Sign up to save your podcastsEmail addressPasswordRegisterOrContinue with GoogleAlready have an account? Log in here.
FAQs about دیدگاههای مریم رجوی:How many episodes does دیدگاههای مریم رجوی have?The podcast currently has 125 episodes available.
January 06, 2022دیدگاه مریم رجوی-کنفرانس در پاریس-نوروز در همبستگی با مقاومت ایران-سخنان مریم رجوی...more9minPlay
March 08, 2021مریم رجوی: شما زنان ایران میتوانید و باید پیروزی را بسازیدخواهران عزیزم!دختران و زنان رنجدیده و ستمزده اما بپا خاسته در سراسر ایران!زنان دلیر که کانونهای شورشی را برپا کردهاید! روز جهانی زن بر شما و بر عموم خواهرانم در سراسر ایران گرامی باد.امسال روز جهانی زن در ایران در میان شعلههای قیام خونین هموطنانمان در سیستان و بلوچستان فرا رسیده است. قیامی با دهها شهید که در آن جوانان شورشگر با حمله به ساختمان فرمانداری و مراکز سپاه و نیروی انتظامی عزم مردم ایران برای سرنگونی رژیم را نشان دادند.مردم ما در سیستان و بلوچستان از فقیرترین مردم خاورمیانه و تمام آسیا هستند. با جمعیتی که هفتاد درصدشان زیر خط فقر مطلقاند. دو سومشان آب آشامیدنی ندارند و بسیاری از کودکانشان بهعلت ضعف بینایی و نداشتن عینک به مدرسه نمیروند.برای زنان ستمزده بلوچ تهیه غذا و حتی آب خوردن کاری طاقتفرساست. کودکانشان از فقر و بیماری به خود میپیچند و جوانان برومندشان دستهدسته در زاهدان و شهرهای دیگر اعدام میشوند. آنها نه برای یک زندگی بهتر که برای بقا و حیات خود، به سرنگونی رژیم نیازمندند.آنچه در سراوان و سایر شهرهای بلوچستان رخ داد واقعهیی بیدنباله نیست؛ این همان آتشفشان دی و آبان است که فوران کرده و از این پس، باز از خشم زنان و مردان ایران در سراسر کشور زبانه خواهد کشید. استراتژی خامنهای که میخواست تلفات انبوه بیماری کرونا را سپر حفاظت رژیمش کند، دوام نیاورد.آتش زیر خاکستر قیامها دوباره شعله کشید. و همچنانکه آن جوان شورشگر بلوچ گفت: حالا زمان زمان مردم ایران علیه حاکمیت ولایت فقیه است.زنان و دختران بلوچ در همین قیام پشتیبان و یاریرسان کانونهای شورشی و برادرانشان هستند.آری قیام مردم ایران با پیشتازی زنان بساط استبداد زنستیز را از تمام ایران جارو خواهد کرد. تاریخچه مختصر از زنان ایرانخواهران عزیزم!امروز بیماری کرونا و فقر و سرکوب، چهره شهرها و روستاهای ما را تیره و تار کرده اما در دل همین تاریکیها عزم زن ایرانی برای بهدست آوردن آزادی و برابری و دگرگونی مناسبات سیاسی و اجتماعی شعلههای امید را فروزان کرده است.این امید متکی به آمادگی اجتماعی برای سرنگونی رژیم است. این امید متکی به پوسیدگی رژیم است که در موقعیت سرنگونی است. امروز نه برنامه موشکی و اتمی آخوندها و نه سپاه پاسداران خامنهای بلکه مردم ایران و بهویژه زنان ایرانند، که معادله ایران را تغییر میدهند.پس امسال روز جهانی زن برای زن ایرانی حامل یک تعهد است: اینکه میتوان و باید از دل فاجعه کرونا و سرکوب و فقر، آزادی و برابری را به پیروزی رساند.