فرهنگ اصیل ایران / The original culture of Iran

فرهنگ اصیل ایران / The original culture of Iran

Download on the App Store

فرهنگ اصیل ایران / The original culture of Iran episodes

  • فرهنگ گفتار جمالی ﴿۳۸﴾ ارتایی/سیمرغی/زنخدایی/خرمدینی ایرانی
    بنام خداوند جان و خرد / کزین برتر اندیشه برنگذرد ، در آغاز شاهنامه ناگهانی و بازی شاعرانه نیست، بلکه بیانگر اینست که خردی که از جان ملت سرچشمه می‌گیرد، نگهبان ملت است. خردی یا بهتر است بگوییم عقلی که به جای خرد خودمان وام گرفته می‌شود، به سخنی دیگر هنگامی که قدرتی و حکومتی مانع شد تا جامعه از جان خودش به خردش برسد و بیاندیشد، و جایگزین آن یک عقل وامی کرد، مانند امروز که از یکسو به ظاهر روشنفکران سکولار می‌خواهند فکر و فلسفه غرب را به مردم ایران تزریق کنند، و از سوی دیگر هزار و چهارصد سال بینش عربی می‌خواهد که تفکر اسلامی را با زور به ایرانی تزریق بکند! این خواه ناخواه در تضاد و تنش با زندگی ایرانی قرار می‌گیرد و مردم نه آن را می‌فهمند و نه می‌پذیرند
    53 min
  • فرهنگ گفتار جمالی ﴿۳۷﴾ ارتایی/سیمرغی/زنخدایی/خرمدینی ایرانی
    از این دو یکی را نجنبید مهر / خرد دور بُد مهر ننمود چهر ، برداشت درست از نبرد رستم و سهراب چیست؟ آیا خرد از مهرورزی می‌گریزد؟ فردوسی در داستان گلاویزی این دو یکی از اندیشه‌های بزرگ ایران که همانا خرد سرچشمه پیدایش مهر است را پیش می‌کشد. فرهنگ استثنایی ایران، جای تحقیر و خوار شمردن ندارد! بلکه باید توان اندیشیدن و فهمیدن و یافتن داشت
    46 min
  • فرهنگ گفتار جمالی ﴿۳۶﴾ ارتایی/سیمرغی/زنخدایی/خرمدینی ایرانی
    بسیار شگفت‌انگیز است که چگونه مهر، خشم می‌شود! تبدیل به قهر و آزارخواهی و شکنجه‌گری و زدارکامگی می‌شود، چگونه ژی که زندگی باشد، اژی که ضد زندگی باشد می‌شود، یا به سخن ساده چگونه خوب تبدیل به بد می‌شود؟
    40 min
  • فرهنگ گفتار جمالی ﴿۳۴﴾ ارتایی/سیمرغی/زنخدایی/خرمدینی ایرانی
    یشک نهنگ دارد / دل را همی خشاید / ترسم که ناگوارد / کایدون نه خرد خاید ، ریشه‌یابی واژه‌ی خشم و بررسی ژی و اژی زرتشتی و چگونگی جدا شدن و فاصله گرفتن کلی آموزه زرتشت از فرهنگ نخستین ایران. هیچ انسانی و جانی و وجودی، نهادش خشم و قهر نیست! بلکه خشم و قهر و غلبه خواهی و تجاوزگری در فرهنگ اصیل ایران، نماد به هم خوردن تعادل و اندازه و زندگی است
    48 min
  • فرهنگ گفتار جمالی ﴿۳۳﴾ ارتایی/سیمرغی/زنخدایی/خرمدینی ایرانی
    شاخصه الله قهر است و اگر دقت شود، همه‌ی صفات دیگرش مشتقات همین قاهر بودنش است. قهر بر ضد اصالت انسان در گیتی است. قهر بر ضد صلح و آشتی است. قهر یعنی تعظیم و سجده و خوار و ذلیل کردن خود در برابر الله. قهر در عربی، آتش گرفتن گوشت و روان شدن آب گوشت در اثر کباب کردن آن است! ولی شاخصه ارتای خوشه یا سیمرغ بزرگترین خدای ایران، بی خشم و خشم ناپذیرا بودن است. ایرانی خودمانی بودن با خدا را دلیل خودمانی بودن با همه می‌دانست. در این راستا مولوی برای خدایش می‌سراید؛ تو کجایی تا شوم من چاکرت / چارقت دوزم کنم شانه سرت / جامه ات شویم شپشهایت کشم / شیر پیشت آورم ای محتشم / دستکت بوسم بمالم پایکت / وقت خواب آید بروبم جایکت
