
Sign up to save your podcasts
Or


در سرآغاز جنگ دوم جهانی کینز از ناراحتی قلبی رنج میبرد و به نظر میرسید ایّام بازنشستگیاش فرا رسیده باشد. امّا سیر حوادث به گونهای پیش رفت که او پس از سالها بار دیگر به خزانهداری انگلستان بازگشت و به سیاستسازی برای سیاستگذاران مشغول شد.
در همین ایّام هایک طعم طرد و بیگانگی را میچشید زیرا هم در وطنش (اتریش) و هم در کشور محل سکونتش (انگلستان) به چشم یک شهروند مشکوک و مشکلدار دیده میشد. او در دستگاه دولتی انگلستان پذیرفته نشد و سالهای جنگ را به تدریس در دانشگاهی گذراند که دیگر رمق و رونقی نداشت.
وقایع جنگ بر رابطه میان کینز و هایک تأثیر گذاشت. ماجراهایی مثل دفاع هایک از سیاستهای ضدتورّم کینز، و کمکهای کینز برای اسکان هایک در کمبریج، باعث شد این رقیبان سرسخت به دوستانی صمیمی تبدیل شوند.
هایک در سال 1935 تصمیم گرفت با طرح دوبارۀ بحث «محاسبات سوسیالیستی» به موج روزافزون گرایش به سوسیالیسم در انگلستان واکنش نشان دهد. این اقدام او با پاسخ اسکار لانگه مواجه شد که معتقد بود اقتصاددانان میتوانند کنترل و مدیریت بهینه تولید را در یک جامعه سوسیالیستی بر عهده بگیرند.
حمایت اقتصاددانان دانشگاهی از ایدۀ اسکار لانگه، هایک را به سمت نقد اساسی مبانی اقتصاد نئوکلاسیک سوق داد. او با ارائۀ تعریفی غیرریاضیاتی از مفهوم «تعادل» و مطرح کردن ایدۀ «تقسیم دانش»، نقش حیاتی دانش و اطلاعات جزئی تک تک افراد را در کارکرد سالم نظام اقتصادی مورد تأکید قرار داد. هایک در پرتو این مباحث برنامهریزی موفق دولت برای اقتصاد را غیرممکن اعلام کرد، و آزادی فردی را در کانون اندیشه اقتصادی قرار داد.
جان مینارد کینز در سال ۱۹۳۶ کتاب «نظریه عمومی اشتغال، بهره و پول» را مثل یک برگ برنده به روی میز اندیشه اقتصادی کوبید و با همین کتاب به اسطوره ای فراموش ناشدنی تبدیل شد.
ادعای کینز این بود که آنچه تا کنون در باب فواید و مزیتهای آزادی اقتصادی از اقتصاددانان کلاسیک شنیدهایم، فقط در حالتی صدق میکند که اقتصاد در وضعیت اشتغال کامل باشد. اما وقتی با بیکاری وسیع مواجه باشیم دیگر تعالیم آزادیخواهانه کلاسیک ها گره گشا نیستند، و راهی غیر از اقتصاد دستوری و مدیریت شده نداریم.
در این قسمت از پادکست مناظره قرن با خلاصهای از بحثهای کینز در این کتاب دوران ساز آشنا خواهیم شد.
در اوایل سال 1933 و در اوج بحران اقتصادی آمریکا، فرانکلین روزولت به مسند ریاست جمهوری رسید و بلافاصله سیاست کنترل دولتی بانکداری و لغو استاندارد طلا را آغاز کرد. روزولت همچنین برنامههای وسیعی را برای اشتغالزایی دولتی در دستور کار گذاشت و مجموعۀ این سیاستها به نیودیل (New Deal) مشهور شد.
به این ترتیب در حالی که در انگلستان کسی توصیههای کینز برای دخالت گستردۀ دولت در بازار را عملی نمیدانست، آمریکا به سرعت به سمت دولتیسازی بخشهای بزرگ و مهمی از اقتصاد حرکت کرد.
این یک پیروزی بزرگ و غیرقابل پیشبینی برای نظریۀ کینز بود، ولی هنوز نقصهایی داشت. کینز امیدوار بود با تکمیل نظریه جدیدش بتواند سیاستمداران نیودیل را با مخارج دولتی از محل کسری بودجه آشتی دهد.
کینز و هایک به مدّت 19 سال با هم مکاتبات گاه و بیگاه داشتند. از بین دهها نامهای که در این سالها بین این دو نفر ردّ و بدل شد، 12 نامه اهمیت ویژهای دارند. این 12 نامه در پایان سال 1931 و آغاز سال 1932 نوشته شدند، و ادامه نقدهایی بودند که کینز و هایک در نشریه اکونومیکا بر علیه نظریات یکدیگر مطرح کرده بودند.
در پایان این نامهنگاریها کینز به این نتیجه رسید که بحث به بنبست رسیده و هایک را به نوشتن یک کتاب دعوت کرد؛ همچنانکه خودش نیز به نوشتن یک کتاب جدید مشغول شد. به این ترتیب مناظره کینز و هایک که ابتدا از نوشتن کتاب آغاز شده بود، بعد از نوشتن چند مقاله و نامه، سرانجام بار دیگر به نوشتن کتاب منتهی شد.
