از سميرا عرب عزيزم از كرمانشاه.
از اونجایی که شاعر هستم پس با سرودن یه شعر، تولدتونو تبریک میگم
این شعر از طرف من تقدیم به وجود نورانیتون❤️
پایان زمستان هیجان می گیرد
یک جشن بزرگ در جهان می گیرد
با خلقت تو جوانه ها می رویند
از پاقدمت شکوفه جان می گیرد
سیاره ی ما که می درخشد خود را-
انگار برای کهکشان می گیرد
بر ساقه ی کوه ها تو جاری هستی
ابری بشوی تو، آسمان می گیرد
هر وقت که روبه روی من باشی، دل-
از عشق تو لکنت زبان می گیرد
وقتی که خدا به یاد ما می افتد
از دفتر عشق، امتحان می گیرد
در روز تولد تو هر سال کسی