    46 min
  • فرهنگ گفتار جمالی ﴿۳۲﴾ ارتایی/سیمرغی/زنخدایی/خرمدینی ایرانی
    ناهمخوانی دوزخ یا دُژاخو با گستاخی یا ویستااخو! دوزخ، روند بازداشتن پیدایش خدا یا اصل از انسان و گستاخی گستردن تخم خدا در انسان بوده‌ است. آنکه یقین و امید ما را از ما می‌گیرد، آنکه منکر غنای انسان می‌شود، از ما و در ما دوزخ می‌سازد. ولی چرا آنکه برای دیگران دوزخ می‌سازد، خودش دوزخ می‌شود؟ اینکه الله قادر به ساختن دوزخ است، چنین قدرتی بیان آنست که قادر به ساختن بهشت نیست، و چون او توانایی ساختن بهشت را ندارد، بهشت را نسیه و به فردا حواله می‌دهد، چونکه به نقد فقط می‌تواند زندگی انسان را تبدیل به دوزخ کند! گستاخی که اصل گسترش مایه زندگی که اخو باشد است، صمیمیت و اطمینان و بی ترسیست که خشم و قهر را از زندگی می‌زداید. فرّخ که اصل برگ و پر و بال درآوردن و روییدن و بالیدن اخوست، فرخندگی، خوشی، نیکی، کامیابی، ارجمندی، بزرگواری، خجستگی و پیروزیست. انسان که همان مردم و در اصل مرتخم باشد، تخم سیمرغ است
    44 min
  • فرهنگ گفتار جمالی ﴿۳۱﴾ ارتایی/سیمرغی/زنخدایی/خرمدینی ایرانی
    واژه‌ی اهورا به ارتای خوشه به دلیل ماهیت خوشه بودنش داده می‌شده است. دیگر اینکه دوزخ که دُژاخو باشد، در اصل چه معنایی داشته است که ادیان نوری به نفع خودشان معنای وارونه به آن داده‌اند. سیمرغ و آرمتئی در هر تنی یک جفت یا یوغ می‌شوند یا آسمان و زمین یکی می‌شوند و باهم یک تخم تشکیل می‌دهند. اصل آفرینندگی در پیوند است که با جفت و یکی شدن اهو و اخو و اینهمانی آنها آغاز می‌شود. خود همین جفت جداناپذیری اخو، بن یک جهان بودن و وحدت جان یا جانان که گیتی باشد است. از اینرو واژه‌ی اهوره که چیزی جز اخو نیست، خدایی را جفت یا یوغ شدگی آسمان و زمین یا روان و جسم می‌دانست و بر ضد بریدگی خدا یا اصل از گیتی و انسان بود
    33 min
  • فرهنگ گفتار جمالی ﴿۲۹﴾ ارتایی/سیمرغی/زنخدایی/خرمدینی ایرانی
    هستی انسان چیست؟ گسترش بن آفریننده‌ی هستیست که در گوهر هر انسانی هست و نامش ویستا اخو یا اخوست که سپس اهو یا اهورامزدا شده است، خوشه‌ای بوده که کل دنیا از آن آفریده می‌شود و سپس در عرفان ایران به شکل کل در جز هست باقی ماند و یکی از نامهای سیمرغ بوده است. کامل شدن در فرهنگ نخستین ایران به معنای از نو تخم آفریننده شدن است، چراکه هیچ بینشی به انتها نمی‌رسد. گستاخی، گسترش بن نوآور انسان است. انسان هرچه به فراز می‌روید و خود را می‌گسترد و بلند می‌شود، به اصالتش که تخم نوآفرین شدن باشد نزدیکتر می‌شود. شوربختانه پیش از هر کتاب مقدسی، نخستین بار اهورامزدای زرتشتی در روشنایی بیکران قرار می‌گیرد! که پیشتر در فرهنگ اصیل ایران و فلسفه بنیادی نوشوی آن نبوده است
    40 min

About فرهنگ اصیل ایران / The original culture of Iran

From the publisher's feed

بنیاد فلسفه‌ی نوین ایران،