Sign up to save your podcastsEmail addressPasswordRegisterOrContinue with GoogleAlready have an account? Log in here.
حسين عباسي هستمدر اينجا متون قديمي مان را مي خوانم و در آنها كند و كاو مي كنم. با ايميل زير مي توانيد با من تماس بگيريد:[email protected]. این قطعات و برخی قطعات دیگر را در كانال تلگرام من به آ... more
July 25, 2022نصیحت الملوک- قطعۀ چهاردهمباب سوم:در دبیری و آداب دبیران. غزالی به طور مبسوط به شرح مقام قلم می پردازد و از آیات و روایات کمک می گیرد تا این مقام را توصیف کند. برای دبیران فهرستی بلند از داانشها که باید بدانند بر می شمارد؛ ولی وقتی به جزئیات می رسد بیش از هر چیزی در هنر قلم تراشیدن و اینکه "کدام حرف کشیده باید نبشت و کدام گرد و پیوسته باید نوشت" سخنسرایی می کند و حکایات و روایات می آورد.باب چهارم: در بلندی همت پادشاهان. در این باب غزالی حکایاتی چند بازگو می کند تا بگوید که پادشاهان "بلند همت" وقتی که سخن از بخشیدن مال یا خریدن کالایی در میان است باید گشاده دست باشند. از زبان وزیر دوانیق خطاب به او که فرموده است پانصد درم به مردی بدهند می گوید "نباید که هیچ ملکی کمتر از هزار شمار راند". همچنین "بازرگانی" یعنی خریدن مالی به قیمتی و فروختن آن به قیمتی بالاتر را دون همتی می داند: "نگر تا اندر بازرگانی بهیچگونه رغبت نکنی که از دون همتی سلطان باشد"....more29minPlay
July 15, 2022نصیحت الملوک- قطعۀ سیزدهمباب دوم: در سیاست وزارت و سیرت وزیران. غزالی داشتن دستور (=وزیر) با کفایت را از الزامات اساسی پادشاهی می داند: " هیچ ملکی بی دستور روزگار نتواند گذاشتن". و در مورد شرایط وزیر و شیوۀ رفتار او و نیز رفتار پادشاه با وزیر توصیه های چندی می کند. او به روشنی بر این نکته تاکید می کند که بدون وزیری کاردان که امورات را بگرداند و در صورت لزوم پادشاه را از تصمیمات بد باز دارد و او را به تصمیمات خوب تشویق کند، امورات مملکت روی به ویرانی خواهد رفت. در میان صحبت از بهرام گور نقل می کند که برای داشتن "پادشاهی تمام" شش چیز لازم است: دستور نیک، اسب نیک، سلاح و تیغ نیک، خواستۀ (اموال) بسیار سبک، زنی خوبروی، و "طباخی نیک که ملک را چون طبع بسته بود چیزی پزد که طبع وی بگشاید"!...more22minPlay
May 21, 2022نصیحت الملوک- قطعۀ دوازدهمغزالی حکایتهای دیگری در باب پادشاهی می گوید. تاکید بر اینکه حاکم باید عادل باشد در این حکایتها غالب است. داستانهایی از "ملوک عجم" که بار عام می داده اند و گاهی مردم می توانسته اند بی واسطه به آنها دسترسی داشته باشند ذکر می شود. داستانی که شاه ایران در ابتدای بار دادن خود در مقابل موبد موبدان می نشسته و از او می خواسته به شکایات مردم از او رسیدگی کند در سیر الملوک هم آمده است و احتمال وقوع مستمر آن با شناختی که از نحوۀ حکمرانی در آن دوران داریم کمی بعید است. در انتها غزالی با تاسی به آیۀ "اطیعوا ..." می گوید که "حق بزرگداشت سلطان نیز بر رعیت واجبست که نگاه دارند و بهیچ روی اندر وی عاصی نشوند" چرا که آن مرتبت را خدا به او داده است....more21minPlay
May 08, 2022نصیحت الملوک- قطعۀ یازدهمغزالی حکایاتی دیگر در باب پادشاهی ذکر می کند که ترکیبی است از حکایات قابل قبول و حکایاتی که چندان معقول به نظر نمی رسند. به "آسان حجابی" توصیه می کند که به معنای دسترسی آسان رعیت به پادشاه است. همچنین از "بیدار بودن اندر کارها می گوید" ولی مثالی که می زند غیر واقعی به نظر می رسد "اردشیر چنان بیدار بود اندر کارها که چون ندیمان او بیامدی گفتی تو دوش فلان چیز خوردی و با فلان زن و فلان کنیزک بودی و هر چه آنکس بکردی همه بگفتی".همچنین مانند بسیاری از نوشته های باز مانده، به نوعی حکومت و قدرت را مبنای مشروعیت و توانایی حکمرانی می داند "چون دولت آمد، همه چیزها با وی بیاید" و در توضیح می گوید که یعقوب لیث در پاسخ به خلیفۀ بغداد که او را رویگری می خواند می گوید "آن خداوند که مرا دولت داد تدبیر پادشاهی هم او داد"....more21minPlay
