مقالات

مقالات

By Radio Mojahed - رادیو مجاهدNewsPolitics
Download on the App Store

مقالات episodes

  • فرار به‌جلو خامنه‌ای و اعتراف به‌ شکست پروژهٔ رئیسی
    در حالی که قیام ۵ماهه سراسری و وضعیت انفجاری جامعه بر روی انبار باروت بحران اقتصادی، رژیم ولایت فقیه را به‌لرزه درآورده، خامنه‌ای روز دوشنبه ۱۰بهمن در جمعی از وابستگان رژیم، به‌ اعتراف‌های مهمی دربارهٔ ورشکستگی اقتصادی رژیم مبادرت کرد؛ از جمله:
    • «فقر و مشکلات محسوس معیشتی»
    • «دشواری‌های زندگی خانوارها»
    • «بیکاری میلیون‌ها فارغ‌التحصیل» و «مهاجرت» ناگزیر آنها
    • «عقب‌ماندگی و تعطیل نسبی مسائل اقتصادی»
    • «شاخص‌های منفی اقتصادی زیاد»
    • «کسری بودجه‌های عجیب و غریب»
    • بی‌فایدگی تشکیل شورای اقتصادی سران قوا
    • و...
    هر یک از این اعتراف‌ها، نقیض ادعاهای قبلی خود خامنه‌ای در خصوص پیشرفت‌های چنین و چنان رژیم بود که به‌استناد آنها مدعی بود قیام‌ها توطئه دشمنان خارجی برای جلوگیری از این پیشرفت‌های نظام است. اگر چه خلیفهٔ ارتجاع در این اعترافات، اشارات مختصر و تعارف‌آمیزی هم به‌ نقش خودش در به‌وجود آمدن بن‌بست و اوضاع فلاکت‌بار کنونی کرد، اما جوهر حرف‌ها، فرار به‌جلو برای در بردن خودش از آتش خشم مردم ایران بود. در همین رابطه او با شیوهٔ یکی به‌نعل و یکی به‌میخ، به «عقب‌ماندگی و تعطیل نسبی مسائل اقتصادی در دههٔ ۹۰» اشاره کرد، اما افزود: «به دلایل مختلف نمی‌شود همه را منسوب کرد به‌ ضعف مدیریت‌ها» و شگفت‌انگیز آن‌که در بیان این عوامل و «دلایل مختلف» گفت: «مسأله تمرکز کشور بر روی مسأله هسته‌یی که اقتصاد را شرطی کرد، مؤثر بود». اما شگفت‌انگیزتر آنجا بود که در فرار به‌جلو مضاعف سیاسی، در این تقسیم تقصیر، سهم اصلی را به‌گردن رئیسی و دولت او گذاشت که پروژهٔ خودش برای حاکمیت یکدست حزب‌اللهی بود. خامنه‌ای از جمله گفت: «ما گاهی اوقات تصمیم‌گیری‌های متناقض داریم؛ یک دستگاه یک تصمیمی می‌گیرد، اعلام می‌کند، یک دستگاه دیگر خلاف و ضد آن را تصمیم می‌گیرد، اعلام می‌کند! هر دو هم در جلسه هیأت دولت دور یک میز می‌نشینند، این نباید اتفاق بیفتد». خامنه‌ای هم‌چنین گفت: «بودجه ما متأسفانه دچار مشکلات ساختاری است، این کسر بودجه‌های عجیب‌ و غریبی که در سال‌های مختلف وجود داشته، یکی از مشکل‌سازترین عوارض مالی کشور ما از لحاظ اقتصادی است، ما این جلسه شورای اقتصادی سران قوا را تشکیل دادیم، برای این‌که این مشکل برطرف بشود، تا حالا هنوز برطرف نشده». اشاره خامنه‌ای به‌ کسری عجیب و غریب بودجه و این‌که «از مشکل‌سازترین مسائل برای اقتصاد کشور است»، در حالی است که رئیسی هنگام ارائهٔ بودجهٔ ۱۴۰۲، ادعا کرد که بودجه بدون کسری است. به‌بیان روشن‌تر، اعتراف به‌ ورشکستگی اقتصادی دولت رئیسی، اعتراف خامنه‌ای به‌ شکست پروژهٔ رئیسی است. از یاد نبرده‌ایم که او در سخنان نوروزی ۱۴۰۱، برگماری جلاد ۶۷ را شیرینی سال ۱۴۰۰ نامید. اما فشار واقعیت‌ها و بن‌بست و درماندگی همه‌جانبه، ولی‌فقیه درهم‌شکستهٔ ارتجاع را وادار کرده برای دربردن و نجات خودش، در اذعان به‌ شکست دولت دست‌سازش دست پیش بگیرد تا پس نیفتد. اگر چه صداهای اعلام شکست دولت رئیسی، اکنون نه فقط از سمت حواشی رژیم و باند مغلوب، بلکه حتی از درون باند غالب نیز به‌گوش می‌رسد؛ صداهایی که به‌تدریج به‌ فریاد تبدیل شده، اما بیان این شکست استراتژیک از زبان خود خامنه‌ای، معنای دیگری دارد و طنین آن در درون رژیم، آن هم در شرایطی که قیام سراسری مردم ایران طی بیش از ۴ماه گذشته، نظام را در لبهٔ پرتگاه سرنگونی قرار داده، بحران نظام ولایت را به‌مراتب عمیق‌تر و مرگبارتر می‌کند.

