مقالات

مقالات

By Radio Mojahed - رادیو مجاهدNewsPolitics
Download on the App Store

مقالات episodes

  • بحران گاز و خشم انفجاری مردم
    بحران ناشی از کمبود گاز، بخش اعظم کشور را به‌تعطیلی و فلج کشانده است. ادارات، مراکز آموزشی و اغلب صنایع در ۲۰استان کشور از جمله تهران رسماً به‌حالت تعطیل درآمده‌اند. استان خراسان رضوی و کلان‌شهر مشهد از روز ۲۰دی تعطیل است و به‌نظر می‌رسد این تعطیلی چند روز دیگر ادامه داشته باشد. برخی استانها اعلام کرده‌اند که تعطیلی امروز (یکشنبه ـ ۲۵دی) نیز ادامه خواهد داشت. تعطیلی شامل ضروری‌ترین نیازهای مردم هم شده است. از جمله بسیاری از نانوایی‌ها تعطیل شده‌اند یا در ساعات محدودی از روز پخت می‌کنند و مردم برای تأمین نان مصرفی خود ناچارند در سرمای زیرصفر ساعتها در صف بایستند. رژیم اعتراف می‌کند که ۵استان کشور با افت فشار گاز مواجه هستند (تلویزیون رژیم ـ ۲۳دی)، اما گزارشها حاکی از آن است که دامنهٔ بحران کمبود گاز تقریباً سراسری است. حتی در مناطقی که فاقد لوله‌کشی گاز هستند، مردم در سرمای شدید هوا ساعتها در نوبت خرید کپسول گاز می‌ایستند. رژیم آخوندی طبق معمول مردم و مصرف زیاد را عامل بحران کنونی قلمداد می‌کند و مقام‌های رژیم در همین رابطه به‌مردم توصیه می‌کنند که لباس گرم بپوشند، وسایل گرمایشی را ۶ساعت در روز خاموش کنند، دمای خانه را از ۱۸درجه سانتیگراد بالاتر نبرند و فقط یک اتاق را در هر خانه گرم نگه دارند. رژیم علاوه بر این توصیه‌ها، کوشیده است این شرایط را به‌عنوان فرصتی برای غارتگری غنیمت بشمرد و در همین رابطه قیمت گاز «مشترکین پرمصرف» را به‌طور پلکانی۳۰ تا ۵۰درصد افزایش داده است. علت دیگری که برای بحران کنونی عنوان می‌شود، شدت برودت غیرقابل پیش‌بینی زمستان امسال و «غافلگیری مسئولان» است. این هم دروغی است که کذب آن در منابع حکومتی نیز هویداست. چرا که نهادها و مقام‌های مختلف از مدتها قبل بحران موجود را پیش‌بینی می‌کردند و نسبت به‌آن هشدار می‌دادند. از جمله کمیسیون انرژی مجلس ارتجاع در اوایل آبان ماه گذشته طی گزارشی اعلام کرد: «با ادامه بی‌توجهی به‌کمبود گاز در کشور، اختلال جدی در سیستم گرمایش مورد استفاده مردم، کاهش ۷۰درصدی تولید برق کشور، توقف فعالیت صنایع اساسی، تعطیلی فعالیت بخشی از خدمات عمومی نظیر نانوایی‌ها و توزیع آب و بروز نارضایتی‌های عمومی در پیش خواهد بود» (سایت حکومتی بهار نیوز ـ۱۰آبان ۱۴۰۱). پیش از این نیز زنگنه وزیر نفت دولت روحانی نسبت به‌وضعیت گاز در کشور هشدار داده و عنوان کرده بود که «اگر سرمایه‌گذاری خارجی جذب نکنیم دچار مشکل جدی می‌شویم». اما سرمایه‌گذاری خارجی در صنعت گاز، به‌مثابه تعلیق به‌محال کردن حل این بحران است، چرا که هم به‌دلیل ابعاد دهها میلیارد دلاری این سرمایه‌گذاری و هم به‌دلیل وضعیت داخلی و بین‌المللی رژیم که موجب شده، فرار سرمایه از کشور از زمان روی کار آمدن رئیسی، به‌خصوص در ماههای اخیر شتاب فوق‌العاده‌یی پیدا کند، این امر حتی از نظر سردمداران رژیم هم از محالات است. در آبان ماه گذشته که بحث کمبود گاز در مجلس ارتجاع مطرح شد، اوجی وزیر نفت دولت آخوند رئیسی، در جلسه علنی مجلس گفت: «ما در حوزه گاز به‌۸۰ میلیارد دلار برای سرمایه‌گذاری نیاز داریم». پاسدار قالیباف در جواب او گفت: «شما فکر می‌کنید ۸۰میلیارد دلار پول وجود دارد که بدهند تا ناترازی گاز را حل کنید؟!». از همین روست که رئیس دفتر انرژی سازمان برنامه و بودجهٔ دولت رئیسی گفت مردم ایران «تا سال۱۴۲۰ باید بحران گازی را تحمل کنند! البته اگر شرایط به‌همین منوال پیش برود» (روزنامهٔ حکومتی اعتماد ـ ۱۲دی). قیام ۴ماهه نشان می‌دهد که جایی برای «تحمل» وجود ندارد و «اگر شرایط به‌همین منوال پیش برود»، بحران گاز هم بر خشم شعله‌ور مردم افزوده می‌شود و در نتیجه نه از تاک نشان خواهد ماند و نه از تاک‌نشان! در همین رابطه اظهارات محمد صدر از اعضای مجمع تشخیص نظام بیانگر همین واقعیت است. نامبرده می‌گوید: «چشم‌انداز بسیار بدی از نظر اقتصادی و معیشتی در انتظار کشور است... وضعیت بسیار خطرناکی به‌خصوص پس از اعدام‌هایی که صورت گرفته برای موقعیت ایران در سطح بین‌المللی ایجاد شده است... در حال حاضر خطر امنیتی شدن دوباره پرونده ایران بسیار جدی است... در چنین شرایطی نظام دچار انزوای سیاسی، اقتصادی، امنیتی و بین‌المللی می‌شود و این انزوا مقدمه مسائلی خواهد شد که امیدوارم هرگز به‌آن مرحله نرسیم» (سایت حکومتی اعتماد آنلاین ۲۴دی ۱۴۰۱). اما قانونمندیهای متقن سیاسی و اجتماعی و به‌خصوص شرایط به‌شدت متحولی که قیام سراسری مردم ایران، طی ۴ماه گذشته شکل داده، حکم می‌کند که «آن مرحله» ناگزیر و به‌سرعت واقع خواهد شد. یک زمان جهانگیری معاون روحانی شرایط کشور را به‌اتاق پر از گازی تشبیه کرده بود که یک جرقه آن را به‌انفجار خواهد کشاند. به‌نظر می‌رسد اکنون فقدان گاز است که دارد شرایط را به‌انفجار می‌کشاند!
