طعم مهر

طعم مهر

Download on the App Store

طعم مهر episodes

  • به صبح فکر کنیم

    طعم مهر، طعم گوارای همنشینی هاست.
    لذت گرمی سلام قلب ها در سردی روزگار غریب امروز.
    گاهی گریزی به لطافت و معرفت جامانده در گذشته و گاهی یادآوری طعم شیرین دوست داشتن های کمرنگ شده.
    با شعر، قصه و دلنوشته ها در ضیافت موسیقی و ترانه و آرامش، طعم مهر را بچشید.
    با سپاس

    Hosted on SHENOTO

    6 min
  • وصیت نامه ی مارکز

    طعم مهر، طعم گوارای همنشینی هاست.
    لذت گرمی سلام قلب ها در سردی روزگار غریب امروز.
    گاهی گریزی به لطافت و معرفت جامانده در گذشته و گاهی یادآوری طعم شیرین دوست داشتن های کمرنگ شده.
    با شعر، قصه و دلنوشته ها در ضیافت موسیقی و ترانه و آرامش، طعم مهر را بچشید.
    با سپاس

    Hosted on SHENOTO

    4 min
  • عشق من، عاشقم باش

    طعم مهر، طعم گوارای همنشینی هاست.
    لذت گرمی سلام قلب ها در سردی روزگار غریب امروز.
    گاهی گریزی به لطافت و معرفت جامانده در گذشته و گاهی یادآوری طعم شیرین دوست داشتن های کمرنگ شده.
    با شعر، قصه و دلنوشته ها در ضیافت موسیقی و ترانه و آرامش، طعم مهر را بچشید.
    با سپاس

    Hosted on SHENOTO

    8 min
  • به دنبال کسی هستم

    طعم مهر، طعم گوارای همنشینی هاست.
    لذت گرمی سلام قلب ها در سردی روزگار غریب امروز.
    گاهی گریزی به لطافت و معرفت جامانده در گذشته و گاهی یادآوری طعم شیرین دوست داشتن های کمرنگ شده.
    با شعر، قصه و دلنوشته ها در ضیافت موسیقی و ترانه و آرامش، طعم مهر را بچشید.
    با سپاس

    Hosted on SHENOTO

    7 min
  • یک کاف بی سرکش
    نامه زنی به شوهر الکلی اش
    نوشته است حالا از شب تا صبح بنشین به قول خودت آب حیات بزن . رفیعی و بنان گوش کن و مزخرف بنویس . زن و بچه می خواهی چه کار ؟ ما هم بالاخره یه خاکی به سرمان می ریزیم. کی میداند از مردی فقط بوی تن مردها را داری . از خرج و برج خانه که خبر نداری ! داری ؟! ...
    داستان "یک کاف بی سرکش"
    نویسنده : سعید عباس پور
    خوانش : پگاه عباس پور
    15 min
  • همین چند روز پیش
    همه تعریف کنان همیشه ایام دست تشویق به کارهایم زده بودند و گلی بر گردن جانم نهاده ، اما از کودکی هر روز تشویق برایت کابوس شود را می فهمی ؟! توقع چشمان انتظار را که هر لحظه فتحی جدید از تو می خواهند چه ؟! سطوح توقعاتشان از من بی انگیزه کورشان کرده بود و می پنداشتند که خواهان پیروزی افق های دست نایافته منند.
    بی آنکه بفهمند خفه شدن در باتلاق تشویق ها هیچ سودی برایم ندارد و نخواهد داشت...
    داستان "همین چند روز پیش"
    نویسنده و خوانش : محمد ذاکرحسین
    27 min
  • دیوانه بازی
    آدم با دیگران نمی تونه رشد کنه. آدم فقط با گریختن از چنگ عشقی که نسبت به ما ابراز می کنند می تونه رشد کنه . عشقی که گمان می کنند برای شناختن ما کافیه. آدم فقط با انجام کارهایی بدون حساب و کتاب پس دادن به اون ها می تونه بزرگ بشه. تازه اگر هم حساب و کتاب پس بدن، سر در نمیاره. چون اون کارها با اون قسمت از آدم پیدا می شه که ناپیدا و دست نیافتنیه. بخشی که زیر شنل پوشاننده عشق که به روی شونه هایمون انداخته ، قرار نگرفته...
    داستان "دیوانه بازی"
    نویسنده : کریستین بوبن
    برگردان : پرویز شهدی
    خوانش : یاشار ابراهیمی
    17 min
  • رد پاهای ما روی برف
    وقتی جلوی رویم بودی نگفتم چقدر دلتنگت بودم. دلتنگ یک بار دیگر با تو حرف زدنم . برایت نگفتم برای اینکه ببینمت مردد بودم. نگفتم از تو چنان تصویر مقدسی در ذهنم ساخته بودم که هیییچ کس . حتی خودت! حق نداشت به آن تصویر نزدیک شود. که هر نزدیک شدنی ، خراب کردنش بود...
    داستان "ردپاهای ما روی برف"
    نویسنده : آزیتا ملکی
    خوانش : مژده موسوی
    11 min
  • نامه سرگشاده به گاری کوپر
    رفاه بیش از حد حماقت می آورد. رفاه اعتیاد آور است و اینجا این را خوب فهمیده اند. اما سرشان را کرده اند زیر برف خوشی ها و پول آزادی و صدایشان هم در نمی آید . هر روز یک نفر به سرش می زند برود توی یک مغازه تفنگ فروشی و انگار که شیر و تخم مرغ یک تفنگ می خرد تا امنیت داشته باشد. تا بداند آزاد است و از این آزادی لذت ببرد. و در این میان کسانی هستند که حتی با هلی کوپتر 20 دقیقه راه است تا از شهر به کاخ محل زندگیشان برسی. آن هایی که با پول همین تفنگ ها ، ده ها بادی گارد را دارند تا امثال آن عصبانی ها کار دستشان ندهند. این جا همه آزادند.
    داستان "نامه سرگشاده به گاری کوپر"
    نویسنده و خوانش : سیروس رضوانی فر
    21 min
  • آبجی خانم
    از همون بچگی آبجی خانم رو مادرش می زد و باهاش می پیچید ولی ظاهرا روبروی مردم ، روبروی همسایه ها براش غصه خوری می کرد دست رو دستش می زد و می گفت : "این بدبختی رو چه بکنم ها؟ دختر به این زشتی رو کی می گیره. می ترسم آخر بیخ گیسم بمونه . یه دختری که نه مال داره نه جمال داره نه کمال ! کدوم بی چاره است که اون رو بگیره؟! از بس که از این جور حرفا جلوی آبجی خانوم زده بودند ، اونم به کلی نا امید شده بود و از شوهر کردن چشم پوشیده بود.
    داستان "آبجی خانم"
    نویسنده : صادق هدایت
    خوانش : سحر برنا
    16 min

About طعم مهر

From the publisher's feed

طعم مهر، طعم گوارای همنشینی هاست.
لذت گرمی سلام قلب ها در سردی روزگار غریب امروز.
گاهی گریزی به لطافت و معرفت جامانده در گذشته و گاهی یادآوری طعم شیرین دوست داشتن های کمرنگ شده.
با شعر،…