
Sign up to save your podcasts
Or


من کیستم؟ چگونه شخصی منحصر به فرد میشوم؟ آگاهی چیست و ربطش با آنچه در مغزمان میگذرد چیست؟ اینها برخی از پرسشهای مهمی است که علم و فلسفهٔ امروز میکوشد به آنها پاسخ دهد و تاثیری مستقیم بر نحوهٔ درک ما از خودمان دارد.
مل تامپسون نویسندهٔ کتاب «من» به این موضوع از زاویهٔ تازهای نگاه میکند. او میگوید پرسشهایی که از قدیم دربارهٔ رابطه ذهن و بدن مطرح بود تا حدی به کیستی ما پرداختهاند اما نتوانستهاند به اصل موضوع نزدیک شوند: یعنی آن خودی که تجربهاش میکنیم.
در جهانی که رخدادهای تصادفی در یک چشم به هم زدن زندگی ما را زیرو رو میکند، آیا میتوان تصور ثابتی از «من» داشت؟ آیا واقعا میتوانم دوستانم یا اعضای خانوادهام را بشناسم؟ آنها چطور، آیا آنها میتوانند واقعیت «من» را بفهمند؟ برای شناخت یک نفر اسکن مغزیاش بیشتر به دردمان میخورد یا زندگینامهاش؟ موفقیت چیست؟ آرمانهای زندگی ما چگونه شکل میگیرند و چه نقشی در شکل گرفتن «من» دارند؟ اینترنت، شبکههای اجتماعی و فضای مجازی چه تاثیری بر «خود» ما میگذارند؟ اینها برخی از پرسشهایی است که در این کتاب به آنها پرداخته میشود.
تامپسون با نگاهی به فلسفه، ادبیات، علم و دین در نهایت این دیدگاه را مطرح میکند که «خود» یک ماهیت ثابت نیست بلکه یک فرایند است. فرایندی که در جریان آن حواس و حافظهٔ ما به کمک هم نقشهای شخصی و منحصربه فرد خلق میکند. نقشه ای که به ما کمک میکند در جهان «راحت باشیم»، با دیگران ارتباط برقرار کنیم و به زندگیمان ارزش و معنا ببخشیم. تامپسون نشان میدهد که این فرایندی که توهّم ما از یک «من» متمایز از جهان را شکل میدهد، نهتنها به نورونهای فاقد شخصیت ما شخصیت میبخشد بلکه جهان مادی خارج را هم تبدیل به جهانی میکند پر از ارزش، زیبایی، دوستی، معنا و تمام چیزهای دیگری که برایمان مهم است.
«من» برای همهٔ کسانی که به معنای زندگیشان فکر میکنند و گاهی از خودشان میپرسند من چطور این آدمی شدهام که هستم، کتابی خواندنی خواهد بود.
--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/messageHosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
من کیستم؟ چگونه شخصی منحصر به فرد میشوم؟ آگاهی چیست و ربطش با آنچه در مغزمان میگذرد چیست؟ اینها برخی از پرسشهای مهمی است که علم و فلسفهٔ امروز میکوشد به آنها پاسخ دهد و تاثیری مستقیم بر نحوهٔ درک ما از خودمان دارد.
مل تامپسون نویسندهٔ کتاب «من» به این موضوع از زاویهٔ تازهای نگاه میکند. او میگوید پرسشهایی که از قدیم دربارهٔ رابطه ذهن و بدن مطرح بود تا حدی به کیستی ما پرداختهاند اما نتوانستهاند به اصل موضوع نزدیک شوند: یعنی آن خودی که تجربهاش میکنیم.
در جهانی که رخدادهای تصادفی در یک چشم به هم زدن زندگی ما را زیرو رو میکند، آیا میتوان تصور ثابتی از «من» داشت؟ آیا واقعا میتوانم دوستانم یا اعضای خانوادهام را بشناسم؟ آنها چطور، آیا آنها میتوانند واقعیت «من» را بفهمند؟ برای شناخت یک نفر اسکن مغزیاش بیشتر به دردمان میخورد یا زندگینامهاش؟ موفقیت چیست؟ آرمانهای زندگی ما چگونه شکل میگیرند و چه نقشی در شکل گرفتن «من» دارند؟ اینترنت، شبکههای اجتماعی و فضای مجازی چه تاثیری بر «خود» ما میگذارند؟ اینها برخی از پرسشهایی است که در این کتاب به آنها پرداخته میشود.
تامپسون با نگاهی به فلسفه، ادبیات، علم و دین در نهایت این دیدگاه را مطرح میکند که «خود» یک ماهیت ثابت نیست بلکه یک فرایند است. فرایندی که در جریان آن حواس و حافظهٔ ما به کمک هم نقشهای شخصی و منحصربه فرد خلق میکند. نقشه ای که به ما کمک میکند در جهان «راحت باشیم»، با دیگران ارتباط برقرار کنیم و به زندگیمان ارزش و معنا ببخشیم. تامپسون نشان میدهد که این فرایندی که توهّم ما از یک «من» متمایز از جهان را شکل میدهد، نهتنها به نورونهای فاقد شخصیت ما شخصیت میبخشد بلکه جهان مادی خارج را هم تبدیل به جهانی میکند پر از ارزش، زیبایی، دوستی، معنا و تمام چیزهای دیگری که برایمان مهم است.
