ارتجاع از آوردن رئیسی سد بستن در برابر قیام بود. این رؤیا در عمل با قیام سراسری به‌کابوس تبدیل شد. فریادهای وحشت‌آلود اعتراض به‌فروپاشی اقتصادی، شکست پروژهٔ رئیسی و در واقع شکست خامنه‌ای را در آخرین پروژه حفظ نظام هر چه بارزتر می‌کند. ولایت خامنه‌ای یک سال و نیم بعد از رئیسی و ۶ماه پس از قیام سراسری، بحران سرنگونی را هر چه عمیق‌تر حس می‌کند و از خبرگان تا مجلس ارتجاع به‌خود می‌لرزند.
    5 min
  • فروپاشی اقتصادی و شکست پروژه رئیسی
    یک سال و نیم پس از روی کار آمدن رئیسی، قیمت دلار مرز ۵۰هزار تومان را پشت سر گذاشته و در اثر سقوط مداوم ارزش پول رسمی، مردم فقرزده‌تر و محرومتر و گرسنه‌تر شده‌اند. رئیسی اما روز ۲۹بهمن، جلو خامنه‌ای باز هم وعده داد: «حتماً هم تورم را کنترل می‌کنیم هم شرایط را کاهشی خواهیم کرد». بازتاب این وعده‌های پوشالی در جامعه، خشم و نفرت بیش‌از‌پیش و انباشتن بر انبار باروت در جامعهٔ انفجاری ایران است. اکنون همهٔ مردم می‌دانند که واقعیت درست معکوس ادعاهای این «شش کلاسهٔ دروغگو» ست و حتماً هر روز که می‌گذرد، شرایط وخیم‌تر خواهد می‌شود. ادعاهای مسخرهٔ رئیسی روز اول اسفند در مجلس ارتجاع هم اعتراض و وحشت برانگیخت و تلاش پاسدار قالیباف که می‌خواست با کلی‌گویی و تشکر ابلهانه از وزیر اقتصاد و رئیس کل بانک مرکزی (در مدیریت قیمت ارز)، اعضای مجلس آخوندی را آرام کند، مفید فایده نبود. یکی از آنها خطاب به‌قالیباف و تشکرات او، گفت: «والله بالله مردم تحت فشار هستند، هیچ پاسخی ما نداریم» (صباغیان بافقی). دیگری با تمسخر «باید درمانی» رئیسی گفت: «دولتمردان محترم که عبارت بایدها اکثراً تکیه کلام آنها هست... با واقعیتهای کف جامعه فاصله زیادی دارد سفره مردم روز به‌روز کوچک و کوچکتر می‌شود و در حال جمع شدن است» (صدیف بدری). دیگری گفت: «این وضعیت تورم و نابسامانی بازار همین طوری دارد به‌خودی خود پیش می‌رود، هیچ‌کس هم پاسخگو نیست» (نوروزی). روزنامه‌های حکومتی قدری صریح‌تر از اعضای مجلس یکدست ارتجاع، رئیسی را مورد حمله قرار دادند. روزنامهٔ حکومتی جمهوری اسلامی (اول اسفند) با اشاره به‌اظهارات رئیسی، نوشت: «اگر آقای رئیسی این سخنان را برای خالی نبودن عریضه گفته‌اند، که هیچ! اما اگر به‌عنوان رئیس دولت و منطبق با واقعیت‌های موجود و برنامه‌های در دست اجرا، روند تورم و قیمت ارز را کاهشی دانسته‌اند، از جناب‌شان می‌پرسیم که برآورد کارشناسی صورت گرفته، از میزان کاهش نرخ تورم و ارز چیست؟ قرار است در چه زمانی به‌میزان کاهش برسیم؟ اقتصاد، بدون عدد فاقد معناست... نمی‌شود که نه راه را تغییر داد، نه راننده و نه خودرو را و انتظار داشت به‌مقصد جدید رسید!». به نظر می‌رسد جملهٔ اخیر در مورد لزوم «تغییر راه یا راننده یا خودرو»، خطاب به‌خلیفهٔ ارتجاع است؛ زیرا خامنه‌ای بود که رئیسی را با آن همه فضاحت و به‌قیمت جراحی بخشی از رژیمش سر کار آورد. او بود که در ابتدای سال۱۴۰۱ برگماری جلاد۶۷ را شیرینی سال۱۴۰۰ نامید. او بود که در مراسم تنفیذ رئیسی (۱۲مرداد ۱۴۰۰) انتصاب او را «حرکت کاملاً پرمعنا» نامید و گفت: «کسان جدیدی وارد میدان می‌شوند که ابتکارهای جدیدی دارند». بنابراین، شکست دولت رئیسی در کنترل ارز و مدیریت اقتصاد که اکنون اعضای مجلس انقباضی رژیم هم ناگزیر به‌آن اذعان می‌کنند و از عواقب آن این‌چنین هراسانند، فقط یک شکست و بحران اقتصادی نیست، بلکه شکست سیاسی پروژه‌یی است که مهندس و کارگردان آن شخص خامنه‌ای است. این واقعیت هم قابل پرده‌پوشی نیست که شکست پروژهٔ رئیسی با شکست پروژهٔ احمدی‌نژاد یا شکست پروژهٔ آخوند خاتمی و هیچ پروژهٔ دیگری در نظام ولایت که جملگی ماهیتی امنیتی و حفظ نظام داشته‌اند، قابل مقایسه نیست؛ چرا که جلاد۶۷ آخرین تیر ترکش خامنه‌ای و نشانهٔ قطعی پایان کار نظام ولایت است.
    5 min