طعم مهر

طعم مهر

Download on the App Store

طعم مهر episodes

  • شال
    شال
    نویسنده : علیرضا روشن
    خوانش : حمیدرضا دانش
    رابطه بین یک مرد و زن و گفتگوی آن دو.
    مرد ایستاده بود . روبروی زن که ایستاده بود ، ایستاده بود. زن شالش را جابه جا می کرد. بی دلیل. باد نمی آمد . شال روی سرش عقب نمی رفت که بخواهد جلو بکشد یا عقب بکشد. اما زن شال را روی سرش جابه جا می کرد. موها و گردنش معلوم می شد. گوش هاش معلوم می شد...
    12 min
  • بلال فروش
    داستان بلال فروش
    نویسنده و خوانش : علی اکبر شیرازی
    مردی داستان زندگیش از زمانی که در کودکی بلال فروشی می کرد و پیش پدرش کار می کرد را تا زمانی که پدر پیرش را به تفریج می برد در حالی که خودش مردی جا افتاده شده است بازگو می کند...
    5 min
  • قشنگ ترین شعر دنیا
    داستان " قشنگترین شعر دنیا "
    نویسنده : زهره_شعبانی
    خوانش : آذین_پیشوا
    این داستان روایت دختربچه ای بازیگوش است که خاطره جالبی با دستفروش وانتی محله اشان دارد . او که شوق بسیاری برای صحبت کردن با بلندگوی رجب (دستفروش وانتی ) داشت نقشه ای می کشد اما برای خودش و مادرش و رجب دردسر ساز می شود...
    https://t.me/dastaneshab
    12 min
  • طشت خون
    طشت خون
    نویسنده اسماعیل فصیح
    گوینده افسانه فتاحی
    در فضای تهران عهد ناصرالدین شاه، عشق به نور و کمال هنری ، در تقابل با جهل و کین، سرنوشتی تلخ و مرگبار می یابد و "کمال" ، قهرمان جوان داستان ، متعاقب پاره شدن تابلوهایش به دست عمال حکومت قاجار، با بریدن رگ های گردن به مرگ می رسد. طشتی از خون میراثی است که هنرمند کمال طلب در جامعه متحجر و هنرستیز از پیش کسوتان خود به ارث می برد و از خود باقی می گذارد و پدر "کمال" ، در واکنشی نمادین ، با سر کشیدن خود درون طشت ، کمال هنری فرزندش را به آیندگان منتقل می سازد.
    16 min
  • صدقه رفع بلا
    یکی بود یکی نبود
    پس از اتمام کار دومم خسته سوار اتومبیلم می شوم و قصد دارم به سمت منزل حرکت کنم.سوییچ را که گرداندم چشمم به آمپر بنزین افتاد. چراغش چند ساعت پیش روشن شده بود. آهی کشیدم و با خودم گفتم . پمپ بنزین اتوبان یادگار بنزین می زنم. عادت به استفاده از کولر ماشین ندارم و به جای آن همیشه شیشه ماشین را پایین می کشم...
    4 min
  • سوزن گرامافون گیرکرده است
    یکی بود یکی نبود
    سوزن گرامافون گیر کرده.
    سرم را برمی گردانم . از پشت پنجره با شیشه های دودی آسمان را می بینم که چقدر به من نزدیک است و من در این طرف پنجره بر روی صندلی آرام نشسته ام و اسلحه ای را به سمت قلبم نشانه رفته ام. چند لحظه بعد به آرامی ماشه اسلحه را می کشم ...
    4 min
  • قوانین حمل سلاح
    یکی بود یکی نبود
    قوانین حمل سلاح
    نویسنده : الکس بران
    بازیگران : محمود سرمدی ، مریم محمودی
    صدابردار و افکتور : سیامک شاه کرمی
    داستان درباره پلیسی مضطرب به نام لیسا است ...
    https://t.me/dastaneshab
    12 min
  • حتی وقتی می خندیم
    یکی بود یکی نبود
    حتی وقتی می خندیم
    ما چهار زنیم وقتی دور هم جمع می شویم ، می توانیم بخندیم حتی اگر غمگین باشیم . ما رژلب و پودر صورتمان را به یکدیگر تعارف می کنیم و در آینه کوچکی که دست به دست می گردد به خودمان نگاه می کنیم . حرف های ما از بچه هایمان شروع و به مردهایمان ختم می شود. همین است که صدایمان اول نرم و لطیف است و آرام آرام خشن و خشن تر می شود. ما با لذت زیاد از خیانت هایمان می گوییم! ...
    6 min
  • شلوارهای وصله دار
    یکی بود یکی نبود
    شلوارهای وصله دار
    غم و شادی با هم مسابقه داشتند. حیاط مدرسه غرق در خنده و گریه بود. شاگردی که از دالان مدرسه می گذشت ، لب و لوچه اش آویزان بود اما وقتی به حیاط می رسید موج شادی بچه ها محاصره اش می کرد و آن وقت او هم مثل بچه ها می خندید . ماجرا چه بود؟ آقای ناظم صدبار گفته بود کت و شلوار بپوشید اما کسی گوش نمی داد...
    15 min
  • کرم چوب
    یکی بود یکی نبود
    نامه کرم چوب به دارکوب
    دوست نادیده ام مدت هاست شما را از علامات صادره تان می شناسم و با طریقی که جنابعالی پیشرفت می نمایید به زودی به دیدار یکدیگر نائل خواهیم شد . صدالبته پشتکار شما قابل تحسین است.چه گمان نمی برم تا آخر زمستان امسال اصولا جنگلی باقی بگذارید. اما دوست عزیز رعایت حال باقی موجودات زنده هم لازم به نظر می رسد!
    5 min

About طعم مهر

From the publisher's feed

طعم مهر، طعم گوارای همنشینی هاست.
لذت گرمی سلام قلب ها در سردی روزگار غریب امروز.
گاهی گریزی به لطافت و معرفت جامانده در گذشته و گاهی یادآوری طعم شیرین دوست داشتن های کمرنگ شده.
با شعر،…