مقالات

مقالات

By Radio Mojahed - رادیو مجاهدNewsPolitics
Download on the App Store

مقالات episodes

  • بازی اهریمنی ضحاک ولایت
    پس از یکصد روز که از حملات شیمیایی عوامل خامنه‌ای به‌دختران دانش‌آموز در سراسر کشور می‌گذرد و در حالی که خشم و التهاب اجتماعی از این جنایت به‌نهایت خود رسیده، خامنه‌ای ضحاک روز دوشنبه ۱۵اسفند به‌بهانهٔ روز درختکاری به‌صحنه آمد و برای اولین بار دربارهٔ این جنایت بزرگ صحبت کرد. خامنه‌ای در اظهارات خود از این مسموم‌سازی با عنوان «جنایت بزرگ و غیرقابل اغماض» یاد کرد و گفت: «یک اشاره‌یی می‌خواهم بکنم به‌این مسألهٔ رایجِ این روزها که گفته می‌شود؛ مسمومیّت دانش‌آموزان اگر واقعاً دستهایی در کار باشد و افرادی، گروه‌هایی در این زمینه دخالت داشته باشند، بایستی دستگاههای مسئول سررشتهٔ این جنایت را پیدا کنند» (تلویزیون رژیم ـ ۱۵اسفند). در کوچک نمایی و کم اهمیت جلوه دادن این جنایت، رئیسی جلاد و دستگاه تبلیغاتی رژیم ناشیانه‌تر از خامنه‌ای، روی دست او بلند شدند. تلویزیون رژیم (۱۵اسفند) در خبری که از اظهارات رئیسی پخش کرد گفت: «رئیس‌جمهور در مورد موضوع بدحال شدن برخی دانش‌آموزان، بر پیگیری این مسأله و برخورد جدی با عاملان آن تأکید کرد». در ادامهٔ خبر، رئیسی افزود: «توطئهٔ جدید دشمن برای التهاب‌آفرینی در جامعه، تشویش اذهان عمومی و ایجاد دلهره در دانش‌آموزان و والدین آنها، جنایت و اقدامی ضدبشری است». به‌گفتهٔ جلاد۶۷، اولاً مسمومیتی ظاهراً در کار نیست. تنها بدحال شدن دانش‌آموزان است که احتمالاً ناشی از القائات روانی است. ثانیاً نه خود واقعهٔ مسموم سازی، بلکه «التهاب‌آفرینی» پیرامون آن «توطئه و جنایت و اقدامی ضدبشری است». اظهارات خامنه‌ای و ژست او در اشاره به‌موضوع مسمومیت، در محتوا، مشابه رئیسی است، با پیچیدگی و دجالیت غلیظ‌تر. نخست آن‌که خلیفهٔ ارتجاع، هنگامی که پس از صد روز از تاخت و تاز مستمر عوامل تحت‌امرش در این حملات شیمیایی ناگزیر به‌صحنه آمده، به‌جای آن‌که در یک سخنرانی آن را عنوان کند و یا بیانیه و اطلاعیهٔ رسمی در این باره صادر کند و برای متوقف کردن و تعقیب و پیگرد عوامل و مسببان آن، دستور بدهد؛ در حاشیهٔ درختکاری و در اظهارات سرپایی، در این باره اظهارنظر می‌کند و با اما و اگر و ابراز تردید، آن را کم‌اهمیت جلوه می‌دهد. این بازی دجالگرانه خامنه‌ای و نحوه ورود او به‌مسألهٔ مسمومیت، عیناً مشابه ورود او به‌مسألهٔ کرونا در ۱۳ اسفند۹۸ است. آنجا هم خامنه‌ای در حاشیهٔ درختکاری گفت: «امروز می‌خواهم راجع به‌مسألهٔ جاری کشور یعنی بیماری شایعی که در کشور هست چند جمله عرض