در روز جهانی زن به تمام زنان پیشتاز تاریخ معاصر ایران درود میفرستم:زنان شجاعی که در صف مقدم جنبش تنباکو استبداد حاکم را به لرزه درآوردند.زنان آگاه و رزمآوری که در بسیاری صحنههای انقلاب مشروطه تعیینکننده بودند.زنان والایی که ستارگان آسمان شعر و ادب و فرهنگ ایران شدند.زنان پیشتاز در جنبشهای انقلابی در دهه پنجاه همچون فاطمه امینی، مرضیه احمدیاسکویی، و مهرنوش ابراهیمی که راه سرنگونی دیکتاتوری سلطنتی را گشودند. درود میفرستیم به دهها هزار زن مجاهد و مبارزی که در دهه۶۰ در رویارویی با رژیم شکنجه یا شهید شدند و در رأس آنها اشرف رجوی، سمبل مقاومت به هرقیمت در برابر استبداد وحشی حاکم.نامی که در کارزار هزار اشرف در ایران و اشرفنشانها در سراسر جهان همچنان بر قلبها و زبانها جاریست.و سلام بر هزاران هزار زن شجاعی که در قیامها و جنبشهای اعتراضی علیه رژیم ولایت فقیه بهپا خاستهاند.بهویژه آنها که خیزش بزرگ آبان را برپا کردند و شهیدان بسیاری تقدیم آرمان آزادی و برابری کردند.آخوندها فهرست نامهای آنها را پنهان نگهداشتهاند. اما پیام خون آنها، شکست قطعی استبداد دینی است که با مشارکت فعال زنان بپا خاسته ایران محقق میشود. نقش پیشتاز زنان در مقاومت ایرانخواهران عزیزم!وقتی میگوییم زن ایرانی پرچمدار امید به آینده و امید به آزادی و برابری است علاوه بر سوابق درخشان مبارزاتی، ظرفیت و توانمندی امروز او را در نظر داریم.این ظرفیت را در نقش زنان و دختران میهنمان در قیامها و اعتراضات، در ترکیب اعضای شورای ملی مقاومت ایران و در شورای مرکزی مجاهدین، متشکل از زنان مجاهد خلق میتوان دید که یک مقاومت سراسری را در برابر هیولای سرکوب و زنستیزی رژیم آخوندی پیش میبرند.آنها یک جنبش رزمنده را در محاصره دو دیکتاتوری خامنهای – مالکی در اشرف و لیبرتی سرفراز و استوار نگهداشتند. آنهم به همراه نسلی از برادرانشان. مردان رها و آزاد از ایدئولوژی جنسیت و فردیت.بذرافشان قیامها در شهرهای ایران شدند و امید مجسم مردم ایران برای آزادی را خلق کردند و همچنین صفی از زنان مقاوم و مبارز که در زندانهای سراسر ایران پایداری میکنند. اگر چه بینام و نشاناند اما بالاترین مقاومتها را میکنند و به این سربلندند. به پتانسیل و توانایی زنان اشاره کردیم. به قیامهای دو سال گذشته از دی ۹۶تا دی ۹۸نگاه کنید که خواهران و دختران دلیر ما در این قیامها چه قهرمانیها از خود نشان دادند. نیروی محوری قیام دی ۹۶ زنان و جوانانبودند.همه به یاد داریم که تصویر نمادین آن قیام تصویر دختری بود که در میان دودهای گاز اشکآور مشت خود را بلند کرده است.در همان روزها سران سپاه جنایتکار خامنهای گفتند: (در این اعتراضها هم) حلقه اصلی تحریک و شروع زنان بودند. در قیام آبان ۹۸، رسانههای رژیم باز نوشتند که: «میانداری و میدانداری ویژه زنان در اغتشاشات اخیر، چشمگیر بهنظر میرسد».وزیر کشور رژیم میگفت در تهران هر یک از «هستههای چهار- پنج نفره یا شش نفره» را یک زن هدایت میکرد.