در فرهنگ ایران مسئلهی بنیادی آن بوده است که، جهان هستی یک خوشه است، و نام این خوشه سیمرغ بوده است، و هر دانه و بذری از این خوشه جانها یا انسانها بودهاند که در سیمرغ که شاخههای این خوشه باشد به هم میپیوستند. کلمهی حق عربی برگرفته از واژهی هاگ یا آگ ایرانیست که همان تخم باشد. واژهی وای-به که همان باد یا نسیم نیکوی برانگیزنده و پدیدار سازنده گوهر تاریک سیمرغی نهفته در درون هر انسانی باشد نیز ریشه کلمهی وحی عربیست! سرود و موسیقی از سوی موبدان زرتشتی که سپس به ادیان ابراهیمی رسید، بدینسان بد شمرده شد که انسان را به بیاندازه خواهی و آفرینندگی خود برمیانگیخت