بکنم... این بلا به‌نظر ما بلای آن‌چنان بزرگی نیست... من نمی‌خواهم مسألهٔ را خیلی کوچک بگیرم، اما خیلی هم بزرگش نکنیم... این می‌تواند یک دستاورد باشد. اگر این دست‌آوردها را داشته باشیم، بلا برای ما تبدیل می‌شود به‌نعمت، تهدید تبدیل می‌شود به‌فرصت». دیدیم که خامنه‌ای از بلای کرونا، چگونه برای رژیمش نعمت و فرصت بقا خرید و جامعه را زیر آوار داغ و درد ۵۵۰هزار کشتهٔ کرونا قفل و زمینگیر کرد و دو سال، قیام را به‌عقب انداخت. اکنون هم همان سناریو با بیش و کمی اختلاف در حال اجراست. رژیم و دستگاه تبلیغاتی آن طی سه ماه گذشته با انواع دجالگریها، از انکار و تکذیب تا شیطنت دانش‌آموزان، تا جنگ روانی خواندن آن و نسبت دادن به‌دشمنان در آن سوی مرزها و به‌خصوص در هفته‌های اخیر با پر رنگ‌تر کردن فلش اتهام به‌جانب مجاهدین، با یک تیر چند نشان بزنند، هم جامعه را با فشار روانی زمینگیر کنند و به‌خصوص موتور قیام را که در آن زنان و دختران دلیر نقش پیشتاز را داشتند خاموش کنند؛ بحران معیشت و وضعیت فاجعه‌بار اقتصادی را تحت‌الشعاع قرار دهند؛ مجاهدین و مقاومت سازمان‌یافته و کانون‌های شورشی را عامل این جنایت معرفی کنند. اما این تبلیغات آن‌قدر رسوا بود که خبرگزاری سپاه پاسداران خودش آنها را پس گرفت و نوشت: «هر چند عده‌یی مسمومیت‌ها را به نیروهای خارج از کشور و از جمله منافقین منتسب می‌کنند اما با توجه به گستردگی جغرافیایی و نبود تشکیلات منسجم و باقی نگذاشتن ردپا در این ماجرا، به نظر می‌رسد این ادعا نمی‌تواند چندان جدی باشد». از همین رو سرکردگان نظام ناگزیر شدند آدرس دشمنان دیگر نظام و عوامل خودسر را بیشتر مطرح کنند و خامنه‌ای هم گفت: «اگر واقعاً دستهایی در کار باشد و افرادی، گروه‌هایی در این زمینه دخالت داشته باشند، بایستی دستگاههای مسئول سررشتهٔ این جنایت را پیدا کنند». اما این شیوه نیز لو رفته است. گروه‌های خودسر در دیکتاتوری مطلقهٔ ولایت فقیه، یک یاوه است. جریانی با این ابعاد و گستردگی جز کار سپاه و بسیج نمی‌تواند باشد. نیروهایی کارکشته در جنگ شیمیایی که به‌منابع عظیمی از گاز سمی در سراسر کشور دسترسی داشته باشند. اینها نیز جز با دستور شخص خامنه‌ای یا دست‌کم اطلاع و رضایت او، قادر به‌ارتکاب چنین جنایت دامنه‌داری نمی‌بودند. وانگهی اگر خامنه‌ای و سردمداران رژیم راست می‌گویند و دخالتی در این جنایت ندارند، هم‌چنان‌که سخنگوی مجاهدین گفت: «به‌یک دادگاه بین‌المللی بیایند، یا لااقل یک هیأت حقیقت‌یاب بین‌المللی در مورد مسمومیت‌ها را با حضور نمایندگان مجاهدین بپذیرند. در غیراین صورت کماکان در انتظار آتش کانون‌های شورشی باشند».