در اتوبان ستاری تهران، حرکت اعتراضی و شعاردادنها و بستن اتوبان، هفت ساعت بیوقفه ادامه داشت. آنچه در این اعتراض طولانی توجهبرانگیز بود، زنجیرهانسانی زنان بود که عرض اتوبان ستاری به سمت جنوب را بسته بود. در کرج هم بسیاری از شرکتکنندگان در اعتراضات را، زنان تشکیل میدادند.آری نیروی شورش آن آبان خونین و آتشین، همچنان در دل جامعه ایران موجود است و در هر فرصتی همچون طوفان یا سیل خروشان بیرون میزند و باز این زن ایرانی است که در قلب هر قیام و خیزشی ایستاده است. زنان ایران برهمزننده نظم ارتجاعیاز قضا علت ترس آخوندها از نیروی مقاومت زنان همین است. آنها برای مهار این نیروی بالنده و پیشرو، انواع سلاحها را بهکار گرفتهاند؛ از تبعیضهای ضدانسانی تا سرکوب و کنترل دائمی و به فقر کشاندن آنها در مقیاس میلیونی.در نتیجه میبینیم هر جا که فقر و فلاکت هست، قربانی نخستش، زن ایرانی است. هر جا که بهجای مسکن و سرپناه بیغولهها یا کپرها برقرار شدهاند باز این زن ایرانی است که بیش از همه باید بینوایی و ناامنی و داغ و دردش را تحمل کند.در همین یکسال اخیر که گسترش کرونا در ایران و مرگ و میر دردناک هموطنان بیداد میکرد، خواهران پرستار ما هزاران بار از جان خود چشم پوشیدند. هزاران بار بدون تجهیزات حفاظتی به نجات بیماران شتافتند. بهطوری که بنا به آمارهای دستکاری شده رژیم حداقل ۶۰هزار پرستار به کرونا مبتلا شدهاند. اما پاسخ آنها را آخوندها با استثمار هر چه وحشیانهتر و اخراج و سرکوب دادهاند. با این حال، پرستاران کوتاه نمیآیند و با تظاهرات در مقابل مراکز رژیم فریاد میزنند که تبعیض تا کی؟ حق ما را بدهید. در همین مدت خواهران زحمتکش کارگر ما که عمدتاً در مشاغل غیررسمی کار میکنند اولین قربانی کرونا بودهاند. تا تابستان امسال بر طبق آمار رسمی نزدیک به ۸۷۰هزار زن شغل خود را از دست دادهاند و بهارتش گرسنگان پیوستهاند.امروز چهلمیلیون نفر از جمعیت کشور ما جمعیت غیرفعالاند. و ۲۸میلیون نفر از آنها زنان هستند. یعنی حق مشارکت در زندگی اجتماعی و اقتصادی از آنها گرفته شده است.شمار زنان سرپرست خانوار که در سال۱۳۹۵سهمیلیون نفر بود؛ حالا به ۴ تا ۵میلیون نفر رسیدهاند که بیش از هشتاد درصدشان بیکارند. حالا تصور کنید وقتی همین زنان سرپرست خانوار بهکرونا مبتلا میشوند، بچهها هزینه درمان مادرشان را باید از کجا بیاورند؟ هزینه خورد و خوراک خود را چگونه تأمین کنند؟حرفهای یک زن جوان بهنام زیبا که با سه فرزند و یک همسر معلول نانآور خانوادهاست زندگی هولناک چند میلیون زن سرپرست خانوار را اینطور شرح میدهد. حرف او این است که «از مرگ (بر اثر کرونا) نمیترسم. تنها ترسم گرسنگی فرزندانم در نبود من است».راستی که قلب هر انسانی از این سخنان به درد میآید. بله جامعه ما در زیر شلاق ستم و استثمار است. این جامعةی است بنا شده بر دوش بردگانی که سمفونی خود را در صدای شلاقها میشنود. زنان کارتنخواب زنان زبالهگرد زنان تیرهروزی که قربانیان فساد همین رژیماند زنان بیماری که پولی برای درمان ندارند زنان روستایی در استانهای جنوب و شرق ایران که بهخاطر قحطی آب بهخاک سیاه نشستهاند. بله آوارگان آب.