خواستم بگم من منظورمو درست شايد نتونستم برسونم
و اينكه ايشون اصلاً من رو چك نمي كنه و تا
حالا به موبايلم هم دست نزده
حتي من گاهي با دوستام تنهايي برنامه دارم
خيلي هم به حريم هاي من احترام مي زاره و
خيلي بهم محبت مي كنه و خيلي منو مي بوسه و
منظورم از اينكه خيلي بهم مي چسبه و اينكه حريم ندارم اين بود كه ايشون ظرف محبتشون و ابراز محبتشون خيلي بيشتر از من هستش .
ضمن اينكه فحاشي و داد و فرياد فقط در زمان هاي دعوا هست
در حالت عادي كلام محبت آميز دارن.
چون هردومون حساس هستيم و مي دونيم كه بي خودي درگير سوء تفاهم ميشيم!
و هر دومون گويا يه خشم هايي داريم
و الكي با هم وارد بحث ميشيم.
و يه جورايي هردومون از اين همه كل كل و بحث خسته ايم.
و اينكه من تو ذهنم خيلي ايشون رو مقايسه مي كنم با ديگران .
و توقع دارم پخته باشن در همه چيز .
مي دونم كه نبايد مقايسه كرد ، مي دونم كه بايد سپاسگزار بود ، مي دونم كه بايد خشم نداشت و جاري بود
اماّ نمي تونم در عمل انجام بدم
احساس كرختي و خستگي مداوم دارم و خيلي بي حوصله ام ....
ًشهلاا جانم چقدر در كلامت صلح هست
كاش همه دنيا مثل شما بودن