فرهنگ اصیل ایران / The original culture of Iran

فرهنگ اصیل ایران / The original culture of Iran

Download on the App Store

فرهنگ اصیل ایران / The original culture of Iran episodes

  • فرهنگ گفتار جمالی ﴿۲۷﴾ ارتایی/سیمرغی/زنخدایی/خرمدینی ایرانی
    پیش از اینکه بخواهیم هر واژه‌ای را از هم ببریم و تجزیه کنیم، بایستی بکوشیم مفهوم و تصویری که پیشینیان ما از این پدیده داشته‌اند را پیدا کنیم، سپس به سراغ پاره کردن دو بخش از واژه برویم. اینهمانی تخم و نی یا همان تخم در تخمدان، پیکریابی اندیشه آفرینندگی است و بالیدن و روییدن نی بهترین پیکریابی اندیشه زمان بوده است. واژه‌ی بی‌کرانه که ما به معنای بی‌نهایت بکار می‌بریم نیست، بلکه گرانیگاه معنا نابریدنی و پیوسته بودن است. ارتا همان بن یا ارته است که سی و دو چهره گوناگون پیدا می‌کند. به همین دلیل ارتافرورد یا فروردین که اصل متامورفوز باشد نام داشت. البته این اندیشه با آمدن زرتشت مترود و مسخ و به کنجی رانده شد. مانند رام که خدای زمان و زندگی بوده و در اصل مادینه را زرتشتیان نرینه ساختند! هر شبانه روز به سی و دو بخش تقسیم می‌شده که روز بیست و شب دوازده بخش از آن بوده که واحد سنجشی پیشینیان و ساعت آنها باشد، یعنی هر ساعت آنها چهل و پنج دقیقه امروز بوده است که به این بخشها ارد یا ارتا می‌گفتند که عنصر اولیه هستی می‌دانستند
    1 hr 6 min
  • فرهنگ گفتار جمالی ﴿۲۵﴾ ارتایی/سیمرغی/زنخدایی/خرمدینی ایرانی
    اصطلاح کهن که در شاهنامه و ادبیات ایران می‌آید، به چه معناست؟ دانش کهن چیست؟ معنای واژه‌هایی که با آزمونهای بنیادی و ژرف در فرهنگ کار دارند، در درازای زمان مورد تاخت و تاز قرار گرفته‌اند و معانی اصلی و بنیادی به عقب رانده شدند و مترود و مسخ ساخته شده‌اند و معانی نوین و تازه آن که به کار برده می‌شوند و فوری در ذهن ما حاضرند، اینها درست معانی هستند که مطلوب قدرتهای سیاسی و اقتصادی و دینی حاکم بر روان و اندیشه و آگاهبود در اجتماع هستند! بدینسان هرگاه ما آغاز به اندیشیدن می‌کنیم، درست همین معانی دست دوم هستند که در دسترس خرد قرار می‌گیرند! اینست که تمام این تفکرات فلسفی بدون آنکه بررسی ژرف در پیدایش و نمو و رویش واژه‌ها کرده باشند، بکلی بحثهای پوچ و بیهوده‌ و ژاژی هستند
    25 min
  • فرهنگ گفتار جمالی ﴿۲۳﴾ ارتایی/سیمرغی/زنخدایی/خرمدینی ایرانی
    در فرهنگ اصیل ایران، رام هم اصل زمان و هم اصل و مادر زندگیست که از هم بریده نمی‌شوند و بکلی بر ضد مفهوم دنیا و آخرت است. رام که جی یا ژی هم نامیده می‌شود، اصل جشن هم بود. رامجید، یعنی رام نی‌نواز. رام اینهمانی با بوی هم داشت، نیاکان ما به همه‌ی حواس، بوی می‌گفتند. حکمت، بکار بردن شر، برای رسیدن به خیر است! که از تفکر آخر زمانی می‌آید
    29 min
  • فرهنگ گفتار جمالی ﴿۲۲﴾ ارتایی/سیمرغی/زنخدایی/خرمدینی ایرانی
