مقالات

مقالات

By Radio Mojahed - رادیو مجاهدNewsPolitics
Download on the App Store

مقالات episodes

  • دیپلماسی ذلت‌بار!
    با گسترش جنگ گرگها، سایت حکومتی انتخاب از باند مغلوب توقیف شد.خبرگزاری سپاه پاسداران علت توقیف سایت انتخاب را انتشار ویدیو و گزارشی با عنوان «حراج برند ایران ـ سیاست خارجی ایران چرا این‌قدرتضعیف شده است؟» ذکر کرد و نوشت: «این گزارش خارج از حدود قانون و مغایر با منافع ملی و بر علیه سیاست‌های اصولی نظام جمهوری اسلامی در سیاست خارجی است».با این حساب، توقیف رسانهٔ خودی انتخاب، به‌علت افشای بخشی از دیپلماسی ذلت بار خامنه‌ای و ترکیدن بادکنک قدرتنمایی‌های پوشالی و بلوفهای رئیسی درباره دست‌آوردهایش در سیاست خارجی است؛ موضوعی که تهدید ریزش بیشتر را به‌دنبال خواهد داشت.رئیسی جلاد برای مقابله با همین تهدید که از آن با عنوان «خطر ناامیدی» یاد می‌کند، در یکی از بلوف‌هایش می‌گوید: «رونق بی‌سابقه تجارت کشور، افزایش تولید نفت و گاز و حل کامل مشکل باقی ماندن ۸۷میلیون بشکه میعانات روی آب بخشی از اقدامات دولت در دو سال گذشته بوده است... در عین‌حال دنبال کردن سیاست همسایگی، حضور در ائتلاف‌های بزرگ جهانی و بازگرداندن اموال ملت ایران در کشورهای مختلف نیز از جمله دیگر اقدامات و برنامه‌های دولت در این مدت بوده است» (سایت رئیسی ـ ۱۱شهریور ۱۴۰۲).اما در دعوای قدرت، ویدیو جنجال برانگیز سایت انتخاب فاش می‌کند: «دستاورد دولت رئیسی به‌محکومیت و صدور ۳قطعنامه آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، اخراج ایران از کمیسیون مقام زن، قطعنامه شورای حقوق‌بشر سازمان ملل، قطعنامه تحریم‌های حقوق‌بشری اتحادیه اروپا خلاصه می‌شود».در بخش دیگری از همین ویدیو آمده است: «آنچه ملاک قضاوت است نتایج حاصل از عملکرد دولت است نه شعار‌های دهان‌پرکنی که تبلیغ می‌شود... امیرعبداللهیان سفر ۳‌روزه به‌پاکستان را بسیار موفق می‌دانست، اما هنوز یک هفته از سفر او نگذشته بود که اعلام شد پاکستان واردات گاز از ایران را قطع کرده است».البته مطرح شدن رسوایی دیپلماسی رئیسی جلاد جدید نیست. یک عضو مجلس ارتجاع نیز گفته بود: «ما دیپلوماسی بسیار ضعیفی را از دولت رئیسی دیده‌ایم، علی‌الخصوص از امیرعبداللهیان که واقعاً از نظر سطح دیپلوماسی، پایین‌ترین وزیر خارجه در تاریخ جمهوری اسلامی است» (جلال محمودزاده ـ اول شهریور).محمد مهاجری از باند غالب، پس از توقیف «انتخاب» نوشت: «دولت آقای رئیسی هنوز دنبال آن است که برجام را زنده کند و نمی‌تواند. نه آن که نخواهد بلکه عرضه و ظرفیتش را ندارد. سایت خبری انتخاب، سیاست خارجی دولت را به‌نقد کشیده و دولت بی‌تحمل آن را توقیف کرده است. چرا؟ چون گفته است آب‌نبات چوبیهای شانگهای و بریکس آن‌قدر بی‌مزه است که هیچکس دوستش ندارد» (سایت حکومتی بهار نیوز ـ ۱۴شهریور ۱۴۰۲).از آنجا که در جنگ گرگها دعوا بر سر قدرت و غارت است و نه منافع و مصالح ملی، به‌جای استفاده از واژه‌هایی مانند جنایت و وطن‌فروشی در سیاست خارجی، از واژه‌هایی مانند ضعف و بی‌عرضگی استفاده می‌شود.برخی هم توقیف «انتخاب» را گامی «در راستای خالص سازی و محکوم به‌شکست» توصیف کردند و نوشتند: «اخراج اساتید و بستن سایت انتخاب یک پیام مشترک دارد و نمی‌تواند یک اتفاق ساده باشد... این‌ها پیش‌درآمد‌های انتخاباتی است» (اصلاحات نیوز ـ ۱۵شهریور ۱۴۰۲).محمدرضا تاجیک اما، پروژهٔ خالص‌سازی را نشانهٔ استیصال و «یک پروژه استراتژیک معطوف به‌بقا» توصیف کرده و می‌نویسد: «این موضوع با انتخابات ریاست‌جمهوری رقم خورد و بعد در انتخابات مجلس تکمیل شد، و دیری نپایید که به‌سطوح و لایه‌های زیرین‌تر تسری یافت. بنابراین، به‌نظر من، تنها یک هراس معطوف به‌بقا می‌تواند دست‌اندرکار تدوین و اجرای چنین طرح‌هایی باشد» (سایت حکومتی خبرآنلاین ـ ۱۲شهریور ۱۴۰۲).
