شعر کست | SherCast

شعر کست | SherCast

By Boutigha PodcastArtsBooksMusic
Download on the App Store

شعر کست | SherCast episodes

  • صد و شصت - سهیلِ یمنی: رودکی

    هر باد که از سویِ بخارا به من آید

    زو بویِ گل و مشک و نسیمِ سمن آید

    بر هر زن و هر مرد کجا بر وَزَد آن باد

    گویند: مگر آن باد همی از خُتَن آید؟

    نی نی! ز خُتن باد چنان خوش نوزد هیچ

    کان باد همی از برِ معشوق من آید

    هر شب، نگرانم به یمن تا تو برآیی

    زیرا که سهیلی و سهیل از یمن آید

    با هرکه سخن گویم، گر خواهم و گر نی،

    اول سخنم نامِ تو اندر دهن آید


    لینک های پادکست‌

    پادکست شعر و ادب فارسی : ‌‌پادکست بوطیقا - قسمت چهل و یکم

    ‌ پادکستی برای طنز، هزل و هجو در شعر فارسی : ‌‌لن‌ترونی

    شبکه های اجتماعی : یوتوب بوطیقا | اینستاگرام بوطیقا | تلگرام بوطیقا | توییتر بوطیقا‌

    حمایت مالی از پادکست: دارمت

    تماس : [email protected]

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    3 min
  • صد و پنجاه و نه – شیر و پلنگ: منسوب به ابوسعید ابوالخیر

    چونان شده‌ام که دید نتوانندم

    تا پیش تو ای نگار ننشانندم

    خورشید تویی به ذره من مانندم

    چون ذره به خورشید همی دانندم؟


    ***


    تا شیر بدم شکار من بود پلنگ

    پیروز بدم به هر چه کردم آهنگ

    تا عشقِ ترا بِبَر درآوردم تنگ

    از بیشه برون کرد مرا روبَهِ لنگ


    ***


    جسمم همه اشک گشت و چشمم بگریست

    در عشق تو بی‌جسم همی باید زیست

    از من اثری نماند، این عشق ز چیست

    چون من همه معشوق شدم عاشق کیست؟


    ***


    در میدانی با سپر و ترکش باش

    سر هیچ بخود مکش بما سرکش باش

    گو خواه زمانه آب و خواه آتش باش

    تو شاد بزی و در میانه خوش باش


    ***


    من بی تو دمی قرار نتوانم کرد

    و احسان تو را شمار نتوانم کرد

    گر بر تنِ من زبان شود هر مویی

    یک شکرِ تو از هزار نتوانم کرد


    لینک های پادکست‌

    پادکست شعر و ادب فارسی : ‌‌پادکست بوطیقا - قسمت چهل و یکم

    ‌ پادکستی برای طنز، هزل و هجو در شعر فارسی : ‌‌لن‌ترونی

    شبکه های اجتماعی : یوتوب بوطیقا | اینستاگرام بوطیقا | تلگرام بوطیقا | توییتر بوطیقا‌

    حمایت مالی از پادکست: دارمت

    تماس : [email protected]

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    5 min
  • صد و پنجاه و هشت – صد هزار جان: ابوسعید ابوالخیر

    جانا به زمین خابران خاری نیست

    کش با من و روزگار من کاری نیست

    با لطف و نوازش جمـــــالِ تو مرا

    در دادن صدهزار جان، عاری نیست.


    ***


    چون خاک شدی ، خاک تو را خاک شدم

    چون خاک تو را خاک شدم، پاک شدم .