زنان کارگری که آه در بساط ندارند. زنان شالیکارکه بهخاطر حفظ شغل خود مجبورند هر روز در هوای سرد در میان آب بهمدت ده ـ دوازده ساعت کار کنند. دختران قالیباف که به انواع بیماریها دچار میشوند. زنان دستفروشی که مدتهاست، درآمدی ندارند. زنانی که در کردستان به کار طاقتفرسای کولبری رو آوردهاند.و بارهای سنگین را در مسیرهای صعبالعبور کوهستانی حمل میکنند.همچنین خانوادههای زلزلهزده که هنوز بیخانمان هستند. و همین حالا در سیسخت یاسوج زنان و کودکان در سرمای زمستان بیسرپناهند و فاجعه دلخراش دختر بچههایی که با اجبار و تحمیل ازدواج کردهاند. یا در اثر فقر برای فروش گذاشته میشوند و زنان معلم که عده زیادی از آنها حقوقشان به یک دلار در روز هم نمیرسد. دختران دانشجو که بهخاطر سنگینی هزینهها امکان ادامه تحصیل ندارند. همچنین فارغالتحصیلان بیکار و زنان شاغل که در خطر سقوط به زیر خط فقر قرار دارند.بله اینها همه چهرههای مجسم فقر دردناکی است که تار و پود جامعه امروز ایران را تنیده است. فقری مصیبتزا که در همه عرصهها اولین قربانیاش زن ایرانی است؛ اوست که بیشترین جراحتها و دردها را بر شانههای خود دارد؛ اوست که بیشترین خون جگرها را تحمل میکند.در عینحال اوست که عزم جزم کرده است تا این شب تیره و تار را به صبح روشن برساند. زندگی امروزش تیره و تار است. اما چنانکه در آبان آتشین و خونین نشان داد در طرف روز و روشنایی ایستاده است.بهقول زندهیاد شاملو:طرف ما شب نیستچخماقهاکنار فتیلهها بیطاقتندخشم کوچه در مشت توست.در لبان تو شعر روشن صیقل میخوردو شب از ظلمت خود وحشت میکند. بله زنان ایران که به این ظلمتسرا نگاه میکنند حرفشان این است که تمام این نظم ارتجاعی را برخواهیم چید.به آخوندها میگویند: این برج و باروی پوسیده را که روی انبارهای باروت بنا کردهاید درهم خواهیم شکست. صدای ما دیگر ناله دلشکستگان نیست؛ غرش طوفانی است که ارتجاع و ستم و زنستیزی را درهم خواهد پیچید. ایران آزاد فرداما میخواهیم به جای استبداد زنستیز حاکم، یک جمهوری کثرتگرا بر اساس حقوقبشر برپا کنیم. یک جمهوری مبتنی بر جدایی دین و دولت. ما در پی تحقق یک دموکراسی واقعی هستیم که لازمه آن مشارکت فعال و برابر زنان در رهبری سیاسی جامعه است.در ایران فردا جمیع آزادیهای فردی در مورد زنان باید بهرسمیت شناخته شود. از جمله آزادی در اعتقاد و مذهب، اشتغال و رفت و آمد.زنان در انتخاب پوشش خود آزادند.در ایران فردا زن و مرد به حقوق اجتماعی سیاسی، فرهنگی و اقتصادی کاملاً برابر دست خواهند یافت.زنان باید در گزینش همسر و ازدواج از آزادی کامل برخوردار باشند.در زندگی خانوادگی هر گونه اجبار و تحمیل به زن ممنوع است.حق متساوی طلاق برای زنان، بهرسمیت شناخته میشود.چند همسری ممنوع است.خشونت جسمی، جنسی و روانی علیه زنان در محیط کار، در مراکز آموزشی، خانواده و هر جای دیگر جرم شمرده میشود.هر گونه بهرهکشی جنسی از زن، تحت...more26minPlay