    6 min
  • «به‌سوی درهٔ نابودی»
    سخن دربارهٔ شبیخون خامنه‌ای به‌دانشگاه و معنا و سرانجام اخراج هزاران تن از استادان و کادر هیأت علمی و جایگزین کردن آنها با گله‌یی ۱۵هزار تایی از مزدوران و ایادی هم‌سو بسیار است. در همین رابطه یکی از مهره‌های باند مغلوب به‌نام محمدرضا تاجیک که با عنوان «رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست‌جمهوری در دوران اصلاحات» معرفی شده، حرفهایی دارد که شایان تأمل است.نامبرده که اظهاراتش طی مصاحبه‌یی با سایت حکومتی جماران (متعلق به‌حسن خمینی) درج شده، «حذف رادیکال اساتید را نشانه استیصال» حکومت دانسته و می‌گوید: «نظامی که دچار استیصال می‌شود از هر چیزی می‌ترسد».این مهرهٔ باند مغلوب در پاسخ به‌این سؤال که هدف از این اقدامات و حذف و تصفیهٔ استادان دانشگاه چیست می‌گوید: «کاملاً مشخص است. این پروژه‌یی کلان است و یک پروژهٔ استراتژیک معطوف به‌بقاست... تنها یک هراس معطوف به‌بقا می‌تواند دست‌اندرکار تدوین و اجرای چنین طرح‌هایی باشد».وی به‌حاکمان درمانده هشدار می‌دهد: «این راه، راه بی‌برگشت و بی‌فرجام و بدفرجامی است... این راه به‌سوی بقا و اعتلای قدرت نیست، این راه به‌صورت هولناکی سوی دره‌های دهشتناک نابودی است».تاجیک می‌افزاید: «تمرکز و خالص‌سازی و خودی‌سازی قدرت که از چند سال پیش آغاز شده، مبتنی بر یک هراس بزرگ معطوف به‌بقاست».نویسندهٔ مقاله با اشاره به ابعاد و وجوه مختلف این «هراس بزرگ معطوف به‌بقا» می‌نویسد: «از سیلی‌زن و از سیلی خورده و حتی از تصویر روی دیوار می‌ترسد، از بی‌آزار می‌ترسد، از آزار دهنده می‌هراسد، از خم ابرو و پیچش مو می‌ترسد، شب می‌ترسد و روز می‌ترسد».وی با اشاره به‌این واقعیت که «هراس» نه در ذهن حاکمان بلکه در متن جامعه موجود است، می‌افزاید: «همیشه هراس از رخدادی در راه، در مباحث برخی اهالی قدرت، نمایان است، آنجا که احساس می‌کنند در آینده با خیزش جدیدی مواجه می‌شوند... فعلاً تمام تلاش آنها معطوف به‌این مهم است که از این دوران آستانه‌یی به‌سلامت عبور کنند».تاجیک در جایی از نوشته‌اش هشدار می‌دهد: «روند و فرآیند جنبش‌ها و خیزشها در جامعه امروز ما، میل به‌رادیکالیزه شدن دارند...». وی سپس در پاسخ به‌این سؤال که آیا در این ره که می‌روند به‌مقصودی که دارند خواهند رسید؟ می‌نویسد: «عقل حکومتی حکم می‌کند که نباید به‌قول اسماعیل خویی، ”خرمن خرمن نفرت کاشت تا خرمن خرمن خشم برداشت کرد“ . اینان غافل از آن هستند که این خشم و نفرت خفته یک جایی سر باز می‌کند و از یک روزنه‌ای عبور می‌کند و با پدیده‌یی مواجه خواهند شد که در هیچ چارچوب تحلیلی و تخمینی آنان نمی‌گنجد».دو سال پیش بیانیهٔ شورای ملی مقاومت (مرداد۱۴۰۰) در فصلی با عنوان «خودزنی خامنه‌ای در مهندسی انتصاب رئیسی» ضمن نقل قسمتی از سخنرانی خانم مریم رجوی در اجلاس جهانی ایران آزاد (سال۱۴۰۰) نوشته بود:«مقاومت ایران از قبل مسیر انقباض شتابان و سلّاخی و حذف درونی رژیم ملایان در مرحله پایانی را پیش‌بینی و اعلام کرده بود. این حقیقت در انتخابات رژیم برملا و ثابت شد: بالاترین شکست و رسوایی در تاریخچهٔ شعبده‌های انتخاباتی رژیم آخوندی. آن­قدر که آخوند علم‌الهدی، نماینده و امام جمعهٔ خامنه‌ای در مشهد، که پدر زن رئیسی است، به‌صراحت گفت کسانی که رأی نمی‌دهند یا رأی باطله می‌دهند، رأی به مجاهدین می‌دهند.بله، رژیم ولایت فقیه برای بستن شکافهای بی‌انتهایش به‌منظور سد بستن در برابر قیامهایی که پیش روست، یعنی برای بقا و جلوگیری از سرنگونی محتوم، جلّاد۶۷ را رئیس‌جمهور خود کرده است، اما در واقع گور خود را به‌دست خود کنده است. مثل عقربی که در محاصره آتش سرانجام خود را نیش می‌زند. هیچ چیز جز هراس از قیام و احتضار سیاسی ولایت‌فقیه، روی کارآوردن رئیسی را توضیح نمی‌دهد؛ کسی که حتّی منتظری، جانشین خمینی، هم گفت در شمار کسانی است که بزرگترین جنایت را در این رژیم انجام داده و اسم او را در آینده جزء جنایتکاران تاریخ می‌نویسند».
    5 min
  • سازمان مجاهدین و راز رویین‌تنی
    سازمان مجاهدین خلق ایران وارد پنجاه‌ونهمین سال حیات خود شد. طی ۵۸سال گذشته، سازمان همواره و در هر گام با ضربات و ابتلائات سهمگین مواجه بوده است. ضربه‌هایی که هر یک از آنها نه تنها یک سازمان و حزب سیاسی را متلاشی می‌کرد، بلکه یک نظام حاکم را نیز از پا درمی‌آورد؛ اما سازمان مجاهدین از هر ضربه، نیرومندتر و مستحکمتر بیرون آمده است.در اولین ضربه هولناک در شهریور۱۳۵۰، تمام مرکزیت سازمان و ۹۰درصد اعضا به‌اضافهٔ تقریباً تمامی تسلیحات و امکانات سازمان به‌چنگ ساواک افتاد. طبیعی بود اگر آن ضربه بر موجودیت سازمان نقطهٔ پایان می‌گذاشت.اما در پرتو ایمان خلل‌ناپذیر بنیانگذاران به آرمان و مشی بن‌بست شکن مجاهدین، این سازمان به جنبشی ریشه‌دار در جامعه ایران تبدیل شد. به‌نحوی که در همان سالهای اول دههٔ پنجاه نزدیک‌ترین افراد به خمینی (که پس از سال۴۲ در تبعید بود) برایش می‌نوشتند که نیروهای مبارز و مسلمان چنان به مجاهدین گرایش پیدا کرده‌اند که او به هیچ‌وجه نمی‌تواند آنها را نادیده بگیرد.این ایمان خلل‌ناپذیر در پیام مشترک محمد حنیف و سعید محسن از دل زندانها به‌روشنی موج می‌زند و کلمات تکان‌دهنده‌اش در عمل ثابت شده است. آنجا که می‌نویسند: «ما در شرایطی دست به تحریر این پیام می‌زنیم که دشمن خونخوار جمیع امکانات را از ما گرفته و تحت شدیدترین و وحشیانه‌ترین شکنجه‌های غیرانسانی و قرون‌وسطایی هستیم، با این همه ما هرگز از پیروزی راهمان و تحقق اهدافمان ناامید نشده به آرمان و ارادهٔ خلق قهرمان ایران اعتقاد راسخ داریم. این است که به‌رغم تمامی فشارها هرطور شده کاغذ و قلم به سلول آورده و با مشاوره‌یی کوتاه از آنجا که به اعدام خود یقین داشتیم، پیام زیر را خطاب به برادران خود نوشتیم. بگذار دشمن ما را از هرکاری باز دارد و تحت هر فشاری قرار دهد، بگذار دژخیمان از هر چه علیه ما می‌توانند فروگذار نکنند، لیکن ما به راه خود که بدیهی است از جانب برادرانمان تا پیروزی کامل تعقیب می‌شود اعتماد راسخ داریم و اینها نمی‌تواند در ارادهٔ رزمندهٔ مجاهدین خلق خللی وارد آورد. لذا برادران وحدت تشکیلاتی ما هر مانعی را از برابرمان بر خواهد داشت هرگز مأیوس نشوید راه ما راه خدا و راه توده‌هاست، پس، پیش‌بینی می‌کنیم در همین امروز که عاقبت همین سطور نیز انشاءالله پس از پیروزی در معرض تماشای عام قرار خواهد گرفت».