طعم مهر

طعم مهر

Download on the App Store

طعم مهر episodes

  • به آفتاب برسیم
    به آفتاب برسیم
    نویسنده و خوانش : سهی بانو ذوالقدر
    یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچ کس نبود
    روزی روزگاری پیش از این وقتی که تمام گل های بنفشه درومده بودن ، دخترکی که تمام زندگیشو زیر لب زمزمه می کرد ، چشمش به یک پروانه افتاد. پروانه اونقدر زیبا بود و رنگاش می درخشید که نمی شد چشم ازش برداشت...
    3 min
  • صبح سرهنگ
    داستان صبح سرهنگ
    نویسنده و خوانش : علیرضا ایرانمهر
    موسیقی و تنظیم : آرش سلگی
    هنوز به صف ایستاده ایم . خشک و بی حرکت . مثل دیواری که می دانیم پشت سرمان است. بخار نفس هایمان از مقابل بینی های سرخ بالا می رود و ما به پرچم گاه می نگریم . صدایی از انتهای صف فرمان خبردار می دهد . چانه هایمان را بالا می گیریم . صدا فریاد می زند . پیش فنگ ...
    6 min
  • نارنجی، لیمویی تا زیتونی
    نارنجی، لیمویی تا زیتونی
    نویسنده : سپینود ناجیان
    خوانش : المیرا حجت
    انگار دکمه آسانسور را اشتباه زده بودم . کفش هایم هم دستم بود . فرصت نکرده بودم بپوشم. طرح اندام زنی را که دیدم براق شدم . زنک داشت لباس می پوشید و هر چه هم خوش بین بودم ، نمی توانستم دلیلی برای این یک کارش پیدا کنم . این بود که چای توی لیوان را پاشیدم طرف پنجره و پرده لیمویی را لک کردم . اگر روبه رویم بود یک سیلی هم می خواباندم توی گوشش. روی گونه های نرم و هفت تیغه و ادکلن مالی شده اش. می ترسیدم برود و من باز هم ساکت بمانم...
    12 min
  • شاهدان
    شاهدان
    نویسنده : جان آپدایک
    برگردان : جمشید کارآگاهی
    خوانش : مهرداد محتشم
    دیروز به من خبر داده اند که فرد پروتی دار فانی را وداع گفته است . مرده!
    همانطور که پیش خودم تصور می کنم از افراط در سیگار ، پریشانی و عذاب وجدان . هرچند هیچ کدام از این ها دلیل اصلی نبوده است . او در وست کاست هزاران مایل دور از زن های سابق و بچه های ولخرج ناتواش از دنیا رفت. او را خوابیده بر بستر بسیار تمیز بیمارستان ، تا خرخره زیر قرض ، پیچیده در دستگاهی از جنس لوله ، مشرف بر دورنمایی بی روح و درندشت، دنیایی متفاوت از سرزمین سرسبز شرق که او را بار آورده بود او را تصور کردم...
    19 min
  • غیر منتظره
    غیر منتظره
    نویسنده : کریستین بوبن
    برگردان : نگار صدقی
    خوانش : سپیده شایگان
    غیرمنتظره کتابیست سرشار از اندیشه های متفاوت. کریستین بوبن نویسنده ای است که برای انتقال مفاهیمش از نثری خاص کمک می گیرد. کلمات در داستان های او اهمیت چندانی ندارند، بلکه آوا و لحن گفتار بازگو کننده اصلی حقایق اند. بوبن در غیرمنتظره به شرح احساساتی چون عشق، مرگ، تنهایی، کودکی و... می پردازد که همه افراد چه زن، چه مرد روزی با آن ها برخورد داشته اند. این کتاب شامل یازده داستان کوتاه است .در اینجا یکی از این داستان های کوتاه را بشنوید...
    17 min
  • راننده طیاره
    راننده طیاره
    نویسنده : امید بلاغتی
    خوانش : فاطمه زنده بودی
    بچه که بودم تلویزیون آن وقتها سریالهایی می گذاشت که توی شمال بود لوکیشنش و همه جا سبز بود و بارانی و دریا داشت شمال.آدمهای مصنوعیِ دوست نداشتنیِ آن سریالها می رفتند کنار دریا و تنها زمانی که باورشان می کردم، همان لحظه بود. خب هر آدم دروغینی هم می تواند یک لحظه هایی راست باشد و دریا انگار همان چیزی بود که این آدمها را راستکی می کرد.همیشه دلم می خواست داراب کمی دریا داشت و باران و تابستانها آب سهمیه بندی نبود...
