پیش از اینکه بخواهیم هر واژهای را از هم ببریم و تجزیه کنیم، بایستی بکوشیم مفهوم و تصویری که پیشینیان ما از این پدیده داشتهاند را پیدا کنیم، سپس به سراغ پاره کردن دو بخش از واژه برویم. اینهمانی تخم و نی یا همان تخم در تخمدان، پیکریابی اندیشه آفرینندگی است و بالیدن و روییدن نی بهترین پیکریابی اندیشه زمان بوده است. واژهی بیکرانه که ما به معنای بینهایت بکار میبریم نیست، بلکه گرانیگاه معنا نابریدنی و پیوسته بودن است. ارتا همان بن یا ارته است که سی و دو چهره گوناگون پیدا میکند. به همین دلیل ارتافرورد یا فروردین که اصل متامورفوز باشد نام داشت. البته این اندیشه با آمدن زرتشت مترود و مسخ و به کنجی رانده شد. مانند رام که خدای زمان و زندگی بوده و در اصل مادینه را زرتشتیان نرینه ساختند! هر شبانه روز به سی و دو بخش تقسیم میشده که روز بیست و شب دوازده بخش از آن بوده که واحد سنجشی پیشینیان و ساعت آنها باشد، یعنی هر ساعت آنها چهل و پنج دقیقه امروز بوده است که به این بخشها ارد یا ارتا میگفتند که عنصر اولیه هستی میدانستند