در تجربه تاریخی بزرگ دیگر، یعنی در ضربه ایدئولوژیکی هولناکی که از جانب اپورتونیستهای چپ‌نما به سود ساواک شاه و مرتجعانی که به سرکردگی خمینی در کمین بودند بر سازمان وارد شد، مسعود رجوی با ایمان به همان آرمان بنیانگذاران و با رنج و تلاشی فوق طاقت انسان در زیر فشارها و شکنجه‌های ساواک یک مبارزه اصولی را با تدوین و آموزش حصارهای آرمانی مجاهدین پیش برد و توانست هم اپورتونیستهای چپ‌نما را افشا کند و هم مجاهدین را در برابر راست ارتجاعی (به‌عنوان تهدید مبرم) با آموزشهای آرمانی و انقلابی آماده و روئین تن سازد. پس از آن، خمینی، مهیب‌ترین هیولای ارتجاعی و ضدبشری تاریخ ایران سر رسید و هماوردی بس خونین با او، درخشان‌ترین جنبش مقاومت انقلابی معاصر را پدید آورد؛ جنبشی با گنجینه‌یی از ارزشمندترین تجارب در پیکار آزادی انسان. از قرار گرفتن زنان در رهبری سیاسی و هدایت جنبش انقلابی، تا زدودن غبار از رخ دین و به‌تعبیر دکتر هزارخانی فقید کندن ذهنیت جامعهٔ ایران از قرون وسطی و انتقال آن به‌دوران معاصر، تا احیا و صیقل زدن حربهٔ زنگ زدهٔ حقوق و به‌میدان آوردن آن، به‌تعبیر پروفسور اریک داوید فقید. تجارب گرانبهایی که نه تنها راه رهایی و برابری را برای زن و مرد ایرانی روشن می‌کند، بلکه الهام‌بخش هر انسان تشنهٔ آزادی و برابری و عدالت در جهان است.این دست‌آوردهای عظیم حاصل از اندیشه و عمل انقلابی که مجاهدین خودشان آن را با عبارت و کد انقلاب ایدئولوژیک و انقلاب مریم بیان می‌کنند، البته نتیجه و محصول رنج و خونی بسیار گزاف و نتیجهٔ‌گذار از گردنه‌های صعب است.گردنه‌های پر آتش و خونی چنان سهمناک که هر ناظری می‌پنداشت رشتهٔ حیات مجاهدین به‌مویی بند است. لحظه‌هایی که نفس در سینهٔ دشمنان حبس می‌کرد و دشمنان را به‌وجد و جست و خیز درمی‌آورد که دیگر کار مجاهدین تمام است! اما وقتی گرد و خاکهای صحنه کمی فرو می‌نشست، همه با شگفتی می‌دیدند که سازمان مجاهدین قامت می‌افرازد و پرتوانتر و مستحکمتر از قبل رهبری و هدایت جنبش را به‌عهده می‌گیرد.تکرار این فراز و فرودها و هر بار قدرتمندتر سر برآوردن، اعجازگونه می‌نماید و پهلوانان رویین‌تن اساطیر باستان یا گذشتن ابراهیم پیامبر از آتشگاه عظیم نمرودیان را تداعی می‌کند؛ اما واقعیت آن است که عصر افسانه و اساطیر و معجزات سپری شده و انسان معاصر و مسئول بایستی بن‌بستها را با آگاهی و اراده و پیکار خود بشکافد و پیش برود.بنا‌به‌آموزه و رهنمود مسئول اول کنونی سازمان، زهرا مریخی بن‌بست معنا ندارد. یا راهی هست که باید آن را یافت، یا راهی نیست که باید آن را ساخت.محصول این آموزه‌ها و تجربه‌ها در برخورد با ابتلائات این سالیان، سازمان مجاهدین را شکست‌ناپذیر نموده و تبدیل محدودیتها به‌فرصت و ضربه‌ها به‌پیروزی را امری نهادینه نموده است. آن چنان که ایادی رژیم هم به‌یکدیگر هشدار می‌دهند: «درباره مجاهدین دیگر این حرف نزنید که اینها تمام شدند. اینها در دهه۸۰ خودشان را در افکار عمومی کاملاً بازسازی کردند... در دههٔ ۹۰ میدان‌دار بودند» (اظهارات دژخیم موگویی ـ اعتماد آنلاین ۲۷تیر).نظریه‌پردازان یکی از اتاق فکرهای رژیم نیز دور هم جمع می‌شوند تا برای این سؤال پاسخی بیابند که «چرا سازمان مجاهدین خلق این‌قدر مهم است؟ چه چیزی آن را زنده نگه‌داشته است؟». آنها در تلاش برای یافتن پاسخ به‌این سؤال، ناگزیر اعتراف می‌کنند: «سازمان مجاهدین خلق، کشور را دوگانه کرده... دوگانهٔ حکومت و اپوزیسیون» مردم و مقاومت در یک‌سو و نظام در سوی دیگر! و در نهایت نتیجه می‌گیرند: «موضوع اصلی ما در کشور، مجاهدین خلق است و باید به‌آنها بپردازیم».این اظهارات، اعتراف ناگزیر به‌شکست استراتژیک در برابر مجاهدین خلق ایران به‌عنوان دشمن و هماورد اصلی استبداد دینی و اعتراف به‌موقعیت مجاهدین به‌عنوان هماورد اصلی مهیب‌ترین نیروی ارتجاعی و بدترین دشمن ایران و ایرانی است.
    6 min
  • ولایت یزیدی خامنه‌ای؛ چاقوکشان در مسند استادی!
    در بحبوحه‌ٔ اشغالگری و تاخت و تاز دولت جلادان در دانشگاههای ایران و در روزهایی که دود و دم پاسداران ولایت یزیدی آخوندها برای سوءاستفاده از اربعین حسینی با هزینه‌های کلان از کیسه مردم محروم ایران، نفرت عمومی به‌ویژه لعنت و انزجار پیروان راستین سیدالشهدا را برانگیخته؛ روز ۱۳مرداد خبر نشستن یک مداح خامنه‌ای از قماش شمر و حرمله بر مسند استادی خبرساز شد.
    سعید حدادیان سرچماقدار و مداح خلیفهٔ خون‌ریز ارتجاع، از چاقوکشان «بیت‌» و سرکردهٔ سابق بسیج پایگاه مقداد در غرب تهران است؛ همان پایگاهی است که در جریان قیام۸۸، عواملش از پشت‌بام آن به‌سوی تظاهر کنندگان شلیک کردند و تعدادی را به‌قتل رساندند.
    پیش از آن الله‌کرم و چند بسیجی و مجری تلویزیون حکومتی هم کرسی استادی دانشگاه را قبضه کرده بودند و سایت ایران دیده‌بان (۷شهریور) نوشت: «پس از فتح قوای دولت، مجلس، صدا و سیما و... حال اتوبوس خالص‌سازی به‌ایستگاه دانشگاه رسیده است. هر روز نام اساتیدی به‌عنوان تعلیق یا اخراج شده منتشر می‌شود که جزو سرمایه‌های کشور و اعتبار دانشگاه هستند اما جای این اساتید را قرار است چهره‌هایی هم‌چون امیرحسین ثابتی، مجری عضو جبهه پایداری و عباس موزون مجری برنامه“ زندگی پس از زندگی ”بگیرند».