    6 min
  • همبستگی عربی ـ اسلامی با انقلاب دموکراتیک ایران
    روز جمعه هفتم بهمن کنفرانس عربی ـ اسلامی در همبستگی با انقلاب دموکراتیک مردم ایران در بروکسل برگزار شد. در این کنفرانس، پارلمانترها، دولتمردان، شخصیتها و روشنفکران برجسته از کشورهای عربی شرکت داشتند و خانم مریم رجوی رئیس‌جمهور برگزیدهٔ مقاومت سخنرانی کرد. برگزارکنندهٔ این کنفرانس، کمیته همبستگی عربی ـ اسلامی با مقاومت ایران بود. آقای احمد کامل از شخصیت‌های اپوزیسیون سوریه که ادارهٔ این کنفرانس را به‌عهده داشت، در مورد هدف این گردهمایی گفت: «هدف، اولاً حمایت از قیام مردم ایران و نیروی پیشتاز آن است که ۴۳سال است علیه این رژیم مبارزه می‌کند. ثانیا، ما می‌خواهیم صدای خلقهای عربی باشیم که چیزی از این رژیم، جز قتل و کشتار و کوچ اجباری ندیده‌اند». دکتر نذیر حکیم از رهبران اپوزیسیون سوریه گفت: «قیام زنان و مردان ایران نمادهای حاکمیت عمامه‌داران را در مقابل پای مردم ایران سرنگون می‌کند وخانم مریم رجوی و مجاهدین خلق این بتها را شکستند و چهره باند پلید حاکم و برنامه‌های این رژیم برای نابودی خلقها و کشورها را افشا کردند». عبدالحکیم بشار ـ معاون رئیس ائتلاف ملی سوریه نیز گفت: «ما از برنامه ۱۰ماده‌ای خانم مریم رجوی برای ایران آزاد فردا حمایت می‌کنیم... ما به‌عنوان مردم سوریه و مناطق عربی یمن و لبنان و اردن از رژیم ایران بسیار رنج دیده‌ایم؛ وظیفه ماست که از قیام مردم ایران حمایت کنیم». عبدالحکیم بشار با اشاره به‌این که خود یک کرد سوری است، افزود: «ما از شورای ملی مقاومت ایران حمایت می‌کنیم زیرا این شورا در سال۱۹۸۳ طرح خودمختاری کردستان ایران را در ۱۲ماده تصویب کرد؛ این یکی از مترقی‌ترین طرح‌های خودمختاری ملیتها در جهان است». دکتر موسی المعانی ـ وزیر مشاور پیشین در امور نخست‌وزیری اردن گفت: «مردم ایران رژیم ملایان و رژیم شاه سابق را رد می‌کنند. رژیم آخوندی و بقایای شاه، علیه انقلاب دموکراتیک مردم ایران موضع واحدی دارند، از آنجا‌که بازگشت به‌دوران شاه، نه به‌لحاظ تاریخی و نه به‌لحاظ سیاسی و اجتماعی امکان‌پذیر نیست؛ نتیجه این می‌شود که به‌حاکمیت جنایتکار، غارتگر و ویرانگر ولایت فقیه باید تن داد». یک تحلیلگر عرب که کارشناس مسائل منطقه است، دربارهٔ این کنفرانس و سخنرانیهای ارائه شده در آن نوشت: «همه کسانی که از تروریسم رژیم آخوندی زیان دیده و زخم‌خورده هستند، در این کنفرانس، این پیام را ارسال کردند که زمان کنار گذاشتن سیاست معیارهای دوگانه و شروع روشی جدید فرا رسیده؛ سیاستی مبتنی بر یک اراده واقعی برای پایان دادن به‌دوره مماشات با رژیم آپارتاید حاکم بر ایران که به‌نام دین حکومت می‌کند» (محمد الموسوی در سایت ایلاف ـ ۸بهمن). خانم مریم رجوی در سخنرانی خود در این کنفرانس گفت: «مبارزه مردم ایران برای به‌زیر کشیدن این رژیم، مصالح عالی کشورهای منطقه و بخش‌های زیادی از جهان را نیز در بر دارد. ما از سال‌ها پیش کشورهای منطقه را به‌برپایی جبههٔ مشترکی علیه رژیم ولایت فقیه فراخوانده‌ایم که مردم و مقاومت ایران بخش ضروری و تعیین‌کننده آن هستند... بنابراین هم‌چنان‌که مردم ایران به‌آزادی و دموکراسی نمی‌رسند مگر با سرنگونی رژیم آخوندها؛ منطقه و جهان هم به‌صلح و آرامش نمی‌رسند، مگر این‌که کانون بنیادگرایی یعنی رژیم آخوندها را هدف قرار بدهند».
