هزارداستانHazardastan

هزارداستانHazardastan

By Mehran mantashiArtsBooks
Download on the App Store

هزارداستانHazardastan episodes

  • 1828 آکواریوم‌های پیونگ یانگ2/5✍️کانگ چول-هوان و پیر ریگولت

     수용소의 노래آکواریوم‌های پیونگ یانگ به نویسندگی کانگ چول-هوان و پیر ریگولت:

    نظر شخصی: من شخصا عاشق خاطرات و زندگینامه افراد هستم بخصوص نجات یافتگان از کره شمالی که این کتاب هم با ترجمه روان جناب اشتری کاری بسیار زیباست.

    معرفی کتاب: کانگ چول هوان زادهٔ پیونگ‌یانگ در کرهٔ شمالی، زمانی که نه سال بیشتر نداشت، همراه دیگر اعضای خانواده خود (مادربزرگ، پدر، عمو و خواهرش) محکوم شد به اقامت در یکی از اردوگاه‌های کار اجباری در کرهٔ شمالی. جرم این خانواده، «خطای بزرگی» بود که پدربزرگ کانگ چول‌ هوان، یکی از مدیران بلندپایه حکومت کمونیستی کرهٔ شمالی، مرتکب شده بود. کانگ چول‌ هوان و خانواده‌اش پس از تحمل ده سال سختی‌های اردوگاه، آزاد شدند. اما این مرد جوان کره‌ای دو سال بعد از آزادی‌اش تصمیم گرفت از کرهٔ شمالی فرار کند؛ زیرا به اتهام گوش‌دادن به رادیوهای غیرمجاز در آستانهٔ دستگیری و اعزام دوباره به اردوگاه کار اجباری بود. کانگ چول‌ هوان سرانجام از طریق چین به کرهٔ جنوبی گریخت. وی یکی از معدود جان به در بردگان از اردوگاه‌های کار اجباری در کرهٔ شمالی است که موفق شده صدای خود را به گوش جهانیان برساند.

    --- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    2 hr 35 min
  • 1827 آکواریوم‌های پیونگ یانگ1/5✍️کانگ چول-هوان و پیر ریگولت

     수용소의 노래آکواریوم‌های پیونگ یانگ به نویسندگی کانگ چول-هوان و پیر ریگولت:

    نظر شخصی: من شخصا عاشق خاطرات و زندگینامه افراد هستم بخصوص نجات یافتگان از کره شمالی که این کتاب هم با ترجمه روان جناب اشتری کاری بسیار زیباست.

    معرفی کتاب: کانگ چول هوان زادهٔ پیونگ‌یانگ در کرهٔ شمالی، زمانی که نه سال بیشتر نداشت، همراه دیگر اعضای خانواده خود (مادربزرگ، پدر، عمو و خواهرش) محکوم شد به اقامت در یکی از اردوگاه‌های کار اجباری در کرهٔ شمالی. جرم این خانواده، «خطای بزرگی» بود که پدربزرگ کانگ چول‌ هوان، یکی از مدیران بلندپایه حکومت کمونیستی کرهٔ شمالی، مرتکب شده بود. کانگ چول‌ هوان و خانواده‌اش پس از تحمل ده سال سختی‌های اردوگاه، آزاد شدند. اما این مرد جوان کره‌ای دو سال بعد از آزادی‌اش تصمیم گرفت از کرهٔ شمالی فرار کند؛ زیرا به اتهام گوش‌دادن به رادیوهای غیرمجاز در آستانهٔ دستگیری و اعزام دوباره به اردوگاه کار اجباری بود. کانگ چول‌ هوان سرانجام از طریق چین به کرهٔ جنوبی گریخت. وی یکی از معدود جان به در بردگان از اردوگاه‌های کار اجباری در کرهٔ شمالی است که موفق شده صدای خود را به گوش جهانیان برساند.