«من» برای همهٔ کسانی که به معنای زندگیشان فکر میکنند و گاهی از خودشان میپرسند من چطور این آدمی شدهام که هستم، کتابی خواندنی خواهد بود.
--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/messageHosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
سادهترین و معمولترین راه برای خلاص شدن از کابوسِ مرگ فکر نکردن به آن است. اما مرگ را نه میتوان علاج کرد و نه کنترل. این واقعیت که ما خواهیم مرد و اینکه مرگ هر لحظه میتواند سر برسد بر کل زندگی ما سایه افکنده است. راههای زیادی برای اندیشیدن دربارهٔ مرگ و کنار آمدن با آن هست که البته خیلی از آنها تلاشی است برای گریز از آن.
اما تاد می در این کتاب میخواهد با مرگ با تمام قدرت آن رویارو شود. او با فرض اینکه مرگ پایان زندگی ماست میپرسد این مسئله چه معنایی در زندگی ما دارد؟ چطور میتوانیم همچون موجوداتی که خواهیم مرد و می دانیم که خواهیم مرد زندگی کنیم؟
می با مروری بر آموزههای ادیان مختلف، اندیشههای فیلسوفان و نویسندگانی از عصر باستان تا دوران مدرن و نیز با شرح تجربههای شخصیاش میکوشد به این پرسشها پاسخ دهد.
او دو رویکرد متفاوت نسبت به مرگ را با هم پیوند میدهد. اولی رویکردی است که مرگ را شر نمیداند یا دست کم نامیرایی را بدتر از مردن میداند و دومی رویکردی است که میگوید مرگ شر است اما گریزی هم از آن نیست.
می نشان میدهد که اگر بخواهیم به رغم واقعیت مسلم مرگ زندگی کنیم، باید این دو دیدگاه را با هم بیامیزیم. تلفیق آنها هم زیبایی و هم غمی به زندگی ما میدهد که درهم تنیدهاند.
به هر حال واقعیت این است که برای همهٔ ما مواجه شدن با مرگ خودمان دشوار است. اگر این دشواری را درک کنیم، اگر به جای متوسل شدن به توهّم یا گریز با آن رودررو شویم، شاید بتوانیم از نیروی مرگ کمک بگیریم تا از خودمان چیزی بسازیم که افسوسی برایمان باقی نماند.
--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/messageHosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
سادهترین و معمولترین راه برای خلاص شدن از کابوسِ مرگ فکر نکردن به آن است. اما مرگ را نه میتوان علاج کرد و نه کنترل. این واقعیت که ما خواهیم مرد و اینکه مرگ هر لحظه میتواند سر برسد بر کل زندگی ما سایه افکنده است. راههای زیادی برای اندیشیدن دربارهٔ مرگ و کنار آمدن با آن هست که البته خیلی از آنها تلاشی است برای گریز از آن.
اما تاد می در این کتاب میخواهد با مرگ با تمام قدرت آن رویارو شود. او با فرض اینکه مرگ پایان زندگی ماست میپرسد این مسئله چه معنایی در زندگی ما دارد؟ چطور میتوانیم همچون موجوداتی که خواهیم مرد و می دانیم که خواهیم مرد زندگی کنیم؟
می با مروری بر آموزههای ادیان مختلف، اندیشههای فیلسوفان و نویسندگانی از عصر باستان تا دوران مدرن و نیز با شرح تجربههای شخصیاش میکوشد به این پرسشها پاسخ دهد.
او دو رویکرد متفاوت نسبت به مرگ را با هم پیوند میدهد. اولی رویکردی است که مرگ را شر نمیداند یا دست کم نامیرایی را بدتر از مردن میداند و دومی رویکردی است که میگوید مرگ شر است اما گریزی هم از آن نیست.
می نشان میدهد که اگر بخواهیم به رغم واقعیت مسلم مرگ زندگی کنیم، باید این دو دیدگاه را با هم بیامیزیم. تلفیق آنها هم زیبایی و هم غمی به زندگی ما میدهد که درهم تنیدهاند.