    5 min
  • آتش فاجعهٔ مسمومیت در دامن رژیم
    جریان جنایتکارانهٔ مسموم کردن دختران دانش‌آموز در روز یکشنبه ۱۴اسفند در خیزی دیگر دهها شهر کشور را درنوردید و هزاران دختر معصوم را روانهٔ بیمارستان کرد. موج جدید مسموم کردن، از دهها شهر سراسر کشور گزارش‌شده است؛ از جمله: تهران، شیراز، اصفهان، فولادشهر، تبریز، رشت، اهواز، ارومیه، مشهد، نیشابور، آبادان، ایوان‌غرب، کاشان، کرج، بندرعباس، یزد، گنبدکاووس، رامهرمز، خورموسی، مشهد، نیشابور، همدان، آبیک، بجنورد، اسفراین، تبریز، زنجان، ابهر، خلخال، کاشان، فردیس، قزوین، ایلام، خرم‌آباد و... برخی گزارشها که در رسانه‌های خبری جهان هم انعکاس یافته حاکی است که شمار مدارسی که تنها طی یک روز آماج این حملات شیمیایی جنایتکارانه قرار گرفته‌اند، به‌۱۰۶ رسیده است. شمار دانش‌آموزانی هم که هدف این حملات قرار گرفته‌اند تکان‌دهنده است. تنها در یک مورد، معاون درمان دانشگاه علوم پزشکی اهواز خبر داد که تعداد دانش‌آموزان تنها در اهواز و طی یک روز، ۷۰۰نفر بوده است (سایت حکومتی انتخاب ۱۳اسفند). این جریان جنایتکارانه، در چند نقطهٔ تهران و برخی شهرهای دیگر، حرکتهای اعتراضی خشمگینانهٔ مردم و خانواده‌های دانش‌آموزان را در پی داشت و رژیم با اعزام سریع پاسداران و لباس شخصی‌های جنایتکار تلاش کرد با شدت و خشونت این اعتراضات را در نطفه خفه کند. در یک مورد، هنگامی که تصاویر یکی از این حملات وحشیانه به‌خانواده‌ها در مقابل یک مدرسه دخترانه در تهرانسر و ضرب و شتم شدید یک خانم هموطن، در فضای مجازی منتشر شد و خشم و انزجار شدید اجتماعی را برانگیخت، رژیم سراسیمه در جهت رفع و رجوع برآمد و «وزیر کشور و سازمان قضایی نیروهای مسلح برای برخورد با فرد خاطی دستورهایی دادند» (خبرگزاری سپاه پاسداران، ۱۱اسفند) اما این ژست شیادانه چند ساعت هم دوام نیاورد، ابتدا گفته شد که فرد مهاجم «اصلاً جزو نیروی امنیتی نبوده» و وابسته به ضد انقلاب بوده و تصویری از او را هم پای بساط مشروب، به‌عنوان سند این ادعا منتشر کردند! متعاقباً در بارهٔ خانم مضروب هم گفته شد: «بررسی‌های تکمیلی و هویتی نشان می‌دهد این زن ۵۴ساله هیچ فرزندی در مدرسه دخترانه ۱۳آبان تهرانسر ندارد و در طول چند ساعت حضورش در مقابل مدرسه، مکرراً اقدام به‌تشویق دانش‌آموزان و عابران به‌سر دادن شعارهای ساختارشکنانه کرده است» (همان منبع). روزنامهٔ سپاه پاسداران (۱۴ اسفند) نیز بعداً این سناریو مفتضح را تکمیل کرد و نوشت: « (سازمان مجاهدین) این عملیات پیچیده‌ تروریستی را تحت عنوان کانون‌های شورشی در سال‌های اخیر تبلیغ کرده است. معرکه‌گیری یکی از لیدر‌های آشوب در محله تهرانسر به‌خوبی مدل عملیاتی گروهکی را تشریح می‌کند». به‌رغم این دست و پا زدنهای مفتضح، جریان