Sign up to save your podcastsEmail addressPasswordRegisterOrContinue with GoogleAlready have an account? Log in here.
حسين عباسي هستمدر اينجا متون قديمي مان را مي خوانم و در آنها كند و كاو مي كنم. با ايميل زير مي توانيد با من تماس بگيريد:[email protected]. این قطعات و برخی قطعات دیگر را در كانال تلگرام من به آ... more
October 26, 2022تاریخ بخارا- قطعۀ چهارمدر این قطعه شرحی داده می شود از بنای شمس آباد که زمینی بزرگ و محصور بوده است که در آن شمس الملک، شاه بخارا، عمارتهای خوش ساخته بود و چراگاهی داشت که در آن حیواناتی چون گوزن و آهو و روباه و خوک رها شده بودند. این بنا برای سالها دارُالملک بخارا بوده است. بعد روایت گروهی بازرگان به نام آل کشکثه ذکر می شود که بعد از ورود اعراب به بخارا خانه های خود را رها می کنند و در بیرون شهر کوشکهایی می سازند بغایت خوش که تا سالها بسیار قیمتی بوده اند. همچنین نام رودهای بخارا ذکر می شود که بیشتر آنها را مردم کنده بودن تا زمینهایشان را اباد کنند. بعد میزان خراج بخارا ذکر می شود که حدود 1.2 میلیون درم بوده است. بعد داستان باره ای که برای منطقۀ بخارا ساختند تا از هجوم ترکان در امان بمانند و نیز حصاری که برای شهر بخارا ساخته شد روایت می شود. در انتها ماجرای سکه زدن در بخارا از زمان قدیم و در روزگار ورود اسلام به بخارا شرح داده می شود....more27minPlay
September 23, 2022تاریخ بخارا- قطعۀ سوم در این قطعه شرحی داده می شود از نوعی پارچه که در بخارا بافته می شد و بسیار گرانبها بود. بعد به شرح "بازار ماخ" پرداخته می شود که سالی دو بار برپا می شد و در آن بت می فروختند. گفته می شود که در قدیم هرکسی بتی می خریده و به خانه می برده و هر وقت گم می شد یا می شکست، بتی جدید به جای آن می خرید! همچنین، شرحی داده می شود از اسامی مختلفی که بخارا داشته است، و یکی از آنها فاخره بوده، که حدیثی از پیغمبر اسلام برای تایید آن نقل می شود. بعد شرحی ارائه می شود از ارک بخارا که دارای اطلاعات ذیقیمتی است از ساخت بنای ارک حکومتی. در انتها شرح منزلهای پادشاهان در بخارا و بخصوص جوی مولیان ارائه می کند که جایی بسیار خوش آب و هوا بوده است و محبوب همه پادشاهان....more32minPlay
September 16, 2022تاریخ بخارا- قطعۀ دومدر این قسمت روستاها و شهرهای اطراف بخارا توصیف می شوند، شامل کرمینه، نور، اسکجکت، شرغ، زندنه، وردانه، افشنه، برکد، رامیتن، برخشه، بیکند، و فرباین بخش اطلاعات ذی قیمتی در مورد ساختار شهرهای آن دوران دارد. به عنوان نمونه به داشتن مسجد جامع توجه می شود و به داشتن بازار. نرشخی ذکر می کند که در بسیاری از این نواحی بازارها در فواصل زمانی هفتگی یا چند هفتگی تشکیل می شده است. نکته دیگر این است که برخی از این شهرها ثروتمند بوده اند به دلیل بازرگانی، نه به دلیل کشاورزی.همچنین تقریباً در تمامی شهرها یک کٌندِز (=کهن دِژ) وجود داشته اشت که به معنی دژی مستحکم در داخل شهر است که در موقع حملۀ مهاجمان در آن پناه می گرفته اند....more29minPlay
