
Sign up to save your podcasts
Or


#تاریخ_سیستان #گرشاسب #اساطیر_ایران #ایران #فارسی #ادبیات_فارسی #کتاب_صوتی #متن_کامل
#نظامی #خمسه #مخزن_الاسرار #ایران #فارسی #ادبیات_فارسی #کتاب_صوتی #متن_کامل
#تاریخ_سیستان #گرشاسب #اساطیر_ایران #ایران #فارسی #ادبیات_فارسی #کتاب_صوتی #متن_کامل
باب ششم مرزباننامه آغازی انفجاری دارد و بر خلاف بابهای دیگر با یک ماجرای هیجانانگیز و کمی خندهدار شروع میشود. چوپانی بزی شوخ و شنگ و بازیگوش به نام زروی دارد که از شیطنتهایش و ضررهایی که به گله میزند عاصی است و تصمیم میگیرد که او را به قصابی بفروشند تا حداقل ضررش جبران شود.
قصاب وقتی دست و پای زروی را میبندد به دکان میرود تا فسان (کارد تیزکن) را بیاورد و بز از فرصت استفاده میکند و از جای میجهد و به باغی میگریزد که دیوار به دیوار دکان قصابی بوده است. از قضا زن قصاب با باغبان سر و سری داشته است و در آن لحظه در باغ مشغول بودهاند و وقتی قصاب را میبینند که کارد به دست به درون باغ دوید فکر میکنند که رسوا شدهاند و شوهر زن به قصد خونشان آمده است و در هم میآویزند و بز از این آشوب بهره میگیرد و میگریزد.
در توصیف فرصتطلبی بز، میخوانیم که او از «فرجه فرج» گریخت که اگر جای فتحه و ضمهاش را جابجا کنیم به چاک فلان جای زن قصاب هم میتواند اشاره کند.
زروی در آوارگی و بیابان با سگی به نام زیرک آشنا شد که از گله دور افتاده بود و قصد داشت صبح به دنبال صاحبش بگردد. بز به سگ پیشنهاد کرد که بیا و به جای این که نزد آدمیان برگردی و با آن ذلت زندگی کنی، به راهنماییهای من عمل کن تا شاه حیوانات شوی.
بیشتر متنی که در این نشست خواندیم به اصرار زروی و انکار زیرک میپردازد. شرط اول هم این است که سگ گیاهخوار شود و از خوردن گوشت جانوران پرهیز کند.
بعد از این که زیرک در نهایت قبول میکند که به راهنمایی زروی عمل کند و شاه شود، بز میگوید که وقتی تو شاه شدی دیگر من نمیتوانم هر چه دلم میخواهد به تو بگویم بگذار همین الان و پیش از بالا گرفتن کارت با هم شرط کنیم که چنین و چنان کنی.
دادستان و خرس نزد شیر بر سر دادمه و جرمش مناظره کردند و در آخر شیر حق را به دادمه داد و خرس خجالتزده به خانه رفت.
آنجا خرگوشی به نام فرخزاد که دوست صمیمیاش بود به دیدارش آمد و درد دلش را شنید و کمی سرزنشش کرد که قدرت رقیب را درست تخمین نزدی و رسم دشمنی را درست به جا نیاوردی و داستان «بازرگان با زن خویش» را حکایت کرد. داستان بازرگان با زن خویش، در ستایش صبر است.
بازرگانی است در شهر بلخ که اوضاعش به هم ریخت و به خاک سیاه نشست و در چشم زن و دوستان و فرزندان خوار و خفیف شد. او به شام مهاجرت کرد و سرمایهای به دست آورد و تجارت کرد و دوباره بخت رمیدهاش باز گشت و تصمیم گرفت به وطن باز گردد.
وقتی ناشناس به در خانه خود رفت و از منفذ بام نگاه کرد دید زنش با جوانی در یک رختخواب خوابیده است و خواست که کارد برکشد و پایین برود و هر دو را بکشد ولی صبر کرد و گفت بگذار اول تحقیق کنم. تحقیق که کرد دید که بعد از غیبت طولانی همه فکر کردند که او مرده و قاضی به زنش اجازه داده که همسر مجدد اختیار کند.
بعد از این حکایت فرخزاد به ملاقات دادمه رفت و سعی کرد زیرآبزنی خرس را ماستمالی کند و از کدورت خاطر دادمه بکاهد. موفق هم شد و دادمه از دیدن فرخزاد و شنیدن دلگرمیهایش اظهار تبجح کرد و فردای آن روز هم دسته جمعی به دیدار شیر رفتند و دادمه پایه تخت او را بوسید و شیر هم حکایت پندآموزی برای جمع روایت کرد.
#ایران #فارسی #ادبیات_فارسی #کتاب_صوتی #متن_کامل #مرزبان_نامه #معرفی_کتاب
از اینجا حال و هوای تاریخ سیستان عوض میشود و به روایت کردن تاریخ اسلام و نسب پیامبر و بزرگان دین میپردازد
#تاریخ_سیستان #گرشاسب #اساطیر_ایران #ایران #فارسی #ادبیات_فارسی #کتاب_صوتی #متن_کامل
در نشست سوم آخرین بخش از «مقدمه» تاریخ سیستان را خواندیم. منظورم از مقدمه بخشی ابتدایی کتاب است که حدود و ثغور و عجایب و ویژگیهای سیستان را توصیف میکرد. از این به بعد شرح «تاریخ» سیستان است که مشابه بسیاری از تاریخهای دیگر از زمان رسول الله آغاز میشود.
بعد از جلسه دکتر ابراهیمی شعر هزاره دوم آهوی کوهی از استاد شفیعی کدکنی را برایمان خواند و در انتها هم بحثی درباره شاهنامه و روایات آن درگرفت.
#تاریخ_سیستان #گرشاسب #اساطیر_ایران #ایران #فارسی #ادبیات_فارسی #کتاب_صوتی #متن_کامل
#نظامی #خمسه #مخزن_الاسرار #ایران #فارسی #ادبیات_فارسی #کتاب_صوتی #متن_کامل
دادمه چون به گوزیدن شیر خندید به زندان افتاد و در نشست میخوانیم که چطور دادستان به هزار ترفند میکوشد تا از دوستش اجازه بگیرد که شفاعتش را کند و دادمه استدلال میکند که بخت از من برگشته است و این تلاشها فایده ندارد و باید صبر کنی تا نیکی به طالعم بازگردد.
لابلای انکارها، دادمه نصیحت عجیبی هم میکند و میگوید وقتی که میبینی کسی در دام بلا افتاده بیشتر از حد ضرورت با او نیامیزید چون نحسی محنت مسری است و دوستان فرد را هم مبتلا میکند.
#ایران #فارسی #ادبیات_فارسی #کتاب_صوتی #متن_کامل #مرزبان_نامه #معرفی_کتاب
#نظامی #خمسه #مخزن_الاسرار #ایران #فارسی #ادبیات_فارسی #کتاب_صوتی #متن_کامل
From the publisher's feed

395 Listeners

3 Listeners