Sign up to save your podcastsEmail addressPasswordRegisterOrContinue with GoogleAlready have an account? Log in here.
حسين عباسي هستمدر اينجا متون قديمي مان را مي خوانم و در آنها كند و كاو مي كنم. با ايميل زير مي توانيد با من تماس بگيريد:[email protected]. این قطعات و برخی قطعات دیگر را در كانال تلگرام من به آ... more
August 08, 2023ساختار جوامع پیشا صنعتی- بخش یکمدر این قسمت و سه قسمت دیگر که در آینده منتشر خواهم کرد، ساختار جوامع پیشا صنعتی را توضیح می دهم. این قسمتها خلاصه ای هستند از کتاب زیر که با مطالبی که از سایر منابع جمع کرده ام، تکمیل شده اند.Patricia Crone: Pre-industrial Societies. Anatomy of the Pre-Modern Worldدر این قسمت مقدمه ای می گویم از تاریخ بعد از انقلاب کشاورزی که در حدود 10000 پیش از میلاد شروع شد، تا دوران شروع امپراطوریها در حدود 600 پیش از میلاد. بعد به تشریح ویژگیهای اقتصادي و اجتماعي جوامع پبش از انقلاب صنعتی می پردازم كه بر مبنای مطالب فصل اول و دوم کتاب فوق تنظیم شده است....more51minPlay
July 26, 2023تاریخ سیستان- قطعۀ چهاردهمحوادث دوران خلافت منصور و مهدی عباسی ذکر می شود. در این دوره هم در سیستان مخالفان خلافت که خارجی نامیده می شدند، حضور داشتند و برای حاکمان مشکل زایی می کردند. در میان آنها فردی به نام زنبیل بوده است که برای مدتهای مدید تمامی امرای سیستان با او به کرات جنگ کردند. همچنین از یکی از امرا به نام معن بن زایده نام برده می شود که فردی جبار بود. شاعری برایش شعر می سراید و او برای هر بیت هزار دینار به او می دهد. احتمالاً این رقم اغراق است ولی اینکه شاعران صله های سخاوتمندانه می گرفته اند، در بسیاری از کتابهای تاریخی ذکر شده است. گفته می شود که معن "همیشه همچنین بودو مال به جور همی ستدی و به جود همی دادی تا به تبذیر کردن مال و تدبیر کردن بد، دل بخردان ازو بر شد، و از جور که همی کرد". در نهایت گروهی از خوارج او را در خانه اش کشتند. ذکر می شود که او "بزرگ شکم" بود و قاتلان شکمش را پاره کردند. ...more22minPlay
July 14, 2023تاریخ سیستان- قطعۀ سیزدهمچهار خلیفۀ آخر اموی مدت کوتاهی حکومت کردند. در دوران آنها افراد زیادی به امارت سیستان گماشته شدند که هر یک با چالش رقبا روبرو شدند. گفته می شود که در این زمان در سیستان بین دو گروه اختلاف می افتد و این دو مدام با هم درگیر می شوند. خلافت اموی توسط ابومسلم به پایان می رسد و ابومسلم با ابوالعباس سفاح بیعت می کند و خلافت عباسیان آغاز می شود. خلیفۀ بعدی منصور است که ابومسلم را به بغداد می خواند و او را می کشد. داستان کشته شدن ابومسلم بدست منصور آنقدر اهمیت دارد که بر خلاف بسیاری از ماجراها با آب و تاب توضیح داده می شود. این نکته که ابومسلم وعده ها و قسم های منصور را باور کرد که به او زیانی نمی رساند، و در دام افتاد و کشته شد، در قالب ضرب المثل ذکر می شود که "رای و خرد خود را در رِی گذاشت". گفته می شود که منصور بعد از کشتن او این آیه را خواند که "لو کان آلهه الا الله لفسدتا" که اشاره دارد به اینکه دو قدرت در یک سرزمین نمی توانند با هم کنار بیایند....more30minPlay