    ماجرای حضور چماقداران و چاقوکشان نظام در دانشگاه، روز ۲۹مرداد توسط روزنامهٔ حکومتی هم‌میهن علنی شد. این رسانه با اشاره به‌تلاشهای پشت پردهٔ رئیسی جلاد برای اخراج اساتید و استخدام شعبان بی‌مخ‌های نظام در دانشگاه نوشت: «سندی منتشر شده که نشان می‌دهد دولت رئیسی مخفیانه فرآیند جذب ۱۵هزار عضو هیأت‌ علمی هم‌سو را به‌صورت سهمیه‌ای، فوری و خارج از چارچوب علمی موجود دانشگاهها، آغاز کرده است».
    منظور از «همسو» با رئیسی این است که هم، سمت و سوی سرکوب داشته باشند و هم با الگوی «رئیس‌جمهور شش کلاسه» و «خارج از چارچوبهای علمی»، دستهای خونین و آلوده‌شان را پشت مدارک جعلی دکتر و کارشناس و... پنهان کنند.
    یک کارشناس حکومتی در پاسخ به‌این سؤال که این «۱۵هزار» در کدام دانشگاه مدرک گرفته‌اند گفت: «از دانشگاههای گمنام و گلخانه‌یی مدرک گرفته و در گروهها و هیأت‌هایشان توهم نخبه بودن دارند. به‌نظر من تمام این ۱۵هزار نفر بیشتر کارمندان دولت هستند که پول هنگفتی به‌جیب می‌زنند و در آینده هم جیره‌خوار خارجی‌ها می‌شوند» (ایران دیده‌بان ـ ۷شهریور ۱۴۰۲).
    فضاحت و رسوایی تیم «همسو»ی رئیسی آن‌قدر بالا گرفت که بیژن عبدالکریمی کارشناس حکومتی، گفت: «عده‌یی جهال، قدرت‌پرست و منفعت‌طلب هستند حتی می‌توان گفت افرادی هستند بدون شرافت انسانی که وارد نهادهای فرهنگی شده اند» (آرمان شرق ـ ۱۲شهریور ۱۴۰۲).
    آش اشغال کرسی ادبیات توسط مداح و چاقوکش نظام آن‌قدر شور شد که روزنامهٔ حکومتی هم‌میهن (۱۴شهریور) در گزارشی با عنوان «از منبر مداحی تا کرسی استادی» نوشت: «فرض کنید روزی پشت تریبونهای مداحی و روضه‌خوانی، استادان دانشکدهٔ ادبیات روی منبر روند و شروع به‌ذکر مصیبت کنند؛ قطعاً این اتفاق واکنش‌هایی تند از طرف اقشار مختلف در پی خواهد داشت. امروزه شاهد اتفاقی برعکس آن هستیم»... .
    میردامادی کارشناس حکومتی نیز علت این تصمیم را شرایط انفجاری جامعه و نقش مؤثر دانشگاه در قیام توصیف کرده و می‌گوید: «تا زمانی که با آن علت اصلی که نارضایتی گسترده در جامعه است برخورد نشود و تا زمانی که علت اصلی وجود دارد، این پیآمد نیز وجود دارد و برطرف شدنی نیست. مگر این‌که دانشگاه را کاری کند که تبدیل به‌پادگانی شود که یک مشت سرباز و فرمانده در آن هستند و فرماندهان دستور دهند و سربازان اطاعت می‌کنند. دانشگاه این‌طور نیست» (دیده‌بان ایران ـ‌۱۳شهریور ۱۴۰۲).
    «علت اصلی» همان شعله‌های فروزان قیام و بانگ سرنگونی است که خلیفهٔ ارتجاع را مجبور کرد رئیسی جلاد را با هدف مقابله با آن از پستوی نمایش بیرون بیاورد. جلادی که مجری سیاست انقباض و «خالص‌سازی» شد تا دانشجویان، تعلیق، جوانان تهدید و شورشگران دستگیر شوند. در این میدان اساتید به‌مسافرکشی یا مهاجرت رومی‌آورند و مداحان و چاقوکشان در مسند استادی می‌نشینند. اما از آنجا که این سیاست نه از موضع قدرت و ثبات که در منتهای ترس و تزلزل و استیصال انجام می‌شود نتیجهٔ عکس خواهد داد. محمدرضا تاجیک کارشناس باند مغلوب در این باره گفت: «تمرکز و خالص‌سازی و خودی‌سازی قدرت که از چند سال پیش آغاز شده، مبتنی بر یک هراس بزرگ معطوف به‌بقاست. این راه به‌سوی بقا و اعتلای قدرت نیست. این راه به‌صورت هولناکی به‌سوی دره‌های دهشتناک نابودی است» (سایت حکومتی رویداد۲۴ ـ‌۱۲شهریور ۱۴۰۲).
    5 min
  • «رئیسی در انتظار محاکمه»
    در حالی که خلیفهٔ ارتجاع ضمن اعتراف به شرایط انفجاری جامعه و بحران معیشت، تمام‌قد به «تمجید» رئیسی جلاد پرداخت، رسانهٔ حکومتی انصاف نیوز با تیتر درشت نوشت: «رئیسی در انتظار محاکمه توسط ملت»!
    این رسانهٔ حکومتی(۷شهریور ۱۴۰۲) در جریان جنگ قدرت، با لگدی به مهندسی انتخابات خامنه‌ای برای رسیدن به «حاکمیت یک‌دست» نوشت: «رئیسی در زمان تبلیغات انتخابات ریاست‌جمهوری وعده‌های فراوانی داد که تقریباً هیچ‌کدام را عملی ننموده است. از وعده ساخت یک میلیون مسکن در هر سال تا نبستن فضای مجازی... همین چند نمونه از خلف وعده، عدم راستگویی در اجرای وعده‌ها و "ترک فعل‌ها" کافی است که او را که از اساس با مهندسی انتخابات به ریاست‌جمهوری رسید، شایسته این مقام ندانیم».
    این مطلب سپس با اشاره به بحران سرکوب دانشگاه‌ها افزود: «خیانتی که به این واسطه دارد به کشور صورت می‌گیرد، با هیچ‌کدام از موارد پیشین قابل مقایسه نیست. اینجاست که باید او و همهٔ دست‌اندرکاران این فاجعه و خیانت بزرگ را وعده به محاکمه‌ای دهیم که به‌زودی در پیشگاه ملت انجام خواهد شد و آن روز دیر نیست».
    خامنه‌ای روز ۸شهریور برای کتمان شکست «حاکمیت یک‌دست» و دمیدن در تنور «خالص‌سازی» گفت: «عملکرد دولت مستوجب این است که ما تقدیر کنیم و تمجید کنیم از دولت. در بخش‌هایی، دولت خوب و قوی ظاهر شده که این بخش‌ها هم بخش‌های مهمّی است...».
