هنر و زندگی شهرزاد

هنر و زندگی شهرزاد

By هنر و زندگی شهرزادSociety & CultureArtsFiction
Download on the App Store

هنر و زندگی شهرزاد episodes

  • سبزه میدون
    سبزه میدون
    نویسنده و خوانش : روشنک حیاتی
    چشمام رو که باز کردم چراغای دراز و بلندی بالای سرم چشمک می زدن . نور سفیدشون چشمم رو اذیت می کرد.خواستم سرم رو بچرخونم تا ببینم کجام. چون هر جا بودم خونمون نبود. خونه ما چراغ سفید چشمک زن نداشت. اصلا خونه ما برق نداشت. سرم درد می کرد و نمی تونستم گردنم رو تکون بدم. دهنم شور بود و خشک . هر کاری کردم ننه رو صدا کنم ، صدایی از گلوم در نمیومد...
    11 min
  • مرحوم ژوزف پسر
    مرحوم ژوزف پسر
    نویسنده و خوانش : محمدامین چیت گران
    به نام خدایی که اگر حضور داشته باشد و لحظه ای بدانم که هست ، نامش سرآغاز همه خوبی هاست . واقعیت دیگر داستان هایم داستان نیستند. شخصیت ندارند . تیپ هایش درجا می زنند. قصه ! اصلا معلوم نیست دیگر قصه اش چیست معلوم نیست از کجا شروع می شود و به کجا می رود و حتی کجا نقطه پایانش را می گذارم. داستان هایی که دیگر انگار حرف حساب ندارند...
    فهمیده ام که من هم آدمم! ...
    21 min
  • وودی آلن و من
    وودی آلن و من
    نویسنده : دبی میلمن
    برگردان : نسیم توکلی
    خوانش : سمانه زنجانی
    وقتی درباره عطرش نظر دادم و پرسیدم چه عطری زده ؟ حس می گفت که مثله فابرژه بود ولی می دانستم که فابرژه نیست. بوی فابرژه را می شناختم . همه دخترها در دبیرستان همان را می زدند . آن بو نبود و خیلی هم فرق داشت. ما هم پروژه را به دست نیاوردیم ولی فکر آن عطر دست از سر من بر نداشت...
    12 min
  • میز، میز است
    داستان میز میز است
    نویسنده : پیتر بیکسل
    برگردان : بهزاد کشمیری پور
    خوانش : سارا سراب
    می‌خواهم داستان پیرمردی را تعریف کنم. داستان مردی که دیگر حتی یک کلمه هم حرف نمی‌زند. مردی که چهره‌ای خسته دارد. خسته‌تر از آنکه حتی بخندد و یا عصبانی بشود.
    او در شهر کوچکی، آخر یک خیابان یا نزدیک یک چهارراه، زندگی می‌کند. راستش تقریباً به زحمتش هم نمی‌ارزد که او را توصیف کنم، همه چیزش مثل دیگران است. کلاهی خاکستری به سر دارد، شلواری خاکستری به پا و نیم‌تنه خاکستری به تن. زمستان‌ها هم پالتوی بلند خاکستری می‌پوشد. گردن باریکش پوست خشک و چروکیده‌ای دارد و یقه سفید پیراهنش زیادی گشاد است...
    12 min
  • هرکه شد محرم دل
    هر که شد محرم دل
    نویسنده و خوانش : سیامک سحرخیز
    به خاطر می‌آورم سال‌ها پیش-سال ِ دوّم ریاضی فیزیک ِ دبیرستان ِ دانش- گیر کرده بودم میان ِ هنر، حقوق و رشته های ِ مهندسی و در همان حال گیر داده بودم به فلسفه و عرفان! مثلِ همین حالا! که گیر کرده‌اَم میان ِ ماندن و رفتن! و گیر داده‌اَم به خدا! آن سال‌ها عشق و عطش َم خواندن بود!...
    10 min
  • عشق و دیوانگی
    عشق و دیوانگی
    نویسنده : ناشناس
    خوانش : رعنا غفاریان