    ***


    بس که جستم تا بیابم من از آن دلبر نشان

    تا گمان اند یقین گم شد یقین اند گمان

    تا که می‌جستم ندیدم چون بدیدم گم شدم

    گم شده گم‌کرده را هرگز کجا یابد نشان

    درحقیقت چون بدیدم زوخیالی هم نبود

    عاشق و معشوق من بودم ببین این داستان


    ***


    خواهی که کسی شوی ز هستی کم کن

    نا خورده شراب وصل مستی کم کن

    با زلفِ بتان درازدستی کم کن

    بت را چه گنه تو بت‌پرستی کم کن


    ***


    ای آیت بدیع ندام چه آیتی

    کز وهمِ تیزِ مردم دانا نهانیا

    اثباتِ شادکامی و نفیِ غمانیا

    جز راستی و نیک‌خویی را ممانیا

    اندر میانِ بیت بر اندیشه بگذرم

    گویم که جوهری، عرضی، یا روانیا

    نه جوهری و نه عرضی و نه عنصری

    نه صورتی و نه خردی و نه جانیا

    چیزی همی نشان کند اندر دلم بدیع

    وصفش همی تمام ندام، تو آنیا


    لینک های پادکست‌

    پادکست شعر و ادب فارسی : ‌‌پادکست بوطیقا - قسمت چهل و یکم

    ‌ پادکستی برای طنز، هزل و هجو در شعر فارسی : ‌‌لن‌ترونی

    شبکه های اجتماعی : یوتوب بوطیقا | اینستاگرام بوطیقا | تلگرام بوطیقا | توییتر بوطیقا‌

    حمایت مالی از پادکست: دارمت

    تماس : [email protected]

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    6 min
  • صد و پنجاه و هفت - مور دانه‌کش: سعدی

