فکر میکنید چد در صد از مردم پیش از شروع ورزش های روزانه خود حرکات کششی انجام میدهند؟ اگر جزء ورزشکاران هستید باید بگویم که احتمالا هیچ کدامتان چندان تمایلی به انجام حرکات کششی ندارید. بیشتر افراد این حرکات را به این خاطر که تصور می کنند هیچ گونه فایده و اهمیتی نداشته و تاثیر چندانی بر روی بدن نمی گذارند، انجام نمیدهند. اما با ما همراه باشید تا کمی دقیقتر در مورد این حرکات صحبت کنیم .
ظاهراً در جامعه ما درست برعکس این است. آن هایی را تحسین می کنیم که استرس زیادی دارند، آن هایی که می توانند استرس زیادی را تحمل کنند و آن هایی که تحت فشار روحی زیادی قرار دارند. یاد گرفته ایم وقتی کسی می گوید : «سرم خیلی شلوغ بوده » یا «واقعاً تحت فشار زیادی هستم.» از این رفتارش تعریف کنیم و حتی از او الگو بگیریم
خیلی از افراد عادت دارند که ساعت ۶ صبح از خواب بیدار شده و به انجام تمرینات خود بپردازند و عقیده دارند که این زمان بهترین زمان برای ورزش کردن آنهاست چون به آنها برای ادامه روز انرژی می دهد. اما خیلی های دیگر اصلاً فکرش را هم نمی کنند که حتی یک روز قبل از ظهر تمریناتشان را انجام دهند و ترجیح می دهند که بعد از شام یک دوری بزنند و کمی پیاده روی کنند. اما آیا ساعت خاصی وجود دارد که تمرین کردن در آن ساعت بیشتر نتیجه دهد؟
درد گردن، چه بخاطر بد خوابیدن باشد چه وضعیت و فرم بد بدن، یک چرخش و حرکت ناگهانی گردن یا استرس زیاد، یکی از شکایتهای همیشگی است. تحقیقات نشان میدهد که برای جلوگیری از گردن درد، تمرینات تقویتکننده گردن بسیار مهمتر از حرکات کششی است.
اکثر افراد حرف زدن را به گوش دادن ترجیح میدهند. کارآفرینان به خصوص علاقه شدیدی به صحبت کردن دارند. اغلب بنیانگذاران شرکتها میتوانند بیوقفه درباره خودشان و استارتاپ و شرکت خود صحبت کنند. اما شاید لازم باشه تا در مقاطعی از حرف زدن خودداری کنیم و بیشتر بشنویم . . . . .
اگر دائما در مواجه با اتفاقات روزمره جلمه "اصلا وقت ندارم" را به کار می برید، ما در این پادکست 8 توصیه براتون داریم .
از صاحبان کسبوکار بپرسید چرا از رسانههای گروهی در مقام ابزاری برای رشد شرکتهایشان استفاده نمیکنند و اکثریت آنها پاسخ خواهند داد که «اصلا وقتش را نداریم.» البته، وقتی درباره گسترهای از موضوعات دیگر هم بپرسید، این دسته از افراد پاسخ مشابهی میدهند. آیا آنها واقعا وقت ندارند یا این حرفشان یک سفسطه است؟
روایت شده است که روزی روزگاری در شهری ، مردی بود به نام حاج کاظم که دکّان بقّالی داشت.او مشتری های زیادی داشت و در دکانش خوراکی هایی مثل نخود و لوبیا و برنج و عدس و سرکه و شیره و کشک و روغن می فروخت.
حالا به ادامه این داستان زیبا توجه کنید . . . . . . .
لئوناردو داوینچی هنگام كشیدن تابلوی شام آخر دچار مشكل بزرگی شد: میبایست نیكی را به شكل عیسی و بدی را به شكل یهودا، از یاران مسیح كه هنگام شام تصمیم گرفت به او خیانت كند، تصویر میكرد. كار را نیمه تمام رها كرد تا مدلهای آرمانیش را پیدا كند.