
Sign up to save your podcasts
Or


▨ شعر: دلتنگیها ۲۰
▨ شاعر: یدالله رویایی
▨ با صدای: یدالله رویایی
▨ پالایش و تنظیم: شهروز
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
و شکل ِ راه رفتن ِ تو
معنای مثنوی است
در حالت ِ عمیق ِ عزیمت
که منظره راه بازوی صحرایی مرا به تکان میآرد
در حالت عمیق عزیمت شتابهای موازی
در گردی ِ مچ ِ تو به هم میرسند و
باد،
صفات ِ باد،
شکل عزیز زانو را
-که قدرت و اطاعت را با هم دارد-
تصویر میکند
تا قیصر از کف پای تو
قوس ِ بلند ِ طاق ِ نصرت را
برگیرد
در حالت ِ عمیق ِ عزیمت که سمت ِ نیمرخ ِ تو برابر ِ نگهم ماند
پرواز طوطیان
جغرافیای صورت من را در هم ریخت
و آسمان،
که بایر از درخششهای آبی میشد
ناگاه
نام ِ تو از تمام جهتها
میآمد.
وقتی که باز میآیی
نام تو را
تمام جهتها
رسم میکنند.
و در گذار ِ دامن تو دانههای شن
بر ریشههای پیدا
پیراهن عبور ِ شعاع
میپوشد
پیشانی تو وسعت ِ شیشهاست
وقتی که باز میآیی
و هر درخت، بوسه است
وقتی که مفصل تو ملاقاتی است
-بین صفات باد و تکبیر طوفان-
و در هوای دهکده، پیشانی تو وسعت اطراف هجر را
محدود میکند
تو باز میآیی
با نافی از خلیج احمر
و رانی از عصای موسی
و شکل راه رفتن تو
معنای مثنوی است،
و روح مولوی است اینک
کز ساق تو حکایت نی را
بر میدارد!
▨
شعر شماره ۱۵ از مجموعه دلتنگیها
شامل شعرهای ۱۳۴۵ و ۱۳۴۶
چاپ اول: ۱۳۴۶
ــــــــــــــــــــ
▨تذکر: شماره شعرها ممکن است در چاپ های مختلف، متفاوت باشد. شمارهگذاری این شعر بر طبق کتاب ِ «مجموعه آثار یدالله رویایی» انتشارات نگاه، چاپ اول، شماره ۲۰ است اما به نظر میرسد در برخی چاپ ها این شعر دلتنگی شماره ۳۱ باشد
By Schahrouz4.9
1717 ratings
▨ شعر: دلتنگیها ۲۰
▨ شاعر: یدالله رویایی
▨ با صدای: یدالله رویایی
▨ پالایش و تنظیم: شهروز
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
و شکل ِ راه رفتن ِ تو
معنای مثنوی است
در حالت ِ عمیق ِ عزیمت
که منظره راه بازوی صحرایی مرا به تکان میآرد
در حالت عمیق عزیمت شتابهای موازی
در گردی ِ مچ ِ تو به هم میرسند و
باد،
صفات ِ باد،
شکل عزیز زانو را
-که قدرت و اطاعت را با هم دارد-
تصویر میکند
تا قیصر از کف پای تو
قوس ِ بلند ِ طاق ِ نصرت را
برگیرد
در حالت ِ عمیق ِ عزیمت که سمت ِ نیمرخ ِ تو برابر ِ نگهم ماند
پرواز طوطیان
جغرافیای صورت من را در هم ریخت
و آسمان،
که بایر از درخششهای آبی میشد
ناگاه
نام ِ تو از تمام جهتها
میآمد.
وقتی که باز میآیی
نام تو را
تمام جهتها
رسم میکنند.
و در گذار ِ دامن تو دانههای شن
بر ریشههای پیدا
پیراهن عبور ِ شعاع
میپوشد
پیشانی تو وسعت ِ شیشهاست
وقتی که باز میآیی
و هر درخت، بوسه است
وقتی که مفصل تو ملاقاتی است
-بین صفات باد و تکبیر طوفان-
و در هوای دهکده، پیشانی تو وسعت اطراف هجر را
محدود میکند
تو باز میآیی
با نافی از خلیج احمر
و رانی از عصای موسی
و شکل راه رفتن تو
معنای مثنوی است،
و روح مولوی است اینک
کز ساق تو حکایت نی را
بر میدارد!
▨
شعر شماره ۱۵ از مجموعه دلتنگیها
شامل شعرهای ۱۳۴۵ و ۱۳۴۶
چاپ اول: ۱۳۴۶
ــــــــــــــــــــ
▨تذکر: شماره شعرها ممکن است در چاپ های مختلف، متفاوت باشد. شمارهگذاری این شعر بر طبق کتاب ِ «مجموعه آثار یدالله رویایی» انتشارات نگاه، چاپ اول، شماره ۲۰ است اما به نظر میرسد در برخی چاپ ها این شعر دلتنگی شماره ۳۱ باشد

7,908 Listeners

2,054 Listeners

1,061 Listeners

1,134 Listeners

175 Listeners

430 Listeners

139 Listeners

145 Listeners

2,962 Listeners

40 Listeners

391 Listeners

523 Listeners

132 Listeners

193 Listeners

66 Listeners