    منظور خلیفهٔ ارتجاع از «بخش‌های مهم»ی که خوب عمل شده، تلاش جلاد برای گره زدن مشکلات معیشت و بیکاری و بی‌پناهی و گرانی و... به «استکبار جهانی» و گسترش سرکوب و سانسور و اختناق برای مقابله با قیام است؛ تلاشی که به اعتراف خودی‌های نظام به عبور مردم از تمامیت نظام و شکست پروژهٔ «یک‌دست‌سازی» منجر شد.
    سایت حکومتی اعتماد آنلاین از قول یک کارشناس باند مغلوب نوشت: «وقتی نارضایتی متراکم می‌شود، خودش را در خیابان نشان می‌دهد. متأسفانه این نارضایتی‌های معیشتی و اقتصادی به نارضایتی‌های سیاسی و بسته شدن فضای سیاسی کشور گره خورد و... نهایتاً دیدیم که حدود ۶ماه تمام اعتراضات در خیابان ادامه داشت... ما با لایه‌های مختلفی از مردم مواجه هستیم. بخشی از مردم از همه چیز عبور کرده‌اند و جز به براندازی فکر نمی‌کنند»(اسماعیل گرامی‌مقدم ـ‌۱۲شهریور).
    عبور از همه چیز یعنی عبور از ولی‌فقیه، تمامی باندها و براندازی تمامیت نظام. دود شکست «حاکمیت یک‌دست» نیز اول به چشم همین کسانی می‌رود که در جریان مهندسی انتخابات جراحی شدند و با هم در کشتی سوراخ‌سوراخ نظام غرق می‌شوند.
    سایت حکومتی هم‌میهن(‌۱۲شهریور) با اشاره به‌ این‌که «فرصت‌ها از دست می‌روند. فرزندان این سرزمین، همه ما را محکوم خواهند کرد»، نوشت: «از شکست این دولت هیچ‌کس از جمله ما منتفع نمی‌شوند. خیر همه ما در این است که دولت آقای رئیسی موفق شود. بازی ما با این دولت یا هر دولت دیگری بازی صفر و یک نیست که یک‌طرف ببازد و طرف دیگر برنده شود. وضعیت ما مثل هواپیما یا کشتی است که همه سوار آن هستیم. مسافران هم به‌اندازه خلبان یا سکاندار کشتی از رسیدن به مقصد بهره‌مند و از ساقط یا غرق شدن متضرر می‌شوند».
    این‌چنین است که اعضای باند مغلوب و توسری‌خور نظام هم امروز هراس‌آلود و ناگزیر اعتراف می‌کنند، شکست پروژهٔ خامنه‌ای ـ رئیسی، شکست فرد خامنه‌ای یا رئیسی نیست، شکست تمامیت نظام است؛ چرا که او برای مقابله با قیام و انقلاب به میدان آمد اما اکنون ابعاد شکست به آنجا رسیده که سرنشینان «کشتی» نظام در وحشت از توفان قیام در تقدیر، برخلاف گفتهٔ خلیفهٔ درمانده در تمجید از رئیسی، صحبت از «محاکمهٔ رئیسی» می‌کنند!
    5 min
  • اریک داوید، سمبلی از وجدان بیدار بشری
    پروفسور اریک داوید از برجسته‌ترین حقوقدانان بین‌الملل و مبرزترین کارشناس حقوق‌بشر انساندوستانه، دوست بزرگ مقاومت ایران، روز ۹شهریور در بروکسل درگذشت.
    پروفسور اریک داوید وکیل و مدافع سرسخت حقوق مجاهدین و مقاومت ایران طی دو دهه گذشته بود. او در سال۱۳۸۷ با ریسک‌پذیری بسیار به‌دیدار مجاهدین اشرفی در عراق شتافت و همواره از این دیدار به‌عنوان تجربهٔ گرانبهای زندگی خود یاد می‌کرد.
    پروفسور اریک داوید نویسنده نظریه‌های متقن، در مورد موقعیت حقوقی مجاهدین در عراق، به‌عنوان افراد حفاظت‌شده و هم‌چنین نفی برچسب تروریستی علیه سازمان مجاهدین بود. او از به‌رسمیت شناختن مقاومت عادلانه مردم ایران علیه فاشیسم دینی حاکم بر ایران مصرانه و با استدلالهای محکم حقوقی دفاع می‌کرد و به‌همین خاطر با دولتها و ارگانهای قدرتمند بین‌المللی که به‌نفع رژیم علیه مجاهدین موضع می‌گرفتند، شجاعانه درمی‌افتاد.
    روزنامهٔ لوسوار بلژیک طی گزارشی دربارهٔ درگذشت اریک داوید، می‌نویسد: «اریک داوید شخصیتی استثنایی بود و دوران حرفه‌یی عظیمی را در حقوق بین‌الملل پشت سر گذاشت. زمانی که احساس ضرورت می‌کرد، هرگز از ورود به‌آن امر دریغ نمی‌کرد. جای صدایش خالی خواهد بود».
    اریک داوید از مدافعان تزلزل‌ناپذیر حقوق‌بشر در ایران و جنبش دادخواهی قتل‌عام۶۷ بود. او در نظریه‌های حقوقی خود اثبات کرده که قتل‌عام۶۷ مصداق بارز جنایت علیه بشریت و نسل‌کشی است.
    او این نظرات را طی دو دهه گذشته در مجامع بین‌المللی و در کنفرانس‌های بسیار در نقاط مختلف جهان مطرح می‌کرد و در دفاع از حقوق‌بشر در ایران و حقوق مجاهدین و رزمندگان ارتش آزادیبخش ملی ایران سنگ‌تمام می‌گذاشت؛ به‌طوری که هیچ‌کس در هیچ کجا در علم حقوق، یارای انکار و مقابله با نظریات حقوقی که پروفسور داوید در این زمینه ارائه می‌کرد را نداشت.
    پروفسور اریک داوید، نویسنده صدها مقاله و کتاب و جزوات حقوقی و تحقیقی بود که در دانشگاههای اروپایی به‌عنوان کتب درسی تدریس می‌شود. او نه تنها یک حقوقدان بزرگ جهانی، بلکه یک انسان وارسته و والا با ارزشهای انسانی بسیار برجسته بود. او دو دهه کار و پیکار حقوقی فوق‌العاده دقیق و پرخطر خود در کنار مقاومت ایران را تماماً داوطلبانه و رایگان انجام داد.
    پروفسور داوید در زندگی شخصی‌اش نیز با علو طبعی مثال زدنی، با حقوق‌دانشگاهی‌اش، به‌یک زندگی ساده قناعت کرده بود و ترددات معمول خود در شهر را تا ۸۰سالگی با دوچرخه و موتور سیکلت انجام می‌داد.
    درود بر این استاد ممتاز حقوق که با چنین ویژگیهای ممتاز انسانی و با وسعت نظر علمی و احاطهٔ کم‌نظیرش به‌حقوق بین‌الملل، شیفتهٔ مجاهدان اشرفی و فداکاری آنها برای آزادی و پایداری آنها در برابر فاشیسم دینی شده بود.