    5 min
  • ورشکستگی و تباهی پروژهٔ رئیسی
    رسانه‌های حکومتی از تعیین یک کمیتهٴ ۷نفره توسط سران سه قوه رژیم برای تحقق یک قلم ۱۰۸هزار میلیارد تومانی از کسری بودجهٔ سال آیندهٔ دولت ورشکسته رئیسی خبر داده‌اند. مصوبهٔ آنها در این خصوص چنان رکوردی در فساد رسمی در چپاول اموال عمومی بر جای گذاشته که روزنامهٔ حکومتی فرهیختگان دربارهٔ آن چنین می‌نویسد: «بر اساس (این) مصوبه قرار است اموال مازاد دولتی‌ها اعم از زمین و ساختمان و... به‌عنوان بخشی از منابع بودجه به فروش برسد. این کار توسط یک هیأت ۷نفره متشکل از محمد مخبر معاون اول رئیس‌جمهوری، احسان خاندوزی وزیر اقتصاد، احمد وحیدی وزیر کشور، مهرداد بذرپاش وزیر راه، مسعود میرکاظمی رئیس سازمان بودجه و برنامه، یک نماینده از طرف رئیس مجلس و یک نماینده از طرف رئیس قوه قضاییه، انجام خواهد شد و دبیرخانه و مجری مصوبات این هیأت هم وزارت اقتصاد تعیین‌شده است. به این ترتیب این هیأت برای اموال مازاد کلیه دستگاهها، سازمانها، واحدها و سایر عناوین دولتی و وابسته و تابعه دولت از جمله: وزارتخانه‌ها، مؤسسات و دانشگاهها، شرکت‌های دولتی، مؤسسات انتفاعی وابسته به دولت، بانکها و مؤسسات اعتباری دولتی، شرکت‌های بیمه دولتی و هم‌چنین دستگاهها و واحدهایی که شمول قانون بر آنها مستلزم ذکر یا تصریح نام است اعم از این‌که قانون خاص خود را داشته باشند و یا از قوانین و مقررات عام تبعیت کنند نظیر وزارت جهاد کشاورزی، شرکت ملی نفت ایران، شرکت ملی گاز ایران، شرکت ملی صنایع پتروشیمی ایران، سازمان گسترش نوسازی صنایع ایران، بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران، سازمان بنادر و دریانوردی جمهوری اسلامی ایران، سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی ایران، شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده‌های نفتی ایران و دیگر شرکتهایی که کنترل و مدیریت آنها در اختیار دولت یا موارد فوق است، تصمیم خواهد گرفت. اما بخش‌های واکنش برانگیز این مصوبه آنجایی است که اختیارات ویژه‌یی به این ۷ عضو هیأت عالی داده است. طبق این مصوبه اعضای هیأت نسبت به تصمیمات خود در موضوع این مصوبه از هر گونه تعقیب و پیگرد قضایی مصون هستند و مجریان تصمیمات این هیأت نیز در چارچوب مصوباتی که هیأت تعیین کرده است، از همین مصونیت برخوردارند» (فرهیختگان۸بهمن ۱۴۰۱). این مصونیت رسمی از بابت چپاول و دزدی در چنین حوزه گسترده‌یی از دست‌اندازی به اموال عمومی در حالی است که در سالهای گذشته و در طرح‌های مشابه مالی (بدون مصونیت رسمی)، پیوسته شاهد اعتراف منابع رژیم به دزدی‌ها و اختلاسهایی «بی سابقه در تاریخ» بوده‌ایم. بنابراین، پیآمد دادن این مصونیت رسمی به دست‌اندرکاران حاکمیت یکدست خامنه‌ای، ناگفته روشن است. نکته حیرت‌انگیز دیگر این‌که همین رسانهٔ رژیم تأمین ردیف کسری بودجه را غیرعملی دانسته و میٰ‌نویسد: «پیش‌بینی تحقق ۱۰۸هزار میلیارد تومان منابع پیش‌بینی‌شده از این بخش در سال آینده با تردید مواجه است». یعنی آن‌چه می‌ماند، ورشکستگی و فساد بی‌علاج حاکمیت یکدست انقباضی است. هر چند قیام سراسری پنج ماهه، به مصداق «آفتاب آمد دلیل آفتاب»، بارزترین نشانه شکست خامنه‌ای در پروژه رئیسی برای مقابله با قیام بود؛ اما ورشکستگی و تباهی پروژهٔ رئیسی که خلیفه درمانده برای حفظ نظام به آن چشم دوخته بود و آن را شیرینی سال۱۴۰۰ می‌دانست، اکنون چنان برملا شده که سرکردگان باند غالب هم در عرصه سیاسی از «شکست حاکمیت یکدست» سخن می‌گویند. یکی از آنها به نام محمد مهاجری تصریح می‌کند: «به‌عنوان حامی حاکمیت یکدست، شکست آن را اعلام می‌کنم» (روزنامهٔ حکومتی آرمان ـ ۸بهمن).
