
Sign up to save your podcasts
Or


خسرو از همسر سابقش مریم پسری داشت به نام شیرویه که تنها شباهتش به شیر این بود که دهانش بوی بد میداد. شیرویه بداختر و بدکردار بود و خسرو هم این را میدانست ولی چارهای نداشت چرا که پسرش از گوهر خودش بود. شیرویه به تدریج پدرش را منزوی و سپس زندانی کرد و عاقبت در خواب کشت و شیرین را برای خودش خواستگاری کرد
شیرین از بزرگامید خواست که کمی پند و اندرزشان دهد و خسرو هم سوالهای فلسفی پیچیدهای پرسید از ابتدای خلقت و انتهای زندگی و بزرگامید هم بیشترشان را سربسته جواب داد یا گفت که فکر آدم به آن غایت نمیرسد. اوج داستان این جلسه آنجا بود که شیرین از بزرگامید خواست که از کلیله و دمنه حکایت کند و او هم در چهل بیت، خلاصهای یک بیتی از چهل داستان کلیله و دمنه ارائه کرد که برای ما که تازگی این کتاب را با هم خوانده بودیم بسیار شیرین و دلچسب بود.
بالاخره در جلسه چهل و چهارم خواندن خسرو و شیرین نظامی گنجهای به آنجا رسیدیم که خسرو که در نهایت راضی شد با شیرین طبق آداب و آیین ازدواج کند و بعد از یک شب مستی در سحرگاه به وصال معشوق رسید و نظامی هم با تعابیر اروتیکی از شکار و گوهر سفتن و در هم آمیختن چیزهای مختلف توصیف کرد که در زفاف این دو چه اتفاقی افتاد. بعد از این که خسرو خود را کامکار و کامروا دید و به اطرافیانش از جمله شاپور و باربد و بزرگ امید چیزها بخشید به یادش آمد که الان مانند ماه چهارده است و از این پس هر چه هست رو به نقصان است. نظامی در وصف پیری چند بیتی سرود که ما را به یاد چند خطی انداخت که همان شب از قابوسنامه خوانده بودیم و به شعفمان آورد.
دربارهی کتاب: سوانح العشاق، کتابی است دربارهی عشق. نویسندهی این اثر احمد غزالی است، که شاید راه و رسم و اندیشهاش ارتباط معناداری با برادرش، ابوحامد محمد غزالی نداشته باشد. احمد غزالی در سوانح العشاق، از عاشق مینویسد، از معشوق میگوید، و از عشقِ لیلی و مجنون، یا محمود و ایاز، روایت میکند، اما همانگونه که بارها تأکید کرده، مسئلهاش «عشق» است به ذاتِ خود؛ اصرار میکند که عشق، چه زمینی باشد و چه آسمانی، نخست عشق است، و آخرالامر جز عشق نخواهد بود؛ نه عاشق میماند و نه معشوق. متن سوانح العشاق بکر است، و سرچشمهای که بعدتر به لوایح (منسوب به عین القضات) و لمعاتِ فخرالدین عراقی میرسد، اما هیچیک از این آثار، به عمقِ درکِ احمد غزالی، که امروزه صفتِ روانشناسانه یا روانکاوانه میگیرد، نمیرسد. اما همزمان میتوان این اثر را همچون «جریانِ اندیشه»ای مکتوب دید؛ گاهی ساختارِ جمله جفت و جور نمیشود، و اغلب در خوانش نخست شکی به دل میاندازد که کدام معنی در نظرِ مؤلف بوده است. اما فارغ از معنی و مقصودِ دقیقِ احمد غزالی، سوانح العشاق نثری عجیب و خوشایند دارد، و بارقههایی از کاوش در جانِ عاشق و معشوق.
دربارهی کتاب: سوانح العشاق، کتابی است دربارهی عشق. نویسندهی این اثر احمد غزالی است، که شاید راه و رسم و اندیشهاش ارتباط معناداری با برادرش، ابوحامد محمد غزالی نداشته باشد. احمد غزالی در سوانح العشاق، از عاشق مینویسد، از معشوق میگوید، و از عشقِ لیلی و مجنون، یا محمود و ایاز، روایت میکند، اما همانگونه که بارها تأکید کرده، مسئلهاش «عشق» است به ذاتِ خود؛ اصرار میکند که عشق، چه زمینی باشد و چه آسمانی، نخست عشق است، و آخرالامر جز عشق نخواهد بود؛ نه عاشق میماند و نه معشوق. متن سوانح العشاق بکر است، و سرچشمهای که بعدتر به لوایح (منسوب به عین القضات) و لمعاتِ فخرالدین عراقی میرسد، اما هیچیک از این آثار، به عمقِ درکِ احمد غزالی، که امروزه صفتِ روانشناسانه یا روانکاوانه میگیرد، نمیرسد. اما همزمان میتوان این اثر را همچون «جریانِ اندیشه»ای مکتوب دید؛ گاهی ساختارِ جمله جفت و جور نمیشود، و اغلب در خوانش نخست شکی به دل میاندازد که کدام معنی در نظرِ مؤلف بوده است. اما فارغ از معنی و مقصودِ دقیقِ احمد غزالی، سوانح العشاق نثری عجیب و خوشایند دارد، و بارقههایی از کاوش در جانِ عاشق و معشوق.
دربارهی کتاب: سوانح العشاق، کتابی است دربارهی عشق. نویسندهی این اثر احمد غزالی است، که شاید راه و رسم و اندیشهاش ارتباط معناداری با برادرش، ابوحامد محمد غزالی نداشته باشد. احمد غزالی در سوانح العشاق، از عاشق مینویسد، از معشوق میگوید، و از عشقِ لیلی و مجنون، یا محمود و ایاز، روایت میکند، اما همانگونه که بارها تأکید کرده، مسئلهاش «عشق» است به ذاتِ خود؛ اصرار میکند که عشق، چه زمینی باشد و چه آسمانی، نخست عشق است، و آخرالامر جز عشق نخواهد بود؛ نه عاشق میماند و نه معشوق. متن سوانح العشاق بکر است، و سرچشمهای که بعدتر به لوایح (منسوب به عین القضات) و لمعاتِ فخرالدین عراقی میرسد، اما هیچیک از این آثار، به عمقِ درکِ احمد غزالی، که امروزه صفتِ روانشناسانه یا روانکاوانه میگیرد، نمیرسد. اما همزمان میتوان این اثر را همچون «جریانِ اندیشه»ای مکتوب دید؛ گاهی ساختارِ جمله جفت و جور نمیشود، و اغلب در خوانش نخست شکی به دل میاندازد که کدام معنی در نظرِ مؤلف بوده است. اما فارغ از معنی و مقصودِ دقیقِ احمد غزالی، سوانح العشاق نثری عجیب و خوشایند دارد، و بارقههایی از کاوش در جانِ عاشق و معشوق.
From the publisher's feed

395 Listeners

3 Listeners