
Sign up to save your podcasts
Or


Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
زندگينامه اسطوره فوتبال پله اسطوره اى برزيلى
راوی : حافظ کاظم زاده (ایرانصدا) این کتاب، روایت سرسختی و تلاش برای رسیدن به هدفی بزرگ است؛ زندگینامهی یکی از قهرمانان ورزشی جهان. در کتاب گویای «چرا فوتبال مهم است» پله، بزرگترین بازیکن فوتبال برزیل، داستان زندگی فوتبالی را روایت میکند. شنیدن این کتاب جذاب را به شما پیشنهاد میکنیم.
--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/messageHosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
دارالمجانین
داستان در مورد پسری است که پس از فوت پدرش برای زندگی به خانه عمه ثروتمند ولی خسیسش میرود، بعد از مدتی دلباخته دختر عمه اش میشود که با مخالفت عمه از خانه رانده شده و بعد از اتفاقاتی سر از دارالمجانین در می آورد... آنطور که جمالزاده در مقدمه کتاب آورده است، توی دکان میرزا محمود کتابفروش نشسته بود که پیرزنی تعدادی کتاب برای فروش می آورد. شوهر پیرزن به اتهام دزدی از دارالمجانین اخراج شده و از ترس بازخواست متواری است. جمالزاده کتابی از پیرزن میخرد. پیرزن به جای سه عباسی طلب جمالزاده، کاغذهای دستنویس لوله کردهای به او میدهد. جمالزاده بعد از مدتی به سراغ کاغذهای دستنویس میرود، شروع به خواندن میکند و رمان دارالمجانین آغاز میشود. سید محمدعلی موسوی جمالزاده اصفهانی (۲۳ دی ۱۲۷۰ در اصفهان– ۱۷ آبان ۱۳۷۶ در ژنو) نویسنده و مترجم معاصر ایرانی بود. او را پیشتاز قصّهنویسی معاصر پدر داستان کوتاه در زبان فارسی و آغازگر سبک واقعگرایی در ادبیات فارسی میدانند. او نخستین مجموعهٔ داستانهای کوتاه ایرانی را با عنوان یکی بود و یکی نبود در سال ۱۳۰۰ در برلین منتشر ساخت. جمالزاده در سال ۱۹۶۵ نامزد جایزه نوبل ادبیات شد. او و زین العابدین رهنما و حسین قدس نخعی و ابوالقاسم اعتصامزاده تنها چهار فارسیزبانی هستند که آکادمی سوئد نامزد این جایزه اعلام کردهاست – و هیچیک جایزه را نبردهاند. وی در سال ۱۹۶۹ نیز در یک قدمی جایزه بود. داستانهای وی انتقادی (از وضع زمانه)، ساده، طنزآمیز و آکنده از ضربالمثلها و اصطلاحات عامیانه است. وی در سال ۱۳۷۶ در ۱۰۵ سالگی در یک آسایشگاه سالمندان در ژنو، سوئیس درگذشت. در مطالب درسی ادبیات سال دوم دبیرستان از ایشان سخن گفته شدهاست. پدر وی یعنی جمالالدین واعظ اصفهانی، مانند ملکالمتکلمین، یحیی دولتآبادی و احمد روحی...، یکی از بابیان مشروطهخواه بود. راویان: فریبا متخصص و رضا عمرانی کاری از گروه ایران صدا و گروه کتاب خوان
--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/messageHosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
تذکر: این مجموعه داستان ها برای کودکان زیر ۱۵ سال مناسب نیست.
قصه های ترسناکی آلوین شوارتز
این کتاب دربردارندهی چندین داستان کوتاه است که موقع شنیدن آن، حس استرس و نگرانی بسیاری به مخاطب منتقل میشود. تمام این داستانها از افسانهها و ادبیات عامهی آمریکا محسوب میشوند و به عبارتی، نویسندهی کتاب آنها را انتخاب کرده است. ------------------------------------------------------------- این کتاب، دربرگیرندهی بیستوشش داستان کوتاه ترسناک است که هرکدام با ایجاد گرههایی در محتوای داستان، مخاطب را تا پایان درگیر میکنند.
داستان اول: یک جای کار میلنگد؛
داستان دوم: ماشین سوخته؛
داستان سوم: صبح یکشنبه؛