مسموم‌سازی دانش‌آموزان و فضای خشم و انزجار اجتماعی ناشی از آن، بحران درونی رژیم را شدت و حدت بخشیده است. آثار این بحران، در جلسهٔ متشنج روز یکشنبهٔ مجلس ارتجاع نمایان بود. یکی از اعضای مجلس به‌نام نظری خانقاه هنگامی که از حملهٔ شیمیایی به‌مدارس شهر خود خلخال سخن گفت و اظهار داشت: «نمی‌دانم چرا هیچ اقدامی نمی‌کنند» مورد تهاجم پاسدار قالیباف و هم‌قطارانش که می‌کوشیدند او را ساکت کنند، قرار گرفت و کریمی قدوسی یکی از اعضای مجلس به‌او هشدار داد: «بنزین روی این التهاب دشمن نریزیم». در همین حال، تلویزیون رژیم، جوان متعلق به‌سپاه پاسداران و روزنامه فرهیختگان متعلق به‌ولایتی مشاور خامنه‌ای و امام جمعه خامنه‌ای در تبریز مسمومیتها را از فرط درماندگی با بلاهتی حیرت‌آور به مجاهدین نسبت دادند. وی طی اظهاراتی گفت: «شواهد و قرائن نشان می‌دهد دشمنان شکست‌خورده درصدد هستند در روزهای پایانی سال، شعله فتنه فرو خفته را هم‌چنان روشن نگه دارند و خط تحریک و التهاب را تا چهارشنبه‌سوری ادامه دهند... جریان معارض درصدد است در کنار اغتشاشات ارزی و تشدید التهابات معیشتی با کارگردانی پشت صحنه مجاهدین التهاب آفرینی رسانه‌یی را به‌بهانه مسمومیت گروهی از دختران دانش‌آموز دو چندان کند» (تلویزیون رژیم ـ۱۳ اسفند). اما این تلاشهای رسوا نه تنها مردم ایران را که بیش از ۴دهه است با این جنایتها و دجالبازیهای آخوندهای شیطان‌صفت آشنا هستند، نمی‌فریبد، بلکه در دنیا نیز کسی را تحت تأثیر قرار نمی‌دهد. به‌ویژه که کشف واقعیت در این‌گونه موارد بسیار سهل و در دسترس است. در همین رابطه سخنگوی مجاهدین از رژیم و سردمداران آن خواست «اگر راست می‌گویند به‌یک دادگاه بین‌المللی بیایند، یا لااقل یک هیأت حقیقت‌یاب بین‌المللی در مورد مسمومیتها با حضور نمایندگان مجاهدین را بپذیرند. در غیراین صورت کماکان در انتظار آتش کانون‌های شورشی باشند».
    7 min
  • خشم و خروش علیه جنایت مسموم کردن دختران
    جنایت فجیع و سیستماتیک مسموم کردن دختران دانش‌آموز، روز شنبه ۱۳اسفند به‌اوج و گسترهٔ جدیدی رسید. این موج جدید علاوه بر مدارس چند منطقهٔ تهران، مدارس شهرهای اصفهان، رشت، کرمانشاه، تبریز، زنجان، همدان، ارومیه، لاهیجان، اردبیل، قم، کرج، شهریار، اسلامشهر، پرند، کوار و پاکدشت را نیز فرا گرفت و صدها دانش‌آموز معصوم را روانهٔ بیمارستان کرد. همزمان با اوجگیری و گسترش مسمومیت، مردم و خانواده‌های دانش‌آموزان در چند نقطهٔ تهران و در شهرهای اصفهان، اردبیل و کرمانشاه در برابر ادارات آموزش و پرورش یا مدارسی که مورد اصابت گازهای سمی قرار گرفته اجتماع کردند و خشم و اعتراض خود را علیه این جنایت ضدانسانی ابراز کردند. مردم خشمگین شعار می‌دادند: اسیدپاشی، مسمومیت، هر دو یک جنایت»، «مرگ بر