    پروفسور اریک داوید بارها در سخنرانی‌های خود به‌دلایل این دلبستگی عمیق اشاره کرده و از جمله بعد از هفتمین حکم در هفتمین دادگاه در بهمن۱۳۸۷ که به بطلان نام‌گذاری تروریستی در اتحادیه اروپا منجر شد، گفته بود: «این انقلاب حقوقی که خلقهای جهان در آینده از آن بسیار بهره می‌برند، مدیون مریم رجوی است که با کارزارش حربهٔ حقوق را که در تاریک‌خانه تروریسم زنگ‌زده بود، صیقل داد، احیا کرد و به میدان آورد».
    پروفسور داوید در سال۱۴۰۱ مجدداً به‌دیدار مجاهدین به‌اشرف۳ رفت و از موزهٔ مقاومت ایران بازدید کرد. وی طی سخنرانی خود در کهکشان آن سال، به «تأثیر ویژه‌یی» که از این موزه پذیرفته بود اشاره نمود و گفت: «اگر از من در رابطه با شیوه‌های حفظ خاطرات گذشته برای جوانان سؤال شود، حتماً به‌آنها خواهم گفت تلاش کنید بودجه‌یی فراهم کنید و بیایید از موزه اشرف بازدید کنید».
    پروفسور اریک داوید در دادگاه دژخیم حمید نوری نیز به‌عنوان شاهد و نظریه‌پرداز حقوقی حضور یافت و با استدلال محکم حقوقی، قتل‌عام۶۷ را مصداق جنایت علیه بشریت دانست و نظام ولایت فقیه را به‌عنوان جنایتکاران علیه بشریت معرفی کرد.
    از این رو رژیم ضدبشری از پروفسور داوید کینه‌یی عمیق داشت و با وزارت‌خارجه و اطلاعاتش، او را که یکی از برجسته‌ترین حقوقدانان معاصر بود در لیست تروریستی و تحریم‌های خود قرار داد. پس از این لیست‌گذاری، اریک داوید به‌روزنامهٔ لالیبر بلژیک (۱۴دسامبر۲۰۲۲) گفت: «به‌شدت (به‌خاطر این لیست‌گذاری) به‌خودم می‌بالم».
    خانم مریم رجوی طی پیامی به‌مناسبت درگذشت پروفسور اریک داوید، او را از افتخارات ملی و ماندگار بلژیک و جامعه دانشگاهی آن دانست و فقدان او را ضایعه‌یی بزرگ برای همه حقوقدانان و وکلای آزاده و شرافتمند جهان توصیف کرد.
    بی‌تردید نام پروفسور اریک داوید در کنار نامها و چهره‌های درخشانی مانند لرد اسلین و لرد کوربت، در تاریخچهٔ مقاومت ایران، با خطی زرین ماندگار خواهد بود.
    6 min
  • «کاسبان فیلترینگ»
    در نظام غارت و قتل‌عام، جان و سرمایه و نان با هم ربوده می‌شود. اگر تا دیروز اژدهای هفت‌سر نظام در قامت مافیای خودرو و مسکن و واکسن جان مردم را می‌گرفت، امروز مافیای حکومتی فیلترینگ نیز غوغا می‌کند.کاسبان فیلترینگ از یک‌طرف با فیلترکردن شبکه‌های اجتماعی و ممنوعیت خرید و فروش فیلترشکن، بازارش را داغ می‌کنند و از طرفی با فروش فیلترشکن سودهای نجومی به‌جیب می‌زنند.خبرگزاری حکومتی ایسنا (۲۷مرداد) به‌نقل از یک عضو مجلس ارتجاع ضمن اشاره به‌ درآمد هنگفت مافیای حکومتی فیلترینگ می‌نویسد: «با چه منطقی تصمیم گرفته شده در شرایط اقتصادی کنونی، با تداوم سیاست‌ها در حوزه اینترنت، از جیب مردم، ۵۰هزار میلیارد تومان به‌حساب کاسبان فیلترینگ واریز شود»؟یک رسانهٔ دیگر حکومتی نیز با نشان دادن سودهای نجومی مافیا و «کاسبان فیلترینگ» در دولت می‌نویسد: «با به‌میدان آمدن کاسبان شبکه فیلترینگ، میلیاردها تومان بی‌دردسر به‌ جیب شبکه مافیایی فروش فیلترشکن سرازیر می‌شود. رقمی ۵۰، ۶۰هزار میلیارد تومانی که نمی‌توان گفت دولت از رانت ایجاد شده بی‌خبر بوده و نمی‌داند که این پول‌های نجومی به‌ جیب چه کسانی سرازیر می‌شود»(روزنامهٔ حکومتی ابتکار ـ ۲۹مرداد ۱۴۰۲).در این میان وزیر ارتباطات رئیسی جلاد به‌رغم مصوبه رسمی «ممنوعیت خرید و فروش فیلترشکن» [مادهٔ ۷۵۳ قانون مجازات اسلامی] بازار «کاسبان فیلترینگ» را داغ کرد.سایت حکومتی خبرآنلاین(۲۲تیر ۱۴۰۲) در گزارشی با عنوان «آمار و ارقام عجیب درآمد فروشندگان فیلترشکن در ایران» می‌نویسد: «وزیر ارتباطات چندی پیش اعلام کرده بود کاربران از فیلترشکن‌های رایگان خارجی استفاده نکنند! با این اوصاف، تنها راه باقی‌مانده استفاده از فیلترشکن‌های پولی داخلی است!».به‌اعتراف برخی مهره‌ها و رسانه‌های حکومتی، ارگان‌های وابسته به‌ دولت روزانه میلیون‌ها دلار از فروش فیلترشکن درآمد دارند. روزنامهٔ حکومتی جمهوری اسلامی (۲۲خرداد ۱۴۰۲) در این‌باره نوشت: «با فیلترینگ فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی بازار پرسود مکاره‌ای برای فروش فیلترشکن رقم می‌زنیم. متأسفانه اکنون چنین بازار مکاره‌ای شکل گرفته و صحبت از عدد‌های بالای ۴۰هزار میلیارد و ۵۰هزار میلیارد تومان حاصل از فروش فیلترشکن است. بازاری که هیچ نظارتی هم روی آن وجود ندارد».در گرماگرم جنگ باندی اما، هر روز ابعاد دیگری از غارت بی‌رحمانهٔ مردم و افزایش چند برابری درآمد «کاسبان فیلترینگ» برملا می‌شود. سایت حکومتی شرق(۲۱تیر) در خبری با عنوان «گردش مالی فروشندگان فیلترشکن، ۲ تا ۳برابر درآمد عملیاتی مخابرات ایران» نوشت: «سانسور فضای مجازی در ایران نه تنها گردش مالی رویایی برای فروشنده‌های سرویس‌های فیلترشکن خلق کرده، بلکه بازار کسب‌وکار‌های موازی با آن را نیز سکه کرده است»... . سپس با اشاره به‌ مافیای دولتی فیلترشکن، شخص وزیر را متهم ردیف اول فساد و «بازار مکاره» معرفی کرده و می‌نویسد: «در آستانه یک‌سالگی آغاز فیلترینگ گسترده در ایران، وزیر وزارت‌خانه‌یی که متهم ردیف اول خلق این بازار سیاه بزرگ در کشور است، کاربران را از استفاده از «فیلترشکن‌های رایگان» برحذر داشته است. با این اوصاف، توصیه تلویحی به «خرید وی‌پی‌ان» توسط وزیر ارتباطات دولت سیزدهم چه معنایی دارد»؟فضاحت مافیای سانسور و سودجویی در دولت سوگلی خامنه‌ای آن‌قدر بالا گرفت که روزنامهٔ حکومتی اعتماد(۱۴مرداد ۱۴۰۲) با اشاره به «دولت یکدست فیلترینگ» نوشت: «در حال حاضر این حکومت فیلترینگ هست که در حال تاخت و تاز است و می‌تازد و اخیراً به‌ اساتید پزشکی و دانشگاه‌های فنی هم رحم نمی‌کند».بله! در نظام غارت و قتل‌عام، سرکوب و سانسور و سودجویی همزمان انجام می‌شود. هنوز فراموش نکرده‌ایم که خلیفهٔ خون‌ریز ارتجاع از یک‌طرف خرید واکسن استاندارد را ممنوع کرد و از طرفی با فعال کردن «گروه دارویی برکت» تحت مالکیت «ستاد اجرایی فرمان امام» خط تولید واکسن‌های غیراستاندار و مرگ‌آفرین را راه‌اندازی نمود تا همزمان جان و سرمایه را با هم غارت کند.اگر آن روز خامنه‌ای توانست با بلای کرونا چند صباحی لاشهٔ پوسیدهٔ ولایت را حفظ کند اکنون بوی تعفنش همه جا را پر کرده و زنان و مردان دلاور و شورشی خوب دریافته‌اند که برای نجات تمامیت جان و ثروت و سرمایه‌های ملی، هیچ راهی جز سرنگونی تمامیت نظام پلید و غارتگر حاکم وجود ندارد.