داستان چهارم: صداها؛
داستان پنجم: نور آبی عجیب و غریب؛
داستان ششم: سقوط؛
داستان هفتم: سگ سیاه کوچولو؛
داستان هشتم: جرینگ جرینگ؛
داستان نهم: عروس؛
داستان دهم: انگشتر؛
داستان یازدهم: طبل؛
داستان دوازدهم: پنجره؛
داستان سیزدهم: سوسیس مخصوص قصاب باشی؛
داستان چهاردهم: پنجهی گربه؛
داستان پانزدهم: صدا؛
داستان شانزدهم: سوزانا؛
داستان هفدهم: مرد وسطی؛
داستان هجدهم: هدیهی کریسمس؛
داستان نوزدهم: تخت کنار پنجره؛
داستان بیستم: دست جسد؛
داستان بیستویکم: نفرین؛
داستان بیستودوم: کلیسا؛
داستان بیستوسوم: خبر بد؛
داستان بیستوچهارم: سوپ قبرستان؛
داستان بیستوپنجم: کت و شلوار قهوهای؛
داستان بیستوششم: گرومپ گرومپ.
«آلوین شوارتز» نویسندهی کودک و روزنامهنگار آمریکایی است. او در این کتاب، مجموعهای از افسانههای کهن و داستانهای رایج بین مردم را گردآوری کرده است. با اقتباس از این کتاب، یک فیلم سینمایی نیز ساخته شده است. *درباره کتاب: این کتاب شامل سه مجموعه داستان بوده که به ترتیب: داستان های ترسناک برای گفتن در تاریکی(۱۹۸۱) داستانهای ترسناک بیشتری برای گفتن در تاریکی(۱۹۸۴) داستان های ترسناک ۳: داستان های بیشتر برای خنک کردن استخوان های شما(۱۹۹۱) * کتاب: (Scary Stories to Tell in the Dark(۱۹۹۱ *فیلم: Scary Stories to Tell in the Dark(۲۰۱۹)
تذکر: این مجموعه داستان ها برای کودکان زیر ۱۵ سال مناسب نیست.
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
داستان جاوید - اثر اسماعیل فصیح - فصل هفتم و هشتم - راوی هانیه معینی
اسماعیل فصیح در ۲ اسفند ۱۳۱۳ در محله درخونگاه تهران به دنیا آمد. پدرش ارباب حسن در چهارراه گلوبندک کاسب بود. اسماعیل در دو سالگی پدر را از دست داد و یتیم شد. فصیح از مهر ماه ۱۳۲۰، یعنی در شش سالگی و همزمان با شروع حملهٔ متفقین در جنگ جهانی دوم به ایران، به مدرسه ابتدایی عنصری رفت و دوران تحصیلات متوسطه خود را از پاییز سال ۱۳۲۶ در دبیرستان رهنما آغاز و در سال ۱۳۳۲ با دیپلم طبیعی پایان داد. در آغاز تابستان ۱۳۳۵ فصیح پس از چند سال کار و تدریس و پسانداز، درخونگاهِ ایران را ترک کرد و از راه استانبول و پاریس به آمریکا پرواز کرد و در شهر بوزمنِ مونتانا به تحصیل ادامه داد و لیسانس شیمی گرفت. پس از اتمام درس به سانفرانسیسکو نقل مکان کرد. در سانفرانسیسکو با دختری نروژی به نام آنابل کمبل ازدواج کرد. همسرش هنگام زایمان در بیمارستان، همراه با نوزادی که در شکم داشت درگذشت. فصیح پس از یک سال کار کردن به مونتانا بازگشت و از دانشگاه میزولا مونتانا مدرک ادبیات انگلیسی گرفت. همانجا بود که ارنست همینگوی را دید و با او گپی دوستانه و کوتاه زد. سپس به دانشگاه میشیگان رفت؛ اما به دلایلی مقطع کارشناسی ارشد را نیمهکاره رها کرد و به تهران بازگشت. پس از بازگشت به ایران، چند ماهی را در مؤسسه انتشاراتی فرانکلین به عنوان مترجم کار کرد؛ سپس با معرفینامه صادق چوبک در سال ۱۳۴۲ درشرکت ملی نفت ایران در مناطق نفتخیز جنوب بهعنوان کارمند بخش آموزش، مشغول به کار شد. در سال ۱۳۵۹ با شروع جنگ ایران و عراق و بسته شدن دانشکده نفت آبادان، در ۴۷ سالگی و با سمت استادیار زبان انگلیسی بازنشسته شد. فصیح در مجموع به مدت ۱۹ سال در این شرکت به خدمت مشغول بود. فصیح از آن به بعد به دلیل تخریب منزل مسکونیاش در آبادان به تهران مهاجرت کرد. او گهگاه در بخش برنامههای آموزشی زبان تخصصی و گزارشنویسی صنعت