سمانه : بابا تو که جیگر ما رو خون کردی، اقلا یه چیزی بگو بفهمیم چی شده.
مریم : بابام داره از مامان نهال جدا می شه.
رکسانا: راست می گی؟!
سمانه : خوب حالا تو چرا گریه می کنی؟ خودشون می دونن.
مریم : بابام می گه تو هم بیا پیش من زندگی کن، یعنی پیش مادربزرگم.
نگار: حالا تو می خوای چی کار کنی؟