تهی باید شد از تمام تاریکیهای مدفون؛
از آشغالهای زیر فرش
از خشمهای فرو خورده
از حسادتهای پنهانکرده
و پذیرفت واقعیت خویش را
برون باید ریخت
تمام احساسات مخربی که پنهان کردیم برای مقبول بودن و پذیرفته شدن در نظر دیگران
🌿
سوگواری باید کرد برای تمامِ تلخکامیها
یکبار
برای همیشه
و باید پذیرفت و پرید
دیوانه و امیدوار
🌱
باید اقرارش کنم
تا فرماندار باشم
ورنه او
از درون
فرمان مرا به دست خواهد گرفت
بیآنکه بدانم
.
به هر بهانه، مشو، لحظهای ز حق نومّید
که در جهان وجودش، بعید نیست بعید
بلا، گرفته در آغوش، دانه در دل سنگ
ز شُکر هر دمِ او، سنگ میشود تهدید
ز بیعدالتیِ خلق ناله مینکند
هرآنکه معجزههای کَرَم بدید و شنید
در آیههای سعادت بگفت: "رنج از ماست"
وگرنه او همه عشق است و لطف و مهرِ شدید
چه جای شَک و گله، از جهانِ آیینه؟
که هر چه شعبده کردم، همو به من برسید
ز ناله کار میسر نمیشود انسان
ز شُکر، خیر و محبت دو چشم خواهد دید
ز لکههای سیه هر طرف حکایتهاست
بخوان همیشه چو ایوب از آیههای سپید
هر آنکه طبع شکایت گرفت، شاکی ماند
هرآنکه شاکرِ هر دم شد، او به او خندید
منصور نصیری
.
لینک حمایت از ما ورای بازیگری:
zarinp.al/mavarayebazigari