به هر حال واقعیت این است که برای همهٔ ما مواجه شدن با مرگ خودمان دشوار است. اگر این دشواری را درک کنیم، اگر به جای متوسل شدن به توهّم یا گریز با آن رودررو شویم، شاید بتوانیم از نیروی مرگ کمک بگیریم تا از خودمان چیزی بسازیم که افسوسی برایمان باقی نماند.
--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/messageHosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
دوربینهای مداربسته، بازرسیهای امنیتی شدیدتر در فرودگاهها، انواع دزدگیرهای پیشرفته؛ هر جا را نگاه میکنیم نمودی از ترس را در جامعه میبینیم. و اخبار هم هر روز با گزارشهایی از تهدیدهای مختلف، از خطرات هر روزهٔ زندگی شهری گرفته تا تهدید جنگ و تروریسم، باعث میشود احساس کنیم هر لحظه ممکن است فاجعهای بر سرمان نازل شود.
ترس احساس قدرتمندی است. میتواند زندگی ما را نجات دهد. اما میتواند آزادیمان را هم از ما بگیرد و آن عنصر حیاتی پیونددهندهٔ جامعه یعنی «اعتماد» را از بین ببرد.
لارس اسوندسن در کتاب «فلسفهٔ ترس» میکوشد ابعاد مختلف این احساس نیرومند را بکاود و نشان دهد که ترس چیست، چرا و چگونه در هر گوشه از زندگی مدرن رخنه کرده است، و مهمتر اینکه چه استفادههای سیاسی از آن میشود.
اسوندسن با نگاهی به علوم، سیاست، جامعهشناسی و ادبیات به وارسی ماهیت ترس میپردازد. از عوامل زیستی و عصبشناختی گرفته تا پرسش از اینکه چطور ترس ما را وامیدارد در تلاش برای کاهش خطر دست به اقداماتی غیرمنطقی بزنیم.
اسوندسن سپس وارد عرصهٔ سیاست و جامعه میشود و نقش ترس را در فلسفهٔ ماکیاولی و هابز بررسی میکند، به ظهور «جامعهٔ خطرخیز» میپردازد و اینکه چطور ترس اعتماد اجتماعی را تضعیف میکند.
او در نهایت این پرسش را مطرح میکند که آیا راهی برای رهایی از ترس وجود دارد؟ آیا ما میتوانیم این جو ترسی را که امروزه ما را احاطه کرده است بشکنیم؟
اسوندسن در «فلسفهٔ ترس» با پرتو افکندن بر ریشههای ترسهای موهوم و واقعیمان به ما کمک میکند با ترسهایمان مواجه شویم و سعی میکند با استدلالهایش ما را قانع کند که باید فرهنگ امید و اعتماد را جایگزین نگاه ترس خوردهٔ کنونی جامعه کنیم.
--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/messageHosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
دوربینهای مداربسته، بازرسیهای امنیتی شدیدتر در فرودگاهها، انواع دزدگیرهای پیشرفته؛ هر جا را نگاه میکنیم نمودی از ترس را در جامعه میبینیم. و اخبار هم هر روز با گزارشهایی از تهدیدهای مختلف، از خطرات هر روزهٔ زندگی شهری گرفته تا تهدید جنگ و تروریسم، باعث میشود احساس کنیم هر لحظه ممکن است فاجعهای بر سرمان نازل شود.
ترس احساس قدرتمندی است. میتواند زندگی ما را نجات دهد. اما میتواند آزادیمان را هم از ما بگیرد و آن عنصر حیاتی پیونددهندهٔ جامعه یعنی «اعتماد» را از بین ببرد.
لارس اسوندسن در کتاب «فلسفهٔ ترس» میکوشد ابعاد مختلف این احساس نیرومند را بکاود و نشان دهد که ترس چیست، چرا و چگونه در هر گوشه از زندگی مدرن رخنه کرده است، و مهمتر اینکه چه استفادههای سیاسی از آن میشود.
اسوندسن با نگاهی به علوم، سیاست، جامعهشناسی و ادبیات به وارسی ماهیت ترس میپردازد. از عوامل زیستی و عصبشناختی گرفته تا پرسش از اینکه چطور ترس ما را وامیدارد در تلاش برای کاهش خطر دست به اقداماتی غیرمنطقی بزنیم.
اسوندسن سپس وارد عرصهٔ سیاست و جامعه میشود و نقش ترس را در فلسفهٔ ماکیاولی و هابز بررسی میکند، به ظهور «جامعهٔ خطرخیز» میپردازد و اینکه چطور ترس اعتماد اجتماعی را تضعیف میکند.
او در نهایت این پرسش را مطرح میکند که آیا راهی برای رهایی از ترس وجود دارد؟ آیا ما میتوانیم این جو ترسی را که امروزه ما را احاطه کرده است بشکنیم؟