    یکی سیرت نیکمردان شنو

    اگر نیکبختی و مردانه رو

    که شبلی ز حانوت گندم فروش

    به ده برد انبان گندم به دوش

    نگه کرد و موری در آن غله دید

    که سرگشته هر گوشه‌ای می‌دوید

    ز رحمت بر او شب نیارست خفت

    به مأوای خود بازش آورد و گفت

    مروت نباشد که این مور ریش

    پراکنده گردانم از جای خویش

    درون پراکندگان جمع دار

    که جمعیتت باشد از روزگار

    چه خوش گفت فردوسی پاک زاد

    که رحمت بر آن تربت پاک باد

    میازار موری که دانه‌کش است

    که جان دارد و جان شیرین خوش است

    سیاه اندرون باشد و سنگدل

    که خواهد که موری شود تنگدل

    مزن بر سر ناتوان دست زور

    که روزی به پایش در افتی چو مور

    درون فروماندگان شاد کن

    ز روز فروماندگی یاد کن

    نبخشود بر حال پروانه شمع

    نگه کن که چون سوخت در پیش جمع

    گرفتم ز تو ناتوان تر بسی است

    تواناتر از تو هم آخر کسی است

    یکی سیرت نیکمردان شنو

    اگر نیکبختی و مردانه رو

    که شبلی ز حانوت گندم فروش

    به ده برد انبان گندم به دوش

    نگه کرد و موری در آن غله دید

    که سرگشته هر گوشه‌ای می‌دوید

    ز رحمت بر او شب نیارست خفت

    به مأوای خود بازش آورد و گفت

    مروت نباشد که این مور ریش

    پراکنده گردانم از جای خویش

    درون پراکندگان جمع دار

    که جمعیتت باشد از روزگار

    چه خوش گفت فردوسی پاک زاد

    که رحمت بر آن تربت پاک باد

    میازار موری که دانه‌کش است

    که جان دارد و جان شیرین خوش است

    سیاه اندرون باشد و سنگدل

    که خواهد که موری شود تنگدل

    مزن بر سر ناتوان دست زور

    که روزی به پایش در افتی چو مور

    درون فروماندگان شاد کن

    ز روز فروماندگی یاد کن

    نبخشود بر حال پروانه شمع

    نگه کن که چون سوخت در پیش جمع

    گرفتم ز تو ناتوان تر بسی است

    تواناتر از تو هم آخر کسی است

    ببخش ای پسر کآدمی زاده صید

    به احسان توان کرد و، وحشی به قید

    عدو را به الطاف گردن ببند

    که نتوان بریدن به تیغ این کمند

    چو دشمن کرم بیند و لطف و جود

    نیاید دگر خبث از او در وجود

    مکن بد که بد بینی از یار نیک

    نروید ز تخم بدی بار نیک

    چو با دوست دشخوار گیری و تنگ

    نخواهد که بیند تو را نقش و رنگ

    و گر خواجه با دشمنان نیکخوست

    بسی بر نیاید که گردند دوست


    لینک های پادکست‌

    پادکست شعر و ادب فارسی : ‌‌پادکست بوطیقا - قسمت چهلم

    ‌ پادکستی برای طنز، هزل و هجو در شعر فارسی : ‌‌لن‌ترونی

    شبکه های اجتماعی : یوتوب بوطیقا | اینستاگرام بوطیقا | تلگرام بوطیقا | توییتر بوطیقا‌

    حمایت مالی از پادکست: دارمت

    تماس : [email protected]

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    5 min
  • صد و پنجاه و شش - یا مرگ یا وطن: منسوب به فردوسی

    هنر نزد ایرانیان است و بس

    ندارند شیر ژیان را به کس

    همه یکدلانند و یزدان‌شناس

    به گیتی ندارند در دل هراس

    چون ایران نباشد، تن من مباد

    برین بوم و بر زنده یک تن مباد

    همه سر به سر تن به کشتن دهیم

    از آن به که کشور به دشمن دهیم

    چنین گفت موبد که مردن به نام

    به از زنده دشمن برو شادکام

    اگر کُشت خواهد همی روزگار

    چه نیکوتر از مرگ در کارزار


    لینک های پادکست‌

    پادکست شعر و ادب فارسی : ‌‌پادکست بوطیقا - قسمت چهلم

    ‌ پادکستی برای طنز، هزل و هجو در شعر فارسی : ‌‌لن‌ترونی

    شبکه های اجتماعی : یوتوب بوطیقا | اینستاگرام بوطیقا | تلگرام بوطیقا | توییتر بوطیقا‌

    حمایت مالی از پادکست: دارمت

    تماس : [email protected]

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    3 min
  • صد و پنجاه و پنج - جشن سده: منسوب به فردوسی

    یکی روز شاه جهان سوی کوه

    گذر کرد با چند کس هم‌گروه

    پدید آمد از دور چیزی دراز

    سیه رنگ و تیره تن و تیز تاز

    دو چشم از بر سر چو دو چشمه خون

    ز دود دهانش جهان تیره‌گون

    نگه کرد هوشنگ باهوش و سنگ

    گرفتش یکی سنگ و شد تیز چنگ

    به زور کیانی رهانید دست

    جهان‌سوز مار از جهان‌جوی رست

    بر آمد به سنگ گران سنگ خرد

    همان و همین سنگ بشکست خرد

    فروغی پدید آمد از هر دو سنگ

    دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ

    نشد مار کشته ولیکن ز راز

    از ان طبع سنگ آتش آمد فراز

    هرآنکس که بر سنگ آهن زدی

    از او روشنایی پدید آمدی

    جهاندار پیش جهان آفرین

    نیایش همی کرد و خواند آفرین

    که او را فروغی چنین هدیه داد

    همین آتش آنگاه قبله نهاد

    بگفتا فروغی است این ایزدی

    پرستید باید اگر بخردی

    شب آمد بر افروخت آتش چو کوه

    همان شاه در گرد او با گروه

    یکی جشن کرد آن شب و باده خْوَرد

    سده نام آن جشن فرخنده کرد

    ز هوشنگ ماند این سده یادگار

    بسی باد چون او دگر شهریار

    کز آباد کردن جهان شاد کرد

    جهانی به نیکی از او یاد کرد


    لینک های پادکست‌

    پادکست شعر و ادب فارسی : ‌‌پادکست بوطیقا - قسمت سی و نهم

    ‌ پادکستی برای طنز، هزل و هجو در شعر فارسی : ‌‌لن‌ترونی

    شبکه های اجتماعی : یوتوب بوطیقا | اینستاگرام بوطیقا | تلگرام بوطیقا | توییتر بوطیقا‌

    حمایت مالی از پادکست: دارمت

    تماس : [email protected]

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    5 min
  • صد و پنجاه و چهار - مسخره‌ٔ جهان: مولانا