    --- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    2 hr 35 min
  • 1826 زبان اصالت در ایدئولوژی آلمانی5/5✍️نئودور آدرنو
    کتاب حاضر از دو بخش تشکیل شده است. بخش نخست شامل یادداشت‌های مفصل مترجم است درباره‌ی مکتب فرانکفورت و "زبان اصالت". بخش دوم نیز ترجمه‌ی اثر "نئودور آدرنو" است با موضوع "زبان اصالت در ایدئولوژی آسمان". مترجم کتاب درباره‌ی نگرش آدرنو در خصوص زبان اصالت می‌گوید: "نخستین آموزه‌ی ادرنو به رویکرد زبانی نقادانه‌ی وی به مجموعه‌ای از واژه‌های مرتبط با هم که می‌توان از آن‌ها واژه‌نامه‌های ویژه درآورد راجع می‌گردد. این واژه‌ها از آن‌جا که در عین انتزاعی بودن، نیازهای زمانه را به طریقی فریبنده و گول زننده پاسخ می‌گویند تا نازل‌ترین سطوح اجتماعی، مثلا حتی در عامیانه‌ترین آهنگ‌های موسیقی نیز، شیوع پیدا می‌کنند. آدرنو بستگی این واژه‌ها را با واقعیت یا حقیقت مضمون آن‌ها در بوته‌ی انتقادی پایبند به درون‌مایه‌ی متن می‌گذارد.. روشنگری با جرات دادن به انسان در اعتماد کردن به عقلانیت خود آهنگ آن داشت که هرگونه هاله‌ی اساطیری و جادویی را از طبیعت بزداید، اما همین عقلانیت که مفاهیم و مقولات خود را در زبان ملفوظ کرد، از آن‌جا که از همان آغاز ابزاراندیشی و طالب احاطه‌گری و سلطه بود، مرجع سرکوب و ارعاب گشت و در نتیجه، در کسوت اسطوره و اکاذیب درآمد... آدرنو بر آن است که زبان اصالتیان نیز در پاسخ به فقدان معنا، از خودبیگانگی، انسانیت زدودگی، کالا شدگی و شئ‌وارگی و به طور کلی بحران‌های جهان سرمایه‌داری در همین دام می‌افتد. به سادگی می‌توان گفت که جدل نظریه‌ی انتقادی بر ضد جنبش‌هایی چون پدیدار شناسی و فلسفه‌‌های اگزیستانس آلمان و به طور کلی داعیه‌داران مقابله با بحرانی که مارکس و هگل در رفع آن ناکام ماندند، برخلاف این جنبش‌ها، به شیوه‌ی دیالکتیکی مارکس و هگل پشت پا نمی‌زند، برعکس، همواره غفلت از خرد دیالکتیکی و نادیده گرفتن تقابل تاریخی ذهنیت و فعلیت، آماج انتقادهای مکتب فرانکفورت بوده است.

    --- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    3 hr 9 min
  • 1825 زبان اصالت در ایدئولوژی آلمانی4/5✍️نئودور آدرنو
    کتاب حاضر از دو بخش تشکیل شده است. بخش نخست شامل یادداشت‌های مفصل مترجم است درباره‌ی مکتب فرانکفورت و "زبان اصالت". بخش دوم نیز ترجمه‌ی اثر "نئودور آدرنو" است با موضوع "زبان اصالت در ایدئولوژی آسمان". مترجم کتاب درباره‌ی نگرش آدرنو در خصوص زبان اصالت می‌گوید: "نخستین آموزه‌ی ادرنو به رویکرد زبانی نقادانه‌ی وی به مجموعه‌ای از واژه‌های مرتبط با هم که می‌توان از آن‌ها واژه‌نامه‌های ویژه درآورد راجع می‌گردد. این واژه‌ها از آن‌جا که در عین انتزاعی بودن، نیازهای زمانه را به طریقی فریبنده و گول زننده پاسخ می‌گویند تا نازل‌ترین سطوح اجتماعی، مثلا حتی در عامیانه‌ترین آهنگ‌های موسیقی نیز، شیوع پیدا می‌کنند. آدرنو بستگی این واژه‌ها را با واقعیت یا حقیقت مضمون آن‌ها در بوته‌ی انتقادی پایبند به درون‌مایه‌ی متن می‌گذارد.. روشنگری با جرات دادن به انسان در اعتماد کردن به عقلانیت خود آهنگ آن داشت که هرگونه هاله‌ی اساطیری و جادویی را از طبیعت بزداید، اما همین عقلانیت که مفاهیم و مقولات خود را در زبان ملفوظ کرد، از آن‌جا که از همان آغاز ابزاراندیشی و طالب احاطه‌گری و سلطه بود، مرجع سرکوب و ارعاب گشت و در نتیجه، در کسوت اسطوره و اکاذیب درآمد... آدرنو بر آن است که زبان اصالتیان نیز در پاسخ به فقدان معنا، از خودبیگانگی، انسانیت زدودگی، کالا شدگی و شئ‌وارگی و به طور کلی بحران‌های جهان سرمایه‌داری در همین دام می‌افتد. به سادگی می‌توان گفت که جدل نظریه‌ی انتقادی بر ضد جنبش‌هایی چون پدیدار شناسی و فلسفه‌‌های اگزیستانس آلمان و به طور کلی داعیه‌داران مقابله با بحرانی که مارکس و هگل در رفع آن ناکام ماندند، برخلاف این جنبش‌ها، به شیوه‌ی دیالکتیکی مارکس و هگل پشت پا نمی‌زند، برعکس، همواره غفلت از خرد دیالکتیکی و نادیده گرفتن تقابل تاریخی ذهنیت و فعلیت، آماج انتقادهای مکتب فرانکفورت بوده است.