اسوندسن در «فلسفهٔ ترس» با پرتو افکندن بر ریشههای ترسهای موهوم و واقعیمان به ما کمک میکند با ترسهایمان مواجه شویم و سعی میکند با استدلالهایش ما را قانع کند که باید فرهنگ امید و اعتماد را جایگزین نگاه ترس خوردهٔ کنونی جامعه کنیم.
--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/messageHosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
جهان چگونه آغاز شده است؟ اصلاً چرا جهان وجود دارد؟ آیا قوانین فیزیک میتوانست طور دیگری باشد؟ چه کسی این قوانین را برقرار کرده است؟ چرا ما در این جهان هستیم؟
در طول تاریخ، انسانها همواره این رویا را در سر می پروراندند که علت غایی وجود کائنات را دریابند.
پل دیویس، فیزیکدان برجسته، در کتاب «بنیانی علمی برای جهان عقلانی» (با نام اصلی «ذهن خدا») به کندوکاو دربارهٔ این پرسش میپردازد که آیا علم مدرن میتواند کلیدی برای گشودن این آخرین راز کائنات باشد؟
دیویس که از کودکی ذهنش درگیر پرسش از علتهای نهایی امور بوده و والدینش را با «چرا»هایش به ستوه می آورده، در این جستجویش برای یافتن یک تبیین غایی، پرسشهای بزرگی را که طی هزارهها ذهن انسان را مشغول داشتهاند بازمیکاود و در این مسیر به مسائلی میرسد همچون منشأ و تکامل کیهان و ماهیت حیات و آگاهی. خیلیها فکر میکنند اینها مسائلی متعلق به قلمروی دین است نه علم. اما دیویس در این کتاب میگوید شاید خیلی از این پرسشها غیرقابل پاسخ دادن باشند، اما فقط کسانی که درکی از علم مدرن دارند میتوانند به عمق این پرسشها راه ببرند.
او نشان میدهد که چطور تئوریهای دانشمندانی همچون نیوتن، آینشتین و این اواخر استیون هاوکینگ و ریچارد فاینمن درک ما را از جهان فیزیکی متحول کرده است و سپس کشفیات این دانشمندان را در پرتو آثار فیلسوفانی چون دکارت، هیوم و کانت مورد بررسی قرار میدهد.
او در نهایت کتاب را با این نگاه به پایان میبرد که «نمیتوان باور کرد وجود ما در این جهان صرفا جهش بخت یا یک تصادف تاریخی باشد. از رهگذر موجوداتی آگاه است که جهان خودآگاهی پدید آورده است. این را نباید جزئیاتی پیشپاافتاده به شمار آورد یا محصول جانبی نیروهای بیهدف و بیاندیشه. به راستی غرض این بوده که ما اینجا باشیم.»
--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/messageHosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
جهان چگونه آغاز شده است؟ اصلاً چرا جهان وجود دارد؟ آیا قوانین فیزیک میتوانست طور دیگری باشد؟ چه کسی این قوانین را برقرار کرده است؟ چرا ما در این جهان هستیم؟
در طول تاریخ، انسانها همواره این رویا را در سر می پروراندند که علت غایی وجود کائنات را دریابند.
پل دیویس، فیزیکدان برجسته، در کتاب «بنیانی علمی برای جهان عقلانی» (با نام اصلی «ذهن خدا») به کندوکاو دربارهٔ این پرسش میپردازد که آیا علم مدرن میتواند کلیدی برای گشودن این آخرین راز کائنات باشد؟
دیویس که از کودکی ذهنش درگیر پرسش از علتهای نهایی امور بوده و والدینش را با «چرا»هایش به ستوه می آورده، در این جستجویش برای یافتن یک تبیین غایی، پرسشهای بزرگی را که طی هزارهها ذهن انسان را مشغول داشتهاند بازمیکاود و در این مسیر به مسائلی میرسد همچون منشأ و تکامل کیهان و ماهیت حیات و آگاهی. خیلیها فکر میکنند اینها مسائلی متعلق به قلمروی دین است نه علم. اما دیویس در این کتاب میگوید شاید خیلی از این پرسشها غیرقابل پاسخ دادن باشند، اما فقط کسانی که درکی از علم مدرن دارند میتوانند به عمق این پرسشها راه ببرند.