    5 min
  • یک ضربهٔ سیاسی، در حساس‌ترین زمان
    روز پنجشنبه ۲۲دی، پارلمان انگلستان، در یک اجلاس رسمی، به‌بحث و گفتگو دربارهٔ وضعیت سیاسی و قیام در ایران پرداخت. در این اجلاس که نمایندگان و سخنگویان تمام احزاب انگلستان شرکت داشتند، به‌اتفاق آرا قطعنامه‌یی به‌تصویب رسید که در آن، ضمن حمایت از قیام و مقاومت مردم ایران، از دولت انگلستان خواسته شده است سپاه پاسداران را در فهرست سازمانهای تروریستی قرار دهد. لئودو داچری معاون پارلمانی وزیر خارجهٔ انگلستان که در این جلسه حضور داشت، گفت: «ما لیست‌گذاری تروریستی سپاه پاسداران را بررسی می‌کنیم و حداکثر فشار تحریمی را علیه رژیم ایران اعمال می‌کنیم». در این قطعنامه از جمله آمده است:
    • پارلمان اقدامات رژیم ایران در سرکوب اعتراضات را بی‌چون و چرا محکوم می‌کند.
    • از رفتار خشونت‌آمیز رژیم با این اعتراضات ابراز انزجار می‌کند.
    • به‌شدت نگران گزارشهای مربوط به‌اقدامات تهدیدآمیز رژیم ایران در انگلستان، علیه سازمانها و ارگانهایی است که از حقوق معترضان در ایران حمایت می‌کنند.
    • از دولت انگلستان می‌خواهد که سپاه پاسداران را در لیست سازمانهای تروریستی ممنوعه قرار دهد.
    • از دولت انگلستان می‌خواهد که با همتایان بین‌المللی برای اطمینان از اعمال تحریم‌های بیشتر علیه رژیم ایران بدون تأخیر کار کند.
    لیست‌گذاری تروریستی سپاه پاسداران از سال‌ها پیش یکی از خواستهای مشخص مقاومت ایران بوده و این مقاومت طی ۴دهه تلاش مداوم و نبرد سیاسی در جهت افشای جنایتهای فاشیسم مذهبی حاکم و رساندن صدای مردم تحت ستم و به‌پاخاسته ایران، به‌گوش جهانیان، تاکنون توانسته است تقریباً در تمامی پارلمانهای کشورهای اروپا و آمریکا، اکثریت نمایندگان را با آرمان آزادی مردم ایران همراه و همدرد سازد و از این طریق بسیاری از توطئه‌ها و بندوبستهای رژیم و حامیان مماشاتگرش علیه منافع و مصالح مردم ایران را خنثی سازد. به‌یمن تلاش و سخت‌کوشی کادرها و هواداران و اشرف‌نشانان در کشورهای مختلف، مقاومت ایران نه تنها سیاست ترور و باجگیری رژیم را افشا و خنثی کرده، بلکه توانسته است اخلاق و حقوق‌بشر را به‌یک اهرم مؤثر سیاسی در جهت تحقق آرمان آزادی مردم ایران تبدیل کند. در حالی که قیام سراسری مردم ایران طی ۴ماه گذشته، بر آنچه مجاهدین و مقاومت ایران دربارهٔ واقعیتهای جامعهٔ ایران می‌گفتند، مهر تأیید نهاده و تبلیغات دجالگرانهٔ رژیم را به‌باد افشا سپرده، نمایندگانی که در اجلاس روز گذشتهٔ پارلمان انگلستان برای لیست‌گذاری تروریستی سپاه پاسداران شرکت داشتند، به‌روشنی از خواستهای مقاومت ایران از جامعه جهانی سخن گفتند: باب بلکمن نماینده پارلمان انگلستان: «دولت انگلستان باید انقلاب مردم ایران برای برقراری یک دولت دموکراتیک را به‌رسمیت بشناسد و آلترناتیو دموکراتیک ایران را که اهداف آن در برنامه ۱۰ماده‌یی خانم مریم رجوی تدوین شده به‌رسمیت بشناسد». دیوید جونز نمایندهٔ پارلمان انگلستان: «دولت انگلستان به‌عنوان عضو دائمی شورای امنیت باید برای به‌رسمیت شناختن حق مشروع دفاع مردم ایران از خود فشار بیاورد». متیو آفورد نماینده پارلمان انگلستان: «باید همه روابط سیاسی را با رژیم ایران قطع کنیم. به‌توافق برجام پایان دهیم و مکانیزم ماشه را در شورای امنیت سازمان ملل فعال کنیم. ما باید همه بنیادهای رژیم ایران و مراکز آن در سراسر انگلستان را ببندیم. سفیر انگلستان را از تهران فراخوانده و سفیر رژیم و دیپلماتهای آن را اخراج کنیم». آنا فیرث نماینده پارلمان انگلستان: «جنبش ایران فراتر از موضوع حجاب اجباری است و خواستار تغییر پایدار و دموکراتیک است. امیدوارم وقتی رژیم ایران تغییر کند اصولی که در برنامه ۱۰ماده‌یی خانم مریم رجوی مشخص شده عملی شود. این برنامه خواستار برابری کامل زن و مرد در همه زمینه هاست». جیم شانون نماینده پارلمان انگلستان گفت: «مردم ایران نه آخوندها را می‌خواهند و نه بازگشت دیکتاتوری شاه را؛ آنها یک جامعه آزاد و دموکراتیک می‌خواهند». با توجه به‌زیرساخت و پتانسیلی که مقاومت ایران، طی سالیان در جامعهٔ بین‌المللی و افکار عمومی جهان ایجاد کرده، اقدام پارلمان انگلستان را بایستی یک آغاز محسوب کرد، ضربه‌یی سنگین که در شرایطی حساس بر رژیم وارد آمده است؛ رژیمی که به‌دلیل امواج کوبندهٔ قیام، ضعیف‌تر و شکننده‌تر از هر زمان دیگر در سراشیب سقوط قرار گرفته است. در حال حاضر خواسته مردم و مقاومت ایران از جامعهٔ بین‌المللی، همان است که رئیس‌جمهور برگزیدهٔ مقاومت ایران در مراسم سال نو میلادی در اورسوراواز، بیان کرد. خانم مریم رجوی در این مراسم، با حضور شهرداران و منتخبان و شخصیتهای فرانسوی گفت: «انتظار ایرانی‌ها از مردم جهان به‌خصوص از اروپایی‌ها این است که دولتهای خود را قانع کنند روابطشان با آخوندها را قطع کنند. آخوندها بیش از هر زمانی از بی‌عملی اروپا سود می‌برند. اروپا باید اعلام کند که مبارزهٔ مردم ایران برای تغییر رژیم را به‌رسمیت می‌شناسد» (۱۸دی).