    --- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    3 hr 7 min
  • 1824 زبان اصالت در ایدئولوژی آلمانی3/5✍️نئودور آدرنو
    کتاب حاضر از دو بخش تشکیل شده است. بخش نخست شامل یادداشت‌های مفصل مترجم است درباره‌ی مکتب فرانکفورت و "زبان اصالت". بخش دوم نیز ترجمه‌ی اثر "نئودور آدرنو" است با موضوع "زبان اصالت در ایدئولوژی آسمان". مترجم کتاب درباره‌ی نگرش آدرنو در خصوص زبان اصالت می‌گوید: "نخستین آموزه‌ی ادرنو به رویکرد زبانی نقادانه‌ی وی به مجموعه‌ای از واژه‌های مرتبط با هم که می‌توان از آن‌ها واژه‌نامه‌های ویژه درآورد راجع می‌گردد. این واژه‌ها از آن‌جا که در عین انتزاعی بودن، نیازهای زمانه را به طریقی فریبنده و گول زننده پاسخ می‌گویند تا نازل‌ترین سطوح اجتماعی، مثلا حتی در عامیانه‌ترین آهنگ‌های موسیقی نیز، شیوع پیدا می‌کنند. آدرنو بستگی این واژه‌ها را با واقعیت یا حقیقت مضمون آن‌ها در بوته‌ی انتقادی پایبند به درون‌مایه‌ی متن می‌گذارد.. روشنگری با جرات دادن به انسان در اعتماد کردن به عقلانیت خود آهنگ آن داشت که هرگونه هاله‌ی اساطیری و جادویی را از طبیعت بزداید، اما همین عقلانیت که مفاهیم و مقولات خود را در زبان ملفوظ کرد، از آن‌جا که از همان آغاز ابزاراندیشی و طالب احاطه‌گری و سلطه بود، مرجع سرکوب و ارعاب گشت و در نتیجه، در کسوت اسطوره و اکاذیب درآمد... آدرنو بر آن است که زبان اصالتیان نیز در پاسخ به فقدان معنا، از خودبیگانگی، انسانیت زدودگی، کالا شدگی و شئ‌وارگی و به طور کلی بحران‌های جهان سرمایه‌داری در همین دام می‌افتد. به سادگی می‌توان گفت که جدل نظریه‌ی انتقادی بر ضد جنبش‌هایی چون پدیدار شناسی و فلسفه‌‌های اگزیستانس آلمان و به طور کلی داعیه‌داران مقابله با بحرانی که مارکس و هگل در رفع آن ناکام ماندند، برخلاف این جنبش‌ها، به شیوه‌ی دیالکتیکی مارکس و هگل پشت پا نمی‌زند، برعکس، همواره غفلت از خرد دیالکتیکی و نادیده گرفتن تقابل تاریخی ذهنیت و فعلیت، آماج انتقادهای مکتب فرانکفورت بوده است.

    --- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    3 hr 7 min
  • 1823 زبان اصالت در ایدئولوژی آلمانی2/5✍️نئودور آدرنو
    کتاب حاضر از دو بخش تشکیل شده است. بخش نخست شامل یادداشت‌های مفصل مترجم است درباره‌ی مکتب فرانکفورت و "زبان اصالت". بخش دوم نیز ترجمه‌ی اثر "نئودور آدرنو" است با موضوع "زبان اصالت در ایدئولوژی آسمان". مترجم کتاب درباره‌ی نگرش آدرنو در خصوص زبان اصالت می‌گوید: "نخستین آموزه‌ی ادرنو به رویکرد زبانی نقادانه‌ی وی به مجموعه‌ای از واژه‌های مرتبط با هم که می‌توان از آن‌ها واژه‌نامه‌های ویژه درآورد راجع می‌گردد. این واژه‌ها از آن‌جا که در عین انتزاعی بودن، نیازهای زمانه را به طریقی فریبنده و گول زننده پاسخ می‌گویند تا نازل‌ترین سطوح اجتماعی، مثلا حتی در عامیانه‌ترین آهنگ‌های موسیقی نیز، شیوع پیدا می‌کنند. آدرنو بستگی این واژه‌ها را با واقعیت یا حقیقت مضمون آن‌ها در بوته‌ی انتقادی پایبند به درون‌مایه‌ی متن می‌گذارد.. روشنگری با جرات دادن به انسان در اعتماد کردن به عقلانیت خود آهنگ آن داشت که هرگونه هاله‌ی اساطیری و جادویی را از طبیعت بزداید، اما همین عقلانیت که مفاهیم و مقولات خود را در زبان ملفوظ کرد، از آن‌جا که از همان آغاز ابزاراندیشی و طالب احاطه‌گری و سلطه بود، مرجع سرکوب و ارعاب گشت و در نتیجه، در کسوت اسطوره و اکاذیب درآمد... آدرنو بر آن است که زبان اصالتیان نیز در پاسخ به فقدان معنا، از خودبیگانگی، انسانیت زدودگی، کالا شدگی و شئ‌وارگی و به طور کلی بحران‌های جهان سرمایه‌داری در همین دام می‌افتد. به سادگی می‌توان گفت که جدل نظریه‌ی انتقادی بر ضد جنبش‌هایی چون پدیدار شناسی و فلسفه‌‌های اگزیستانس آلمان و به طور کلی داعیه‌داران مقابله با بحرانی که مارکس و هگل در رفع آن ناکام ماندند، برخلاف این جنبش‌ها، به شیوه‌ی دیالکتیکی مارکس و هگل پشت پا نمی‌زند، برعکس، همواره غفلت از خرد دیالکتیکی و نادیده گرفتن تقابل تاریخی ذهنیت و فعلیت، آماج انتقادهای مکتب فرانکفورت بوده است.

