فرهنگ اصیل ایران / The original culture of Iran

فرهنگ اصیل ایران / The original culture of Iran

Download on the App Store

فرهنگ اصیل ایران / The original culture of Iran episodes

  • شهر خرّم/دموکراسی
    فردوسی می‌گوید، دل مردم از خرّمی شاد بود. ما خرّم روز یا جشن دموکراسی از یکم تا هشتم ماه دی را که جشن پیدایش و زایش خورشید و جمشید (شید=نی) که نخستین انسان باشد را فراموش کرده‌ایم. زمستان در اصل به معنای شهر رام، زنخدای موسیقی و رقص و آواز بوده است. بهرام اصل نرینگی و رام و خرّم باهم دو چهره‌ی اصل مادینگی بودند که هر سه چهره بهمنند که اصل بزم و خنده و ساماندهی است. از هم آغوشی این خدایان بود که شهر خرّم بوجود می‌آمد. خون که همان هون است به معنای به هم بافتن است و هما یا ارتا که قانون و عدالت باشد به رگ‌ها نیز گفته می‌شد. در فرهنگ ایران، مردم‌سالاری با غایت تجاوز و چپاول و استثمار ملل و اقوام دیگر، حکومت دلبخواه نبود! بلکه مردمی سالاری مردمان بود. خود در فرهنگ نخستین ایران از جشن هم‌اندیشی و هم‌آفرینی و هم‌کاری و هم‌آهنگی و هم‌آمیختگی و یگانگی چهار نیروی درونی خرٌم بود. درحالیکه در ادیان ابراهیمی خود حقیقی فقط روح است که به سعادت می‌رسد و بدین ترتیب خودپرستی روحی مقدس بوجود می‌آید که با حکمرانی روحانیون برای آخرت می‌جنگد! این اندیشه‌ی برتری آسمان بر زمین، برتری خالق بر مخلوق، برتری عقل بر جسم و عواطف در فرهنگ ایران وجود ندارد، که بنیاد نابرابری حکومت با ملت، نابرابری طبقاتی یا نابرابری زن با مرد است
    42 min
  • کتاب و مدرنیته
    نبشته نگردد به پرهیز باز/نباید کشید این سخن را دراز
    مفهوم کتاب یا نوشته در گذشته و نزد پیشینیان، معنای دانشی را داشته است که تغییر نمی‌کرده است! خدای زمان بی خرد و احساس در دوران ساسانیان دو ویژگی داشت؛ یکی نوشتن و دیگری شمردن؟ ایرانیان سرود را اصل فرهنگ می‌دانستند، نه کتاب را، مانند اوستا و گاتها که قوانین تغییرناپذیری نبودند. غایت کتاب قدرترانی و غایت سرود جشن است. حرکت ماه سنجه‌ی زمان بود. مفهوم کمال در فرهنگ ایران نه ختم، بلکه شدن است. کلمه‌ی قمر معرب واژه‌ی کمر به معنای میان است که در پهلوی به شکل کمال مانده و همان ماه است که فرشگرد و نشان نوشوی و اینکه ماه در پایان ماه، خود و روشنایی را از خود ز نو می‌زاید. روی فرش رنگارنگ نشستن این اندیشه را تداعی می‌کرد که انسان به اصلش ماه که جایگاه جشن عشق، شهری که جان در آن مقدس است بازمی‌گردد، و چهارسویه بودن فرش، درست نماد پیوند گوهر انسان با سیمرغ بود، که اینهمانی چهار بال سیمرغ با چهار نیروی درونی انسان که ماه(بهرام) و رام(روان) و بهمن(ارکه) و گُش(جانان) باشد. واژه‌ی گوهر به معنای چهار زهدان یا شهبازی با چهار پر است. مدرنیته وارد کردن آخرین ساخته‌ها و افکار غربی و خارجی و بومی ساختن آنها نیست، بلکه اصل انگیختن و بیدار ساختن مایه‌ی نوآوری در ایران و نو اندیشیدن و ارزش‌گذاری نوین گوهر ایرانیان است. چهره‌ی دیگر فروردین رام بود، مانند سکه‌ای که یک رویه آن اصل جستجو و رویه دیگر اصل نوآوری باشد که بن انسان شمرده می‌شد. نام معرفت در اوستا، چیستاست؟ به سخن دیگر، بنیاد مدرنیته در برابری پرسش با معرفت است