    5 min
  • «از زاهدان تا ایذه، خون از وطن می‌ریزه»
    امروز جمعه ۷بهمن در صدو سی و چهارمین روز قیام، هموطنان بلوچ در هوای سرد زاهدان تظاهراتی سرشار از گرمای انقلاب دموکراتیک برپا کردند و شعار می‌دادند: «مرگ بر خامنه‌ای لعنت بر خمینی»، «این همه سال جنایت، مرگ بر این ولایت»، «مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر»، «خامنه‌ای حیا کن، مملکتو رها کن»، «سفره ما خالیه، خامنه‌ای جانیه». هموطنان بلوچ با حمل پلاکارد «بلوچستان اگر گرمی، اگر سردی، ولی جای هزاران شیرمردی» بر عزم استوارشان برای قیام تا پیروزی تأکید کردند و با حمل پلاکارد «وکالت ما مدرن است، نه فرد محور»، بازی ننگین ساواکی- پاسداری حول بچه شاه را به‌سخره گرفتند. خیزش زاهدان در روز جمعه در حالی بود که پاسداران ولایت خامنه‌ای از روز قبل با ایجاد ایستگاههای ایست و بازرسی در ورودی‌ها و در سطح شهر، فضای امنیتی را بیش‌از‌پیش تشدید کرده بودند تا مانع تظاهرات مردم پس از برگزاری نماز جمعه شوند. اما پایداری هموطنان بلوچ تلاشهای آنها را به‌شکست کشاند. همزمان با زاهدان، در شهر راسک نیز هموطنان بلوچ با شعارهای «مرگ بر خامنه‌ای»، «مرگ بر بسیجی» تظاهرات کردند. همزمان با زاهدان در شهر ایذه مردم به‌طور گسترده‌یی در چهلم شهید حسین سعیدی و روز پنجشنبه در چهلم شهید محمود احمدی حضور یافتند و با شعارهای «مرگ بر خامنه‌ای»، «از زاهدان تا ایذه، خون از وطن می‌ریزه»، «محمود احمدی سردار بختیاری» و «حسین سعیدی سردار بختیاری» یاد این دو شیرمرد قهرمان را گرامی داشتند و با آنها برای ادامهٔ راهشان پیمان بستند. این دو شورشگر قهرمان در برابر رژیم و پاسداران جنایتکار خامنه‌ای مسلحانه ایستادند و روز ۲۹آذر در حملهٔ مزدوران با سلاحهای سنگین به شهادت رسیدند. درود به شهیدان ایذه و به مردم دلاور این شهر که به‌رغم تمامی جنایات سرکوبگرانه دیکتاتوری دینی و دجالگریهای ویژه این رژیم ضدبشری هم‌چنان خروشان، بر ادامه قیام و ادامهٔ راه شهیدان تأکید دارند. در همین ایذه بود که پاسداران جنایتکار خامنه‌ای در جنایتی سبعانه، خودرو حامل خانوادهٔ پیرفلک را در خیابان به‌رگبار بستند که بر اثر آن، کودک ۱۰ساله، کیان پیرفلک در دم جان خود را از دست داد و پدر او نیز به سختی مجروح شد. اما این تمام ماجرا نبود؛ پس از آن‌که این کودک‌کشی قساوت‌بار امواج خشم و انزجار مردم سراسر ایران را، علیه خامنه‌ای و رژیم پلید او به حرکت درآورد، رژیم با دجالبازیهای معمول خود و با تشییع جنازهٔ حکومتی و برپایی یادواره و نمایش و غیره... تلاش کرد کیان را به‌عنوان شهید خود جا بزند و کار «تروریستها» جلوه دهد. در همین رابطه ارگانهای حکومتی دو بار (یک بار در آبان و یک بار هم در دیماه) در خبرسازیهای کذب خود اعلام کردند قاتلان را هنگام خروج از مرز دستگیر کرده‌اند. شعار «از زاهدان تا ایذه، خون از وطن می‌ریزه» را نخستین بار هموطنان بلوچ در ۱۶دی‌ماه گذشته در زاهدان سر دادند؛ اکنون پژواک و تکرار این شعار در ایذه، بیانگر آن است که خون واحد قیام و آزادیخواهی در پیکرهٔ تمام ملت ایران جریان دارد؛ ملتی که در پنجمین ماه قیام سراسری، به‌رغم سرکوب وحشیانه و کشتار صدها جوان قیامی و به‌رغم تمامی دجالگریها و نیرنگهای دشمن برای خاموش کردن قیام و منحرف کردن و متفرق کردن صفوف آن، برای نیل به آزادی و استقلال و برپایی جمهوری دموکراتیک عزم جزم دارد و از زاهدان تا ایذه به توطئه‌ها و ترفندهای پاسداری ـ ساواکی تودهنی می‌زند.