    در زمانهای بسیار قدیم وقتی هنوز پای بشر به زمین نرسیده بود، فضیلت ها و تباهی ها دور هم جمع شده بودند، آنها از بی کاری خسته و کسل شده بودند.ناگهان ذکاوت ایستاد و گفت بیایید یک بازی بکنیم مثل قایم باشک.همگی از این پیشنهاد شاد شدند و دیوانگی فورا فریاد زد، من چشم می گذارم و از آنجایی که کسی نمی خواست دنبال دیوانگی برود همه قبول کردند او چشم بگذارد.دیوانگی جلوی درختی رفت و چشم هایش را بست و شروع کرد به شمردن .. یک .. دو .. سه .. همه رفتند تا جایی پنهان شوند.
    6 min
  • ماهی و جفتش
    ماهی و جفتش
    نویسنده : ابراهیم گلستان
    خوانش : مهرزاد زمردی نیا
    مرد به ماهی‌ها نگاه می‌کرد. ماهی‌ها پشت شیشه آرام و آویزان بودند. پشت شیشه برایشان از تخته سنگ‌ها آبگیری ساخته بودند که بزرگ بود و دیواره‌اش دور می‌شد و دوریش در نیمه تاریکی می‌رفت. دیواره‌ی روبروی مرد از شیشه بود...
    12 min
  • اعترافات مهلک آقای الف پ
    اعترافات مهلک آقای الف پ
    نویسنده و خوانش : امیر پروسنان
    داستان کوتاه جنایی
    اجازه بدهید خودم همه چیز را بگویم . من اصلا چیزی برای پنهان کردن ندارم. همه آن آپارتمان مرا می شناسند. باور بفرمایید یک کلمه هم دروغ نمی گویم . یعنی اصلا توی ذات من نیست. همه این 42 سال دروغ نگفته ام . حالا این چه کاری است توی آگاهی جلوی حضرتعالی بخواهم دروغ و دونگ سرهم کنم...
    11 min
  • ماشین زمان
    ماشین زمان
    نویسنده و خوانش : آذین پیشوا
    بابا یک فرمولی در ذهنش برای تعداد ماشین های مجاز یک خانواده دارد . اگر تعداد افراد خانواده را n فرض کنیم تعداد ماشین مجاز می شود n-2 . یعنی یک خانواده 4 نفره مجاز به داشتن 2 ماشین هستند و یک خانواده 3 نفره مجاز به داشتن یک ماشین.
    206 سال 83 خریداری شده بود . تیپ 2 بود و در آن سال ها 206 تیپ 5 هیچ گزینه ویژه ای نداشت از همان اول مورد بی مهری واقع شد.
    9 min
  • سونات زنانه
    سونات_زنانه
    نویسنده و خوانش : علیرضا ایرانمهر
    داستانی عاشقانه با توصیفات موسیقیایی :)
    مطمئنم اگر یک پیانو داشتم دنیا رو از نو می ساختم . چون هیچ چیز در دنیا نیست که صدایی نداشته باشد. مثلا فقط صدای سرفه او می تواند مثل یک عکس رادیولوژی شادی یا غم های پنهانش را نشان دهد. کافی است وقتی پنجره ها باز مانده اند به صدایش که آواز می خواند و ظرف ها را می شوید گوش دهم . آن وقت اگر یک پیانو داشتم ، از آن یک والس می ساختم.
    ساعت 7 صبح او در آپارتمانش که بالای آپارتمان من است دو بار قفل می کند...
    14 min

About هنر و زندگی شهرزاد

From the publisher's feed

در کُنجی از جهان افسانه‌ی خویش می‌بافم. با شکوهِ تصویر‌هایی که خلق می‌کنم و صدا و کلامی با پژواکِ دور و دیر، با وجودی که چون نان در رود می‌افکنم بی‌امید بازپس‌گرفتنی با عشق نگاه کن که با عشق بافته‌ام!

More shows like هنر و زندگی شهرزاد

داستان شب by DASTANESHAB

داستان شب

422 Listeners

Ravi | پادکست فارسی راوی by arash kaviani

Ravi | پادکست فارسی راوی

856 Listeners

پادکست رخ by Rokh Podcast

پادکست رخ

2,995 Listeners

پادکست راوکده by Ravkadeh Podcast

پادکست راوکده

407 Listeners

Sadeghi پادکست جنایی صادقی by Sadeghi

Sadeghi پادکست جنایی صادقی

54 Listeners

This rss has been deleted by MONTANA

This rss has been deleted

50 Listeners