    --- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    3 hr 6 min
  • 1822 زبان اصالت در ایدئولوژی آلمانی1/5✍️نئودور آدرنو
    کتاب حاضر از دو بخش تشکیل شده است. بخش نخست شامل یادداشت‌های مفصل مترجم است درباره‌ی مکتب فرانکفورت و "زبان اصالت". بخش دوم نیز ترجمه‌ی اثر "نئودور آدرنو" است با موضوع "زبان اصالت در ایدئولوژی آسمان". مترجم کتاب درباره‌ی نگرش آدرنو در خصوص زبان اصالت می‌گوید: "نخستین آموزه‌ی ادرنو به رویکرد زبانی نقادانه‌ی وی به مجموعه‌ای از واژه‌های مرتبط با هم که می‌توان از آن‌ها واژه‌نامه‌های ویژه درآورد راجع می‌گردد. این واژه‌ها از آن‌جا که در عین انتزاعی بودن، نیازهای زمانه را به طریقی فریبنده و گول زننده پاسخ می‌گویند تا نازل‌ترین سطوح اجتماعی، مثلا حتی در عامیانه‌ترین آهنگ‌های موسیقی نیز، شیوع پیدا می‌کنند. آدرنو بستگی این واژه‌ها را با واقعیت یا حقیقت مضمون آن‌ها در بوته‌ی انتقادی پایبند به درون‌مایه‌ی متن می‌گذارد.. روشنگری با جرات دادن به انسان در اعتماد کردن به عقلانیت خود آهنگ آن داشت که هرگونه هاله‌ی اساطیری و جادویی را از طبیعت بزداید، اما همین عقلانیت که مفاهیم و مقولات خود را در زبان ملفوظ کرد، از آن‌جا که از همان آغاز ابزاراندیشی و طالب احاطه‌گری و سلطه بود، مرجع سرکوب و ارعاب گشت و در نتیجه، در کسوت اسطوره و اکاذیب درآمد... آدرنو بر آن است که زبان اصالتیان نیز در پاسخ به فقدان معنا، از خودبیگانگی، انسانیت زدودگی، کالا شدگی و شئ‌وارگی و به طور کلی بحران‌های جهان سرمایه‌داری در همین دام می‌افتد. به سادگی می‌توان گفت که جدل نظریه‌ی انتقادی بر ضد جنبش‌هایی چون پدیدار شناسی و فلسفه‌‌های اگزیستانس آلمان و به طور کلی داعیه‌داران مقابله با بحرانی که مارکس و هگل در رفع آن ناکام ماندند، برخلاف این جنبش‌ها، به شیوه‌ی دیالکتیکی مارکس و هگل پشت پا نمی‌زند، برعکس، همواره غفلت از خرد دیالکتیکی و نادیده گرفتن تقابل تاریخی ذهنیت و فعلیت، آماج انتقادهای مکتب فرانکفورت بوده است.