    5 min
  • سبوی درهم‌شکستهٔ ولایت
    سخنان روز پنجشنبه(۲۲دی) خامنه‌ای آمیزه‌یی بود از ادعا و اعتراف و ضدونقیض‌گویی و استمداد از مداحان دربارش که از فاسدترین و منفورترین عناصر سرسپردهٔ او هستند، برای بند زدن سبوی درهم‌شکستهٔ ولایت. خلیفهٔ ارتجاع با اشاره به‌ قیام سراسری مردم ایران که ۴ماه است رژیمش را درهم پیچیده و به‌رعشه انداخته، با اعتراف به‌ شرایط عینی قیام و این‌که «عامل اقتصادی وجود داشت، البته وضعیت اقتصادی کشور هم خوب نبود، خوب نیست، مشکل معیشت مردم، این زمینه‌ای بود که آنها بتوانند استفاده کنند» با این همه به‌طور متناقضی قیام را به‌ دشمن خارجی و نقشهٔ دشمن نسبت داد و ادعا کرد که دشمن در نقشه‌اش شکست‌خورده، چون «محاسبه‌اش محاسبهٔ غلطی بود». اما از آنجا که خود خامنه‌ای بهتر از هر کس می‌داند پایان قیام، ادعایی واهی است، از بیم آن‌که نیروهایش دچار خوش‌خیالی و غفلت شوند، بلافاصله به‌ آنها هشدار داد: «ما هم باید حواسمان باشد، مغرور نشویم، غافل نشویم بگوییم خب تمام شد قضایا، در میدان باشیم... دشمن را دست‌کم نگیریم». اما در ورای این اظهارات متناقض، هدف اصلی خامنه‌ای از جمع کردن مداحان دربارش و بسیج این دژخیمان، تلاش برای سبوی درهم‌شکستهٔ ولایت زیر ضربات مستمر قیام است. به‌میدان آوردن مداحان، ادامهٔ بسیج تبلیغاتی روزهای اخیر تحت عنوان «میثاق حوزویان با ولایت» در قم و مشهد و سایر شهرهای کشور است. آن «میثاق» برای مرعوب کردن آخوندهای ناراضی و جمع کردن الباقی آخوندها و طلاب هراسان، حول عمود شکستهٔ خیمهٔ ولایت بود. در دیدار با مداحان ولایت، خلیفهٔ ارتجاع به‌ آنها مأموریت داد تا با استفاده از «هنر مداحی»، اقدام به «زیباسازی» چهرهٔ او کنند. وی با اشاره به‌ امواج خشم و نفرت عمومی گفت: «دشمن خیال می‌کرد با فحش و بددهنی و اهانت‌های گوناگون می‌تواند مسئولان کشور را از میدان خارج کند، منفعل کند». اگر خامنه‌ای شخصاً وقیح‌تر از آن است که زیر حجم شعارهای شبانه‌روزی «مرگ بر خامنه‌ای» و «خامنه‌ای قاتله، ولایتش باطله» و امواج لاینقطع خشم و نفرت تمام مردم ایران منفعل شود، اما قادر نیست پنهان کند که زیر ضرب همین شعارها و منفوریت اجتماعی، هیبت و اتوریته‌اش، حتی در درون رژیم هم، ریخته است. وی در همین رابطه اعتراف کرد: «ما اشکال کارمان در بسیاری از جاها این است که دستور می‌دهیم، نصیحت می‌کنیم، استدلال می‌کنیم، منطق می‌آوریم، اثر نمی‌کند؛ چرا؟ برای این‌که فضای عمومی متناسب با آنچه که ما خواستیم نیست». ایادی و سردمداران رژیم به‌کرات به‌ منفوریت خامنه‌ای اعتراف کرده‌اند. از جمله آخوند فلاحتی، گماشتهٔ خامنه‌ای در نمایش جمعهٔ رشت (۱۰دی) گفت: «۱۰میلیون و ۴۵۰هزار تولید محتوا بر علیه رهبری نظام کردند... نه بر علیه رئیس‌جمهور، نه بر علیه سپاه، نه برای نیروهای مسلح... فقط بر علیه رهبری!». پاسدار قالیباف هم در جلسهٔ علنی مجلس ارتجاع (۱۵دی) گفت: «آماج اصلی آقاست... دشمن امروز آمده که دقیقاً به‌ سر این تن بزند و خود را راحت کند... یعنی در حقیقت با نگاه و تصمیم براندازی به‌میدان آمده است». شاید اعتراف خامنه‌ای به‌ این‌که «من به‌عنوان یک ناظر، در دل خود به‌ مهندسی خوب دشمن آفرین گفتم»، اشاره‌یی به‌ همین واقعیت باشد که تیر قیام در شلیک به‌ سر این نظام اهریمنی و منحوس، دقیقاً به‌هدف خورده است. اکنون خامنه‌ای، سراپا زخمی و شاخ‌شکسته و سرخورده از خواص ساکت و رم‌کرده، دست نیاز به‌سوی مداحان دربارش دراز کرده تا هم‌چنان‌که «در معرکه‌های‌حساس نظام به‌داد نظام رسیده‌اند» و هم‌چنان‌که «در سال‌های بعد از جنگ هم تا امروز همین‌جور، مداحی نقش‌آفرینی کرده، در قضایای گوناگون در فتنه ۸۸ در ۹دی... با تسلط بر شگردهای گوناگون جذب مخاطب» اکنون هم به‌داد او برسند. آنچه خلیفهٔ ارتجاع از این جماعت فاسد و منفور می‌خواهد، فراتر از