February 05, 2021محکومیت دیپلومات تروریست رژیم و سه مزدور اطلاعات در دادگاه اروپایی-مریم رجوی-۱۷بهمن...more45minPlay
January 21, 2021مریم رجوی: ۳۰دی، روزی است که سنگبنای بیثباتی و انقراض رژیم خمینی گذاشته شدسلام و درود به همه شماسالروز آزادی مسعود رجوی از زندان ساواک شاه را به شما در اشرف۳ و به همه مجاهدین و هواداران و پشتیبانان مجاهدین در داخل و خارج ایران، به کانونهای شورشی و مردم آزاده ایران، تبریک میگویم.۳۰دی ۱۳۵۷، روزی است که مسعود، اشرف، موسی و شمار دیگری از مجاهدین و فداییها از زندان رژیم شاه آزاد شدند.مسعود از فرط شکنجه و اعتصاب غذاها بسیار نحیف شده بود و اشرف، از شکنجه و فشارهای زیاد در زندان زخمها بر بدن داشت. ولی مثل همیشه شاداب و پرشور و با محبت و با روحیهیی بسیار بالا در صف سایر زندانیان بود. انگار نه انگار که سالیان زیر شکنجه و بازجویی بوده است.اشرف شهید که سمبل زن انقلابی مجاهد خلق شد، در مبارزه با دو دیکتاتوری با تمام توان و عزم و اراده ایستاد و پایداری در مسیر مبارزه تا آخرین نفس و آخرین قطره خون را برای زن انقلابی مجاهد خلق به ثبت داد.همچنین موسی و سایر خواهران و برادران و رفقای دیگری هم که بعد از سالیان سخت زندان شاه، آن شب آزاد شدند از شکنجههای ساواک زخمهای بسیار بر بدن داشتند.و با آنهمه درد، در دریای محبت خلق غرق شدند. و مردم با شادی بسیار با نثار حلقههای گل آنها را بر دوشهایشان میبردند و دست به دست میکردند. چه صحنههای باشکوه و زیبایی بود.تاریخ ایران فتح زندانها در آن شب و آن روزها را از یاد نمیبرد. روزهای همدلی و یکرنگی و محبت فارغ از هر عقیده و نظر، که همه قلبشان برای آزادی میتپید.شاه که در آن موقع چهار روز از فرارش میگذشت، بعداً در کتابی بزرگترین اشتباه خودش را آزادی بهگفته او تروریستها از زندان اعلام کرد.برای شیخ یعنی خمینی و آخوندهای همدستاش هم این روز، یعنی روز ۳۰دی، روزی است که سنگبنای بیثباتی و انقراض رژیماش گذاشته شد و برای جبهه خلق یعنی برای ما و همه مردمی که برای آرمان آزادی و برابری، مقاومت و مبارزه میکنند، این روز، روز شادی و پیروزی است.در آن شب که مردم بیرون زندان قصر جمع شده بودند، مسعود روی بالکن زندان رفت و خطاب به مردم گفت: این شما هستید که ما را آزاد کردید. این قیام شماست...آن قیامی که برای آزادی و پیشرفت مردم ایران برپا شده بود، حقیقتاً بالاترین شاخسارش خود مسعود بود.از ۳۰دی۵۷ تا قیام ۳۰خرداد در سال ۶۰، تا نبردهای مجاهدین و ارتش آزادیبخش و تا قیامهایی که تا همین امروز رو در روی رژیم بالا گرفته، مشعلدار مبارزه و سوقدهنده بهسوی آزادی مسعود رجوی بوده و هست.بهراستی که او مظهر شورش و عصیان در دوران حاکمیت ولایت فقیه است، و نامش مترادف مبارزه و نبرد بیامان برای آزادی است.چگونه دیکتاتوری سلطنتی راه ارتجاع مذهبی را باز کرد؟مسعود رجوی بهمدت هفت سال در زندانهای شاه بود. در شروع این دوره یعنی در سال ۱۳۵۰، ساواک بیشتر اعضای مجاهدین را دستگیر و بهشدت شکنجه کرد. و بهدستور شخص شاه، بنیانگذاران مجاهدین تیرباران شدند.