    41 min
  • برابری جان/همالی
    بنام خداوند جان و خرد / کزین برتر اندیشه برنگذرد ، واژه‌ی جان ریشه در گیان و دیان دارد. فرهنگ ایران استوار بر برابری انسانها در جان است، ولی اسلام استوار بر برابری در ایمان! ما امروز در ایران با قانون کار نداریم، بلکه با شریعت و احکام الهی. خرد با قانون رابطه‌ی آزمایشی دارد. کلمه‌ی اسطوره، معرب واژه‌ی استره ایرانیست که در اصل معنای ترانه و سرود را داشته است که زاده از خود ملت بوده است که قوانین از آنها می‌تراویده است. محمد خود را پیدایش نوح تازه می‌دانسته است و شریعتش را بر پایه‌ی همین قصه می‌گذارد که کسی حق به زیستن دارد که ایمان به نبی و علم نبی که حاکم بر عقل اوست بیاورد، و بدین ترتیب است که نابود کردن دگراندیشان کار مقدس می‌شود. مسئله‌ی اساسی مومنان در شک کردن به ایمان، گم کردن ناجی خود و از دست دادن امید به نجات دهنده است. مالک به معنای کلید دار و دربان دوزخ است که همان امتداد طوفان نوح باشد! جهل و جال، یکی از نامهای سیمرغ بوده است و معنای نادانی ندارد و تنها مانند بیشمار موارد دیگر برای زشت سازی و نابودی فرهنگ زنخدایی ایران اینگونه معنی شده است؟ ★★★زادروز منوچهر جمالی فرخنده باد
    39 min
  • جوانمردی/خودافشانی
    بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم/
    فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم/
    اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد/
    من و ساقی به هم تازیم و بنیادش براندازیم
    46 min
  • دین ایرانی
    در هر ایرانی امروزه یک تنش وجودی و ژرف هست، ولو اینکه انکار هم بکند، فرهنگش ایرانیست و شریعت و دینش اسلامی یا یکی از ادیان سامیست! از معتقدان به ادیان ابراهیمی بایستی پرسید که روشنایی را متمم تاریکی یا ضد آن می‌دانند؟ واژه‌ی دین در کردی به معنای زاییدن و دیدن و دیوانگی است. (دی=سیمرغ) و (دیوانه=پر شدن از سیمرغ)
    دانه در روییدن، دانایی می‌شود که همانا پیدایش دانه‌ی نهفته زیر خاکست. زان که زادن از مادر است، در زانا معنای دانا و آگاه می‌شود. آگ که گندم باشد، آگاه می‌شود.. یکی از گزندهای موبدان یا آخوندهای زرتشتی به فرهنگ نخستین ایران، پس دان دانستن اهریمن و پیش دان و همه دان نامیدن اهورامزدای الهیات زرتشتی بود. جمشید=جم+جما که جفت دوقلوی زن و مرد نخستین است (هم زن و هم مردست) از بن کیهان که سیمرغ و بهرام است می‌روید. ایرانی به بهشت، مینو می‌گفت
    49 min
  • سیمرغ و زال