نفت خدمت میکرد. اسماعیل فصیح در ۲۵ تیر ۱۳۸۸ در بیمارستان شرکت نفت تهران به دلیل مشکل عروق مغزی درگذشت اولین رمان فصیح به نام شراب خام در سال ۱۳۴۷ در انتشارات فرانکلین و زیر نظر نجف دریابندری و ویراستاری بهمن فرسی منتشر شد. مجموعه داستان خاک آشنا در سال ۱۳۴۹ توسط انتشارات صفیعلیشاه و رمان دل کور در سال ۱۳۵۱ توسط انتشارات رز منتشر شد. سبک ساده و طنزآلود اسماعیل فصیح سبب شده که آثاری گیرا، پرکشش و عموماً پرمخاطب خلق کند. اسماعیل فصیح از نخستین نویسندگان ایرانی است که طبقه متوسط شهری و مناسبات شهری را وارد رمان فارسی کردند. او همچنین از نخستین نویسندگانی است که ــ در کتاب زمستان ۶۲ ــ به مسئله جنگ ایران و عراق پرداختند. آثار فصیح همواره مورد استقبال کتابخوانان ایران بودهاست، اما معمولاً کارهایش در بین منتقدان ادبی با استقبال جدی روبهرو نمیشد. برخی دیگر او را یکی از معدود نویسندگان ایرانی میدانند که هم در جذب مخاطبان خاص و هم مخاطبان عام موفق بودهاست. بسیاری از داستانهای فصیح در ارتباط مستقیم با تجربیات زندگی شخصی اوست. به گفته خودش «جلال آریان» در داستان «درد سیاوش»، شباهتی تمام با نویسنده دارد، چراکه در زندگی واقعی نویسنده هم آنابل کمبل، اولین همسر فصیح، سر زا رفت. عشق فصیح به آنابل و جوانمرگی همسرش تأثیری عمیق بر او و نوشتههایش گذاشت. آثار فصیح به گفته خودش از احمد محمود، محمدعلی جمالزاده و بزرگ علوی تأثیر پذیرفتهاست که خودش مستقیم به این مسئله اشاره کردهاست. او همچنین علاقه زیادی به آثار صادق چوبک، فروغ فرخزاد، و ارنست همینگوی داشت اسماعیل فصیح در زندگی به گوشهگیری شهرت داشت اما در سالیان پایانی عمرش گفتوگوی مفصلی با سعید کمالی دهقان انجام داد که آن گفتوگو در کتاب «دوازده بهعلاوهٔ یک» که زمستان سال ۱۳۹۵ توسط نشر افق منتشر شد آمدهاست. «دوازده بهعلاوهٔ یک» مجموعه گفتوگوهای کمالی دهقان با دوازده نویسنده خارجی و یک نویسندهٔ ایرانی است. آن نویسندهٔ ایرانی فصیح است. کمالی دهقان در ابتدای این گفتوگو نوشته: «وقتی قرار شد چند روزی در نخستین روزهای سال ۱۳۸۶ در بیمارستان از اسماعیل فصیح مراقبت کنم، فکرش را هم نمیکردم که چیزهایی بشنوم از زبان خودش که سالهای متمادی خیلیها منتظر شنیدنش بودند: نا گفتههای اسماعیل فصیح از زندگی و آثارش. به همین دلیل با آنکه نه بیمارستان مکان مناسبی بود برای گفتوگو و نه حال جسمی و روحی فصیح آنقدر مناسب که صحبت کند، وقتی خودش شروع کرد به تعریف کردن خاطراتش، اجازه گرفتم تا آنها را ضبط کنم
--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/messageHosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
داستان جاوید - اثر اسماعیل فصیح - فصل اول - راوی هانیه معینی
داستان جاوید روایت واقعى زندگى پسرى زرتشتى است که به قصد گرفتن خبرى از خانواده اش، با عموى پیر و کم توانش از یزد، راهى تهران مى شود و همین سفر او را چندین و چند سال اسیر تهران و دربار قاجار مى کند. داستان جاوید در اواخر دوره ى حکومت پراغتشاش قاجار و ظهور رضاخان اتفاق مى افتد. پدر جاوید، هرسال پیش از نوروز، براى شازده ملک آرا، یکى از بیشمار شازده هاى تن پرور دربار قاجار، بار آجیل و خشکبار مى آورده، تا اینکه اقوامش در یزد شش ماه از آنها بى خبر مى مانند. جاوید، پس از مراسم “سدره پوشى” اش، حالا به عنوان یک زرتشتى بالغ و کامل، تصمیم میگیرد به تهران بیاید تا از پدر