    5 min
  • همیاری قیام؛ نه شاه، نه شیخ!
    بیست و هفتمین همیاری ملی با سیمای آزادی، هم‌چنان‌که پیش از این نیز نوشتیم، یک رژهٔ با شکوه در متن قیام مردم ایران بود و به‌چراغی درخشان تبدیل شد که بر مسائل مختلف قیام و مسیر پیروزمند آن پرتو افکند؛ از جایگاه کانون‌های شورشی در داخل کشور تا تلاشهای یاران هم‌نفس و شورشگر در ۴۱کشور جهان؛ از خیزش هموطنان در حمایت از مجاهدین و تنها جایگزین دموکراتیک، تا افشای ترفندهای اطلاعات آخوندها و همدستان استعماری‌شان برای تخطئه قیام و منحرف کردن آن از مسیر سرنگونی... یکی از جلوه‌های همیاری بیست و هفتم، درخشش مرزبندی ملی و تاریخی ایرانیان با شیخ و شاه بود. یک هموطن از آمریکا گفت: «پرچم نه شاه نه شیخ از دورترین روستاهای بلوچستان و کردستان تا فریدام پلازای واشنگتن به‌اهتزاز درآمده است». یک جوان هموطن در خارج کشور گفت: «مردم ایران از روز اول گفتند «مرگ بر خامنه‌ای»، یعنی سرنگونی می‌خواهند. شعار بعدی مردم شعار «مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر» است یعنی ما دیکتاتور نمی‌خواهیم. چه مدل قدیم که شاه باشد و وابسته، چه مدل الآن‌اش که آخوندها هستند. مردم می‌گن «نه سلطنت نه رهبری، دموکراسی برابری». اگر ما می‌خواهیم سر آینده ایران حرف بزنیم باید روی همین شعارها حرف بزنیم. مردم این‌قدر کشته ندادند که برگردند به‌دیکتاتوری سابق، ۴ماه است که قیام ادامه دارد، کجا مردم شعار همه با هم داده‌اند؟!». هموطنی از فرانسه «شعار نه شیخ، نه شاه را زیرساخت انقلاب دموکراتیک مردم ایران» توصیف کرد. یک خانم هموطن گفت: «جوانها دنبال آزادی هستند و می‌گن «مرگ بر ستمگر چه باشه چه رهبر». اینا می‌خوان برای سرنوشت خودشون، خودشون تصمیم بگیرن و به‌عقب بر نمی‌گردن بلکه می‌خوان رو به‌جلو حرکت بکنن». یک جوان هموطن از داخل کشور با تأکید بر این‌که از جانب شماری از دوستانش حرف می‌زند، گفت: «با تمام وجود حمایت می‌کنیم از اصل تاریخی اعلام شده از سوی شورای ملی مقاومت با مرزبندی شاه و شیخ، به‌معنی نه به‌استعمار و نه به‌ارتجاع مذهبی. این وظیفه ملی هر جریان پیشتاز و انقلابی است و ما به‌آن پایبند هستیم». هموطن دیگری گفت: «بحث شخص محمدرضا شاه، یا این بچه‌اش که اصلاً هیچ‌کاره و بیکاره است نیست، بحث تاریخ است، بحث این است که ما می‌خواهیم از ارتجاع و از ولایت فقیه چه با تاج چه با عمامه آزاد باشیم». یکی از استادان دانشگاه از آمریکا با اشاره به حمایت بسیار وسیع اساتید دانشگاههای آمریکا، اعم از ایرانی و غیرایرانی از قیام مردم ایران گفت: «یک دانشگاهی، یک روشنفکر، یک آدم منطقی، نمی‌تواند بپذیرد که کسی به‌خاطر این‌که ژنتیک با یک کس دیگری مربوط است برای همیشه به‌عنوان رهبر قرار بدهند و نسل بعد از نسل یک ملتی را مجبور کنند. همان‌طور که نمی‌توانند ولایت فقیه را بپذیرند». خانم هموطنی از انگلستان گفت: «صرف دانستن کافی نیست، آنچه مهم است تعهدپذیری و احساس مسئولیت در قبال خلقمان است برای سرنگونی و این‌که بتوانیم در زمانی که فرصت‌طلبان و ارتجاع و استعمار دارند تلاش