    زال تاج بخش پایه‌گذار حکومت (ساماندهی) بر پایه‌ی بینش از راه آزمایش است. شاد کردن جان‌ها، پرستش خداست. پرستیدن یعنی در پرستاری شادنیتن. خدای ایران هم ماما و هم شیردهنده است، در فرهنگ ایران دایه بودن اصل بود. یکی از شیوه‌های آمیختن که مهر باشد، شیر دادن است. واژه‌ی پیمان در اوستا به معنی شیر نوشیدنی است. گوهر خدای ایران عشق و مهر است، درحالیکه گوهر یهوه و پدر آسمانی و الله، قدرت است! بزرگترین گناه در ادیان ابراهیمی نافرمانی است، که به دلیل متزلزل کردن قدرت به شدت مجازات می‌شود. مهر حقیقی در فراموش کردن جرم و گناه است، نه در بخشیدن که نشان قدرت ورزیست هنوز؟! گوسفند همان واژه‌ی گَ‌اوسِپَنتا به معنی جان مقدس است. ویژگی مهرورزی در تصویر انسان، هم‌آغوشی سیمرغ آسمانی و آرمتئی زمینی در هر انسانیست. خدای مهر دارای چهار پر است که نیروهای گوهری و روانی ما را تشکیل می‌دهند و عبارتند از بو، روان، آیینه و فروهر. نیایشگاه در ایران همان در مهر یا در مغان یا در جهان است که واژه‌ی تنگ شده‌ی امروزی "در" همان سیمرغ یا برای نمونه زبان دری، زبان زنخدا رام یا خرّم باشد. واژه‌ی داریوش و درویش به معنای سه خوشه یا سه نی، که به چم پیروان زنخدای مهر یا جانان است
    43 min
  • جشن مهرگان
    مهرگان، یا جشن قداست جان، یا جشن عشق به زندگی در گیتی است، که در آن ایرانیان به‌ویژه زنان، توانستند بر حکومت خدای قربانی خونی (میتراس یا ضحاک که پدر یهوه و پدر آسمانی و اللّه است) که بر اساس کشتار مقدس (جهاد) حکمرانی می‌کرد، پیروز شوند و او را تبعید کنند! واژه‌ی مهرگان در اوستا میتراکانا نوشته شده، میترا=مهر و کانا یا کانیا=زن و هم به نی می‌گفتند، که می‌شود زنخدای نی‌نواز یا عشق جشن‌ساز. گوهر مهر موسیقی و گوهر زمان، جشن و بزم است. در فرهنگ ایران زندگی با جشن مهر یا عشق به جشن باید باشد. بهمن، بزمونه یا اصل خرد شاد است. دین، در اوستا نیروی مادینگی و زاینده (بینش) در ژرفای انسان است. پرسش، به معنای جستجو و نگران زندگی بودن است. مهر، پیوستگی همه‌ی عشق‌ها یا نیروی آشتی دهنده‌ همه‌ی اضداد است. البرز، به چم عروس (آل=سیمرغ) نی‌نواز است
    45 min
  • نو اندیشی
    چگونه می‌شود در ایران اندیشیدن را از سر گرفت؟ نو اندیشی، با نو شدن کار دارد. تقلید، هیچگاه خود شدن نیست! نییدن یا نی نواختن که به معنی رهبری کردن با کشش و رقص باشد، شیوه‌ی جهان‌آرایی ایران در هزاره‌ها بوده است. فرهنگ اصیل ایران که فرهنگ مردمی و جهانی ایران را مشخص می‌سازد، همین فرهنگ زنخدایی ایران بوده است. ما اگر می‌خواهیم که فرهنگ خودمان را بشناسیم، بدون این فرهنگ.. ما هیچ نمی‌شناسیم
    38 min
  • یک لقمه فلسفه‌ی ایرانی ∆ FMJ
    ستودن دیگری، صداقت و بزرگواری می‌خواهد. راه خود را نباید برگزید، راه خود را باید آفرید. گفته‌اند که اندیشه راهنماست، ولی اندیشه راه آفرین است. سیر تکامل انسان، سیر آزاد شدن از کمالات است. کمال تفکر، ادامه دادن بی نهایت فکر یا دستگاه فکری نیست، بلکه رها کردن آنست! هر کمالی راهی برای گسترش جنبه‌ای از خود است. فکر، انعکاسی نیست، این صورت است که انعکاسیست؟ ∆ پایان این زنجیره از گفتارهای فلسفی
    19 min

About فرهنگ اصیل ایران / The original culture of Iran

From the publisher's feed

بنیاد فلسفه‌ی نوین ایران،