مرمت عمود شکستهٔ خیمهٔ نظام، «فضاسازی» است؛ این است که «شما مداح‌ها بدانید کجا ایستاده‌اید و چه کار می‌توانید بکنید» چرا که «ما امروز مواجه با یک پیچ تاریخی مهم هستیم، یا تو دل یک پیچ تاریخی مهم داریم حرکت می‌کنیم». درک آنچه دیکتاتور مفلوک از آن به‌عنوان «یک پیچ تاریخی» یاد می‌کند، دشوار نیست. او تلاش می‌کند به‌ ایادی و دژخیمان رژیمش تفهیم کند نظام در موقعیت بود و نبود است. او تلاش می‌کند این وضعیت را که قیام سراسری مردم ایران برایش رقم زده، به‌ قبل از قیام برگرداند. اما هم‌چنان‌که رهبر مقاومت گفته است: «تعادل پیشین بازگشت‌ناپذیر است. سبوی ولایت بشکسته و پیمانهٔ شیخ هم‌چون شاه، بر زمین ریخته است»(مسعود رجوی ۹دی ۱۴۰۱).
    6 min
  • خامنه‌ای: باتون نه، گلوله!
    خامنه‌ای در حرفهایش در روز ۱۹دی، با اذعان به‌رویارویی جوانان و نوجوانان با رژیم، ضمن آن‌که دجالگرانه آن را ناشی از پروپاگاندا و وسوسهٔ دشمن قلمداد می‌کرد گفت: «علاج پروپاگاندا تبیین است؛ تبیین حقیقت از زبانهای مختلف، از حنجره‌های مختلف، با تعبیرات مختلف، با ابتکارات مختلف، تبیین وسوسه‌ای را که روی جوان یا نوجوان اثر می‌گذارد، چی می‌تواند برطرف کند؟باتون که نمی‌تواند برطرف کند، آن وسوسه را، تبیین می‌تواند برطرف کند». ناگفته روشن است که خامنه‌ای یعنی کسی که هم در قتل‌عام خیابانی آبان ۹۸ و هم در این چند ماه قیام سراسری به‌عنوان فرمان‌دهندهٔ اصلی اعدامها و کشتار صدها جوان و کودک، رسوای خاص و عام شده، می‌خواست چنین وانمود کند که گویا به‌بی‌اثر بودن سرکوب در مورد نسل جوان پی برده و قصد دارد به جای سرکوب و باتون، با تبلیغات و به‌اصطلاح خودش «تبیین» با آن مقابله کند؛ البته همین میزان مانور و نمایش هم در قاموس ضحاک زمانه چندان جایی پیدا نمی‌کند و او در یک جمله پیش‌تر، میخ سرکوب را کوبیده و گفته بود: «اغتشاش کردن توی خیابان... خیانت بود، بلا شک خیانت بود و دستگاههای مسئول هم برخورد جدی و عادلانه می‌کنند با خیانت، باید هم بکنند». از همین رو برخی از کاربران شبکه‌های اجتماعی تعبیرهای طنز گونه و گویایی منتشر کردند با این مضمون که حرف واقعی خلیفه خون‌آشام این است که باتون کارآیی ندارد، بلکه گلوله و طناب دار باید به‌کار برد!اما آنچه که ولی‌فقیه خون‌ریز ارتجاع را به‌همین مانور تو خالی و ضد و نقیض‌گویی رسوا وادار کرده، قیامی است که ۴ماه است، با ضربات بی‌امانش، تعادل رژیم را به‌هم زده است. خامنه‌ای از طرفی با این واقعیت روبه‌روست که سرکوب و به‌خصوص اعدامها نتوانسته مردم و شورشگران را مرعوب کند و متوقف سازد، بلکه هر اعدام به‌مثابه تازیانه‌یی، توسن قیام را با سرعت و شتاب بیشتری به‌حرکت و پویش درآورده است. کما‌ این‌که اعدام جنایتکارانهٔ دو قهرمان شورشگر، محمدمهدی کرمی و محمد حسینی، موجی از خشم و برانگیختگی اجتماعی را در پی داشت. قیام‌آفرینان و شورشگران در تهران و دیگر شهرهای میهن خروشیدند: «خامنه‌ای ضحاک می‌کشیمت زیر خاک»، «قسم به‌خون یاران ایستاده‌ایم تا پایان» جوانان شورشگر بر سر مزار آنها حضور یافتند و ضمن گلباران تربت یاران و همرزمان شهیدشان، با آنان پیمان بستند و گفتند: «ما بذر آزادی کاشتیم». کانون دختران شورشی در تهران به‌حرکت درآمدند و علیه اعدام و برای استمرار قیام خروشیدند و شعار دادند: «طناب دار جلاد برگردن دماوند هرگز اثر ندارد». فراتر از اینها در بامداد ۱۹دی یک فراز درخشان در قیام ۴ماهه، در اعتراض به‌حکم اعدام دو جوان قیامی رقم خورد. مردم خشمگین و جوانان شورشگر، از نیمه‌شب یکشنبه در مقابل زندان گوهردشت تجمع کردند و تا صبح دوشنبه خروشیدند: «این آخرین پیامه اعدام کنی قیامه»، «امسال سال خونه، سید علی سرنگونه» و «هر یک نفر کشته شه هزار نفر پشتشه» تا مانع از اجرای احکام اعدام قریب‌الوقوع محمد قبادلو ۲۲ساله و محمد بروغنی ۱۹ساله شوند.