    دوش چه خورده‌ای دلا راست بگو نهان مکن

    همچو کسان بی‌گنه روی به آسمان مکن

    رو ترش و گران کنی تا سر خود نهان کنی

    بار دگر گرفتمت بار دگر همان مکن

    باده خاص خورده‌ای جام خلاص خورده‌ای

    بوی شراب می زند لخلخه در دهان مکن

    چون سر عشق نیستت عقل مبر ز عاشقان

    چشم خمار کم گشا روی به ارغوان مکن

    چون سر صید نیستت دام منه میان ره

    چونک گلی نمی‌دهی جلوه گلستان مکن

    غم نخورد ز رهزنی آه کسی نگیردش

    نیست چنان کسی که او حکم کند چنان مکن

    خشم گرفت ابلهی رفت ز مجلس شهی

    گفت شهش که شاد رو جانب ما روان مکن

    خشم کسی کند که او جان و جهان ما بود

    خشم مکن تو خویش را مسخره جهان مکن

    بند برید جوی دل آب سخن روا نشد

    مشعله‌های جان نگر مشغله زبان مکن‌


    لینک های پادکست‌

    پادکست شعر و ادب فارسی : ‌‌پادکست بوطیقا - قسمت سی و هشتم

    ‌ پادکستی برای طنز، هزل و هجو در شعر فارسی : ‌‌لن‌ترونی

    شبکه های اجتماعی : یوتوب بوطیقا | اینستاگرام بوطیقا | تلگرام بوطیقا | توییتر بوطیقا‌

    حمایت مالی از پادکست: دارمت

    تماس : [email protected]

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    5 min
  • صد و پنجاه و سه - شکر شکرین: امامی هروی

    ‌بربود دلم، در چمنی، سرو روانی

    ‌زرین کمری، سیمبری، موی‌میانی

    ‌خورشیدوَشی؛ ماهرخی، زهره‌جبینی

    ‌یاقوت لبی، سنگدلی، تنگ دهانی

    ‌عیسی‌نفسی، خضردَمی، خاتم دوران

    ‌جم‌مرتبتی، تاجوری، شاه‌نشانی

    ‌شکر شکرینی، چو شکر در دل خلقی

    ‌شوخی، نمکینی، چو نمک شور جهانی

    ‌در چشم امل، معجزهٔ آب حیاتی

    ‌در باب سخن نادرهٔ سحر بیانی

    ‌جادوفِکنی، عشوه‌گری، فتنه‌پرستی

    ‌لشکر‌شکنی، تیرقَدی، سختکمانی

    ‌بیدادگری، کج‌کلهی، عربده‌جوئی

    ‌آسیب‌ِ دلی، رنجِ تنی، راحتِ جانی

    ‌بی زلف و رخت حاصل ترکیب امامی

    ‌آهی و سرشکی و بخاری و دخانی

    ‌

    لینک های پادکست‌

    پادکست شعر و ادب فارسی : ‌‌پادکست بوطیقا - قسمت سی و هفتم

    ‌ پادکستی برای طنز، هزل و هجو در شعر فارسی : ‌‌لن‌ترونی

    شبکه های اجتماعی : یوتوب بوطیقا | اینستاگرام بوطیقا | تلگرام بوطیقا | توییتر بوطیقا‌

    حمایت مالی از پادکست: دارمت

    تماس : [email protected]

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    5 min
  • صد و پنجاه و دو - قی قی و قو قو: منسوب به مولانا

    ای مطربِ خوش قاقا، تو قی قی و من قوقو

    تو دَق دَق و من حَق حَق، تو هی هی ومن هو هو

    ای شاخِ درختِ گُل، ای ناطقِ امرِ «قُل»

    تو کبک‌‌صفت بو بو، من فاخته‌وَش کو کو

    چون مست شوم، جانا، در هجر سخن گویم

    «مَنْ کانَ» و «لَو کانَ» ، «یا مَن هُوَ الاّ هو»