می‌کنند این جنبش را به‌انحراف بکشند، ما از پرنسیپ‌های خودمان یعنی همان مرزبندی سرخ نه شاه نه شیخ کوتاه نیاییم. چرا که این ضامن پیروزی مردم ایران است». و هموطنی از داخل کشور گفت: «شعار محوری شورای ملی مقاومت نه شاه و نه شیخ است... این مرزبندی را بایستی همین الآن کرد نه بعد از سرنگونی! این برای صندوق انتخابات نیست. چرا که مرزبندی با دیکتاتوری و وابستگی باعث می‌شود سرنگونی زودتر به‌دست بیاید و هم‌چنین آزادی بعد از سرنگونی را تضمین می‌کند».
    5 min
  • هماوردی ۴۳ساله با سپاه حافظ ولایت فقیه
    بهانهٔ مضحک جوزپ بورل که اتحادیه اروپا برای تصویب قطعنامه پارلمان اروپا مبنی بر لیست‌گذاری تروریستی سپاه پاسداران، به حکم دادگاه هم نیاز‌مند است؛ ظاهراً وحشت آخوندها از تلاشهای مجاهدین در این رابطه را التیام نداده و فریاد و فغان و عمامه بر زمین کوبیدن ایادی و سردمداران رژیم هم‌چنان ادامه دارد. روزنامهٔ حکومتی فرهیختگان (۵بهمن) ضمن چاپ تصویری از دهها تن از سیاستمداران برجستهٔ اروپایی و آمریکایی در کنار خانم مریم رجوی در گردهمایی بزرگ مقاومت ایران در سال۲۰۱۷ (سال ۹۶) نوشته است: «یکی از گروه‌های وابسته به‌پارلمان اروپا، گروه موسوم به «دوستان ایران آزاد» هستند که توسط لابی قدرتمند مجاهدین در بریتانیا، فرانسه، ایتالیا، دانمارک، بلژیک و پارلمان اروپا سازماندهی شده‌اند. همین افراد هستند که در ازای دریافت پول، منویات مجاهدین را در اتحادیه اروپا دنبال می‌کنند. نام اکثر این افراد در طرح‌های ضد (نظام) به‌چشم می‌خورد. اعمال تحریم‌های جدید علیه (نظام) و تلاش برای تروریستی اعلام کردن سپاه پاسداران نیز از اقدامات این افراد نزدیک به مجاهدین است». آصفری نایب‌رئیس کمیسیون امور داخلی مجلس ارتجاع هم گفته است: «موجب تأسف است که امروز پارلمان اروپا بر مبنای گزارشات مریم رجوی تصمیم‌گیری می‌کند... اروپایی‌ها به‌جای این‌که گول سازمان مجاهدین خلق را بخورند، بهتر است با نظام ایران گفتمان و مسائل خود را حل کنند» (روزنامه حکومتی رسالت ۵بهمن). ناله و زاری نایب‌رئیس کمیسیون داخلی مجلس ارتجاع، که در زیر ضرب قطعنامه لیست‌گذاری تروریستی سپاه و تلاشهای گروه پارلمانی دوستان ایران آزاد، التماس می‌کند «اروپاییها بیایند با خودمان گفتمان کنند»! را وقتی در کنار حرفهای حمیدرضا ترقی عضو شورای مرکزی باند فاشیستی مؤتلفه در همین رابطه بگذارید، حضیض ترس و ذلت رژیم آخوندی بیشتر برملا می‌شود؛ او می‌گوید: «مقرهای مجاهدین بارها توسط سپاه متلاشی شده است؛ بنابراین آنها علیه سپاه فعالیت داشته‌اند» و می‌افزاید: «رفت و آمد مجاهدین به‌اتحادیه اروپا و سخنرانی در آنجا با فریب سران اروپا همراه شده است؛ مجاهدین، منبع اطلاعاتی، تحلیلی و محاسباتی سران اروپا شده‌اند» (خبرگزاری حکومتی ایسنا ۴بهمن). واضح است که آنچه آخوندها را این‌چنین دچار ترس و وحشت کرده و آرام‌بخشی جوزپ بورل هم روی آن چندان اثری ندارد، هماوردی ۴۳ساله مجاهدین خلق ایران با سپاه جهل و جنایت خمینی و خامنه‌ای است و این‌که عزم جزم دارند برای رهایی ایران از