May 02, 2022نصیحت الملوک- قطعۀ دهمغزالی در ادامۀ حکایت گویی، داستانهایی چند از انوشیروان و خلفای راشدین ذکر می کند. بحث اصلی در این حکایتها این است که عدل حاکم موجب رونق و رفاه می شود و ظلم حاکم باعث ویرانی.در میانۀ بحث رشتۀ سخن به جاهای دیگر هم کشیده می شود. مثلاٌ ذکر می کند که پادشاه باید مراقب جان خود باشد چرا که "جانها به جان وی باز بسته است و صلاح رعیت اندر زندگانی وی است".مانند همیشه بسیاری از حکایات او به احتمال زیاد واقعیت ندارد و مقصودش رسیدن به اهداف اخلاقی است...more22minPlay
April 27, 2022نصیحت الملوک- قطعۀ نهمغزالی میان ویژگیهایی که برای سلطان خوب می شمرد، به عدل اشاره می کند ولی در میان بحث گاهی سخنش به حوزه های دیگر کشیده می شود که بسیار با مفهوم عدلی که معرفی می کند فاصله دارد. از زمانۀ خود می نالد که "این خلق امروز نه آن خلقند که پیشتر بودند بلکه زمانۀ بیشرمان است و بی ادبان و بی رحمان". و بر همین اساس می گوید که سلطان باید قوی باشد چرا که "جور سلطان بمثل صد سال چندان زیان ندارد که یکساعت جور رعیت بر یکدیگر و چون رعیت ستم کنند، ایزد تعالی بر ایشان سلطان قاهر گمارد". جور سلطان را تقصیر مردم می داند و حکایتی نقل می کند از حجاج یوسف که وقتی مردم از جور او به امان آمدند، بر منبر رفت و گفت "اگر من بمیرم از پس من شما از جور نرهید با این فعل که شما راست، خدای را چون من بندگان بسیار است، اگر من بروم یکی بتر از من بیاید."...more23minPlay
April 16, 2022نصیحت الملوک- قطعۀ هشتمغزالی در ادامۀ نصایح خود به امیران به نقل حکایتهایی دیگر از رفتار امیران مشهوری چون انوشیروان و عمر بن خطاب و عمر بن عبدالعزیز و اسماعیل سامانی می پردازد که در آنها این امیران به عنوان امیرانی عادل که حق رعیت را مراعات می کرده اند و از درازدستی عمالانشان جلوگیری می کرده اند، یاد شده است. بسیاری از این حکایتها به صورتی که در اینجا نقل شده است نمی تواند درست بوده باشد، مانند سوال قیصر از نوشیروان که "پایداری پادشاه بچه اندر است". برخی از این داستانها در کتب دیگر به عینه یا با تغییراتی نقل شده است. بخصوص شباهتهای فراوانی بین برخی از این حکایتها و حکایتهای نقل شده در سیرالملوک نظام الملک طوسی که تقریباً بیست سال قبل نوشته شده وجود دارد و غزالی حتی به نام سیر الملوک هم اشاره می کند. آنچه در این حکایتها بسیار بارز است، وجهۀ مذهبی آن و بیم دادن از عذاب اخروی است. مثلاً حتی اسماعیل سامانی در داستانی که مشابه آن هم در سیرالملوک هست و هم در تاریخ بیهقی، وقتی یکی از عمالش را به دلیل صدمه زدن به محصول رعیت تنبیه می کند، علت آن را چنین عنوان می کند که "من از بهر خطای تو بدوزخ نتوانم رفتن"، امری که در مورد دیگر متون وجود ندارد....more25minPlay
April 03, 2022زین الاخبار یا تاریخ گردیزی- قطعۀ سی و چهارم- پایان کتابادامۀ معارف هندوان...more32minPlay
March 30, 2022نصیحت الملوک- قطعۀ هفتمغزالی در این قطعه از ملوک "کافر" از جمله انوشیروان یاد می کند که "بعدل جهان آبادان کرد". هشدار می دهد که اگر جور و ستم روا باشد، "مردمان بگریزند و بولایت دیگر شوند و آبادانیها ویران شود و پادشاهی بنقصان افتد." ادعا می کند که رفتار مردم بیش از هر چیز دیگر شبیه رفتار ملوکشان است. اگر ملک اهل آباد کردن باشد، مردم به آبادانی روی می آورند و اگر ملک اهل عبادت باشد، مردم عابد می شوند و اگر ملک اهل "بسیار خوردن و آرزو راندن باشند" مردم از هم می پرسند "چه پخته ای و چه خورده ای"!حکایتهایی چند از ستم افراد و پادشاهان و عواقب آن را بازگو می کند که بیش از آنکه واقعی باشد، با هدف نصیحت و توصیه به نیکی کردن گفته شده است.از جمله می گوید در زمان انوشیروان مردی خانه ای از مردی خرید و در آن گنجی یافت و به صاحب قبلی گفت این از آن توست، ولی "داوری دراز شد" و پیش انوشیروان رفتند. "گفت شما را فرزندان هست؟ یکی گفت مرا پسری است و آن دیگر گفت مرا دختریست. ملک گفتا کنون با یکدیگر خویشی کنید تا هم شما را بود و هم فرزندان شما را. همچنان کردند و از یکدیگر خشنود گشتند"!...more30minPlay
March 26, 2022زین الاخبار یا تاریخ گردیزی- قطعۀ سی و سومباب نوزدهم: اندر معارف هندوان...more32minPlay