از زمان کودتا علیه دولت ملی دکتر مصدق، که دربار شاه و آخوندهای مرتجع در آن همدست بودند، تا ۲۵سال بعد، حکومت شاه با شکنجه و سانسور و بدنامی فوقالعاده ساواک، شناخته میشد. بهخصوص در سالهای پس از ۱۳۵۰، اختناق و شکنجه بهاوج خود رسید.در آن موقع جوانان و دانشجویان مخالف، یکباره ناپدید میشدند و تا ماهها، خانوادهها از دستگیری فرزندانشان مطلع نمیشدند. هزاران نفر در زندانهای سیاسی بودند.شاه، سانسور وحشیانهیی برقرار کرد و کوچکترین فعالیت سیاسی مخالف را تحمل نمیکرد. بهطوری که دانشجویان را بهخاطر داشتن حتی یک جلد کتاب مخالف به سیاهچالهای ساواک میفرستادند.سرنگونی دولت ملی دکتر مصدق و حاکم ساختن یک نظام کمپرادور که فضای حیاتی بورژوازی ملی را سلب کرد، برقراری یک اختناق نفسگیر و از بین بردن تمام احزاب غیروابسته و مطبوعات مستقل و بهطور کلی جامعه مدنی، برقراری نظام تک حزبی و سرکوب و کشتار جنبشهای انقلابی بهویژه فداییها و مجاهدین، مهمترین حلقاتی بود که شاه با ارتکاب آن، راه ارتجاع مذهبی و بنیادگرایی را باز کرد.اگر سرکوب جنبشهای انقلابی و آزادیبخش دهه پنجاه نبود، اگر آن اختناق بیحد و حصر نبود، در این صورت در سال ۵۷، مردم، گروهها و احزاب سیاسی و اتحادیهها و سندیکاها و تشکلهای خودشان را داشتند. و در صحنه سیاسی آن خلأ عظیم شکل نمیگرفت خلأ عظیمی که در آن خمینی رقیبی نداشت. و چون رقیبی نداشت یکه تاز میدان شد.در واقع خمینی محصول دیکتاتوری شاه است. بلای ارتجاع و بنیادگرایی که بعداً تمام منطقه را بهآتش کشید، در واقع میراث استبداد شاه است. همانطور که مسعود گفته: «خمینی به درجات بسیار زیاد محصول تاریخی استبداد طولانی سلطنتی است».همه میدانید که رضا شاه هم در دوران حکومتاش یک استبداد خشن را برقرار کرد و دستآوردهای مشروطیت را مسخ یا نابود کرد.این رژیمهای مستبد از آنجا که هیچ جایی برای مشارکت مردم باقی نگذاشتند و پارلمان و احزاب و تشکلها و جنبشهای انقلابی را سرکوب کردند، در تند پیچهای تاریخ، کشور را دستخوش فجایع سهمگین کردند:اولی یعنی رضاشاه ایران را به بلای اشغال شدن توسط ارتشهای متفقین و ویرانی و قحطی و گرسنگی بعد از آن دچار کرد و دومی یعنی شاه بهدلیل دستگیری و اعدام نیروهای انقلابی و آزادیخواه، زمینههای سربرداشتن یک ارتجاع هار به سردمداری خمینی را فراهم کرد.مرزبندی با شاه و شیخ شعار قیامها و جوانان شورشیبا وجود همه این واقعیتها، همین حالا هم بقایای دیکتاتوری شاه همچنان از جنایتهای خانواده خود دفاع میکنند. آنها از شکنجه و کشتار مجاهدین و مبارزین توسط شاه دفاع میکنند و خیلی صریح میگویند: «وجود ساواک موجه بود».