
Sign up to save your podcasts
Or


یونانیها بزرگترین دردسر برای امپراتوری عظیم هخامنشی بودند. یک بار در حد فاصل سالهای 492 تا 479 قبل از میلاد در برابر لشگرکشیهای داریوش بزرگ و خشایارشا مقاومت کردند، و بار دیگر حدود 150 سال بعد به رهبری اسکندر کبیر سلسلۀ هخامنشی را از میان بردند. پیروزی بر ایران در جنگهای آغازین، دو تاثیر مهم بر یونانیان بر جای گذاشت. اولا یونانیان را (که ذیل حکومتهای محلی متعدد میزیستند)، به یک هویتِ مشترکِ یونانی خودآگاه کرد، و دوگانۀ تاریخسازِ یونانی/بربر را پدید آورد. ثانیا به دولتشهرهای قدرتمند (خصوصا آتن) مجال داد که طرحهای بلندپروازانه برای استثمار دیگر دولتشهرها را پی بگیرند. نتیجه آن بود که یونانیان طی نزدیک به دو قرن مابین دو امر در نوسان بودند: (1) اهتمام به هویت مشترک یونانی و تشکیل جبههای واحد برای نبرد با ایران؛ (2) جنگهای خانمانسوز داخلی برای تسلط کامل بر یونان و شکست دولتشهرهای رقیب.
روزهداری میان همهٔ ادیان ایراهیمی و غیرابراهیمی مشترک است، اما اشکال روزهداری بسیار متفاوت هستند. در این قسمت تلاش کردم این تفاوتها را در سه دین ابراهیمی تشریح کنم. برای این کار به مجموعهای از سوالات پاسخ دادم: در یهودیت، مسیحیت و اسلام چند روز روزهٔ واجب وجود دارد؟ این روزههای واجب در خود کتابهای مقدس آمدهاند یا بعدا شکل گرفتهاند؟ روزههای واجب متوالی هستند یا پراکنده؟ روزهدار در طول روز میتواند آب بنوشد؟ خوردن چند وعدهٔ غذایی در زمان روزه مجاز است؟ ایام روزه در کدام ادیان میان فصول مختلف سال چرخش میکند؟
عهد عتیق روایتگر داستانهای زیادی دربارۀ گناهان انبیاست. تا پیش از ظهور اسلام، چندین نوع واکنش به این داستانها اتفاق افتاد. عدهای همین داستانها را دلیل تحریف کتاب مقدس دانستند. عدهای سعی کردند این داستانها را طوری تفسیر کنند که خطای پیامبران به حداقل ممکن برسد. گروهی از عصمت انبیا دفاع کردند و در آخر گروهی بودند که تاکید میکردند این داستانها حاوی پیام اخلاقی بسیار مهمی برای ماست؛ این که به هیچ انسانی نمیتوان امید بست، هر چقدر هم به خدا نزدیک باشد. پس در هر شرایطی تنها به خدا باید پناه برد. اما آن طرفتر و در سنت فکری یونان، اندیشمندانی حضور داشتند که باقدرت از امکان حیات بدون نقص اخلاقی دفاع میکردند.
چون المپیک باستانی بعد از سلطۀ مسیحیت بر امپراتوری روم تعطیل شد، شاید این تصور ایجاد شود که یگانه منتقدان المپیک باستانی مسیحیان بودند. اما این طور نیست. علاوه بر مسیحیان، اندیشمندان یونانی، نخبگان رومی و شماری از یهودیان با المپیک باستانی و ورزش قهرمانی مساله داشتند. این نقدها طیف وسیعی دارند. از نقد منزلت اجتماعی رفیع و ثروت فراوان ورزشکارها تا آسیبهای جسمی و روحی ورزش قهرمانی، و همین طور نقد عریانی و شاهدبازیِ جاری در میان ورزشکاران یونانی
یونانیان صاحب قهرمانانی اسطورهای بودند که در بسیاری از موارد با مرگی دردناک جان سپرده بودند. یونانیان برای این قهرمانان عزاداری میکردند و در سوگشان مرثیه میخواندند. در این قسمت توضیح خواهم داد که بسیاری از فیلسوفان یونانی با مسالۀ عزاداری از اساس مخالف بودند و آن را به تندی نقد میکردند. مقایسۀ عزاداری یونانیان برای قهرمانانشان با سنت سوگواری در فرهنگ ما نکات جالبی را نمایان میکند
حمایت از عدم
در این قسمت میکوشم باورهای دو گروه در مورد فیلسوفان یونانی، مشخصا افلاطون و ارسطو، را زیر سوال ببرم. نخست، باور مخالفان فلسفۀ اسلامی مبنی بر این که فیلسوفان یونانی تنها به عقل خودشان متکی بودند و دیگر منابع معرفتی، از جمله الهامات الهی، در دستگاه فکری آنان جایگاهی نداشته. دوم، باور موافقان فلسفۀ اسلامی مبنی بر این که افلاطون و ارسطو با دین سنتی مردم یونان هیچ نسبتی نداشتند و، مطابق با تعریف پیروان ادیان ابراهیمی، موحد بودند
حمایت از عدم
اگر قبول کنیم که قرآن قائل به تحریف کتاب مقدس است، حقیقت آن است که این ایده پیش از قرآن هم مطرح بوده. خشونت غلیظی که در عهد عتیق به تصویر کشیده میشود، در کنار صفات منفی خدا و اعمال ناهنجار انبیا، شماری از فرقههای مسیحی را به این نتیجه رساند که کتاب مقدس تحریف شده است. هر کدام از این فرقهها برای توضیح پدیدۀ تحریف، مبانی خاص خود را داشتند. برخی از این مبانی بسیار از قرآن دور بودند و برخی قرابت بیشتری با قرآن داشتند. آشنایی با تحریفباوران مسیحی میتواند شناخت ما از جهان پیش از قرآن را دقیقتر کند
پرسش از این که نخستین انسان چگونه به وجود آمده پرسش خاص ادیان ابراهیمی نیست. یونانیان نیز اسطورهها و نظریههای فلسفی مختلفی دربارۀ پیدایش انسان آغازین داشتند. طبق یکی از فراگیرترین اسطورهها، پرمثئوس خدای آتش نخستین انسان را از گل آفریده است. فیلسوفان یونانی اسطورههای آفرینش انسان را گاه تایید و گاه رد میکردند و در مواردی برای نجات دادن این اسطورهها به تفسیر تمثیلی متوسل میشدند
تصور مومنانۀ ما آن است که لااقل از وقتی به دنیا میآییم، دیگر هرگز از بین نخواهیم رفت. مرگ پایان کار ما نیست بلکه ما را به بهشت یا جهنم منتقل میکند. این که ما هرگز از بین نمیرویم دو رو دارد. یک روی آن بهشت ابدی و روی دیگرش جهنم جاویدان است. اما جالب است که مومنان همیشه چنین تصوری دربارۀ نامیرایی نفس نداشتند. مسیحیان اولیه معتقد بودند جاودانگی هدیۀ خداوند به انسانهای نیکوکار است و مجازات گناهکاران این است که نابود شوند و اثری از آنها باقی نماند
در این قسمت به مناسبت انتشار کتاب «اَویسِنا؛ مابعدالطبیعۀ ابنسینا در غرب قرون وسطی»، زمینههای تاریخی ترجمۀ ابنسینا در قرون وسطی را بررسی کردم. توضیح دادم چه روندی در تاریخ طی شد تا اروپاییها به مطالعۀ آثار ابنسینا نیاز پیدا کنند و چه سرنوشتی برای فلسفۀ ابنسینا در اروپا رقم خورد
From the publisher's feed