    چون روح‌صفت می‌دم ، چون روح‌صفت می‌دان

    یا چشم‌صفت می بین، یا نطق‌صفت می گو

    صامت مشو از گفتن، ناطق مشو از دیدن

    وَ اللهُ یُحٰاسِبْکُم، اِنْ تُبْدُوا اَو تُخْفُوا

    تا زمزمه‌ی وحدت، از ذات بر آرد سر

    چه این دم و چه آن دم، چه این سو و چه آن سو


    لینک های پادکست‌

    پادکست شعر و ادب فارسی : ‌‌پادکست بوطیقا - قسمت سی و هفتم

    ‌ پادکستی برای طنز، هزل و هجو در شعر فارسی : ‌‌لن‌ترونی

    شبکه های اجتماعی : یوتوب بوطیقا | اینستاگرام بوطیقا | تلگرام بوطیقا | توییتر بوطیقا‌

    حمایت مالی از پادکست: دارمت

    تماس : [email protected]

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    7 min
  • صد و پنجاه و یک - قدسیان آسمان: نعیمی حروفی استرآبادی

    ‌بر قدسیانِ آسمان من هر شبی یاهو زنم

    ‌گر صوفی از "لا" دم زند من دم ز "الاهو" زنم

    ‌بازِ هوایی نیستم تا تیهوی جانها برم

    ‌عنقای قافِ قُربتَم ‚ كی بانگ بر تیهو زنم؟

    ‌من كوكویی دیوانه‌ام صدشهر ویران كرده‌ام

    ‌بر قصرِ قیصر قی كنم بر تاجِ خاقان قو زنم

    ‌قاضی چه‌باشد پیشِ من؟ مفتی چه‌داند كیشِ من؟

    ‌چون پشتِ پای نیستی بر حكم و بر یرغو زنم

    ‌خاقانِ اُردو دار اگر از جان نگردد ایلِ من

    ‌صاحب‌قِرانِ عالمم بر ایل و بر اردو زنم

    ‌ای كاروان، ای كاروان، من دزدِ شب‌رو نیستم

    ‌من پهلوانِ كشورم من تیغْ روبارو زنم

    ‌ای باغبان، ای باغبان، در بسته‌ای بر من چرا؟

    ‌بگشا درِ این باغ را تا سیب و شفتالو زنم

    ‌ای نَفسِ هندو وَش برو‚ تُركی مكن با من‚ كه من

    ‌سلطانِ صاحب قوّتم بر تُرك و بر هندو زنم

    ‌ای کوهی اندر لُوْ زدی از ترسِ یاغی رَخْت را

    ‌پوشیده بادا رَخْت من کی رَخْت اندر لُوْ زنم

    ‌گر آسیای معرفت بی‌بار مانَد ساعتی

    ‌من بر فرازِ نُه‌فلك از بهرِ او توتو زنم

    ‌نَفْس است كدبانوی من ‚ من كدخدا و شوی او

    ‌كدبانو گر بد می‌كند بر رویِ كدبانو زنم

    ‌تا دوست دارندم خسان‚ از بهر آرایش كنون

    ‌همچون زنان فاحشه كَی شانه بر گیسو زنم؟

    ‌خیز، ای نعیمی پیشِ من بنشین به‌زانوی ادب

    ‌‌من پادشاهِ كشورم كَی پیشِ تو زانو زنم؟


    لینک های پادکست‌

    پادکست شعر و ادب فارسی : ‌‌پادکست بوطیقا - قسمت سی و هفتم

    ‌ پادکستی برای طنز، هزل و هجو در شعر فارسی : ‌‌لن‌ترونی

    شبکه های اجتماعی : یوتوب بوطیقا | اینستاگرام بوطیقا | تلگرام بوطیقا | توییتر بوطیقا‌

    حمایت مالی از پادکست: دارمت

    تماس : [email protected]

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    6 min

About شعر کست | SherCast

From the publisher's feed

پادکستی برای شنیدن اشعار خوب و درجه یک و معروفِ شعر و ادبیات فارسی

(محتوای تکمیلی در بوطیقا)

Hosted on Acast.…