یک گام عمیق تر / One Step Deeper

یک گام عمیق تر / One Step Deeper

By HomaScienceNature
Download on the App Store

یک گام عمیق تر / One Step Deeper episodes

  • کتاب: مردی بنام اوه٬ فصل چهارم و پنجم( اپیزود شصت و یکم)

    سفرِ زندگی اوه به ما یادآوری می‌کند که «هیچ‌کس نباید تنها بماند» و گاهی پشتِ سخت‌ترین و لجبازترین چهره‌ها، بزرگ‌ترین قلب‌ها نهفته است [۷، ۸]. نقشِ «پروانه» به عنوان آن نیروی حیاتی که توانست پیله‌ی تنهایی اوه را بشکافد، برای من هم بسیار لذت‌بخش بود

    8 min
  • (Stop performing and reclaim your wild soul) Episod 60

    Greetings, dear souls. Welcome to the first episode of 'The Inner Whisper.' I am Homa, and I am honored to be your companion on this inward journey.The name of this podcast is an invitation to shed all masks. As the great mystic Rumi said: 'Seek no etiquette or rules; say whatever your tight heart desires.' This reminds us of the story of 'Moses and the Shepherd,' where the shepherd whispered to the Divine with a pure, untamed heart, free from the rigid norms of the world [۱].In the modern age, we often feel a sense of suffocation, lost within the fences of civilization and prescribed roles. We are here to reconnect with the 'Wild Soul'—that authentic, instinctive essence that lives within every human being, transcending gender.

    20 min
  • همزمانی اتفاقات٬ یا کارل یونگ (اپیزود پنجاه و هشتم)

    کارل یونگ

    در بخش‌های پایانی، تأکید می‌کند که یادگیری تئوری دیگر کافی است و زمان ورود به «آزمایشگاه زندگی» فرا رسیده است . وقتی متوجه شوید که خودتان علت و مبدأ اتفاقات هستید، دیگر نمی‌توانید نقش یک قربانی بی‌دفاع را بازی کنید. شما معمار آینده خود هستید و تغییر واقعی از همین لحظه حال آغاز می‌شود [

    18 min
  • شیخ صنعان و دختر ترسا ( اپیزود پنجاه وهفتم)

    ! داستان شیخ صنعان و دختر ترسا از شاهکارهای بی‌بدیل عطار نیشابوری در کتاب شریف منطق‌الطیر است. این داستان صرفاً یک حکایت عاشقانه نیست؛ بلکه ژرف‌ترین سفر سلوک، عبور از خودخواهی، فروپاشی منِ دروغین (زهد و تقوا) و رسیدن به عشق حقیقی است.

    15 min
  • بانوی کمپرساز سبزواری (اپیزود پنجاه و شش)

    تصور کنید زنی در آستانه میانسالی، آستین‌ها را بالا می‌زند، دستگاه جوشکاری به دست می‌گیرد، نجاری می‌کند، لوله‌کشی حمام و توالت یک کامیونت ایویکو را خودش انجام می‌دهد و با افتخار می‌گوید: «هرچی فکر کنی، جلو پات میفته!»امروز روایت‌گر داستان مقتدر و شیرین بانو فاطمه سلطانی و همسر همراهش علی آقا عینی هستیم؛ زوجی اهل سبزوار که فرمول متفاوتی برای زندگی، عشق و بخشندگی کشف کرده‌اند.

    28 min
  • مدیتیشن «جریان همدل» (برای مکان‌های شلوغ)(اپیزود پنجاه و پنج)