    اما از سوی دیگر نظام منحوس ولایت فقیه برآمده از قتل‌عام است و سرکوب و اعدام برایش ضرورتی حیاتی دارد. البته همهٔ دیکتاتوریها به‌درجاتی به‌سرکوب و زندان اتکا دارند، اما دیکتاتوری سیاه و قرون‌وسطایی آخوندی در این زمینه هم فاصلهٔ کیفی با همهٔ دیکتاتوریهای معاصر دارد. اعدام به‌راستی به‌مثابه دم و بازدم این هیولای آدمخوار است. کمیسیون امنیت و ضدتروریسم شورای ملی مقاومت در تاریخ ۲۶اردیبهشت ۱۴۰۱ بر اساس اسناد به‌دست آمده از قضاییه آخوندها فاش کرد هم‌اکنون «۵۱۹۷ زندانی زیر حکم اعدام یا قصاص نفس هستند». زندانیان در واقع گروگان هستند و هر جا که حکومت به‌لحاظ سیاسی و امنیتی احساس کند باید دز ارعاب و سرکوب را در شهری یا منطقه‌یی بالا ببرد، آنها را به‌اقتضای نیازش دسته‌دسته اعدام می‌کند. این واقعیت به‌یمن افشاگریهای مستمر مقاومت ایران، در جامعهٔ بین‌المللی نیز کاملاً شناخته شده است. در همین رابطه فولکر تورک، رئیس حقوق‌بشر سازمان ملل گفت: «دولت ایران از اعدام به‌مثابهٔ یک حربه برای ایجاد ترس در مردم و سرکوب مخالفت‌ها، استفاده می‌کند و... اعدام به‌منزله قتل با مجوز از سوی دولت است» (۲۰دی ۱۴۰۱). به‌این ترتیب ضحاک خون‌آشام در بن‌بست مرگباری گیر افتاده است که راه خروجی برایش متصور نیست. از یک‌سو او طی همین روزها به‌چشم دیده است که اقدام به‌اعدام قیام‌کنندگان و شورشگران، بنزین بر آتش قیام است، اما اگر از اعدام دست بردارد، قیام مسیر قهر و آتش را بی‌وقفه ادامه می‌دهد. در هر حال رژیم از سرنوشت محتوم خود گریزی ندارد.
    6 min
  • نفله شدن دوباره جلاد قاسم سلیمانی
    بسیج تبلیغاتی سرسام‌آوری که رژیم آخوندی از ۲هفتهٔ پیش شروع کرده بود و مناسبت نفله شدن قاسم سلیمانی را هم به‌ آن ضمیمه کرد، به‌پایان رسیده است. این بسیج تبلیغاتی از روز ۶دی با گرداندن ۴۰۰تابوت بقایای قربانیان جنگ ضدمیهنی (که یک رکورد طی دهه‌های اخیر محسوب می‌شود) و سخنرانی رئیسی جلاد در آن مراسم آغاز شد و با تعزیه‌گردانی حول هلاکت قاسم سلیمانی به‌مدت ۱۰روز دیگر ادامه یافت. طی این مدت تمام دستگاه تبلیغاتی رژیم از صدا و سیمای منحوس خامنه‌ای تا نمایش‌های جمعه و جماعت و روزنامه‌های حکومتی مملو از روضه‌خوانی و دجالگری و نمایش‌های چندش‌انگیز دربارهٔ این جلاد قسی‌القلب بود. رژیم در این بسیج تبلیغاتی چند هدف را دنبال می‌کرد، نخست می‌خواست از همزمانی سالگرد ضدتظاهرات ۹دی ۸۸ و چسباندن آن به‌ سالمرگ هلاکت قاسم سلیمانی یک ۹دی دیگر بسازد و چنین القا کند که این بار نیز توانسته به‌ کار قیام پایان دهد. رئیسی جلاد در سخنرانی خود در روز ۶دی که این نمایش را استارت زد، گفت: «ناامنی‌ها بحمدالله با همت مردم و نیروهای جان برکفمان شرایط کشور شرایط امن شده»(تلویزیون رژیم ۶دی).پاسدار سلامی سرکردهٔ سپاه پاسداران خامنه‌ای هم روز بعد در یک سخنرانی گفت: «دشمن در حوادث اخیر هر چه لشکر و یگان تربیت کرده بود با همه توان به‌میدان آورد، اما شکست سختی خورد»(خبرگزاری نیروی تروریستی قدس ۷دی). هدف دیگر رژیم از این کارزار تبلیغاتی آن بود که با چهره‌سازی از قاسم سلیمانی برای نیروهای وارفته رژیم او را به‌عنوان نماد اقتدار و چسب نیروهای زهوار دررفته رژیم جلوه دهد؛ اما این هدف در بطن خود، حاوی تناقض دردناکی بود، چرا که از یک‌سو این «نماد اقتدار» ۳سال پیش در نزدیکی فرودگاه بغداد، خیلی ساده تکه‌پاره شده بود و دیگر وجود خارجی نداشت و از سوی دیگر تبلیغات در مورد «عظمت شخصیت حاج قاسم» و نوحه‌سرایی دربارهٔ «نقش بی‌بدیل» او که هم خط خامنه‌ای را در جنگ و تروریسم و هم در سیاست و دیپلماسی پیش می‌برد، حاکی از آن بود که رژیم نتوانسته و نخواهد توانست حفرهٔ ناشی از حذف او را که عملاً فرد شمارهٔ ۲ رژیم بود، پر کند. اما فراتر و مهم‌تر از این تناقضات، جنگی بود که بین رژیم از یک‌سو و مردم و مقاومت ایران و جوانان شورشگر از سوی دیگر بر سر قاسم سلیمانی درگرفته بود. درست در نقطهٔ مقابل رژیم که می‌کوشید با تبلیغات مشمئزکننده از این جلاد شقاوت‌پیشهٔ ایران و خلق‌های منطقه یک سمبل بسازد، شورشگران در سراسر ایران تخریب و به‌آتش کشیدن مجسمه‌ها، بنرهای تبلیغاتی و تصاویر قاسم سلیمانی را وجهه همت خود قرار داده بودند. مردم آگاه ایران با ساختن مضامینی هجوآمیز از این جلاد خون‌آشام، تبلیغات و دجالگری‌های رژیم را به‌سخره گرفته بودند. درباره این رویارویی پاسدار سلامی سرکردهٔ سپاه خامنه‌ای در مراسمی که در کرمان برای قاسم سلیمانی برپا شده بود، لاف زده بود: «دشمن برای سرقت ذهن جوانان