    12 min
  • آروبای من
    آروبای من
    نویسنده : نورا افرون
    برگردان : شیدا سالاری
    خوانش : حمیدرضا دانش
    نورا افرون ( Nora Ephron ) خبرنگار، مقاله‌نویس، کارگردان، تهیه‌کننده، رمان‌نویس، نمایش‌نامه‌نویس و فیلم‌نامه‌نویس آمریکایی بود. آروبای من از آثار این نویسنده است.
    متاسفم که باید به اطلاعتون برسونم که من یک آروبا دارم. شما نمی دونید که آروبا چیه اما به زودی می فهمید.
    آروبای من اسمشو از جزیره ای به اسم آروبا در دریای کارائیب گرفته . جایی که بادهاش به قدری قویه که تمام درخت های کوچیک اونجا رو توی یه جهت ، یک وری روی زمین می خوابونه. اما آروبای من یک جزیره نیست...
    7 min
  • یک روز صبح زود
    یک روز صبح زود
    نویسنده و خوانش : سیامک احمدی
    سر گذر زیر بازارچه ، چند قدم جلوتر از سقاخانه ، حجره داشت . مال خودش نبود مال باباش بود. بابا عمرش رو داده به شما . همین چند وقت پیش بود . یک روز صبح زود از رختخوابش بلند نشد . داخل حیاط نرفت. دست و صورتشو توی آب یخ زده حوض نشست. بهش گفتم بابا ! آب حوض یخ زده . سرده...
    5 min
  • ملت عشق
    ملت عشق
    نویسنده : الیف شافاک
    برگردان : ارسلان فصیحی
    خوانش : سعید کمیجانی
    عمدهٔ داستان دربارهٔ احوالات و ارتباط شمس و مولوی است
    این کتاب در سال 1389 توسط ارسلان فصیحی از ترکی به فارسی ترجمه شد و با تاخیری پنج ساله نهایتاً در سال 1394 مجوز نشر گرفت.
    زندگیت بلانقصان یا کمی و کاست است یا چنین تصور می کنی . با عادت ها کنار می آیی و اسیر تکرارها می شوی .گمان می کنی همان طور که تا امروز زندگی کرده ای از این به بعد هم زندگی خواهی کرد. بعد در لحظه ای نامنتظر کسی می آید شبیه هیچ کس دیگر. خودت را در آینه این انسان نو می بینی. نه آنچه داری بل آنچه نداری را نشانت می دهد...
    10 min
  • یازده دقیقه
    یازده دقیقه
    نویسنده : پائولو کوئیلو
    برگردان : کیومرث پارسای
    خوانش : آذین طالبی
    برای اینکه یک ساعت با مردی بگذرانم، 350 فرانک سوییس می‌گیرم. در واقع اغراق است. اگر در آوردن لباس‌ها را حساب نکنیم و تظاهر به محبت و صحبت درباره مسائل پیش پا افتاده و لباس پوشیدن را، کل این مدت می‌شود یازده دقیقه رابطه جنسی! یازده دقیقه!! دنیا دور چیزی می‌گردد که فقط یازده دقیقه طول می‌کشد. به خاطر این یازده دقیقه است که در یک روز 24 ساعته (با این فرض که همه زن و شوهرها هر روز عشقبازی کنند، که مزخرف است و دروغ)، مردم ازدواج می‌کنند،‌ خانواده تشکیل می‌دهند، گریه بچه‌ها را تحمل می‌کنند، مدام توضیح می‌دهند که چرا دیر آمده‌اند خانه، به صد تا زن دیگر نگاه می‌کنند با این آرزو که با آن‌ها چرخی دور دریاچه ژنو بزنند، برای خودشان لباس‌های گران می‌خرند و برای زن‌هایشان لباس‌های گران‌تر، به فاحشه‌ها پول می‌دهند تا جبران کمبودشان را در زندگی زناشویی‌شان بکنند و نمی‌دانند این کمبود چیست. همین یازده دقیقه، صنعت عظیم لوازم‌آرایش، رژیم‌های غذایی، باشگاه‌های ورزشی را می‌گرداند. و وقتی مردها دور هم جمع می‌شوند، ‌برخلاف تصور زن‌ها، اصلاً راجع به زن‌ها حرف نمی‌زنند. از کار و پول و ورزش حرف می‌زنند. یک جای کار تمدن ما ایراد اساسی دارد!
    10 min

About طعم مهر

From the publisher's feed

طعم مهر، طعم گوارای همنشینی هاست.
لذت گرمی سلام قلب ها در سردی روزگار غریب امروز.
گاهی گریزی به لطافت و معرفت جامانده در گذشته و گاهی یادآوری طعم شیرین دوست داشتن های کمرنگ شده.
با شعر،…