    --- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    3 hr 7 min
  • 1821 چهار سخنگوی وجدان ایران4/4✍️محمدعلی اسلامی ندوشن‌
    چهارمقاله‌ای که در این مجموعه گرد آمده‌اند، بازنوشته یک سلسله سخنرانی است، درباره چهار گوینده بزرگ ایران، که طی نُه جلسه در تابستان ۱۳۷۷ در «شهر کتاب» ایراد گردید. گفته‌ها، نانوشته و بدون یادداشت بود، و همانگونه که از نوار پیاده شده است، با اندکی حک و اصلاح در این‌جا آورده می‌شود. نظر بر آن بود که همان لحن شفاهی و طبیعی در آنها حفظ گردد. این چهار گوینده می‌بایست در کنار هم قرار بگیرند، به‌خصوص برای جلب توجه جوانان، زیرا سرگذشت ایران را در آثار خود بازتاب می‌دهند، و سرگذشت ایران شنیدنی است. مأموریت شعر در زبان فارسی قدری با جاهای دیگر فرق دارد. در زبانهای دیگر آن را بیشتر برای تلذّذ هنری می‌خواهند، ولی ما علاوه بر آن می‌خواهیم از آنها بیاموزیم که که بوده‌ایم و چه بوده‌ایم. در دوران بعد از اسلام، تاریخ ایران به گونه‌ای سیر کرده است که قوم ایرانی کلام شاعرانه را به عنوان یک غشاء دفاعی بر خود بپوشاند: از بد حادثه این جا به پناه آمده‌ایم... از این رو، وزنه فرهنگ ایران، و محصول نبوغ ایرانی بیشتر از هر چیز بر شعر متمرکز گشت. ما در این مرحله از تاریخ خود، بسیاری از چیزها را دادیم و در ازای آنها چند اثر بزرگ گرفتیم. این نشان می‌دهد که در هر حال، ایرانی درگیر و دار حوادث، سرزندگی خود را از دست نداده است. اکنون باید ببینیم که در روزگار ما با دگرگونی شگرفی که در کار دنیا راه یافته، چه پیامی می‌توانیم از این آثار بگیریم. این پیام حالت دوگانه‌ای دارد: از یک سو ما را می‌کشد به طرف ارتفاع، به جانب معنویتی لطیف، و از طریق آن ما را کمک می‌کند تا قشری را که زندگی جدید از فلز بر روح ما کشیده، کم فشار سازیم. اما از سوی دیگر، باید مراقب باشیم که به لای لای شعر در خواب نرویم. از بیدار بودن باز نمانیم. شیوه تفکر اشراقی، اگر به انحطاط بیفتد به نازایی و آشفتگی سر می‌زند، باید کشانده شود به منطق و نظم تا موازنه‌ای میان عقل و احساس پدید آید. نیازهای دنیای امروز نیروی عقلانی تازه‌ای می‌طلبد. اگر بپذیریم که اندیشه مادر کردار است، باید درخت اندیشه را سرسبز نگاه داشت. شعر فارسی چون محصول تجربه ممتد قوم ایرانی در سرزمینی پرحادثه است، هیچ حرفی نیست که ناگفته گذارده باشد، هیچ زاویه‌ای از زوایای تأمل نیست که نکاویده باشد. با بیانی بسیار دلنشین، و به این علت است که زمانی از دروازه چین تا کناره مدیترانه، و از جیحون تا سند را در تسخیر خود داشته است. چهار گوینده بزرگی که در این جا از آنها یاد کردیم، نموداری از نامیرایی آتش ایران هستند. ادب فارسی در مجموع، رو به گشایش، روشنایی و گرمی داشته، رو به جستجو. اگر ایرانی در این دوره از تاریخ خود، بیشتر وقت خود را به سخن‌گویی گذرانده، برای آن است که راه کردار در برابرش خالی از سنگلاخ نبوده. اکنون دیگر زمان آن رسیده که از حرف باز آید، و به کردار روی برد. ناگزیر است چنین کند، زیرا ادامه هستیش در گرو آن است. در ادب فارسی آمیختگی عجیبی از شادی و اندوه دیده می‌شود. از یک سو در طبع ایرانی شادی و بهار است. از سوی دیگر زندگی او خالی از چاشنی اندوه نبوده است. چه شاهنامه و چه سایر کتابها گواه آنند. امیدوار باشیم که با تغییر دیدگاه، بتوان مسیر اندوه را برگرداند. ابوسعید ابوالخیر می‌گفت: آن همه اندوه بود و این همه شادی‌ آن همه گفتار بود و این همه کردار کردار را دریابیم. باید گفت که ایرانی در تمام این دوران با ادب فارسی تسلای خاطر یافته. این بیت مسعود سعد که برای خود گفت تا حدی شامل بسیاری از مردم این کشور نیز می‌شود: گیتی به درد و رنج مرا کشته بود اگر پیوند عمر من نشدی نظم جانفزای‌ * * * از مؤسسه «شهر کتاب» سپاسگزارم که با نیت فرهنگخواهانه، مکان و فرصت برای این سخنرانی‌ها در اختیار ما گذاردند. نیز از دوست پر تلاش، آقای مهدی افشار که سلسله جنبان این برنامه بودند. سرانجام، همه کسانی که طی نُه جلسه در گرمای تابستان آمدند و بعضی ایستاده، بعضی نشسته، با حضور قلب به این حرفها گوش دادند، سزاوار قدردانی‌اند. همگی از افرادی هستند که به سرنوشت کشور خود سخت دلبسته‌اند. از خانم مژده میریان (جلالی) باید با سپاس یاد کنم که با لطف و شکیبایی این مطالب را از نوار پیاده کردند، نیز از خانم پروانه شفایی، که ماشین‌نویسی آن را به پاکیزگی به انجام رساندند. محمدعلی اسلامی ندوشن‌