ما آمده بود تا آنها را در مقابل انقلاب قرار دهد... تمام گفتارهای فریب دشمن با یک ۱۰روز دلدادگی جوانان این سرزمین به‌ این شخصیت عظیم(قاسم سلیمانی) همه شستشو شد»(تلویزیون رژیم ۱۸دی). در همان مراسم یک سخنران دیگر، پاسدار کارشناس حکومتی به نام «اصغرزاده» این هماوردی را این‌گونه مطرح کرد که: «۲تاریخ بیشتر وجود ندارد. یکی تاریخی که با انقلاب اسلامی شروع شد و حاج قاسم‌ها دارد. یک تاریخ هم مقابل این تاریخ است. تاریخی است که مریم رجوی را برای شما رئیس‌جمهور می‌کند»(خبرگزاری حکومتی تسنیم ۱۸دی). شکست رژیم در بسیج تبلیغاتی‌اش تنها به بروز نفرت شعله‌ور مردمی نسبت به جلاد سلیمانی محدود نمی‌شود؛ هدف نهایی رژیم از این تبلیغات پر سر و صدا آن بود که پایان قیام را اعلام کند. اما در این هدف به‌طور خوارکننده‌یی شکست خورد. اوج این هماوردی در بامداد ۱۹دی به‌وقوع پیوست. مردم خشمگین و جوانان شورشگر از نیمه‌شب یکشنبه تا صبح دوشنبه در مقابل زندان گوهردشت که یکی از نمادهای حکومت ارعاب و قتل‌عام طی دهه‌های اخیر بوده، تجمع کردند تا مانع از اجرای احکام اعدام قریب‌الوقوع ۲جوان شورشگر، محمد قبادلو ۲۲ساله و محمد بروغنی ۱۹ساله که برای دارزدن به‌ سلول انفرادی منتقل شده بودند، شوند. این جمعیت شجاع و خروشان که با شعارهای کوبندهٔ خود شب سرد و زمستانی اطراف گوهردشت را به‌ بهاران آزادی تبدیل کرده بودند، شعار می‌دادند: «این آخرین پیامه، اعدام کنی قیامه»، «می‌کشم، می‌کشم، آن‌که برادرم کشت»، «امسال سال خونه، سید علی سرنگونه» و «هر یک نفر کشته شه، هزار نفر پشتشه». به این ترتیب بسیج تبلیغاتی سرسام‌آوری که به‌مدت ۲هفته فضای تمام رسانه‌ها و تریبون‌های رژیم را اشباع کرده بود، جز بر خشم و نفرت مردم بپاخاسته نیفزود و تنها عزم آنان برای سرنگونی رژیم را جزم‌تر کرد و در این میان جلاد قاسم سلیمانی هم در رویارویی فشرده شورشگران و قیام‌آفرینان با دشمن، یک‌ بار دیگر و این‌بار در شعله‌های نفرت و خشم خلق بپاخاسته سوخت و نفله شد.
    6 min
  • آتش و خشم، پاسخ به‌ضحاک ولایت
    اعدام جنایتکارانهٔ دو جوان قهرمان شورشگر، محمدمهدی کرمی و محمد حسینی، طوفانی از خشم و آتش و برانگیختگی در داخل کشور و انزجار و محکومیت در خارج کشور و در جامعهٔ بین‌المللی برپا کرد. در داخل کشور، کانون‌های شورشی با درود آتشین به‌شورشگران شهید، محمدمهدی کرمی و محمد حسینی، به‌پا خاستند و با این قهرمانان که با دست خالی به‌کیفر مزدوران خامنه‌ای قیام کردند و جهان‌بینی بی‌هزینگی و پرهیز از قهر انقلابی در برابر دشمن ضدبشر و بسیج و سپاه ولایت فقیه را به‌سخره گرفتند، پیمان خون و «آتش جواب اعدام» بستند. آنها در پاسخ به‌ضحاک خون‌آشام در شهرهای هشتگرد، بندرعباس، ارومیه و تکاب، مراکز سرکوب و سپاه و بسیج دشمن را با پرتاب کوکتل درهم کوبیدند و در شهرهای اهواز، همدان، لنگرود، قزوین، یزدانشهر و تهران بنرهای قاسم سلیمانی جنایتکار را به‌آتش کشیدند. در اصفهان، جوانان شورشگر با برپایی رژه‌یی در خیابان، پا کوفتند و با شعار «قسم به‌خون یاران، ایستاده‌ایم تا پایان» با دو شهید سربه‌دار عهد خون بستند. گروه دیگری از مردم اصفهان نیز، با گل‌گذاری و افروختن شمع در برابر تصاویر محمدمهدی کرمی و سید محمد حسینی یاد این شهیدان قهرمان را، گرامی داشتند. در نجف‌آباد زنان دلیر و دختران دانش‌آموز تظاهرات کردند و با شعارهای «هر یه نفر کشته شه، هزار نفر پشتشه». عزم خود را برای پایداری و ادامه راه شهیدان و خشم و نفرت خود را از ضحاک زمان و آخوندهای جنایتکار حاکم ابراز کردند. در قزوین و گوهردشت کرج مردم در تظاهرات شبانه، شعار «مرگ بر خامنه‌ای»، «این همه سال جنایت مرگ بر این ولایت» و «مرگ بر حکومت آدمکش سر دادند». در نقاط مختلف تهران، مردم و جوانان شورشگر از جمله در تهران‌پارس، بولوار فردوس و خیابان معلم، خیابان شریعتی، خیابان انقلاب، ستارخان، صادقیه، هفت‌حوض نارمک، آریاشهر، دانشگاه ملی و نزدیک دانشگاه تهران، تظاهرات شبانه برگزار کردند و شعار «مرگ بر خامنه‌ای ضحاک»، و «هر یه نفر کشته شه هزار نفر پشتشه» سر دادند. در خارج کشور نیز اشرف‌نشانها و هموطنان آزاده در چند شهر و پایتخت جهان به‌خیابان‌ها آمدند و با شعارهایی هم‌چون « «قسم به‌خون یاران، ایستاده‌ایم تا پایان» خشم و انزجار مردم ایران را پژواک دادند و وجدانهای بیدار بشری را علیه فاشیسم دینی حاکم بر ایران برانگیختند. در نتیجهٔ این روشنگریها، موج کم‌نظیری از محکومیت‌های بین‌المللی علیه دیکتاتوری ولایت فقیه برخاست. دهها تن از