
Sign up to save your podcasts
Or


▨ نام شعر: جاده خاموش است
▨ شاعر: نیما یوشیج
▨ با صدای: احمد کیایی
▨ پالایش و تنظیم: شهروز
ـــــــــــــــــ
جاده خاموش ست، از هر گوشهی شب هست در جنگل.
تیرگی (صبح از پیاش تازان)
رخنهیی بیهوده میجوید
یک نفر پوشیده در کنجی
با رفیقش قصهی پوشیده میگوید
بر در شهر آمد آخر کاروان ما زه راه دور -می گوید-
با لقای کاروان ما، (چنان کآرایش پاکیزهاش هر لحظه میآراست).
مردمان شهر را فریاد برمیخاست
آنکه او این قصهاش در گوش، اما
خاسته افسردهوار از جا
شهر را نام و نشان هر لحظه میجوید.
و به او افسرده میگوید:
مثل این که سالها بودم در آن شهر نهان مأوا»
مثل اینکه یک زمان در کوچهیی از کوچههای او
داشتم یاری موافق شاد بودم با لقای او«.
جاده خاموشست اما همچنان شب هست در جنگل
تیرگی (صبح از پیاش تازان)
رخنه میجوید
یک نفر پوشیده بنشسته
با رفیقش قصهی پوشیده میگوید.
▨
نیما یوشیج
هفتم اسفند ماه ۱۳۲۸
By Schahrouz4.9
1717 ratings
▨ نام شعر: جاده خاموش است
▨ شاعر: نیما یوشیج
▨ با صدای: احمد کیایی
▨ پالایش و تنظیم: شهروز
ـــــــــــــــــ
جاده خاموش ست، از هر گوشهی شب هست در جنگل.
تیرگی (صبح از پیاش تازان)
رخنهیی بیهوده میجوید
یک نفر پوشیده در کنجی
با رفیقش قصهی پوشیده میگوید
بر در شهر آمد آخر کاروان ما زه راه دور -می گوید-
با لقای کاروان ما، (چنان کآرایش پاکیزهاش هر لحظه میآراست).
مردمان شهر را فریاد برمیخاست
آنکه او این قصهاش در گوش، اما
خاسته افسردهوار از جا
شهر را نام و نشان هر لحظه میجوید.
و به او افسرده میگوید:
مثل این که سالها بودم در آن شهر نهان مأوا»
مثل اینکه یک زمان در کوچهیی از کوچههای او
داشتم یاری موافق شاد بودم با لقای او«.
جاده خاموشست اما همچنان شب هست در جنگل
تیرگی (صبح از پیاش تازان)
رخنه میجوید
یک نفر پوشیده بنشسته
با رفیقش قصهی پوشیده میگوید.
▨
نیما یوشیج
هفتم اسفند ماه ۱۳۲۸

7,908 Listeners

2,069 Listeners

1,073 Listeners

1,162 Listeners

181 Listeners

432 Listeners

143 Listeners

146 Listeners

2,960 Listeners

648 Listeners

387 Listeners

517 Listeners

140 Listeners

206 Listeners

66 Listeners