    تجربه زمان و تحول اندیشه زمان در هر جامعه‌ای، یک تجربه‌ بنیادی در اجتماع و سیاست و اقتصاد و دین و قضاوت است. زمان در فرهنگ نخستین ایران یک روند به هم پیوسته بود که در رویش درخت و گیاه، صورت به خود می‌گرفت، و شیوه‌ی اندیشه دیگری نزد نیاکانمان این بود که جنبش ماه که کمریا می‌نامیدند، اینهمانی با زمان داشت، و درست درختی که در یک ماه سی شاخه درمی‌آورد، اینهمانی درخت با ماه را نشان می‌دهد، و ماه نه تنها زمان، بلکه تخمه همه‌ی زندگان بود، درخت هم صورت زمان و کل هستی و خدایان بود. اشاره به فریب تعیین زمان کارزار اهورامزدا و اهریمن زرتشتی در بندهش! و چکیده آن روشني که می‌فریبد، خشمی را که چنین روشني را ایجاد کرده، از بین می‌برد
    29 min
  • فرهنگ گفتار جمالی ﴿۲۱﴾ ارتایی/سیمرغی/زنخدایی/خرمدینی ایرانی
    تفکر آخر زمانی، کی و چگونه آغاز می‌شود؟ در جامعه اسلامی، مردم همیشه در آخر زمان و پایان دنیا زندگی می‌کنند! خود واژه‌ی پایان بهترین نمودار این اندیشه است، یا واژه دیگری که کل اندیشه زرتشتیان را می‌نماید، کرانه است
    34 min
  • فرهنگ گفتار جمالی ﴿۲۰﴾ ارتایی/سیمرغی/زنخدایی/خرمدینی ایرانی
    در زمان زیستن، چه فرقی با زیستن در پایان زمان دارد؟ امام زمان فقط تصویری است که به یک اندیشه ضروری داده شده است تا بدین صورت در روان و ضمیر مردم جا بیاندازند. مسئله، زمانی اندیشیدن، سکولاریته است. مولوی به سکولارها زمانیان می‌گفت، یا موبدان/آخوندهای زرتشتی به سکولارها اوامیگان می‌گفتند. واژه‌ی زمان از زمه و زم ساخته شده است که نام روز بیست‌وهشتم هر ماه بود که رامجید باشد. زمان در فرهنگ اصیل ایران سِپنتا یا سِپنجی نام داشت و به معنای همیشه نو بودن و برای نو بایستی جشن گرفت، همانا در زمان خوش زیستن است. جشن و شادی با ناگذرایی و جاویدانی کار دارد
    34 min
  • فرهنگ گفتار جمالی ﴿۱۹﴾ ارتایی/سیمرغی/زنخدایی/خرمدینی ایرانی
    پدیده‌ی، روند، بن زمان، نوآوری و ابداع و ابتکار است. فرهنگ ایران زمان را پدیده‌ای مرکب یا سنتزی از دو پدیده‌ی زاییدن و روییدن می‌دانست، رویشی زایشی یا زایشی رویشی. مفهوم اصل، مفهومی بود که از سنتز تخم گیاه و حیوان و انسان پیدایش می‌یافت. بدینسان روند شدن، روند افزایش یابی خدایان و چهره‌یابی آنها در رویش درخت هستی بود. روند زمان، روند فنا و گذرا و نیستی، آنگونه که از الهیات زرتشتی آغاز و به ادیان نوری رسید نبود، بلکه همیشه نو شوی از پیدایش زندگی خدا یا اصل در چهره‌های گوناگونش ملموس و شناخته می‌شد. رفتار واکنشی، زدودن اصالت از خود است! زال زر در شاهنامه می‌گوید؛ مرا تا به گیتی درون زنده‌ام / همه تخم نیکی پراکنده‌ام
    31 min

About فرهنگ اصیل ایران / The original culture of Iran

From the publisher's feed

بنیاد فلسفه‌ی نوین ایران،