البته این عجیب نیست. کسانی که در میان مردم پشتوانهیی ندارند و یک تغییر دموکراتیک و تکیه بر آرای مردم را نمیتوانند تحمل کنند، از یکطرف از ساواک دل نمیکنند و از طرف دیگر جذب بسیج و سپاه را استراتژی خود کردهاند و دیدید که در ماجرای هلاکت سردژخیم قاسم سلیمانی بقایای شاه چطور گیر افتادند. در حالیکه مردم ایران، از صمیم قلب خوشحال بودند و دانشجویان و جوانان شورشگر در خیابانها عکسهای منحوس آن سردژخیم را پاره میکردند و آتش میزدند، ولی آنها در سکوت فرو رفتند زیرا این واقعه را بهسود مردم و مقاومت ایران میدیدند و این بالطبع بهزیان آنهاست.در این میان، داماد شاه نیز که وزیر خارجه او و سفیرش در واشنگتن بود، یعنی اردشیر زاهدی، دژخیم سلیمانی را به ژنرال دوگل تشبیه کرد و از او تمجید کرد.راستی که کانونهای شورشی و جوانان شورشگر با پاره کردن و آتش زدن و لگدمالکردن عکسهای سردژخیم چه خوب جواب این اباطیل را دادند. و چه خوب بساط نمایشهای رژیم و جنازهگردانیها را بر سرش آوار کردند.خوشبختانه امروز جامعه ایران بهخصوص نسل جوان در مبارزه با رژیم آگاهی عمیقی بهدست آورده. در قیامهای اخیر، جوانان شعار میدادند: مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر و نه تاج و نه عمامه، کار آخوند تمامه.بله مرزبندی با شاه و شیخ همیشه مقاومت برای کسب آزادی را برا و شکافنده کرده. حالا این مرزبندی محکم و استوار، شعار قیامها و جوانان آزادیخواه و شورشی و شورشگر است.در سراسر دوره حاکمیت آخوندها، مسعود رجوی همواره عنصر امید و باور، یعنی روح جنگندگی و مبارزاتی را در جامعه ایران و نسل جوان احیا کرده است:در قیام سی خرداد سال ۶۰، مسعود رجوی مقاومت علیه رژیم سفاک آخوندی را بنیان گذاشت. در تشکیل شورای ملی مقاومت یعنی آلترناتیو دموکراتیک رژیم، آینده آزاد و آباد و دموکراتیک را برای ایران پیریزی کرد. با تأسیس ارتش آزادیبخش ملی ایران به معادله سرنگونی پاسخ داد و راهحل سرنگونی رژیم ولایت فقیه را ترسیم کرد.در برپایی اشرف و پایداری ده ساله آن که یکی از درخشانترین فرازها در تاریخ مقاومت و مبارزه در ایران و کل منطقه است، مسعود دژ آزادی را در محاصره دو دیکتاتوری برپا کرد و شعلههای مبارزه را برافروخت.او با برانگیختن کانونهای شورشی و ترسیم مسیر کانونها و شهرهای شورشی، استراتژی سرنگونی و قیام را هدایت کرد و راه پیروز قیامها از دیماه سال ۹۶ تا آبان و دی ۹۸ را نشان داد.میبینید که این ابتکارها، این تأسیسها، ساختنها و آغاز کردنها همه و همه یک مضمون واحد و یک روح اساسی دارد و آن، آرام نگرفتن، شورش کردن، برانگیختن، فراخواندن، خلق کردن، و در یککلام رزمآوری و جنگیدن است.وقتی که همه واقعیتهای سیاسی علیه شماست، میتوانید بنابهدلائل واقعی کار خود را خاتمه یافته بدانید، اما همیشه راه دیگری هم هست که معمولاً دیده نمیشود و آن راه این است که میتوانید همان واقعیتها را تغییر بدهید، البته با پرداخت قیمت. و مسعود همین مسیر را در پیش گرفته و اینچنین برای مقاومت یک خلق راهگشایی کرده است.تحولات دو دهه ابتدای قرن بیست و یکمخوب است که در اینجا کمی اوضاع سیاسی و وقایع بزرگ این دوران را مرور کنیم تا ببینیم در متن چه شرایطی مسعود توانسته این مقاومت را هدایت کند.