حکومت بچه‌کش»، «بچه‌هامون رو کشتن به‌جاش آخوند گذاشتن»، «بسیجی سپاهی، داعش ما شمایید». به‌رغم دجالبازیهای رژیم که می‌خواهد وانمود کند عوامل موهوم و ناشناخته‌ای دست‌اندرکار این جنایت زنجیره‌یی هستند، اما شعارهای مردم، حاکی از آن است که مردم به‌وضوح دستهای رژیم جنایتکار و عوامل پاسدار و سپاهی را پشت این جنایت ضدانسانی می‌بینند و آن را با صدای بلند اعلام می‌کنند. به‌خصوص که این اولین بار نیست که رژیم ضدبشری و زن‌ستیز آخوندی دست به‌این قبیل جنایتها به‌ویژه علیه زنان و دختران می‌زند و سپس به‌انبوهی دروغ و دغل و ضد و نقیض‌گویی برای گم و گیج کردن مردم می‌پردازد. جنایات زنجیره‌یی و سازمان‌یافته و چرخه‌ای که هر کدام طی می‌کند، از انکار و تکذیب و شایعه خواندن، تا توجیهات و علت‌تراشی‌های مسخره تا نسبت دادن آن به‌دشمنان یا دستجات خودسر و سرانجام قول انجام تحقیقات و پیگرد قانونی، سناریویی است که طی ۴دههٔ گذشته، بارها و بارها تکرار شده و تحقیقات وعده داده شدهٔ حکومتی هرگز به‌هیچ نتیجه‌یی نرسیده است. از چماقداریهای فاز سیاسی تا تحقیقات در مورد «شایعهٔ شکنجه» که خمینی دجال پس از افشای شکنجه در زندانهایش (قبل از ۳۰خرداد ۶۰) به‌راه انداخت، تا قتلهای زنجیره‌یی کشیشان آزادیخواه، تا قتلهای زنجیره‌یی روشنفکران و نویسندگان، تا سریال ترور مخالفان حکومت در داخل و خارج کشور، تا سریال اسیدپاشی به‌روی زنان و... تا سریال به‌اصطلاح خودکشی‌ها و مرگهای مشکوک زندانیان سیاسی و دستگیر شدگان قیام، تنها چند روز پس از آزادی... همه و همه بیانگر جنایتهای عمدی حکومتی است. حتی در همین شرایط هم آخوند علم‌الهدی، پدر زن رئیسی جلاد و نماینده و امام جمعه خامنه‌ای در مشهد در نمایش جمعه (۱۲ اسفند) آشکارا به‌باندهای آتش به‌اختیار رژیم دستور حمله به‌زنان و دختران تحت عنوان «کشف حجاب» را صادر کرد و گفت: «دیگر اقتدار امنیتی نظام نمی‌تواند در عرصه مقابله با کشف حجاب میدان‌داری کند. برادران و خواهران همه شما باید با این موضوع مقابله کنید». در جریان زنجیرهٔ اسیدپاشی به‌صورت زنان و دختران در سال۹۳ نیز که مرکز آن در اصفهان بود، این امام جمعهٔ خامنه‌ای در اصفهان بود که فرمان حمله را صادر کرد. البته این خود خامنه‌ای پلید بود که در یک سخنرانی عمومی خطاب به‌نیروهایش (۲۷خرداد ۹۶) علناً از آنها خواست که در موارد لازم، به‌طور «آتش به‌اختیار» عمل کنند. کمتر کسی است که نداند جنایت مسموم کردن دانش‌آموزان با گاز سمی، طی ۳ماه گذشته، دست‌کم در ۱۰استان کشور، تنها از حکومت آخوندی ساخته است. در نتیجه حتی روزنامه‌های حکومتی و برخی ایادی رژیم نیز ناگزیرند یا با ایما و اشاره یا گاه به‌صراحت به‌منشأ حکومتی این جنایت اذعان کنند: روزنامهٔ حکومتی آرمان ملی (۱۳ اسفند) با