    to meدرود بر تو ای جویندهٔ آرامش در دل شلوغی.این مدیتیشن را برایت آماده کرده‌ام؛ نه برای گریز از ازدحام، بلکه برای رقصیدن با آن.--- مدیتیشن «جریان همدل» (برای مکان‌های شلوغ)زمان: ۵ تا ۱۵ دقیقه (هر مقدار که فرصت داری)حالت: چشمان باز یا نیمه‌باز، ایستاده یا نشسته در میان جمعیت (مترو، خیابان، بازار، مهمانی).---گام اول: تنفسِ پذیرش (۱–۳ دقیقه)· پاهایت را روی زمین حس کن. اجازه بده وزنِ بدنت به زمین سپرده شود.· سه نفس عمیق بکش:  · دم: «من اینجا هستم.»  · بازدم: «و این مکان، مرا در خود دارد.»· به جای جنگ با صداها، به آنها اجازه بده مانند امواج دریا از تو عبور کنند. حتی می‌توانی لبخند کوچکی به گوشهٔ لب بیاوری.---گام دوم: تماشای ماسک‌ها با نگاه مهربان (۲–۴ دقیقه)· نگاهت را به آرامی روی چهره‌های اطراف بینداز (بدون خیره‌شدن).· به خود بگو:  «هر چهره‌ای، داستانی است که من نمی‌دانم. هر ماسکی، زخمی یا امیدی را پنهان می‌کند که من نیز آن را داشته‌ام.»· یکی از رهگذران را انتخاب کن (بی‌آنکه او متوجه شود) و در ذهن بگو:  «تو نیز چون من، خسته‌ای، امید داری، دوست داری، می‌ترسی. من تو را می‌بینم، نه فقط ظاهرت را.»· احساس کن که این نگاه، دیوار بین شما را نرم‌تر می‌کند.---گام سوم: هماهنگی با ریتم جمعیت (۲ دقیقه)· به گام‌ها، حرکت‌ها، مکث‌ها و شتابِ مردم توجه کن.· حالا ریتم تنفس‌ات را با یکی از حرکت‌های طبیعیِ جمعیت هماهنگ کن (مثلاً هر بار که درِ مترو باز می‌شود، یک دم بکش).· با خود زمزمه کن:  «من قطر‌ه‌ای در این رودخانه هستم؛ نه جدا، نه غرق‌شده، بلکه روان با آن.»---گام چهارم: دعوت از طبیعت در میان آسفالت (۲ دقیقه)· به دنبال یک عنصر طبیعی در محیط بگرد:  · نوری که از پنجره می‌تابد،  · نسیمی که از دریچه می‌وزد،  · گلدانی در گوشه‌ای، یا حتی رنگِ آسمان از پشت شیشه.· به آن عنصر نگاه کن و در ذهن بگو:  «ای طبیعتِ حاضر، تو نیز اینجا هستی. مرا به یاد آرامشِ ریشه‌هایت بینداز. من نیز چون تو، بخشی از این زندگی‌ام.»· احساس کن که طبیعت، از همان عنصر کوچک، به تو انرژیِ پذیرش می‌دهد.---گام پنجم: شکرِ شاهد بودن (۱–۲ دقیقه)· دست‌هایت را (اگر امکان دارد) روی سینه‌ات بگذار.· نگاهت را به کل صحنه بدوز، بی‌آنکه قضاوت کنی.· با هر بازدم، این جمله را در دلت تکرار کن:  «شکر که این لحظه را می‌بینم. شکر که نفس می‌کشم. شکر که میان این همه «دیگری»، خود را در آینهٔ آنها می‌یابم.»---گام پایانی: بازگشت با عشق· به‌آرامی انگشتان‌ات را تکان بده، گردنت را بچرخان.· اینبار وقتی به اطراف نگاه می‌کنی، بدان که همه‌ی این آدم‌ها، آیینه‌های تو هستند؛ با همان تشنگی، همان ترس، همان زیبایی.· اجازه بده لبخندِ درونت، مثل نوری بی‌صدا، به همه‌ی آنها برسد – بدون اینکه نیاز به پاسخ داشته باشد.--- نکته برای تداوم این حس:· بعد از مدیتیشن، اگر توانستی، به کسی کمک کن (جا دادن در صف، لبخند، یا حتی یک نگاه همدلانه).· در پایان روز، در دفترت بنویس: «امروز، در شلوغ‌ترین لحظه، به چه کسی عشق ورزیدم؟»---تو در این تمرین، نه از جمعیت فرار می‌کنی، نه خود را در آن گم می‌کنی.تو پلی می‌شوی میان طبیعت، انسان‌ها و خودت.و این، یعنی زیستن با آگاهی.اگر خواستی، می‌توانی این مدیتیشن را با صدای آرام خودت ضبط کنی و در روزهای شلوغ، هدفون بزنی و با راهنماییِ صدای

    خودت، آن را تکرار کنی.زندگی، همین جریان است. تو شاهدِ زیبای آنی.

