
Sign up to save your podcasts
Or


▨ نام شعر: با غروبش
▨ شاعر: نیما یوشیج
▨ با صدای: احمد کیایی
▨ پالایش و تنظیم: شهروز
ـــــــــــــــــ
لرزش آورد وخود گرفت و برفت
روزِ پادرنشیبِ دستبهکار
درسرکوههای زرد و کبود
همچنان کاروانِ سنگینبار.
هر چه با خود به باد ِغارت برد
خندهها، قیل وقالها در ده
برد این جمله را وز او همهجا
شد غمین و خموش و دزد زده.
دیدم زدستکِاراوکه نماند
در تهیگاه کوه و ماندهی دشت
هیکلی جز به ره شتاب که داشت
جویی آرام آمده سوی گشت.
یک نهان ماند لیک و روزندید
با غروبش که هرچه کرد غروب
وآن نهان بود، داستان دو دل
که نیامد به دست او منکوب.
پس از آنی که رخت برد به در
زین سرای فسوس هیکل روز
باز آنجا به زیرآن دو درخت
آن دو دلداده، آمدند به سوز.
▨
نیما یوشیج
فروردین ماه ۱۳۲۳
By Schahrouz4.9
1717 ratings
▨ نام شعر: با غروبش
▨ شاعر: نیما یوشیج
▨ با صدای: احمد کیایی
▨ پالایش و تنظیم: شهروز
ـــــــــــــــــ
لرزش آورد وخود گرفت و برفت
روزِ پادرنشیبِ دستبهکار
درسرکوههای زرد و کبود
همچنان کاروانِ سنگینبار.
هر چه با خود به باد ِغارت برد
خندهها، قیل وقالها در ده
برد این جمله را وز او همهجا
شد غمین و خموش و دزد زده.
دیدم زدستکِاراوکه نماند
در تهیگاه کوه و ماندهی دشت
هیکلی جز به ره شتاب که داشت
جویی آرام آمده سوی گشت.
یک نهان ماند لیک و روزندید
با غروبش که هرچه کرد غروب
وآن نهان بود، داستان دو دل
که نیامد به دست او منکوب.
پس از آنی که رخت برد به در
زین سرای فسوس هیکل روز
باز آنجا به زیرآن دو درخت
آن دو دلداده، آمدند به سوز.
▨
نیما یوشیج
فروردین ماه ۱۳۲۳

7,875 Listeners

2,060 Listeners

1,072 Listeners

1,150 Listeners

182 Listeners

426 Listeners

138 Listeners

144 Listeners

2,965 Listeners

54 Listeners

400 Listeners

518 Listeners

133 Listeners

191 Listeners

64 Listeners