ضحاک دوران نیروی اصلی حافظ نظام ولایت فقیه و بازوی سرکوب و صدور تروریسم این رژیم قرون‌وسطایی را درهم بکوبند. پیگیری خستگی‌ناپذیر لیست‌گذاری این نیروی اهریمنی در عرصه بین‌المللی از آمریکا تا اروپا و خلع ید از این رژیم در کشورهای منطقه نیز هر کدام بخشی از همین هماوردی استراتژیکی در میهن اسیر است. مسئول شورای ملی مقاومت در پیام خود به‌مناسبت سالگرد انقلاب ضدسلطنتی در سال۱۳۷۷در این باره می‌گوید: «دیکتاتوری ولایت فقیه یک دیکتاتوری نظامی‌ـ‌پلیسی است. سپاه پاسداران ابزار حفظ نظام ولایت فقیه است و این رژیم عمدتاً به آن متکی است. پس سپاه ارگان محوری اعمال قهر و سرکوب نظامی است. اما دینامیسم (موتور محرک) سپاه یعنی روح حاکم بر آن صدور ارتجاع و جنگ‌طلبی مبتنی بر نظریهٔ ولایت جهانشمول است. دینامیسم و روح حاکم بر‌ ساواک شاه وابستگی به آمریکا بود. وقتی سران و شکنجه‌گران ساواک دیدند دیگر از حمایت آمریکا برای شاه خبری نیست، فضا چرخید. اکنون نیز اگر کسی می‌خواهد به‌گونه سیاسی با سپاه پاسداران مقابله کند و زیر‌ پای آن را خالی کند می‌بایستی صدور ارتجاع و جنگ‌طلبی مبتنی بر نظریهٔ ولایت جهان‌شمول را گل بگیرد».
    6 min
  • چرخة غارت و نقش رئیسی جلاد
    پس از ارائهٔ لایحهٔ بودجه توسط رئیسی جلاد به‌مجلس ارتجاع، اکنون حتی پیش‌بینی کارشناسان اقتصادی رژیم هم آن است که حاصل این بودجه، افزایش تورم و گرانی و تشدید فقر و کوچکتر شدن سفرهٔ مردم خواهد بود. روزنامهٔ حکومتی رسالت (۴بهمن) بودجه۱۴۰۲ را «انقباضی برای مردم انبساطی برای دولت» توصیف می‌کند. صدیف بدری از اعضای مجلس ارتجاع می‌گوید: «لایحهٔ دولت برای سال آینده تورم‌زاتر از قانون بودجهٔ سال۱۴۰۱ است». روزنامهٔ حکومتی ابتکار (اول بهمن) نیز می‌نویسد: «دستمزد‌ها را حداکثر قرار است ۲۰درصد افزایش بدهند و این یعنی در روند پلکانی بین ۵ تا ۲۰درصد قرار است دستمزد‌ها افزایش یابد و این یعنی میانگین افزایش دستمزد رقمی حدود ۱۰درصد خواهد بود؛ یعنی ۳۰درصد به‌طور متوسط سفر‌ه‌های مردم کوچکتر خواهد شد». البته این بر اساس نرخ تورم ۴۰درصد محاسبه شده، در حالی که نرخ رسمی ۴۴درصد است که این نیز از نرخ واقعی به‌مراتب کمتر است. این نرخ در اقلام خوراکی به‌گزارش مرکز آمار رژیم، به‌مرز ۷۰درصد رسیده است. این که افزایش نرخ تورم، افزایش روز به‌روز قیمت همهٔ کالاها و تشدید فقر و فلاکت عموم مردم چگونه اتفاق می‌افتد؛ چندان پیچیده نیست. اساس مسأله به‌این برمی‌گردد که هزینه‌های دولت که در بودجه آمده، واقعی است، اما درآمدها، غیرواقعی و خیالی است. نخست آن‌که پایه اصلی درآمد دولت که ناشی از فروش نفت است، بر اساس هر بشکه ۸۵دلار و فروش بیش از یک میلیون بشکه در روز محاسبه شده است؛ در حالی که بهای نفت اکنون حدود ۷۰دلار است و رژیم به‌دلیل شرایط تحریمی ناچار است با نرخ کمتری آن را بفروشد و هم‌چنین به‌علت همین شرایط و ممنوعیت‌های FATF معلوم نیست بتواند پول حاصل از فروش نفت را به‌دست بیاورد. دوم، یکی دیگر از منابع درآمدی دولت از مالیات است. دولت رئیسی برای اخذ مالیاتی