طعم مهر

طعم مهر

Download on the App Store

طعم مهر episodes

  • نمی دانم برزیل برد یا اسکاتلند
    پای چپش را از کفش بیرون آورده و انداخته بود روی پای راستش و با جورابش ور می رفت. چند لحظه یک بار با هر دو دست ساق پایش را فشار می داد و ساطوری ضربه می زد . انگار به چنجه های سیخ شده ساطور می زد. نگاهم به ساق پایش بود که گفت
    این تلویزیونم داره خودشو می کشه واسه زلزله . حالا وسط فوتبالم می خوان خبرشو بنویسن! ...
    داستان "نمی‌دانم برزیل برد یا اسکاتلند"
    نویسنده و خوانش: امیر پروسنان
    13 min
  • باباحاجی
    صدای جیغ لاستیک ها ، باز شدن در ماشین، دویدن شوهرخاله بدون توجه به او و دوستاش به سمت در ورودی خونه ، اون هم ساعت 11 صبح وسط هفته و پشت بندش صدای زجه مادر، همه و همه خبر از به هم خوردن مسافرت و نابودی رویای هواپیما سوار شدن برای اولین بار...
    داستان "بابا حاجی"
    نویسنده و خوانش : روشنک حیاتی
    10 min
  • زینت و مک لوهان
    قضیه از این قرار است که خیلی سال پیش مک لوهان حبیبو کشمش را اتفاقی توی کافه ای در ابوظبی دیده و به حبیبو گفته : هر وقتی برگشتی ایران، به زینت سلام برسون و بگو اگه یه آدم با عرضه ای پا شه یه فیلمی از زندگی روزگار تو بسازه، من تمام کتابام رو از کتاب فروشی ها جمع می کنم و باقی عمرم هم می رم توی دسته جاز پیر و پاتال ...
    داستان "زینت و مک لوهان"
    نویسنده : احسان عبدی پور
    خوانش : مریم آقاجانی
    16 min
  • یک شاخه
    وقتی حاج عباس ما را به حیاط ننه زلیخا آورد، تعجب کردیم. پدر، زیر سایه درخت گردو، خشکش زده بود. حاج عباس گفت :"تا دونه آخرشو بریز." پدر به ایوان ننه زلیخا نگاه کرد. پیرزن قوز کرده تو ایوان نشسته بود. پدر گفت : "چه وقت اینو فروخت؟" حاج عباس گفت : " هفته پیش."...
    داستان "یک شاخه"
    نویسنده : حسن اصغری
    خوانش : فاطمه کریمیان
    11 min
  • پوتین واکس خورده
    داشت با خودش درد و دل میکرد که صدای آژیر قرمز توی گوشش پیچید
    دوید...
    مینا را بغل کرد و به طرف اتاق دیگر دوید و بعد رفت سمت زیر زمین
    حالا دیگه عادت کرده بود، اما نه به نبودن محسن...
    با هر انفجار گوش های مینا را میگرفت که مبادا بترسد
    اما گوش های او را چه کسی میگرفت.
    داستان "پوتین واکس خورده"
    نویسنده : طاهره
    (نویسنده تمایلی به بردن نام خود نداشتند)
    خوانش : شهره سلطانی
    11 min
  • ماه عسل
    چه ایده ای !
    یک ماه عسل آن هم در هندوستان. سرزمین مهارجه ها ، ببرها ، مرتاض ها. بعد از جشن عروسی از آن جایی که هواپیما تا شب پرواز نمی کرد، من و شوهرم به آپارتمانی رفتیم، که در خیابان آملامینیا گرفته بودیم. اتاق خوابش، تنها اتاقی بود که امکانات لازم را برای اقامت و خوابیدن داشت. وقتی به من اظهار عشق نمود، من با صدایی هیجان زده جواب دادم...
    داستان "ماه عسل"
    نویسنده : آلبرتو موراویا
    خوانش : مهرناز احمدیان
    16 min
  • نارنجی پوش
    ساعت 4 صبح است. گاهی وقت ها نیمه شب، در سکوت عجیب و غریبی که تنها عبور ناخوداگاه خواب زده ای از خیابان می تواند سکوت دنیایت را در هم بشکند، انگار زمان می ایستد تا فکر کنی. فکر کنی به همه حسرت های گذشته ات. آرزوهای برباد رفته ات. به ناخودآگاهت...
    داستان "نارنجی پوش"
    نویسنده : پارسا ارجمند
    خوانش : نیما بانک
    9 min
  • طعم مهر، طعم گوارای همنشینی هاست.
    لذت گرمی سلام قلب ها در سردی روزگار غریب امروز.
    گاهی گریزی به لطافت و معرفت جامانده در گذشته و گاهی یادآوری طعم شیرین دوست داشتن های کمرنگ شده.
    با شعر، قصه و دلنوشته ها در ضیافت موسیقی و ترانه و آرامش، طعم مهر را بچشید.
    با سپاس
    8 min
  • طعم مهر، طعم گوارای همنشینی هاست.
    لذت گرمی سلام قلب ها در سردی روزگار غریب امروز.
    گاهی گریزی به لطافت و معرفت جامانده در گذشته و گاهی یادآوری طعم شیرین دوست داشتن های کمرنگ شده.
    با شعر، قصه و دلنوشته ها در ضیافت موسیقی و ترانه و آرامش، طعم مهر را بچشید.
    با سپاس
    8 min
  • طعم مهر، طعم گوارای همنشینی هاست.
    لذت گرمی سلام قلب ها در سردی روزگار غریب امروز.
    گاهی گریزی به لطافت و معرفت جامانده در گذشته و گاهی یادآوری طعم شیرین دوست داشتن های کمرنگ شده.
    با شعر، قصه و دلنوشته ها در ضیافت موسیقی و ترانه و آرامش، طعم مهر را بچشید.
    با سپاس
    6 min

About طعم مهر

From the publisher's feed

طعم مهر، طعم گوارای همنشینی هاست.
لذت گرمی سلام قلب ها در سردی روزگار غریب امروز.
گاهی گریزی به لطافت و معرفت جامانده در گذشته و گاهی یادآوری طعم شیرین دوست داشتن های کمرنگ شده.
با شعر،…