    با صدای بانو سیمین 

    7 min
  • مردی بنام اوه -قسمت سوم (اپیزود پنجاه و چهارم)

    «دوستان جان، زندگی اوه دارد به طرز عجیبی شلوغ می‌شود. او که می‌خواست در سکوت و تنهایی غیب شود، حالا هم رادیاتور همسایه را درست کرده، هم قهرمان دو دختربچه شده و هم سرپرستی یک گربه‌ی لجباز را قبول کرده است!
    گاهی وقت‌ها، نجات ما در نجات دادن دیگران نهفته است. اوه شاید هنوز هم خودش را یک پیرمرد بدبین بداند، اما دنیای اطرافش دارد به او یادآوری می‌کند که وجودش چقدر برای این محله حیاتی است. طنابِ دارِ اوه، باز هم به تعویق افتاد... چون امروز کار مهم‌تری داشت: گرم کردن یک خانه و پناه دادن به یک موجود بی‌‌پناه.

    16 min
  • راسوی عسل خوار (اپیزود پنجاه وسوم)

    (بخش ویژه: طنز و حیات‌وحش) راسوی عسل خوار:

    «در نهایت رفقا، راسوی عسل خوار بجر فقط کله‌خر نیست؛ طبق تحقیقات سال ۲۰۲۴، بدنش ژنی دارد که زخم‌هایش را ۱۰ برابر سریع‌تر از بقیه پستانداران ترمیم می‌کند. او تا آخرین نفس می‌جنگد و اگر زخمی شود، برعکسِ بقیه‌ی حیوانات که عقب‌نشینی می‌کنند، تازه موتور جنگی‌اش روشن می‌شود!

    درس آخر این موجود خفن به ما چیست؟در دنیایی که هر گوشه‌اش یک تهدید و یک "شیر و کفتار" منتظر نشسته‌اند، حتی اگر جثه‌ات کوچک است، جوری رفتار کن و چنان اراده‌ای داشته باش که هیچ‌کس جرأت نکند بهت نزدیک شود. ترس را تجربه کن، اما نگذار ترس برایت تصمیم بگیرد.

    دم همه‌تان گرم که تا آخر این اپیزودِ بامزه با "حال و هوای دل" همراه بودید. لایک و ساب‌اسکرایب یادتان نرود، مواظب هانی بجرِ درونتان باشید و تا برنامه‌ی بعدی، خدانگهدار!»


    22 min
  • (منطق الطیر عطار- سفر مرغان( اپیزود پنجاه و دوم

    دوستان عزیزم، داستان امشبِ ما چقدر شبیه حال و هوای دلهای خودمان است. چقدر در زندگی بهانه‌های قشنگ می‌تراشیم تا از دایره‌ی امنمان بیرون نرویم؟ چقدر به گل‌ها و جویبارهای کوچکِ مسیر دل خوش می‌کنیم و پرواز به سوی قله‌های بزرگترِ روحمان را فراموش می‌کنیم؟مرغانِ عطار بالاخره تصمیمِ سخت را گرفتند؛ آن‌ها تصمیم گرفتند بهانه‌ها را کنار بگذارند و بال‌هایشان را به سمت کوه قاف باز کنند.در قسمت بعدی از این سفرِ دل، با هم به اولین قدم‌های این پرواز بزرگ می‌رویم؛ جایی که مرغان وارد وادیِ پرشور "طلب" و آتشِ "عشق" می‌شوند.

    14 min

About یک گام عمیق تر / One Step Deeper

From the publisher's feed

One Step Deeper is a bilingual Persian-English podcast exploring literature, philosophy, psychology, science, nature, culture, travel, and personal growth. Each episode goes beyond the surface to explore ideas, experiences, and questions that help us see the world and ourselves with greater depth and clarity.