دو دهه اول قرن بیست و یکم برای مقاومت ما و همچنین برای منطقه خاورمیانه و به میزانی برای کل جهان، دوره ویژهیی بود. البته قبل از اون هم پیچیدگیهای زیادی وجود داشت ولی در این دو دهه دوران دورانی عوض شده بود.در این دوره تحولات بزرگی اتفاق افتاد از جمله:واقعه یازده سپتامبر و ظهور القاعدهاشغال عراق و افغانستان توسط آمریکاسلطه رژیم بر عراق که سکوی پرشی برای سپاه پاسداران شد که بتواند در لبنان و سوریه و یمن و... نفوذ کندوقایع بهار عرب و سقوط چهار رژیم در منطقهجنگ فاجعهبار سوریه که تا الآن ۹ساله طول کشیده با کشتار فجیع مردم و انبوه مجروح و آواره.و بالاخره ظهور داعش.این شرایط که زمینهها و پایههای آن، در ربع آخر قرن بیستم ایجاد شده بود، فضای حیاتی جنبشها و مقاومتها را از بین برد.همانطور که در تاریخ زمینشناسی یک دوره یخبندان داریم، در این جا هم گویی دوره یخبندان انقلابها بود. دوره نابودی انقلابها، و به میزان زیادی دوره از بین رفتن احزاب و گرایشهای متمایل به سوسیالیسم در اروپا.اگر چه که بلای بنیادگرایی مذهبی کل منطقه را از ۴۰سال پیش، فراگرفته بود، اما در این دو دهه، به اوج رسید.از سال ۱۳۷۶، برای خوشآمد آخوند خاتمی، مجاهدین در لیست تروریستی آمریکا قرار گرفتند. بعد از آن، در سالهای شروع این قرن، انگلیس و اتحادیه اروپا و کانادا و استرالیا پیدر پی مجاهدین را در لیستهای تروریستی قرار دادند. کار به جایی رسید که در غرب مقاومت کردن و مبارزه کردن متأسفانه معادل تروریسم اعلام شد.قضایای بمباران اشرف، جمعآوری سلاحهای ارتش آزادیبخش و حمله ۱۷ژوئن هم باز از وقایعی همجنس و همسوی همین موج بود.یادتان هست که در یک مقطع ۱۲دولت، برای از بین بردن مجاهدین با رژیم همسویی و همکاری میکردند. فقط در دوره مالکی جنایتکار در عراق، ۲۹بار به اشرف حمله شد. که شامل هفت حمله مسلحانه با زرهی و موشکی بود.اگر تمام حملات تروریستی علیه مجاهدین در عراق را فقط یک فقره حساب کنیم و اگر تمام حملات تروریستی در خارج کشور را هم یک فقره حساب کنیم، که آن هم لیستی طولانی دارد، بیش از ۴۰دسیسه و طرح بزرگ را میبینیم که برای متلاشی کردن مجاهدین بهاجرا گذاشته شده و هر کدام از این پروژهها تا حداکثر ظرفیتی که شانس اثرگذاری داشته، ادامه پیدا کرده. در واقع هر کدام از این طرحها بهاین دلیل کنار گذاشته شده که در مقابل پایداری مجاهدین شکستخورده و دشمن متوجه شده که دیگر کارش بیفایده است.مریم رجوی - سخنرانی در سالروز ۳۰دی، آزادی آخرین دسته زندانیان سیاسی شاهپرسش دوران: مقاومت یا تسلیم؟همانطور که میدانید در این دوره، نه فقط وجود و حضور جنبشها و انقلابها نفی شد و همه در انهدام جریانهای انقلابی همدستی نشان دادند، بلکه انواع تئوریها و دیدگاهها و استدلالها هم در نفی انقلاب و مبارزه یکی بعد از دیگری تولید شد. یک ایدئولوژی بر همه جا غالب شده که بهطور مستمر تسلیمشدن و...more1hPlay
FAQs about دیدگاههای مریم رجوی:How many episodes does دیدگاههای مریم رجوی have?The podcast currently has 125 episodes available.