
Sign up to save your podcasts
Or


ساز و آواز – آواز سهگاه از برگ سبز ۱۷۸ – ناصر مسعودی و احمد عبادی
دل را ببین، دل را ببین
در کوی جانان آمده
سر واژگون، تن غرق خون
افتان و خیزان آمده
خواهد که جان پیشش رود
جانان در آغوشش دود
دنیا فراموشش شود
مست است و مهمان آمده
دل را ببین، دل را ببین
در کوی جانان آمده
گل دیدش و در خنده شد
بلبل از او شرمنده شد
طوطی به نطقش بنده شد
دل نیست این، جان آمده
دل را ببین، دل را ببین
در کوی جانان آمده
دل نیست این، دیوانه است
دیوانۀ جانانه است
پردرد و پرافسانه است
از بهر درمان آمده
در رحمت - اجرای خصوصی علیاصغر شاهزیدی، جلیل شهناز و حسن کسایی
اجرایی خصوصی در سهگاه در منزل رضا کسایی
تو از هر در که بازآیی بدین خوبی و زیبایی
دری باشد که از رحمت به روی خلق بگشایی
ملامتگوی بیحاصل ترنج از دست نشناسد
در آن معرض که چون یوسف جمال از پرده بنمایی
به زیورها بیارایند وقتی خوبرویان را
تو سیمین تن چنان خوبی که زیورها بیارایی
چو بلبل روی گل بیند زبانش در حدیث آید
مرا در رویت از حیرت فروبستهست گویایی
در دل و جان خانه کردی عاقبت
هر دو را دیوانه کردی عاقبت
شمع عالم بود لطف چاره گر
شمع را پروانه کردی عاقبت
اگر درد من به درمان رسد چه میشه؟
شب هجر اگر به پایان رسد چه میشه؟
سر من اگر به سامان رسد چه گردد؟
شب هجر اگر به پایان رسد چه میشه؟
ز غمت خون می گریم بنگر چون میگریم
ز مژه دل میریزد ز جگر خون میآید
افتخار دل و جان میآید
یار بیپرده عیان میآید
روز وصل – اجرای خصوصی محمدرضا شجریان و مجید درخشانی
از تو با مصلحت خویش نمیپردازم
همچو پروانه که میسوزم و در پروازم
گر توانی که بجویی دلم امروز بجوی
ور نه بسیار بجویی و نیابی بازم
همچو چنگم سر تسلیم و ارادت در پیش
تو به هر ضرب که خواهی بزن و بنوازم
گر به آتش بریم صد ره و بیرون آری
زر نابم که همان باشم اگر بگدازم
گر تو آن جور پسندی که به سنگم بزنی
از من این جرم نیاید که خلاف آغازم
من خراباتیم و عاشق و دیوانه و مست
بیشتر زین چه حکایت بکند غمازم
ماجرای دل دیوانه بگفتم به طبیب
که همه شب در چشمست به فکرت بازم
خدمتی لایقم از دست نیاید چه کنم
سَر نه چیزیست که در پای عزیزان بازم
گفت از این نوع شکایت که تو داری سعدی
درد عشقست ندانم که چه درمان سازم
*********
اگر دستم رسد روزی که انصاف از تو بستانم
قضای عهد ماضی را شبی دستی برافشانم
چنانت دوست میدارم که گر روزی فراق افتد
تو صبر از من توانی کرد و من صبر از تو نتوانم
به دریایی درافتادم که پایانش نمیبینم
کسی را پنجه افکندم که درمانش نمیدانم
مپرسم دوش چون بودی؛ به تاریکی و تنهایی
شب هجرم چه میپرسی؟ که روز وصل حیرانم
من آن مرغ سخندانم که در خاکم رود صورت
هنوز آواز میآید به معنی از گلستانم
*********
خبرت خرابتر کرد جراحت جدایی
چو خیال آب روشن که به تشنگان نمایی
بشدی و دل ببردی و به دست غم سپردی
شب و روز در خیالی و ندانمت کجایی
تو چه ارمغانی آری که به دوستان فرستی
چه از این به ارمغانی که تو خویشتن بیابی
سخنی بگوی با من
سخنی که با تو دارم به نسیم صبح گفتم
دگری نمیشناسم تو ببر که آشنایی
دل خویش را بگفتم چو تو دوست میگرفتم
نه عجب که خوبرویان بکنند بیوفایی
تکنوازان برنامهی شمارهی ۴۰۹ – اسدالله ملک، رضا ورزنده و جهانگیر ملک
ماهور
دوتار نوازی حاج قربان سلیمانی
این آلبوم در علیآباد قوچان توسط کیهان کلهر ضبط شده است و به صورت رسمی در ایران منتشر نشده است.