September 04, 2022تاریخ بخارا- قطعۀ یکمتاریخ بخارا نوشتۀ ابوبکر محمد نرشخی است. او این کتاب را در سال 323 یعنی در دوران حکومت نوح بن نصر، پنجمین امیر سامانی، به زبان عربی نوشت. احمد بن محمد قباوی، از اهالی بخارا در سال 522 هجری این کتاب را به زبان فارسی ترجمه کرد و در این ترجمه برخی از قسمتهای کتاب عربی را که "در کار نبود و نیز طبیعت را از خواندن آن ملالتی می افزود" حذف کرد. در سال 572 محمد بن زُفَر این کتاب را برای برهان الدین عبدالعزیز حاکم بخارا تلخیص کرد. بعدها مطالب دیگری هم به این کتاب افزوده شد. آنچه به ما رسیده است، این تلخیص با اضافات است.متن کتاب و سبک نوشتار آن به فارسی رایج در دوران سامانیان (از جمله تاریخ بیهقی) نزدیک است و پیچیدگیهایی که به تدریج وارد زبان فارسی شد، به آن راه نیافته است.در قطعۀ اول، اسامی برخی افرادی که در بخارا به شغل قضاوت مشغول بودند ذکر می شود. بعد نویسنده به نحوۀ شکل گرفتن شهر بخارا که در ابتدا آبگیر و نیستان بوده می پردازد. اشاره می کند که اولین امیر بخارا فردی بوده به نام ابروی که پس از مدتی حکومت دست به ظلم گشاده می کند و سبب می شود مردم از شهر بگریزند و به ترکستان بروند و از پادشان ترکستان کمک بخواهند. پادشاه ترکان، بیاغو، پسرش را برای فروگرفتن ابروی می فرستد. او ابروی را می گیرد و در جوالی پر از زنبور سرخ می کند تا بمیرد.مردم به بخارا باز می گردند. در میان آنها بخار خدات بود، دهقانی که زمینهای زیادی داشت و بزرگ قوم بخارا بود و حکومت بخارا تا زمان امیر اسماعیل سامانی در دست فرزندان او بود. بعد از مرگ بخار خدات، چون پسرش خردسال بود، زنش به حکومت رسید و پانزده سال با درایت حکومت کرد. از مهمترین کارهای او این بود که توانست با اعراب به مصالحه برسد و مانع حملۀ آنها شود. بعد از او پسرش طُغشاده حاکم شد که با آمدن اعراب مسلمان شد و سی و دو سال حکومت کرد. حاکم بعدی، پسر طُغشاده به ابن مقفع گروید و بدست ماموران خلیفۀ بغداد کشته شد....more21minPlay
August 27, 2022نصیحت الملوک- قطعۀ بیستم- پایان کتابفصل در طبیعت زنانغزالی صفت زنان مختلف را بر خوی ده حیوان منطبق می کند و برای تمام آنها خواصی منفی بر می شمارد. در نهایت می گوید "اما آن زن که خصلت گوسفند دارد مبارک بود چون گوسفند که از همه چیزهای وی منفعت بود". در لزوم پارسایی زن حکایتهایی نقل می کند و ویژگیهای زن مطلوب را بر می شمارد از جمله آنکه "وقت طعام نگاه بدارد و هر چه شوی او را آرزو باشد بسازد بتازه رویی"! البته غزالی در ادامه بر مردان واجب می داند نگهداشتن حق زنان و سرپوشیدگان را از روی ترحم و احسان و مدارا.در نهایت، کتاب را با چند بیت شعر در اثبات اینکه هر بلایی که در جهان هست از زن است، به پایان می رساند: "بر مرد رسد بلای دو جهان از زن - آخر ناید وفا، چنین دان، از زن"!...more25minPlay
August 19, 2022نصیحت الملوک- قطعۀ نوزدهمباب هفتم: اندر یاد کردن زنان و نیک و بد ایشانغزالی مجموعه ای از نظرات حکمای آن دوران در بارۀ زنان را می آورد. همانطور که انتظار می رود، بیشتر این نظرات در مورد زنان مثبت نیست. البته حکایاتی هم هستند از زنان "با رای و تدبیر" که به شوهرانشان مشورت خوب می دهند. ولی بیشتر حکایات و نظرات چنین نیستند. از دید غزالی، خدا زنان را به دلیل اینکه "اندر بهشت حوا از آن درخت گندم بخورد که خدایتعالی عز و جل او را نهی کرده است" هجده عقوبت کرده است که در میان آنها از وقایع طبیعی مانند فرزند زادن هست تا کمی میراث و نبودن نماز عید و آدینه. می گوید "فضل را هزار بهره است یکی از آن زنان است و نهصد و نود و نه مردان راست".در این میان سخنانی از حکمایی که در حکمتشان باید تردید داشت هم وجود دارد: "حکیمی زنی کوتاه بالا خواست. گفتند چرا تمام قدی زن نکردی. گفت زن چیزی بد است و چیز بد هر چند کمتر، بهتر"...more21minPlay