نشریه اکونومیکا در شماره نوامبر 1931 دو مقاله از کینز و هایک منتشر کرد. این دو نفر در این مقالات به تندی به هم حمله کرده بودند و هرکدام طرف مقابل را به مبهمنویسی، جهالت و نادیدهگیری واقعیات متهم میکرد. با این مقالات نبرد کینز و هایک آشکار شد و به اوج رسید.
محور اصلی اختلافات آنها بحث بر سر منشاء اختلالهای اقتصادی بود. هایک ریشه اختلالات را دستکاری حجم پول و اعتبار میدانست و کینز معتقد بود اتفاقاً برای درمان مشکلات اقتصادی باید حجم پول و اعتبار را تغییر داد و تنظیم کرد.
جدال قلمی کینز و هایک از تابستان ۱۹۳۱ شروع شد. آغازگر این جدال هایک بود که مقالۀ مفصّل و صریحی در نقد کتاب «رسالهای در باب پول» کینز منتشر کرد. نکتۀ محوری نقد او این بود که کینز هیچ نظریهای دربارۀ سرمایه ندارد و با نادیده گرفتن تغییراتی که در درون موجودی سرمایه روی میدهند، به تعاریف و گزارههای مبهم، و نتایجی اشتباه میرسد.
این نقد در بحبوحۀ «رکود بزرگ» منتشر شد. در آن روزها پروندۀ غرامتستانی از آلمان و نظام استاندارد طلا مثل یوغهای خفهکنندهای گردن اقتصادهای بزرگ دنیا را میفشردند. و کینز به عنوان اقتصاددان دوراندیشی که سالها دربارۀ عواقب خطرناک آن پرونده و این نظام هشدار داده بود، به شهرت و اعتباری مخدوشناشدنی رسید. در این شرایط مخالفت با نظریۀ کینز، مشت به سندان کوبیدن به نظر میرسید؛ امّا هایک از این کار ابایی نداشت چون احساس میکرد علم اقتصاد در آستانۀ یک انحراف بزرگ قرار گرفته است.
آرمانشهر کینزی
رابطۀ کینز و هایک با احترام و صمیمیت آغاز شد. کینز در کتاب «رسالهای در باب پول» بزرگوارانه از این اقتصاددان جوان و ناشناختۀ اتریشی نام برد و از نظریه اقتصادی او یاد کرد. ولی این روابط حسنه دیری نپایید. چند ماه بعد در اوایل سال ۱۹۳۱ کینز با هواداری از اِعمال تعرفههای وارداتی، موجی از خشم و نفرت را برانگیخت و خودش را با همۀ هواداران راستگرا و چپگرای تجارت آزاد درانداخت.
در این جوّ ضدکینز بود که هایک تعارف را کنار گذاشت و با نوشتن نقد کوبندهای بر همان کتاب «رسالهای در باب پول»، توپ اوّل جنگ را شلیک کرد.
پول دولت یا پول بازار؟
جان مینارد کینز کتاب دوجلدی «رسالهای در باب پول» را در پاییز سال ۱۹۳۰ و در بحبوحه رکود بزرگ منتشر کرد. او در این کتاب گفت که رکود و بیکاری ناشی از آن است که کل پساندازهای افراد و بنگاهها به سرمایهگذاری تبدیل نمیشود. کینز راه حل این مشکل را در یک سیاست پولی فعال میدانست که با پایین آوردن نرخ بهره، سرمایهگذاران را تشویق کند تا تمامی منابع موجود را در فعالیتهای مولد به کار بگیرند.
▫️کینز در بخش اول این کتاب به بررسی منشاء تاریخی پول پرداخت. او عنوان کرد که در طول تاریخ شناختهشده بشری پول همواره یکی از مهمترین ابزارهای حکمرانی بوده و هیچگاه نمیتواند بدون تأیید و تنظیمگری دولت وجود داشته باشد.
▫️در تاریخی که کینز از پول روایت میکند سیاست پولی و ایجاد تورم به نفع مصلحت کشور یک سنت باستانی است، و در مقابل نظام استاندارد طلا و پول مستقل از دولت، بدعتی جدید و بیسابقه و زودگذر به نظر میآید.
راهی میان سوسیالیسم و سرمایهداری
◽️کینز از میانه دهه ۱۹۲۰ آشکارا از مواضع لیبرالیسم کلاسیک فاصله گرفت و به سمت نوعی لیبرالیسم سازماندهی شده و سرمایهداری تحت مدیریت حرکت کرد. این تغییر موضع او در مقالاتی مانند «پایان لسهفر» و «آیا من یک لیبرال هستم» و «پیامدهای اقتصادی تصمیمات آقای چرچیل» منعکس شده است. مجموعهای از این مقالات چند سال بعد در کتابی با عنوان مقالاتی برای اقناع (Essays in Persuasion) منتشر شد.
◽️کینز در ادامه همین مسیر سیاستمداران حزب لیبرال را قانع کرد تا برای اولین بار در تاریخ انگلستان با برنامه سرمایهگذاری دولتی در اقتصاد وارد انتخابات شوند. و در حالی که موهایش را در دفاع از تجارت آزاد سپید کرده بود، بعد از بحران ۱۹۲۹ به عنوان مشاور دولت کارگری از محدودیت تجارت خارجی و تعرفه بستن بر واردات حمایت کرد.
◽️کینز مدعی بود نظام اقتصادی مورد نظرش نه بازار آزاد است، نه سوسیالیسم، بلکه راه سومی است که با شرایط و مقتضیات بریتانیای قرن بیستم تناسب دارد.
From the publisher's feed

5 Listeners