تقدیم به او که نماند – اجراهایی از منصور نریمان
به پاس نیم قرن فعالیت هنری
با حضور جهانگیر ملک، سیمین آقارضی، فریدون حافظی و فضلالله توکل
تکنوازان برنامهی شمارهی ۵۲۷ – رضا ورزنده، ابراهیم سرخوش، محمد موسوی و جهانگیر ملک
دشتی
ترجیعبند خوانی - سید جواد ذبیحی
چون خون ز حلق تشنهى او، بر زمین رسید
جوش از زمین، به ذرهى عرش برین رسید
نخل بلند او چه خسان، بر زمین زدند
طوفان به آسمان، ز غبار زمین رسید
باد، آن غبار چون به مزار نبى رساند
گرد از مدینه، بر فلک هفتمین رسید
یکباره جامه، در خم گردون، به نیل زد
چون این خبر به عیسىِ گردون نشین رسید
پر شد فلک ز غلغله چون نوبت خروش
از انبیا به حضرت روح الامین رسید
کرد این خیال، وَهْمِ غلط کار، کان غبار
تا دامن جلال جهان آفرین، رسید
هست از ملال، گرچه برى، ذات ذوالجلال
او در دل است و، هیچ دلى، نیست بى ملال
بر حربگاه چون ره آن کاروان فتاد
شور و نشور واهمه را در گمان فتاد
هم بانگ نوحه غلغله در شش جهت فکند
هم گریه بر ملائک هفت آسمان فتاد
هرجا که بود آهویی از دشت پا کشید
هرجا که بود طایری از آشیان فتاد
شد وحشتی که شور قیامت به باد رفت
چون چشم اهل بیت بر آن کشتگان فتاد
ناگاه چشم دختر زهرا در آن میان
بر پیکر شریف امام زمان فتاد
بی اختیار نعره ی هذا حسین زود
سر زد چنانکه آتش ازو در جهان فتاد
پس با زبان پر گله آن بضعهالرسول
رو در مدینه کرد که یا ایهاالرسول
این کشته ی فتاده به هامون حسین توست
وین صید دست و پا زده در خون حسین توست
آزرده دل - اجرای خصوصی علیرضا افتخاری و محمد موسوی در ابوعطا
ز گلبن چید گل چینی گلی را
شنید از پی صدای بلبلی را
تو خوشبختی گلی چیدی و رفتی
ندانستی که آزردی دلی را
طاووس را بدیدم می کند پر خویش
گفتم مکن که پر تو با ریب بافر است
بگریست زارزار و مرا گفت ای حکیم
آگه نه ای که دشمن جان من این پر است
دلی دیرم خریدار محبت
کز او گرم است بازار محبت
لباسی دوختم بر قامت دل
زپود محنت و تار محبت
خدایا دل ز مو بستان بزاری
نمیآید ز مو بیمار داری
نمیدونم لب لعلش به خونم
چرا تشنه است با این آبداری
بروی دلبری گر مایلستم
مکن منعم گرفتار دلستم
خدا را ساربان آهسته میران
که مو واماندهٔ این قافلستم
تو را نادیدن ما غم نباشد
که در خیلت به از ما کم نباشد
من اول روز دانستم که این عهد
که با من میکنی محکم نباشد
به دشت افتاده مجنون زار و دلتنگ
چو سیل آورده چوبی در بن سنگ
به شب از آتش آه شرربار
نمایان بود در دامان کوهسار
هیچ صبحدم نشد فلک چون شفق ز خون دل مرا لاله گون نکرد
ز روی مهت جانا پرده برگشا بر آسمان مه را منفعل نما
به ماه رویت سوگند که دل به مهرت پابند به طره ات جان پیوند
فراق رویت یک چند به جانم آتش افکند بکن به وصلت خرسند
بیا نگارا جمال خود بنما
به رنگ و بویت خجل نما گل را
رو در طرف چمن بین بنشسته چو من
دلخون بس زغم یاری غنچه دهن
گل درخشنده چهره تابنده غنچه در خنده بلبل نعره زنان
هر که جوینده باشد یابنده دل دارد زنده بس کن آه و فغان
ز جور مه رویان شکوه گر سازی
به شش در محنت مهره اندازی
همچون سالک دست خود بازی
شاه خوبان - اجرای حسن کسایی و جهانگیر ملک در چهارگاه، ماهور، بیات اصفهان، دشتی و نوا
این آلبوم در سالهای انقلاب به صورت غیر قانونی منتشر شد و به صورت رسمی جایی منتشر نشده است. یکی از بهترین اجراهای کسایی را در این آلبوم میشنویم.
From the publisher's feed

850 Listeners

7,896 Listeners

27 Listeners

4,225 Listeners

55 Listeners