August 15, 2022نصیحت الملوک- قطعۀ هجدهمباب ششم: در صفت خِرَد و خردمندان گوید.غزالی گفته ها و حکایات فراوانی در تحسین خرد و خردمندی می آورد. آن را برتر از دانش می شمارد. می گوید "علم آنست که بدانی که چه باید کردن و خرد آنست که چون بدانستی، کار بندی". خرد را اولِ ایمان و میانۀ ایمان و آخر ایمان می داند و روشنایی خرد را جدا کنندۀ نیک از بد و دروغ از راست می شمارد.البته در این میان حکایات نه چندان پر مغز هم گفته می شود "از پارسیان پرسیدند که خرد را چرا خرد گویند؟ گفتند از بهر آنک خردمندان از هر دو گیتی آنرا بخرند"...more25minPlay
August 10, 2022نصیحت الملوک- قطعۀ هفدهماین قطعه ادامۀ سخنان و روایتهای حکیمانه است. در این میان، گاهی تعاریف مفاهیم اخلاقی چون رضا و صبر و حلم و حشمت و شجاعت و ... را تعریف می کند. گاهی پندهایی از بزرگان می دهد و گاهی توصیه به انجام کارهایی و پرهیز از کارهای دیگر می کند.می گوید "بزرجمهر را پرسیدند چیست آنکه هر چند راست بود، نشاید گفتن که زشت بود؟ گفت خویشتن را ستودن"....more20minPlay
August 07, 2022نصیحت الملوک- قطعۀ شانزدهمباب پنجم: در حکمتهای دانایانغزالی مجموعه ای از حکایتها و پندها و توصیه های اخلاقی را به عنوان "حکمت" می آورد.برخی از نکات بسیار حکیمانه است: "بزرجمهر را پرسیدند که کدام عز است که با ذلّ پیوسته. گفت آن که با خدمت سلطان است". گاهی هم آنچه تحت عنوان حکمت عنوان شده است، چندان حکیمانه به نظر نمی رسد، و بیشتر منعکس کننده دانش آن زمان از وقایع است.حکمت ارسطاطالیس در این میان جالب توجه است: "ارسطاطالیس را پرسیدند کدام دوست استوارتر و کدام یار مهربان تر. گفت دوست گوهری بهتر و یار مهربان بهتر و تدبیر بخردان بهتر". یعنی، دوست آدم باید پولدار باشد، مابقی مهم نیست!...more20minPlay
August 03, 2022نصیحت الملوک- قطعۀ پانزدهمغزالی در ادامۀ شرح "همت پادشاهان" حکایاتی چند نقل می کند. در بیشتر این حکایات، سخن از سخاوتمندی و بذل و بخشش پادشاهان و وزیران نام آور می رود. ارقامی که ذکر می کند، به نظر اغراق شده می آید. مثلاً صحبت از بخشش صد هزار درهم به بنده ای است. با توجه به اینکه هدیه ها به افراد صاحب نام و عنوان در دربار سلاطین در آن دوران در حدود 5 و هزار درهم بوده است، رقم صد هزار درهم برای یک بنده بعید به نظر می رسد.حکایتی هم نقل می کند از عبدالعزیز مروان امیر مصر: "روزی بر نشسته بود و جایی می رفت. مردی پسر خویش را آواز داد که یا عبدالعزیز. امیر بشنید. بفرمود تا آن مرد را 1000 درم بدادند تا در مصالح آن پسر بکار برد. این خبر در مصر فاش شد و آن سال هر که را پسری آمد عبدالعزیز نام کردند"!بلافاصله داستان دیگری از تاش، حاجب بزرگ امیر خراسان، نقل می کند که در موردی که مردی غلامش را تاش نامیده بود، دستور به مصادره می دهد. نتیجه گیری غزالی این است که: "اکنون نگاه کن تا چند فرق دارد میان آزادمرد قریشی و میان آن درم خریده"!...more24minPlay