    6 min
  • اسطورهٔ اشرف پس از ۱۰سال
    در گرگ و میش روز ۱۰شهریور ۱۳۹۲، ده‌ها تن از مزدوران مسلح «لشکر کثیف» مالکی که بعداً مشخص شد تحت فرماندهی شخص قاسم سلیمانی جنایتکار عمل می‌کردند، یکصد تن مجاهدان بی‌سلاح اشرفی را که بر اساس توافق با ملل متحد و آمریکا و دولت عراق برای نگهداری از دارایی مجاهدین در اشرف باقی مانده بودند، مورد شبیخون ددمنشانهٔ خود قرار دادند؛ ۵۲تن را قتل‌عام کردند و ۷تن را گروگان گرفتند که هنوز هم از سرنوشت آنها اطلاعی در دست نیست.حملهٔ ۱۰شهریور فقط یک تعرض ساده از جانب دشمن به مقاومت نبود. این حمله، طرح خامنه‌ای برای نابودی مجاهدین بود. او می‌خواست در آستانهٔ خوردن زهر اتمی، مشابه قتل‌عام زندانیان سیاسی پس از ”زهر آتش‌بس“ در سال ۶۷، از دست نیروی جنگنده و تهدید سرنگونی نظام به‌کلی خلاص شود.بیانیهٔ رسمی سپاه پاسداران و بالاترین سرکردگان آن، اظهارات وزیر اطلاعات و شرکت پاسدار قاسم سلیمانی در اجلاس مجلس خبرگان برای توضیح پیرامون این کشتار، نشان می‌دهد که این تهاجم اهداف شوم و بسا فراتری را پیگیری می‌کرده است. پاسدار سلامی، سرکردهٔ کنونی سپاه پاسداران، حملهٔ ۱۰شهریور را «دارای اهمیت راهبردی بسیار وسیعی در تحولات آینده منطقه» و دارای «ابعاد بسیار عظیمی... که از لحاظ مقیاس تأثیر، بسیار بزرگ‌تر از بسیاری از عملیات‌هایی است که در حجم‌های وسیعی در گذشته اتفاق افتاده» توصیف کرد و افزود: «شاید بشود گفت که تأثیر راهبردی این عملیات بر ادامه حیات منافقین بسیار بیش از تأثیر عملیات مرصاد است».پس از حملهٔ ۱۰شهریور و پایداری حماسی مجاهدین در برابر آن کشتار وحشیانه و جنایت علیه بشریت در اشرف، رهبر مقاومت طی پیامی در این‌باره گفت: «ما به‌سوی آزادی و در مسیر سرنگونی، ۱، ۲، ۳، ۱۰۰ و ۱۰۰۰اشرف دیگر می‌سازیم. از خون مجاهدین در اشرف، شعله‌ها و آتش‌ها برمی‌خیزد و رژیم ضدبشری را خاکستر می‌کند. ما برای نبردها و جنگ‌های بنیان‌کن دیگر آماده و آماده‌تر می‌شویم».اکنون ۱۰سال از حمله ۱۰شهریور۱۳۹۲ و حماسهٔ اشرف گذشته و گذشت زمان همواره بهترین محک سنجش ادعاها و سره از ناسره است. ببینیم پس از این مدت، رژیم ضدبشری ولایت از این «جنایت علیه بشریت»، چه نصیبی برده و در چه نقطه‌یی است و مجاهدین از پایداری و فداکاری و جنگ صدبرابر چه نتیجه‌یی گرفته‌اند و استراتژی قیام و سرنگونی در چه جایگاهی قرار دارد.طی این ۱۰سال شاهد ۳قیام عظیم سراسری بودیم؛ قیام دیماه ۹۶، آبان ۹۸ و قیام ۴۰۱؛ رژیم در هر یک از این قیام‌ها، ضربات جبران‌ناپذیر خورده و با هر قیام یک گام کیفی به‌ ورطهٴ سرنگونی نزدیک‌تر شده است. آن‌چنان که خامنه‌ای برای بقا و حفظ تعادل نظامش و بستن شکاف‌هایی که این قیام‌ها در سراپای رژیم ایجاد کرده، ناگزیر هر بار بخشی از پیکرهٔ رژیم را جراحی کرده و دور انداخته است، اما هم‌چنان از کابوس سرنگونی خلاصی ندارد. درهم‌شکستگی نظام ولایت پس از جراحی‌های پی‌درپی، شکست پروژهٔ یکدست‌سازی با روی کار آوردن جلاد ۶۷ که اکنون جراحی سنگین دیگری را تحت عنوان «خالص‌سازی» روی دست خلیفهٔ ارتجاع گذاشته و وخامت روزافزون شرایط انفجاری اقتصادی‌-اجتماعی، عیان‌تر از آن است که نیازی به‌ توضیح داشته باشد.در نقطهٔ مقابل، استراتژی قیام و سرنگونی از بوتهٔ آزمایش سرفراز و پرتلألؤ بیرون آمده است. مجاهدین با پافشاری بر آرمان آزادی و فدای حداکثر، توانستند استراتژی اشرف را به‌ثبوت برسانند و شعار ۱۰۰۰اشرف را با گسترش و تثبیت کانون‌های شورشی محقق سازند. آن‌چنان‌که نظریه‌پردازان و مهره‌های اطلاعاتی و امنیتی حکومت نیز ناگزیر اذعان می‌کنند: «موضوع اصلی ما در کشور مجاهدین خلق است و باید به‌ آنها بپردازیم» و «مسأله مجاهدین خلق مسأله روز ماست (چرا که) اعتراضات و جدایی حاکمیت از مردم، زیر سر این سازمان بوده است... باید کاری کنیم که جوانان نسل امروز به‌دنبال پیوستن به‌ سازمان نباشند»(خبرگزاری ایرنا ۵مرداد ۱۴۰۱).آری، حماسهٔ سرخ‌فام ۵۲شهید اسطورهٔ اشرف و پیکار تا آخرین نفس و تا آخرین لحظهٔ آنان، چراغ همیشه فروزانی است که این راه را روشن می‌کند.