و مادر و خواهر سه ساله اش خبرى بیابد. در راه عموى پیرش، که موبد موبدان اتشکده ى یزد بوده، از دنیا مى رود و پسرک چهارده ساله را در این سفر تنها مى گذارد. اندکى بعد جاوید مى فهمد که با پاى گذاشتن در خانه ى ملک آرا، سند هفت سال بردگى و اسارتش را امضاء کرده است. حالا جاوید، به عنوان یک زرتشتى که همیشه نیکخواه است و به اصولش پایبند، در برابر دنیاى بیگانه اى قرار مى گیرد که سیاه است و آلوده، و هرچند سعى مى کند خود را از این الودگى دور نگاه دارد، باز هم هجمه ى این منجلاب او را تهدید مى کند. جاویدى که آموخته بود و بسیار اندوخته بود حالا باید در مقام عمل درس پس دهد.
--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/messageHosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
داستان جاوید - اثر اسماعیل فصیح - فصل سوم و چهارم - راوی هانیه معینی
داستان جاوید روایت واقعى زندگى پسرى زرتشتى است که به قصد گرفتن خبرى از خانواده اش، با عموى پیر و کم توانش از یزد، راهى تهران مى شود و همین سفر او را چندین و چند سال اسیر تهران و دربار قاجار مى کند. داستان جاوید در اواخر دوره ى حکومت پراغتشاش قاجار و ظهور رضاخان اتفاق مى افتد. پدر جاوید، هرسال پیش از نوروز، براى شازده ملک آرا، یکى از بیشمار شازده هاى تن پرور دربار قاجار، بار آجیل و خشکبار مى آورده، تا اینکه اقوامش در یزد شش ماه از آنها بى خبر مى مانند. جاوید، پس از مراسم “سدره پوشى” اش، حالا به عنوان یک زرتشتى بالغ و کامل، تصمیم میگیرد به تهران بیاید تا از پدر و مادر و خواهر سه ساله اش خبرى بیابد. در راه عموى پیرش، که موبد موبدان اتشکده ى یزد بوده، از دنیا مى رود و پسرک چهارده ساله را در این سفر تنها مى گذارد. اندکى بعد جاوید مى فهمد که با پاى گذاشتن در خانه ى ملک آرا، سند هفت سال بردگى و اسارتش را امضاء کرده است. حالا جاوید، به عنوان یک زرتشتى که همیشه نیکخواه است و به اصولش پایبند، در برابر دنیاى بیگانه اى قرار مى گیرد که سیاه است و آلوده، و هرچند سعى مى کند خود را از این الودگى دور نگاه دارد، باز هم هجمه ى این منجلاب او را تهدید مى کند. جاویدى که آموخته بود و بسیار اندوخته بود حالا باید در مقام عمل درس پس دهد.
--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/messageHosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
From the publisher's feed
https://castbox.fm/va/6282778
https://shenoto.com/channel/podcast/hazardastan
معرفی پادکست #هزارداستان این پادکست حاوی کتابهای صوتی،نمایشنامه های رادیویی،نمایش تک نفره،تله تاتر،داستان های کوتاه وبلند در ژانرهای متفاوت از بزرگان عرصه نویسندگی می باشد .محتوای موجود در این پادکست، صرفنظر از مواضع سیاسی و ایدئولوژیک آنها جمعآوری وانتشار داده میشود.این پادکست صرفا جهت دسترسی رایگان فارسی زبانان به منابع مطالعاتی در سرار دنیا شکل گرفته است .اگر مورد علاقتان بود لطفاً به دیگران هم معرفی کنید با تشکر فراوان مهران منتشی پادکست شما، پادکست #هزارداستان « تبلیغات پذیرفته نمیشود»
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

7,895 Listeners

424 Listeners

1,065 Listeners

246 Listeners

5,855 Listeners

473 Listeners

153 Listeners

421 Listeners

135 Listeners

491 Listeners

2,995 Listeners

45 Listeners

411 Listeners

517 Listeners

193 Listeners