    --- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    1 hr 9 min
  • 1820 چهار سخنگوی وجدان ایران3/4✍️محمدعلی اسلامی ندوشن‌
    چهارمقاله‌ای که در این مجموعه گرد آمده‌اند، بازنوشته یک سلسله سخنرانی است، درباره چهار گوینده بزرگ ایران، که طی نُه جلسه در تابستان ۱۳۷۷ در «شهر کتاب» ایراد گردید. گفته‌ها، نانوشته و بدون یادداشت بود، و همانگونه که از نوار پیاده شده است، با اندکی حک و اصلاح در این‌جا آورده می‌شود. نظر بر آن بود که همان لحن شفاهی و طبیعی در آنها حفظ گردد. این چهار گوینده می‌بایست در کنار هم قرار بگیرند، به‌خصوص برای جلب توجه جوانان، زیرا سرگذشت ایران را در آثار خود بازتاب می‌دهند، و سرگذشت ایران شنیدنی است. مأموریت شعر در زبان فارسی قدری با جاهای دیگر فرق دارد. در زبانهای دیگر آن را بیشتر برای تلذّذ هنری می‌خواهند، ولی ما علاوه بر آن می‌خواهیم از آنها بیاموزیم که که بوده‌ایم و چه بوده‌ایم. در دوران بعد از اسلام، تاریخ ایران به گونه‌ای سیر کرده است که قوم ایرانی کلام شاعرانه را به عنوان یک غشاء دفاعی بر خود بپوشاند: از بد حادثه این جا به پناه آمده‌ایم... از این رو، وزنه فرهنگ ایران، و محصول نبوغ ایرانی بیشتر از هر چیز بر شعر متمرکز گشت. ما در این مرحله از تاریخ خود، بسیاری از چیزها را دادیم و در ازای آنها چند اثر بزرگ گرفتیم. این نشان می‌دهد که در هر حال، ایرانی درگیر و دار حوادث، سرزندگی خود را از دست نداده است. اکنون باید ببینیم که در روزگار ما با دگرگونی شگرفی که در کار دنیا راه یافته، چه پیامی می‌توانیم از این آثار بگیریم. این پیام حالت دوگانه‌ای دارد: از یک سو ما را می‌کشد به طرف ارتفاع، به جانب معنویتی لطیف، و از طریق آن ما را کمک می‌کند تا قشری را که زندگی جدید از فلز بر روح ما کشیده، کم فشار سازیم. اما از سوی دیگر، باید مراقب باشیم که به لای لای شعر در خواب نرویم. از بیدار بودن باز نمانیم. شیوه تفکر اشراقی، اگر به انحطاط بیفتد به نازایی و آشفتگی سر می‌زند، باید کشانده شود به منطق و نظم تا موازنه‌ای میان عقل و احساس پدید آید. نیازهای دنیای امروز نیروی عقلانی تازه‌ای می‌طلبد. اگر بپذیریم که اندیشه مادر کردار است، باید درخت اندیشه را سرسبز نگاه داشت. شعر فارسی چون محصول تجربه ممتد قوم ایرانی در سرزمینی پرحادثه است، هیچ حرفی نیست که ناگفته گذارده باشد، هیچ زاویه‌ای از زوایای تأمل نیست که نکاویده باشد. با بیانی بسیار دلنشین، و به این علت است که زمانی از دروازه چین تا کناره مدیترانه، و از جیحون تا سند را در تسخیر خود داشته است. چهار گوینده بزرگی که در این جا از آنها یاد کردیم، نموداری از نامیرایی آتش ایران هستند. ادب فارسی در مجموع، رو به گشایش، روشنایی و گرمی داشته، رو به جستجو. اگر ایرانی در این دوره از تاریخ خود، بیشتر وقت خود را به سخن‌گویی گذرانده، برای آن است که راه کردار در برابرش خالی از سنگلاخ نبوده. اکنون دیگر زمان آن رسیده که از حرف باز آید، و به کردار روی برد. ناگزیر است چنین کند، زیرا ادامه هستیش در گرو آن است. در ادب فارسی آمیختگی عجیبی از شادی و اندوه دیده می‌شود. از یک سو در طبع ایرانی شادی و بهار است. از سوی دیگر زندگی او خالی از چاشنی اندوه نبوده است. چه شاهنامه و چه سایر کتابها گواه آنند. امیدوار باشیم که با تغییر دیدگاه، بتوان مسیر اندوه را برگرداند. ابوسعید ابوالخیر می‌گفت: آن همه اندوه بود و این همه شادی‌ آن همه گفتار بود و این همه کردار کردار را دریابیم. باید گفت که ایرانی در تمام این دوران با ادب فارسی تسلای خاطر یافته. این بیت مسعود سعد که برای خود گفت تا حدی شامل بسیاری از مردم این کشور نیز می‌شود: گیتی به درد و رنج مرا کشته بود اگر پیوند عمر من نشدی نظم جانفزای‌ * * * از مؤسسه «شهر کتاب» سپاسگزارم که با نیت فرهنگخواهانه، مکان و فرصت برای این سخنرانی‌ها در اختیار ما گذاردند. نیز از دوست پر تلاش، آقای مهدی افشار که سلسله جنبان این برنامه بودند. سرانجام، همه کسانی که طی نُه جلسه در گرمای تابستان آمدند و بعضی ایستاده، بعضی نشسته، با حضور قلب به این حرفها گوش دادند، سزاوار قدردانی‌اند. همگی از افرادی هستند که به سرنوشت کشور خود سخت دلبسته‌اند. از خانم مژده میریان (جلالی) باید با سپاس یاد کنم که با لطف و شکیبایی این مطالب را از نوار پیاده کردند، نیز از خانم پروانه شفایی، که ماشین‌نویسی آن را به پاکیزگی به انجام رساندند. محمدعلی اسلامی ندوشن‌