June 25, 2023تاریخ سیستان- قطعۀ دوازدهمولید بن عبدالملک که ده سال خلیفه بود، حجاج بن یوسف را که به خشونت معروف بود به امارت عراقین، سیستان و خراسان منسوب کرد. بعد از ولید، سلیمان بن عبدالملک و پس از او عمر بن عبدالعزیز، نبیرۀ عمر بن الخطاب به خلافت نشستند. از عمر بن عبدالعزیز در تاریخ به عنوان امیری نیک رفتار ذکر شده است. گفته می شود که او همه دارایی خود را صدقه داد و زنان خود را کابین داد و طلاق داد و به امیرانش فرمان داد که "اهل دین و ورع و علم و زهد" را به عنوان عامل انتخاب کنند. پس از او یزید بن عبدالملک و بعد هشام بن عبدالملک خلیفه شد. دوران هشام که 19 سال به دازا کشید، دوران اوج امویان بود و او بعد از عبدالملک مروان، مهمترین خلیفۀ اموی بود. چهار تن از خلفای اموی فرزندان عبدالملک بودند.داستانی گفته می شود از والی سیستان به نام عبدالله بن بلال که به عدل حکومت کرد و مصلی بزرگی ساخت. وقتی که امیر بعدی منسوب شد، خواستند اموال او را حسابرسی کنند. کار بر او سخت شد و مستخرج (مامور محاسبه اموال) را مالی داد تا به امیر بگوید که عبدالله مرده است. امیر گفت مرده اش را پیش من بیاور. مستخرج هم عبدالله را کشت و مرده او را پیش امیر برد!...more21minPlay
June 18, 2023تاریخ سیستان- قطعۀ یازدهمدر این قطعه گفته می شود که پس از یزید، پسر او به مدت چهل روز به امارت نشست. بعد مردم شام با مروان الحکم و مردم عراق با عبدالله زبیر بیعت کردند. بعد از ده ماه مروان درگذشت و پسرش عبدالملک مروان به جای او نشست. از مهمترین وقایع دوران او، جنگ با طرفداران عبدالله زبیر بود. داستان جنگ حجاج یوسف با عبدالله زبیر در مکه که منجر به خرابی کعبه شد و در نهایت با کشته شدن عبدالله پایان یافت ذکر می شود. حجاج به پاداش خدمت، امارت عراق و خراسان و سیستان را می گیرد ولی مردمان امارت او را نمی پذیرند چرا که "وقایع اوفتاد میان مسلمانان و کارها رفت که اندر کتاب و سنت آن را حجتی ندیدند."بیشتر متن شرح افرادی است که به امارت به سیستان فرستاده می شدند و جنگهایی که مخالفان با آنها می کردند.ذکر می شود که فردی در زمان عبدالله زبیر به سیستان فرستاده شد که "مردی بود عالم و اهل علم را دوست داشتی" و روزی رستم بن مهر هرمزد المجوسی را می خواند و از او سخنان حکمت آموز طلب می کند: "دهاقین را سخنان حکمت باشد، ما را از آن چیزی بگوی" و او نکاتی چند از حکمت می گوید. ...more36minPlay
May 30, 2023تاریخ سیستان- قطعۀ دهمدر این قطعه دوران خلافت معاویه و یزید شرح داده می شود و دربارۀ افرادی که به امارت سیستان فرستاده شدند توضیحاتی داده می شود. در میان امیران افرادی چند بودند که با مردمان به نیکویی رفتار می کردند و از آنها به نیکی یاد شده است.از حوادث دوران یزید، قیام حسین بن علی بر علیه او ذکر می شود، از شهادت مسلم در کوفه و شهادت امام حسین در کربلا و اسارت زنان و فرزندان و بردن اسیران و سر شهیدان به دمشق. داستان راهبی گفته می شود که ده هزار دینار به سربازان می دهد تا اجازه دهند سر امام حسین تا بامداد پیش او باشد. و او سر را شست و معطر کرد و به واسطۀ آن اسلام آورد. مردمان سیستان وقتی که خبر را شنیدند، گفتند "نه نیکو طریقتی برگرفت یزید که با فرزندان رسول علیه السلام چنین کرد". و بر یزید شورش کردند. ...more31minPlay