اشاره به‌این واقعیت که «تهیه این گاز سمی یک کار تخصصی است و کار یک شهروند عادی نیست»، آنها را خودی دانست و نوشت: «کسانی که دانش‌آموزان را مسموم کرده‌اند قطعاً دوستان نادان هستند». روزنامهٔ حکومتی جمهوری اسلامی (۱۳ اسفند) نیز نوشت: «از هرجا که دستور می‌گیرند، بریده باد زبان دستور دهنده و دست دستور گیرنده... حتی اگر داعیه دینداری داشته باشند». خانم مریم رجوی در سخنرانی خود در گردهمایی زنان به‌مناسبت روز جهانی زن (به تاریخ ۱۳اسفند) با بیان این که: «بیت خامنه‌ای در حال انتقام از دختران ایران است که در قیام ماه‌های اخیر نقش تعیین‌کننده‌یی داشتند و می‌خواهد آنها را مرعوب کند»، بر بی‌نتیجه بودن این تلاشهای مذبوحانه تأکید کرد و تصریح نمود: «این زن ایرانی است که امروز با پیشتازی خود و دوشادوش مردان ایران‌زمین، ولایت فقیه را شکست می‌دهد و فردا آزادی و دموکراسی و برابری را تضمین می‌کند. قیام ایران با پیشتازی زنان این حقیقت را گواهی کرد و قیامی که با شعله‌های صدبار فروزان‌تر در راه است، آن را بیش از همیشه تابان و درخشان خواهد کرد و پیام ظفر و پیروزی خواهد آورد».
    6 min
  • خروش «مرگ بر ستمگر...» در قیام زاهدان
    روز جمعه ۱۲اسفند در صد و شصت ونهمین روز قیام، بار دیگر هموطنان دلیر و آگاه بلوچ در خیابانهای زاهدان، در صفوفی انبوه و فشرده و مصمم و متحد، خروش «مرگ بر خامنه‌ای» و «مرگ بر ستمگر چه شاه باشه، چه رهبر» را طنین‌انداز کردند و بر عزم مردم ایران برای نفی شاه و شیخ و رهایی ایران از هر گونه دیکتاتوری و وابستگی و برپایی یک جمهوری دموکراتیک و آزاد و مستقل تأکید کردند. مزدوران سرکوبگر خامنه‌ای، بیشتر و وحشیانه‌تر از هفته‌های پیش تلاش کردند با اعزام گله‌های مزدوران موتوری و پیاده، مسجد مکی را محاصره کنند و با ایجاد راهبندان و تفتیش بدنی نمازگزاران و ضرب و شتم آنها و حتی با شلیک گاز اشک‌آور، مانع برگزاری نماز و تظاهرات مردم شوند؛ اما در برابر عزم و پایداری و رزمندگی هموطنان بلوچ شکست خوردند. از روز جمعه ۸مهر ماه گذشته که پاسداران آدمکش خامنه‌ای قیام مردم زاهدان را با نهایت سبعیت به‌رگبار بستند و بیش از یکصدتن، از جمله چند کودک، را کشتار کردند، هموطنان بلوچ در جمعهٔ هر هفته، در دادخواهی خون شهیدان این قتل‌عام، به‌میدان آمده‌اند و با شعارهایی هم‌چون «می‌کشم، می‌کشم، آن‌که برادرم کشت» و «قسم به‌خون یاران ایستاده‌ایم تا پایان» با شهیدان سرفرازشان برای ادامهٔ راه آنها، پیمان بسته‌اند. قیام مردم زاهدان در روز جمعه ۱۲اسفند، از دو جنبه میدانی و سیاسی، یک پیروزی درخشان است و معنای مهمی دارد. نخست از جنبهٔ میدانی، چند روز پیش (۸ اسفند) پاسدار جنایتکار رادان، فرمانده کل انتظامی رژیم به‌زاهدان رفت و ضمن اعلام برکناری