«نمکی»قصهایست که در جهان رویا اتفاق میافتد و داستان اقبال هفت خواهر را که کوچکترینشان نمکی نام دارد روایت میکند. این هفت خواهر باید به وقت خواب، به نوبت هر هفت در خانه را ببندند. شبی که نوبت نمکیست، شش در را میبندد اما در هفتم را که در اتاق خودش باشد باز میگذارد و سر بر بالش میگذارد. ناگاه دیوی از در هفتم به خانه میآید و نمکی را به سرزمین رویا میبرد.هرچند قصه نمکی ادعای طرح مسائل اجتماعی را ندارد اما همینکه پول و غذا و زینت و زیبایی در عالم خواب نصیب فقرا میشود، خود به قدر کفایت گویای زیرمتن پنهان این قصه است. و نکته دیگر این که نمکی فقیر است و دیگران شاهپسر و شاهدخت. و این نمکی فقیر است که شازدههای متمول را از طلسم دیو نجات میدهد.موسیقی این برنامه با سازهایی اجرا شده که برای خواباندن کودکان نواخته میشوند زیرا تحلیل من این بود که نمکی قصهی یک رویاست و همه شخصیتهای آن کسانی هستند که در هفتم را باز گذاشتهاند و در یک مکان، در یک رویا، همدیگر را دیدهاند.