نمایندگان پارلمان و وزیران خارجه و دولتمردان کشورهای مختلف جهان، با ارسال پیامهایی این اعدامهای جنایتکارانه و فراقضایی را محکوم کردند و بر لزوم حسابرسی از فاشیسم دینی حاکم بر ایران تأکید کردند؛ از جمله: وزارت‌خارجهٔ هلند، سفیر رژیم در این کشور را احضار کرد و مراتب انزجار و اعتراض دولت هلند را به‌وی ابلاغ کرد. آنالنا بربوک وزیر خارجه آلمان در پیام خود نوشت: محمدمهدی کرمی و محمدحسینی فقط دو نام نیستند که توسط رژیم ایران بدار آویخته شدند. آنها نمی‌خواستند تسلیم اقدامات وحشیانه و غیرانسانی رژیم ایران شوند. لرد احمد عضو مجلس اعیان انگلستان گفت: من از اعدام محمد مهدی کرمی و سید محمد حسینی توسط رژیم ایران منزجر شده‌ام. آنها به‌اعتراض مشروع علیه ستم دست زدند. به‌این ترتیب بیش‌از‌پیش آشکار شد که ضحاک خون‌آشام در ارتکاب این جنایت، اشتباه محاسبهٔ مهلکی داشته و به‌جای مرعوب کردن جامعه و جوانان شورشگر، به‌دست خود بنزین بر آتش قیام ریخته و افزون بر آن، به‌طور کم‌سابقه‌یی آماج انزجار و محکومیت بین‌المللی نیز قرار گرفته است.
    5 min
  • ضحاک ولایت و تیغ دو دم اعدام
    به‌دستور ضحاک ولایت، صبح روز ۱۷دی دو جوان شورشگر قهرمان، محمدمهدی کرمی ۲۲ساله و محمد حسینی ۳۹ساله اعدام شدند. قضاییهٔ خامنه‌ای اتهام آنها را به‌هلاکت رساندن یک بسیجی و بستن آزادراه کرج اعلام نمود. این دو شهید سرفراز قیام، روز ۱۳آذر در بیدادگاه جلادان به‌اتهام «محاربه» به‌اعدام محکوم شدند و این حکم جنایتکارانه به‌سرعت و تنها ظرف ۴روز – در حالی‌که محمدمهدی در اعتصاب‌غذای خشک بود - اجرا شد.اعدام وحشیانه این دو قهرمان شورشگر، خشم و نفرت مردم ایران را در داخل و خارج کشور در پی داشت. هموطنان آزاده در بیش از ۱۰شهر و پایتخت اروپایی به‌خیابان‌ها آمدند و با سر دادن شعارهایی هم‌چون «مرگ بر خامنه‌ای» و «قسم به‌خون یاران، ایستاده‌ایم تا پایان» خشم و انزجار مردم ایران را پژواک دادند. این جنایت، هم‌چنین موج وسیعی از انزجار و محکومیت بین‌المللی را برانگیخت و نمایندگان پارلمانها و دولتمردان کشورهای مختلف، رژیم ضدبشری آخوندی را محکوم کردند و خواستار اقدام قاطع کشورها و جامعهٔ بین‌المللی علیه دیکتاتوری خون‌ریز حاکم بر ایران شدند.حتی در داخل رژیم هم جریان قابل توجهی از عناصر و باندهای حکومتی وجود دارند که در وحشت از پیامدهای اجتماعی و بین‌المللی اعدام و به‌خصوص از نتیجهٔ آن در سوق دادن قیام به‌سمت آتش و قهر انقلابی، خامنه‌ای را از شدت عمل و مشخصاً اعدام پرهیز می‌دهند، از جمله امواج خشم و انزجاری که پس از اعدام دو شورشگر قهرمان، محسن شکاری و مجیدرضا رهنورد از داخل و خارج کشور برخاسته بود، این جریان به‌خامنه‌ای هشدار می‌داد؛ از جمله روزنامهٔ فرهیختگان (۱۹آذر) متعلق به‌ولایتی مشاور نزدیک خامنه‌ای نوشت: «نمی‌توان با فراغ بال و گشاده‌دستی اعدام کرد».آخوند مقتدایی از مهره‌های سابق قوهٔ قضاییه نیز گفت: همه افرادی که حکم محارب دارند، حکم اعدام ندارند» (خبرگزاری حکومتی ایلنا ـ ۲۰آذر).روزنامهٔ حکومتی جمهوری (۳دی) نیز نوشت: «این تصور را کنار بگذارید که با اعدامها و چوب و فلک کردنها مشکل حل می‌شود و غائله می‌خوابد».اما خامنه‌ای و صاحب عله‌های اصلی استبداد دینی، هم‌چنان‌که خمینی جلاد، سرسلسله جلادان حاکم، با تمام وجودشان حس می‌کنند که رژیم قرون‌وسطایی آنها بدون اعدام قادر به‌ادامهٔ سلطه و حاکمیت نیست و اگر دست از اعدام بردارند، با خیزشهای انقلابی مردم و نیروهای پیشتاز جارو می‌شوند. از همین روست که هرگز دست از کشتار و اعدام و قتل‌عام به‌عنوان حربهٔ اصلی حکومت ارعاب برنمی‌دارند. پاسخ آنها هم پایداری انقلابی و «آتش جواب اعدام» است که می‌تواند با شورش حداکثر و تهاجم حداکثر و البته پرداخت بهای خونین، آن تعادل را بر هم بزند و این همان چیزی است که ضحاک خون‌آشام دوران در موردش اشتباه محاسبه دارد. زیرا قادر به‌فهم این حقیقت نیست که شورشگران برای آزادی و پیشتازان قیام مردم ایران با اتکا به‌پشتوانه‌ٔ مقاومت خونبار و انقلابی مجاهدین طی ۴۳سال گذشته، از ترس از اعدام و زندان و شکنجه عبور کرده‌اند و فریاد می‌زنند: «چه‌دار باشه، چه زندان، ایستاده‌ایم تا پایان».آری، قیام‌کنندگان، با تمام وجود این درس را فرا گرفته‌اند که برای سرنگون کردن دیکتاتوری ولایت فقیه و دستیابی به‌آزادی، تنها قدرت و قاطعیت و آتش جواب دارد. این درسی است که در تاروپود جامعهٔ ایران و در جان و روان مردمی که بهای قیام و آزادی را با خون کهکشانی از شهیدان پرداخته‌اند جاری است.