    6 min
  • دزدی۱۵۰۰میلیارد دلاری از جیب و سفره مردم
    سایت حکومتی رویداد۲۴ (۲۷مرداد ۱۴۰۲) نوشت: «علی سعدوندی کارشناس اقتصادی می‌گوید: در ۲۰سال گذشته چیزی در حدود ۱۵۰۰میلیارد دلار منابع ارزی داشتیم و آنها را هدر داده‌ایم. ۱۵۰۰میلیارد دلار منابع خیلی سنگینی است و اگر فقط یک چهارم آن را در زیرساختها هزینه می‌کردیم، از نظر زیرساختی در رده کشور‌هایی مانند ژاپن قرار می‌گرفتیم».کارشناس اقتصادی خامنه‌ای به‌روشنی می‌گوید طی ۲۰سال ۱۵۰۰میلیارد از جیب و سفره‌های مردم ربودیم.اگر این عدد را به‌تعداد خانواده‌های ایران تقسیم کنیم، (با فرض ۲۴میلیون خانواده)، از صندوق و سفرهٔ هر خانواده در ایران رقمی معادل ۶۲۵۰۰دلار (بیش از ۳میلیارد تومان برای هر خانواده) دزدیده شده است. با این پول صورت مسألهٔ مشکلاتی مانند مسکن، اشتغال و گرانی جمع می‌شد و دیگر خبری از بام‌خوابی و گورخوابی و کودکان کار و زباله‌گردی و ترک‌تحصیل و حاشیه‌نشینی و اندام فروشی نبود. اگر این پول به‌صاحبش برمی‌گشت دیگر موضوع «از نان نصفه تا نان نسیه» تیتر روزنامه‌ها نمی‌شد و هیچ مادری نوزادش را به‌فروش نمی‌رساند.اما این‌که ۱۵۰۰میلیارد دلار طی ۲۰سال چگونه و در کجا هدر شد را خود خامنه‌ای به‌روشنی پاسخ داده است. وی ۹اردیبهشت ۱۴۰۲ گفت: «بنده ۲۰سال پیش گفتم که با اژدهای هفت‌سر فساد باید همه‌جانبه مبارزه کرد».البته اژدهای هفت سر فساد یک واقعیت است و این‌که «باید همه‌جانبه مبارزه کرد» یک فریبکاری برای کمرنگ کردن آن است. واقعیتی که در جریان جنگ گرگها از پرده بیرون افتاده و به‌یک جریان عادی تبدیل شده است. در همین هفته، خبرگزاری حکومتی اقتصاد آنلاین (۷شهریور ۱۴۰۲)، خبر از یک اختلاس ۳هزار میلیارد تومانی توسط یکی از بانک‌های دولتی داد.وقتی «اژدهای هفت سر» فساد و تباهی، ثروت و سرمایه‌های ملی را می‌بلعد، آثار ویرانگرش در یک نقطه نمی‌ماند، خیلی زود گسترش می‌یابد و مسیر انحطاط را به‌سرعت طی می‌کند. روزنامهٔ حکومتی فرهیختگان (۷شهریور ۱۴۰۲) ضمن اشاره به‌انهدام اقتصاد ایران و مقایسهٔ وضعیت سرانه تولید ناخالص داخلی [بر مبنای قدرت خرید] ایران با کشورهای ترکیه و جمهوری آذربایجان و اردن و عراق از سال۲۰۰۰ تا ۲۰۲۲ نوشت: «رئیس صندوق توسعه ملی با ذکر این موضوع که ممکن است در آینده به‌واردکننده گاز، گندم، خدمات پزشکی، لجستیک و... تبدیل شویم، گفت: مردم نگرانند که به‌زودی تبدیل به‌عمله کشورهای همسایه شویم».بخشی از موارد مصرف پولهایی که به‌قول سعدوندی «هدر شد»، در جنگ باندهای حکومتی برملا گردیده است. از کلان سپرده‌هایی که در بانک‌های خارجی واریز شده و ریخت و پاش‌های میلیاردی سپاه و آقازاده‌ها و... تا هزینه‌های سنگین بمب‌سازی و موشک‌سازی و پهپاد سازی و جنگ‌افروزی و دخالت در کشورها.روزنامهٔ حکومتی رسالت (۱۰دی ۱۳۹۹) در پاسخ به‌خبر ارسال چمدانهای دلار به‌سوریه و لبنان و حل مشکل مسکن ۲۰۰هزار خانوادهٔ لبنانی نوشت: «آیا این خبر جدید است؟ خیر بارها صریح‌تر از این را از بالاترین مقامات کشور شنیدیم. رهبری فرمود کمک ما به‌محور مقاومت از اوجب واجبات است. ایشان فرمودند: کمک می‌کنیم و هیچ ابایی هم از گفتن آن نداریم. سیدحسن نصرالله هم گفت: بی‌پرده می‌گوییم! هزینه و خرج و خورد و خوراک و سلاح و موشکهای حزب‌الله از جمهوری اسلامی ایران می‌رسد! تمام».اما پولها، آن‌چنان‌که حسن نصرالله ادعا می‌کند صرف «خورد و خوراک» و «خانه‌سازی» نشده، بلکه خرج ویران کردن لبنان شده است. لبنان که روزی مرفه‌ترین کشور منطقه بود بر اثر دخالت‌های رژیم و حزب‌الله دست‌نشانده‌اش به‌خاک سیاه نشسته است. هم‌چنان که طبق اسنادی که کانال تلگرامی «قیام تا سرنگونی» از داخل رژیم منتشر کرده است، رژیم آخوندی بیش از ۵۰میلیارد دلار به سوریه کمک کرده است. پولهایی که خامنه‌ای برای نگه‌داشتن دیکتاتور خون‌ریز سوریه صرف کرد، هزینهٔ کشتار بیش از ۵۰۰هزار مردم سوریه و میلیونها آواره گردیده است.به این ترتیب هر جا که پای رژیم و پولهای به‌سرقت رفتهٔ ایران در منطقه و کشوری باز شده، ارمغانش کشتار و ویرانی و فساد و مواد مخدر و آوارگی و... بوده است. البته قربانی اصلی مردم ایران هستند که بیش از ۴دهه در چنگالهای این اژدهای هفت‌سر اسیرند.به همین علت مردم ایران در برابر سیاست تروریزم، جنگ‌افروزی و ایران فروشی خلیفهٔ ارتجاع، شعار «مرگ بر خامنه‌ای» و «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» را سردادند و با فریاد «مرگ بر اصل ولایت فقیه» اصل و فرع رژیم فاسد و غارتگر را نشانه رفته‌اند.
    5 min