May 20, 2023تاریخ سیستان- قطعۀ نهماین قطعه مصادف است با دوران خلافت علی بن ابی طالب علیه االسلام. در ابتدا انساب او ذکر می شود و در انتها شهادت او و بیعت مردم مدینه با حسن بی علی علیه السلام و بیعت مردم شام با معاویه و صلح این دو. بیشتر متن مربوط است به سیستان. گفته می شود که علی بن ابی طالب عبدالرحمن طایی را به سیستان فرستاد. چون جنگ صفین شد، معاویه عبدالرحمن سُمره را به سیستان فرستاد و عبدالرحمن طایی به سوی علی بن ابی طالب برگشت. عبدالرحمن سمره والی سیستان بود و مهلب بن ابی صفره سپاه سالار او بود. بیشتر متن در مورد مهلب است که مردی مبارز و دلیر بود. در نهایت گفته می شود که مردم سیستان والی فرستاده شده از سوی معاویه را نخواستند و او به سمت بصره رفت و در آنجا درگذشت....more20minPlay
May 01, 2023تاریخ سیستان- قطعۀ هشتمدر این قطعۀ نکاتی از حوادث دوران سه خلیفۀ اول ذکر می شود. در مورد خلیفۀ اول، ابوبکر بن ابی قحافه، گفته می شود که افرادی مانند مسیلمۀ کذاب را "که دعوی دروغ" کردند، از میان برداشت. در مورد دوران خلافت عمر بن الخطاب، ذکر می کند که "ایزد تعالی بسیار شهرها بر دست وی بگشاد و مال بسیار جمع شد اندر بیت المال مسلمین". برخی از افرادی که بعدها در تاریخ اسلام نقش بازی کردند، از جمله معاویه، توسط او برای فتح سرزمینهایی وسیع از عراق و شام و مصر و ایران و روم فرستاده شد. فتح دیگر سرزمینها در دوران خلافت عثمان بن عفان هم ادامه یافت و نفوذ و ثروت مسلمانان را افزون کرد. گفته می شود که در سال سی هجری سپاهی برای فتح سیستان فرستاده شد که شکست خورد. سپاه بعدی به رهبری ربیع بن زیاد به سیستان فرستاده شد و جنگهای بسیار در پیوست. در نهایت، شاه سیستان، ایران بن رستم، رسول فرستاد که "ما به حرب کردن عاجز نیستیم، چه این شهر مردان و پهلوانان است، اما با خدای تعالی حرب نتوان کرد و شما سپاه خدایید". صلح برقرار می شود و بنا می شود که سالی هزار هزار درم با سایر هدایا از سیستان برای خلیفه بفرستند. ...more25minPlay
April 16, 2023تاریخ سیستان- قطعۀ هفتممولود محمد مصطفا- علیه السلاماین قطعه در مورد به دنیا آمدن پیغمبر اسلام است. شرحی مبسوط از معجزاتی که در زمان ولادت و سپس در دورانی که پیغمبر اسلام را به حلیمه می سپارند گفته می شود. در انتها گفته می شود که اگر نویسنده به "صفت معجزات و بزرگی" مشغول شود "عمر به سر آید و از هزاران یکی گفته نیاید". در علت ذکر معجزات می گوید "این بدان یاد کردیم تا هر کسی که این کتاب بخواند بداند که مردمان سیستان که این شهر به صلح بدادند غرض بزرگی مصطفی را بود و دین اسلام را". از مابقی زندگی پیغمبر اسلام چیزی در متن نیست....more40minPlay
March 21, 2023تاریخ سیستان- قطعۀ ششمدر ابتدا، داستان آمدن ابرهه به مکه و روبرو شدن او با عبدالمطلب گفته می شود و ذکر می شود که ابرهه در او نور مصطفی را که نسل اندر نسل به او رسیده بود، دید و پیل سفیدی که به هیچکس سجده نمی کرد، در پیش او به سجده افتاد، و ساحران ابرهه دست و پای عبدالملک را بوسه دادند.بعد داستان تولد عبدالله بن عبدالمطلب ذکر می شود و اینکه نور مصطفی به عبدالله منتقل شد و "احبار شام" از تولد او خبردار شدند و در صدد قتل او بودند ولی خدا او را نجات داد. در نهایت ذکر می شود که وقتی که "آن نور از عبدالله به آمنه سپرده شد" درهای آسمان گشاده شد و تخت ابلیس منکوس گشت. ...more22minPlay