    5 min
  • بار دیگر زاهدان، با شعار «مرگ بر ستمگر. . ».
    روز جمعه ۱۶دی، در ۱۱۳مین روز قیام سراسری مردم ایران، بار دیگر هموطنان دلاور و آزادهٔ بلوچ به‌رغم جو شدید امنیتی و حضور نیروهای سرکوبگر در زاهدان، بار دیگر به‌تظاهرات گسترده در خیابانهای این شهر دست زدند. زنان و مردان دلیر بلوچ با خروش «مرگ بر خامنه‌ای» و «مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر» و «نه تاج و نه عمامه، آخوند کارش تمامه»، «نه سلطنت نه رهبری، دموکراسی برابری»، هم عمق آگاهی و هم عزم جزم و رزمندگی خود را برای ادامهٔ نبرد تا سرنگونی این رژیم و به‌کف آوردن گوهر آزادی و برابری نشان دادند. در خیزش امروز مردم زاهدان، هم‌چون هفته‌های گذشته، حضور زنان آگاه و رزمندهٔ بلوچ در پیشاپیش صفوف تظاهر کنندگان، غرور انگیز و چشمگیر بود. آنها شعار می‌دادند: «چه با حجاب چه بی‌حجاب پیش به‌سوی انقلاب»، «نه سلطنت نه رهبری دموکراسی برابری»، «زندانی سیاسی آزاد باید گردد» و «خامنه‌ای حیا کن مملکتو رها کن». رژیم آخوندی به‌اقدامات گسترده‌یی برای سرکوب هموطنان بلوچ و خاموش کردن شعله‌های قیام دست‌زده بود تا به خیال خودش مانع از خیزش و قیام، در این خطه از میهنمان شود. از یک‌سو پاسدار جنایتکاری به‌نام حسن کرمی را که سرکردهٔ قرارگاه قدس سپاه پاسداران در این منطقه بود، به‌عنوان استاندار منصوب کرد. در روزهای اخیر نیز با اعدام شماری از زندانیان و دستگیری بیش از یکصد نفر کوشید مردم را مرعوب کند. در روز جمعه نیز با برپایی نقاط ایست و بازرسی راههای ورود به‌مسجد مکی را مسدود کرد تا مانع حضور و شرکت مردم در نماز جمعه و تظاهرات متعاقب آن شود، اما این اقدامات جنایتکارانه، تأثیر معکوس داشت و هموطنان بلوچ از زن و مرد شعار می‌دادند: «استاندار بسیجی نمی‌خوایم نمی‌خوایم» «چه‌دار باشه، چه زندان، ایستاده‌ایم تا پایان» و «می‌کشم می‌کشم، آن‌که برادرم کشت». آنها هم‌چنین تراکتهایی حمل می‌کردند که بر روی آنها نوشته بود: «ما را با ربوده شدن جوانانمان تهدید نکنید، فردای پیروزی نوبت ماست». هموطنان آگاه بلوچ هم‌چنین با شعارهایی هم‌چون «کرد و بلوچ برادرند، تشنه به‌خون رهبرند» و «شیعه و سنی با همند، چشمان خامنه‌ای کورند» پیام دادند که دست رژیم دجال آخوندی را خوانده‌اند که می‌کوشد با چسباندن برچسب تجزیه‌طلبی به‌هموطنان کرد و بلوچ آنها را از سایر مردم ایران جدا کند تا در قدم بعد با سهولت هر کدام را جداگانه سرکوب کند. هموطنان بلوچ با شعار «از زاهدان تا ایذه، از وطن خون می‌ریزه» نشان دادند که خون واحد قیام و آزادیخواهی در پیکرهٔ تمام ملت ایران جریان دارد و همهٔ مردم ایران یک دشمن دارند که همانا دیکتاتوری منحوس ولایت فقیه است. کما‌این‌که خروش و خیزش امروز مردم زاهدان همزمان بود با تهاجمات متهورانه جوانان شورشی به مراکز سرکوب یا مظاهر حکومت در شهرهای هم‌چون سبزوار، مشهد، بوشهر، اصفهان، یزد و تهران از یک‌سو و گرامیداشت شهیدان قیام طی دو روز اخیر با سر دادن شعارهای ضدحکومتی و همسرایی ترانه‌های رزمجویانه در شهرهای خوراسگان، جلفا، کنگاور، مهاباد، کرج، ایام و سنندج از سوی دیگر. خروش و خیزش امروز هموطنان بلوچ، تأکید مکرری بود بر هوشیاری و آگاهی عمیق و نیز استحکام و جنگندگی آنها در میدان مبارزه و انقلاب. خلقی که قدر بهای سنگین و خونینی را که با تقدیم بیش از ۱۳۰شهید در این قیام، پرداخته‌، خوب می‌داند و حرفش با قاتلان حاکم هم‌چون همهٔ مردم ایران این است: «ما همه اهل جنگیم، بجنگ تا بجنگیم» و «امسال سال خونه سید علی سرنگونه»!
    5 min