پاسدار قنبری سرکردهٔ انتظامی استان سیستان و بلوچستان که اعتراف آشکاری به‌شکست اقدامات سرکوبگرانهٔ رژیم در این خطه است، پاسدار جنایتکار دیگری به‌نام جلیلیان را به‌جای او گماشت. پاسدار رادان برای مردم دلاور بلوچ هم خط و نشان کشید که: «در بحث امنیت قطعاً با کسی تعارف نداریم و به‌هیچ کس اجازه نمی‌دهیم از این خط قرمز ما عبور کند» (خبرگزاری نیروی تروریستی قدس ـ ۸اسفند). رادان افزود: «توصیه اصلی ما به‌فرمانده جدید انتظامی سیستان و بلوچستان قاطعیت هر چه تمامتر با مخلان امنیت است». سرکردهٔ جدید نیز عملاً آنچه در توان داشت را به‌کار گرفت تا در این نخستین آزمون، مانع تجمع و تظاهرات مردم شود. اما این مردم دلیر بلوچ بودند که توی دهان او و خامنه‌ای ضحاک و سرکردهٔ کل نیروی سرکوبگر انتظامی زدند. اما مهمتر از این، در عرصهٔ سیاسی نیز، طی روزهای اخیر، رژیم با ترفندها و عوامل ساواکی ـ سپاهی و بازی با کارت بچهٔ شاه، به‌قیام و انقلاب دموکراتیک نوین در ایران و اهداف آن برای نیل به‌دموکراسی و حاکمیت جمهور مردم ضربه بزند. اما هموطنان دلاور بلوچ با شعارها و پلاکاردهای «مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه، چه رهبر» این توطئه‌ها و ترفندهای رسوا را با تأکید بر عزم جزم مردم ستمدیدهٔ ایران برای از ریشه برکندن هر گونه ستمگری و دیکتاتوری چه از نوع شاهی و چه از نوع شیخی، درهم شکستند.
    5 min
  • نه شاه نه شیخ و یک گواهی روشنگر
    روز سه‌شنبه ۹اسفند طی دو کنفرانس مطبوعاتی در پارلمان اروپا در بروکسل، یک کتاب ارزشمند محققانه در بارهٔ تاریخ معاصر ایران معرفی شد. این کتاب با عنوان «دیکتاتوری و انقلاب در تاریخ معاصر ایران» به‌قلم استراون استیونسون هماهنگ‌کننده کارزار تغییر در ایران و نمایندهٔ پیشین پارلمان اروپا به‌رشتهٔ تحریر در آمده است. در ابتدای این کتاب آمده است: در حالی که مردم ایران در تلاش برای شکست دیکتاتوری مذهبی قرون‌وسطایی آخوندها در ایران هستند، بیش‌از‌پیش ضروری است که چشم‌انداز تاریخی بزرگتری را که این مبارزه در آن شکل گرفته، از دست ندهیم. چشم‌انداز سیاسی جامعه ایران با خاطرات مبارزه ۱۲۰ساله برای دستیابی به‌حکومت دموکراتیک و جامعه باز، یک قرن مبارزه علیه شاهان مستبد و اکنون علیه آخوندهایی که یک حکومت مطلقه استبدادی را حاکم کرده‌اند. هم نظام سلطنتی و هم دیکتاتوری مذهبی حقوق‌بشر جهانی را انکار می‌کنند، اقتدار را به‌عنوان «سایه خدا» (شاهان) یا «نایب خدا» (آخوندهای مستبد) بر روی زمین ادعا می‌کنند، مردم را نابالغ و نیازمند به‌قیم می‌دانند و مشروعیت خود را از منابعی غیر از صندوق رأی و حاکمیت قانون دموکراتیک می‌گیرند. هر دو مرتکب نقض فاحش حقوق‌بشر از قبیل بازداشتهای خودسرانه، محاکمه‌های کوتاه مدت، مجازاتهای