موسیقی متن: فریدون شهبازیان
طراح و اجرا: فرشید مثقالی
کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ۱۳۵۱
*******************************************
وه چه بیرنگ و بینشان که منم
نادره بحر و گنج و کان که منم
*******************************************
یار مـرا، غـار مـرا، عشق جگـرخوار مرا
یار تویی، غار تویی، خواجه نگهدار مرا
این تن اگر کم تندی، راه دلم کم زندی
راه شدی تا نبُدی این همـه گفتار مرا
*******************************************
بنمای رُخ که باغ و گلستانم آرزوست
بگشـای لب که قـند فراوانم آرزوست
بنمـای شمس مفخر تبـریز رو ز شرق
من هُدهُدم، حضور سلیمانم آرزوست
*******************************************
حـاصـل تــو ز مــن دل بـر نکنی
دل نیست مرا، من خود شکنم
*******************************************
من مست و تو دیوانه، مـا را که برد خانه؟
صد بار تو را گفتم: کم خور دو سه پیمانه
شمسالحق تبریزی، از خلق چه بگریزی
اکنـون کـه در افکنـدی صـد فتنـهی فتانه
*******************************************
نگفتمت: مـرو آنجـا، کــه آشنات منم
در این سراب فنا چشمهی حیات منم
اگر چراغ دلی دانک راه خانه کجاست
وگــر خـدا صفتـی دانک کدخدات منم
*******************************************
دل من رای تو دارد، سر سودای تو دارد
رُخ فرسودهی زردم غم صفرای تو دارد
سوی تبریز شو ای دل، بر شمسالحق مُقبل
چو خیالش به تو آید که تقاضای تو دارد
*******************************************
در وفا نیست کس تمام استاد
*******************************************