حدود ۶۰درصد بیش از سال قبل کیسه دوخته است؛ اما به‌گواهی کارشناسان حکومتی «این مالیات نه با ایجاد دست‌انداز در برابر فرارهای مالیاتی (که رئیسی مدعی آن است) بلکه از طریق ایجاد فشار بر واحدهای تولید و عموم جامعه تأمین می‌شود» (روزنامهٔ حکومتی ابتکار ـ اول بهمن). نتیجه تعطیل و نابودی تولید و افزایش شمار ارتش عظیم بیکاران است. «کافی است سری به‌شهرک‌های صنعتی اطراف تهران بزنید، تا به‌راحتی متوجه عمق بحران شوید که چطور واحد‌های صنعتی در حال تعطیل شدن، جمع‌آوری یا فروش هستند» (همان منبع). اما این هنوز اصل داستان غارت مداوم مردم و علت اصلی فقر سیاه و موحشی که بر سراسر جامعه سایه گسترده نیست. علت را در درهٔ عظیم «هزینه‌های واقعی» و «درآمدهای خیالی» یا همان سیاه‌چالهٔ کسری بودجهٔ ۵۰۰هزار میلیارد تومانی که به‌گفتهٔ یکی از اعضای مجلس (میرتاج‌الدینی) می‌تواند تا دو برابر این رقم هم افزایش پیدا کند؛ بایستی جستجو کرد. این سیاه‌چاله، تمام توان اقتصادی جامعه را می‌بلعد و اقشار و طبقات مردم را گام به‌گام به‌قعر گرداب فقر و نیستی فرو می‌کشد. چگونه؟دولت برای تأمین هزینه‌های خود، به‌استقراض از بانک مرکزی یا چاپ پول روی می‌آورد. البته «شش کلاسهٔ» دروغگو مدعی است که تاکنون از بانک مرکزی استقراض نکرده و پول هم چاپ نکرده و اصلاً کسری بودجه هم ندارد. آش این دروغگویی چنان شور است که پاسدار قالیباف هم قادر به‌فرو دادن آن نیست و صدایش درآمده که: «ممکن است ما از بانک مرکزی استقراض نگیریم، ولی اگر رفتیم ضمانتهایی اجرا کردیم در بانک‌های عامل در تعهدات بعضی از کارها و سررسید آن را عمل نکردیم و بدهی به‌بانک‌های عامل اتفاق افتاد، به‌مراتب این بدتر از استقراض از بانک مرکزی است» (مجلس ارتجاع ـ ۴بهمن). نتیجه آن‌که دولت رئیسی برای پرداخت‌های خود، به‌طور افسارگسیخته‌ای پول چاپ می‌کند و شاخص آن بی‌ارزش شدن مداوم پول کشور و کاهش آسانسوری آن در برابر ارزهای خارجی است. دلار که هنگام روی کار آمدن رئیسی برابر ۲۶هزار تومان بود، اکنون به‌۴۵هزار تومان رسیده است. یعنی طی همین مدت قدرت خرید پول رسمی، ۷۳درصد کاهش یافته، عددی که با نرخ واقعی تورم هم می‌خواند. یعنی در حالی که قرار است دستمزد کارگران و حقوق‌بگیران ۲۰درصد افزایش یابد، اما در واقع قدرت خرید آنان بیش از ۵۰درصد کم می‌شود و سفره‌های محقرشان به‌همین میزان خالی‌تر. این واقعیتی است که مردم محروم ایران، به‌رغم آمارسازیهای رئیسی جلاد، روزمره آن را با پوست و گوشت و استخوان خود احساس می‌کنند. دروغگویی رئیسی حتی حیرت و وحشت هم‌باندی‌هایش را هم برانگیخته است. یکی از آنها می‌گوید: «رئیسی این روزها آمارهایی می‌دهد که همه حیران می‌مانند؛ از کاهش تورم می‌گوید و تحقق ایجاد یک میلیون شغل در سال، حال آن‌که آثار این اتفاقات را مردم حس نمی‌کنند... نمی‌دانم تا چه زمانی این رویکرد منفی می‌خواهد در دولت ادامه پیدا کند تا دولت متوجه شود که این دستاوردسازی‌ها و آمارسازی‌ها دولت را با سر به‌زمین خواهد زد» (محمد مهاجری در سایت حکومتی نامه‌نیوزـ ۴بهمن).
    5 min