او نشان میدهد که چطور تئوریهای دانشمندانی همچون نیوتن، آینشتین و این اواخر استیون هاوکینگ و ریچارد فاینمن درک ما را از جهان فیزیکی متحول کرده است و سپس کشفیات این دانشمندان را در پرتو آثار فیلسوفانی چون دکارت، هیوم و کانت مورد بررسی قرار میدهد.
او در نهایت کتاب را با این نگاه به پایان میبرد که «نمیتوان باور کرد وجود ما در این جهان صرفا جهش بخت یا یک تصادف تاریخی باشد. از رهگذر موجوداتی آگاه است که جهان خودآگاهی پدید آورده است. این را نباید جزئیاتی پیشپاافتاده به شمار آورد یا محصول جانبی نیروهای بیهدف و بیاندیشه. به راستی غرض این بوده که ما اینجا باشیم.»
--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/messageHosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
جهان چگونه آغاز شده است؟ اصلاً چرا جهان وجود دارد؟ آیا قوانین فیزیک میتوانست طور دیگری باشد؟ چه کسی این قوانین را برقرار کرده است؟ چرا ما در این جهان هستیم؟
در طول تاریخ، انسانها همواره این رویا را در سر می پروراندند که علت غایی وجود کائنات را دریابند.
پل دیویس، فیزیکدان برجسته، در کتاب «بنیانی علمی برای جهان عقلانی» (با نام اصلی «ذهن خدا») به کندوکاو دربارهٔ این پرسش میپردازد که آیا علم مدرن میتواند کلیدی برای گشودن این آخرین راز کائنات باشد؟
دیویس که از کودکی ذهنش درگیر پرسش از علتهای نهایی امور بوده و والدینش را با «چرا»هایش به ستوه می آورده، در این جستجویش برای یافتن یک تبیین غایی، پرسشهای بزرگی را که طی هزارهها ذهن انسان را مشغول داشتهاند بازمیکاود و در این مسیر به مسائلی میرسد همچون منشأ و تکامل کیهان و ماهیت حیات و آگاهی. خیلیها فکر میکنند اینها مسائلی متعلق به قلمروی دین است نه علم. اما دیویس در این کتاب میگوید شاید خیلی از این پرسشها غیرقابل پاسخ دادن باشند، اما فقط کسانی که درکی از علم مدرن دارند میتوانند به عمق این پرسشها راه ببرند.
او نشان میدهد که چطور تئوریهای دانشمندانی همچون نیوتن، آینشتین و این اواخر استیون هاوکینگ و ریچارد فاینمن درک ما را از جهان فیزیکی متحول کرده است و سپس کشفیات این دانشمندان را در پرتو آثار فیلسوفانی چون دکارت، هیوم و کانت مورد بررسی قرار میدهد.
او در نهایت کتاب را با این نگاه به پایان میبرد که «نمیتوان باور کرد وجود ما در این جهان صرفا جهش بخت یا یک تصادف تاریخی باشد. از رهگذر موجوداتی آگاه است که جهان خودآگاهی پدید آورده است. این را نباید جزئیاتی پیشپاافتاده به شمار آورد یا محصول جانبی نیروهای بیهدف و بیاندیشه. به راستی غرض این بوده که ما اینجا باشیم.»
--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/messageHosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
From the publisher's feed
https://castbox.fm/va/6282778
https://shenoto.com/channel/podcast/hazardastan
معرفی پادکست #هزارداستان این پادکست حاوی کتابهای صوتی،نمایشنامه های رادیویی،نمایش تک نفره،تله تاتر،داستان های کوتاه وبلند در ژانرهای متفاوت از بزرگان عرصه نویسندگی می باشد .محتوای موجود در این پادکست، صرفنظر از مواضع سیاسی و ایدئولوژیک آنها جمعآوری وانتشار داده میشود.این پادکست صرفا جهت دسترسی رایگان فارسی زبانان به منابع مطالعاتی در سرار دنیا شکل گرفته است .اگر مورد علاقتان بود لطفاً به دیگران هم معرفی کنید با تشکر فراوان مهران منتشی پادکست شما، پادکست #هزارداستان « تبلیغات پذیرفته نمیشود»
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

7,895 Listeners

424 Listeners

1,065 Listeners

247 Listeners

5,853 Listeners

471 Listeners

147 Listeners

421 Listeners

135 Listeners

487 Listeners

2,993 Listeners

48 Listeners

408 Listeners

517 Listeners

195 Listeners