    --- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    57 min
  • 1819 چهار سخنگوی وجدان ایران2/4✍️محمدعلی اسلامی ندوشن‌
    چهارمقاله‌ای که در این مجموعه گرد آمده‌اند، بازنوشته یک سلسله سخنرانی است، درباره چهار گوینده بزرگ ایران، که طی نُه جلسه در تابستان ۱۳۷۷ در «شهر کتاب» ایراد گردید. گفته‌ها، نانوشته و بدون یادداشت بود، و همانگونه که از نوار پیاده شده است، با اندکی حک و اصلاح در این‌جا آورده می‌شود. نظر بر آن بود که همان لحن شفاهی و طبیعی در آنها حفظ گردد. این چهار گوینده می‌بایست در کنار هم قرار بگیرند، به‌خصوص برای جلب توجه جوانان، زیرا سرگذشت ایران را در آثار خود بازتاب می‌دهند، و سرگذشت ایران شنیدنی است. مأموریت شعر در زبان فارسی قدری با جاهای دیگر فرق دارد. در زبانهای دیگر آن را بیشتر برای تلذّذ هنری می‌خواهند، ولی ما علاوه بر آن می‌خواهیم از آنها بیاموزیم که که بوده‌ایم و چه بوده‌ایم. در دوران بعد از اسلام، تاریخ ایران به گونه‌ای سیر کرده است که قوم ایرانی کلام شاعرانه را به عنوان یک غشاء دفاعی بر خود بپوشاند: از بد حادثه این جا به پناه آمده‌ایم... از این رو، وزنه فرهنگ ایران، و محصول نبوغ ایرانی بیشتر از هر چیز بر شعر متمرکز گشت. ما در این مرحله از تاریخ خود، بسیاری از چیزها را دادیم و در ازای آنها چند اثر بزرگ گرفتیم. این نشان می‌دهد که در هر حال، ایرانی درگیر و دار حوادث، سرزندگی خود را از دست نداده است. اکنون باید ببینیم که در روزگار ما با دگرگونی شگرفی که در کار دنیا راه یافته، چه پیامی می‌توانیم از این آثار بگیریم. این پیام حالت دوگانه‌ای دارد: از یک سو ما را می‌کشد به طرف ارتفاع، به جانب معنویتی لطیف، و از طریق آن ما را کمک می‌کند تا قشری را که زندگی جدید از فلز بر روح ما کشیده، کم فشار سازیم. اما از سوی دیگر، باید مراقب باشیم که به لای لای شعر در خواب نرویم. از بیدار بودن باز نمانیم. شیوه تفکر اشراقی، اگر به انحطاط بیفتد به نازایی و آشفتگی سر می‌زند، باید کشانده شود به منطق و نظم تا موازنه‌ای میان عقل و احساس پدید آید. نیازهای دنیای امروز نیروی عقلانی تازه‌ای می‌طلبد. اگر بپذیریم که اندیشه مادر کردار است، باید درخت اندیشه را سرسبز نگاه داشت. شعر فارسی چون محصول تجربه ممتد قوم ایرانی در سرزمینی پرحادثه است، هیچ حرفی نیست که ناگفته گذارده باشد، هیچ زاویه‌ای از زوایای تأمل نیست که نکاویده باشد. با بیانی بسیار دلنشین، و به این علت است که زمانی از دروازه چین تا کناره مدیترانه، و از جیحون تا سند را در تسخیر خود داشته است. چهار گوینده بزرگی که در این جا از آنها یاد کردیم، نموداری از نامیرایی آتش ایران هستند. ادب فارسی در مجموع، رو به گشایش، روشنایی و گرمی داشته، رو به جستجو. اگر ایرانی در این دوره از تاریخ خود، بیشتر وقت خود را به سخن‌گویی گذرانده، برای آن است که راه کردار در برابرش خالی از سنگلاخ نبوده. اکنون دیگر زمان آن رسیده که از حرف باز آید، و به کردار روی برد. ناگزیر است چنین کند، زیرا ادامه هستیش در گرو آن است. در ادب فارسی آمیختگی عجیبی از شادی و اندوه دیده می‌شود. از یک سو در طبع ایرانی شادی و بهار است. از سوی دیگر زندگی او خالی از چاشنی اندوه نبوده است. چه شاهنامه و چه سایر کتابها گواه آنند. امیدوار باشیم که با تغییر دیدگاه، بتوان مسیر اندوه را برگرداند. ابوسعید ابوالخیر می‌گفت: آن همه اندوه بود و این همه شادی‌ آن همه گفتار بود و این همه کردار کردار را دریابیم. باید گفت که ایرانی در تمام این دوران با ادب فارسی تسلای خاطر یافته. این بیت مسعود سعد که برای خود گفت تا حدی شامل بسیاری از مردم این کشور نیز می‌شود: گیتی به درد و رنج مرا کشته بود اگر پیوند عمر من نشدی نظم جانفزای‌ * * * از مؤسسه «شهر کتاب» سپاسگزارم که با نیت فرهنگخواهانه، مکان و فرصت برای این سخنرانی‌ها در اختیار ما گذاردند. نیز از دوست پر تلاش، آقای مهدی افشار که سلسله جنبان این برنامه بودند. سرانجام، همه کسانی که طی نُه جلسه در گرمای تابستان آمدند و بعضی ایستاده، بعضی نشسته، با حضور قلب به این حرفها گوش دادند، سزاوار قدردانی‌اند. همگی از افرادی هستند که به سرنوشت کشور خود سخت دلبسته‌اند. از خانم مژده میریان (جلالی) باید با سپاس یاد کنم که با لطف و شکیبایی این مطالب را از نوار پیاده کردند، نیز از خانم پروانه شفایی، که ماشین‌نویسی آن را به پاکیزگی به انجام رساندند. محمدعلی اسلامی ندوشن‌--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message

    Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

    1 hr 2 min

About هزارداستانHazardastan

From the publisher's feed

https://castbox.fm/va/6282778

https://shenoto.com/channel/podcast/hazardastan

More shows like هزارداستانHazardastan

‌BPLUS بی‌پلاس پادکست فارسی خلاصه کتاب by Ali Bandari

‌BPLUS بی‌پلاس پادکست فارسی خلاصه کتاب

7,900 Listeners

داستان شب by DASTANESHAB

داستان شب

424 Listeners

راوکست | Ravcast by ravcast

راوکست | Ravcast

1,066 Listeners

Majoon | پادکست تاریخی معجون by Masoud Fahimi

Majoon | پادکست تاریخی معجون

246 Listeners

رادیو راه با مجتبی شکوری by رادیو راه

رادیو راه با مجتبی شکوری

5,853 Listeners

پادکست رادیو ماجرا by lastsecond

پادکست رادیو ماجرا

471 Listeners

جافکری | Jafekri by Amirali Gh

جافکری | Jafekri

145 Listeners

This rss has been deleted by MONTANA

This rss has been deleted

421 Listeners

کتاب صوتی ناصر زراعتی  - Ketab soti by Ketab soti

کتاب صوتی ناصر زراعتی - Ketab soti

134 Listeners

Ketab Jibi | پادکست کتاب جیبی by Mahdi Bahmani

Ketab Jibi | پادکست کتاب جیبی

487 Listeners

پادکست رخ by Rokh Podcast

پادکست رخ

2,997 Listeners

MovarekhPodcast احمدهاشمی by احمد هاشمی

MovarekhPodcast احمدهاشمی

49 Listeners

پادکست راوکده by Ravkadeh Podcast

پادکست راوکده

407 Listeners

Wrapup | رپاپ by amir soodbakhsh

Wrapup | رپاپ

518 Listeners

اکنون -  صفحه رسمی by Aknoontalks

اکنون - صفحه رسمی

195 Listeners