ظالمانه و غیرانسانی، شکنجه و اعدام‌های سیاسی شده‌اند. هر دو عملاً حکومت تک حزبی را ایجاد کرده‌اند، کثرت‌گرایی را انکار کرده‌اند، بسیاری از اقشار جامعه را سرکوب کرده‌اند، آزادی بیان یا آزادی تشکل را انکار کرده‌اند، مطبوعات آزاد را ممنوع کرده‌اند، و شهروندان را محروم کرده‌اند. یکی آمده است در مورد سلطنت، منافع خارجی را بالاتر از منافع ملت قرار دهد، و دیگری از ایمان و دینداری مردم برای غارت ثروت آنها، ایجاد نفرت، خشونت فرقه‌ای و ماجراجویی خارجی، سوء‌استفاده کرده و به ضرر ملت شعار جنگ و گسترش مذهبی سرداده است». در کنفرانس مطبوعاتی معرفی کتاب دیکتاتوری و انقلاب در تاریخ معاصر ایران، شخصیتها و نمایندگان پارلمان از چند کشور اروپایی شرکت داشتند و سخنرانی کردند؛ از جمله: گیر هیلمار هارده نخست‌وزیر ایسلند (۲۰۰۹-۲۰۰۶) در سخنرانی خود گفت: این، یک کتاب بسیار مشروح از مسائل ایران است. زمینه تاریخی مسائل به‌نحو بسیار خوبی در آن درج شده و محتوا را بسیار خوب منتقل می‌کند و توضیح می‌دهد که در تاریخ ایران چه اتفاقی افتاده است چه در زمان سلطنت و چه بعد از آن‌که آخوندها آمدند و انقلاب را ربودند و از آنموقع ما با یک فاجعه روبه‌رو شدیم. کتاب نشان می‌دهد که مردم ایران هم دیکتاتوری سلطنتی و هم دیکتاتوری آخوندی را رد می‌کنند. ریشارد چارنسکی وزیر پیشین امور اروپایی لهستان و نایب‌رئیس پارلمان اروپا (۲۰۱۸) گفت: ما و افکار عمومی در اروپا به‌تصویر واضحی که این کتاب از اوضاع ایران می‌دهد، نیاز داریم. نخست آگاهی از این واقعیت ضروری است که انقلاب مردم ایران علیه رژیم پهلوی را آخوندها به‌سرقت بردند. پائولو کازاکا نمایندهٔ پیشین پارلمان اروپا از پرتغال گفت: وقتی آمریکا سپاه پاسداران را لیست گذاری کرد بچه شاه با آن مخالفت کرد؛ این نمی‌تواند یک جایگزین مناسب برای حکومت آخوندی باشد؛ این آخوندها هستند که این جریان را هدایت می‌کنند اما نمی‌توانند مردم را فریب بدهند». یی یو ریپورتر در مطلبی ضمن پرداختن به روشنگری استیونسون می‌نویسد: به‌گفتهٔ مبارزان ایرانی، نزدیک به‌نیم قرن، خانوادهٔ پهلوی و پلیس مخفی آن، ساواک، مبارزان سیاسی و روشنفکران اعم از نویسندگان، دانشگاهیان، هنرمندان و شاعران را به‌طرز وحشیانه‌یی به‌قتل رساندند و شکنجه کردند همین امر در مورد رژیم آخوندی امروز نیز صادق است، و بنابراین مردم ایران با قدرت متعهد به‌پشت سر گذاشتن هرنوع وهر دو نوع دیکتاتوری هستند. مبارزان در تبعید تأکید می‌کنند که مردم ایران با شعارهای خود علیه شاه و (ولی‌فقیه)، گذشته و حال را به‌نفع آینده‌یی دموکراتیک رد می‌کنند و به‌دنبال یک جمهوری مبتنی بر جدایی دین و دولت، دموکراتیک و پارلمانی هستند که به‌حقوق‌بشر و حقوق زنان و اقلیتها احترام می‌گذارد.
    5 min