
Sign up to save your podcasts
Or


این باب ادامه باب سوم قابوسنامه است و کیکاوس درباره دو فریضه حج و زکات برای گیلانشاه مینویسد.
« و زنهار باد بر تو که در نهاد حج و زکوة دل با شک نداری، و کار بیهوده نسگالی، و نگویی که دویدن و برهنه کردن خویشتن را و ناخن و موی ناچیدن چراست؟ و ز بیست دینار چرا نیم دینار بباید داد ...»
در این باب گیلانشاه پندهایی میخواند درباره این که چرا باید شکرگزار خدا باشیم و فلسفه شهادت گفتن و نماز خواندن و روزه گرفتن چیست.
عبادتهایی که در این باب شرح داده میشوند مربوط به «عموم خلایق» اند و عبادتهایی که ویژهٔ «منعمان» اند، یعنی حج و زکات، در باب بعد شرح داده میشوند
باز هم به رسم مقدمهها، قابوس نامه هم پس از ستایش آفریدگار به ستایش رسول اکرم می پردازد
قابوس نامه هم مانند بیشتر متون کلاسیک سخن را از درسهای خداشناسی آغاز میکند و ستایش آفریدگار
باب اول باب کوتاهی است و با این عبارت ختم میشود:
«حقیقت توحید آنست که بدانی که هر چه اندر دل تو آید نه خدای بود، چه خدای تعالی آفریدگار آن چیز بود، بری از شرک و شبه، جلّ جلاله و تقدسّت اسماوه»
در پیشگفتار، امیر عنصر المعالی کیکاوس بن اسکندر بن قابوس بن وشمگیر، قابوسنامه را «کتاب پندها» و خود را «جمعکنندهٔ» آن معرفی میکند.
به فرزند خود گیلانشاه خطاب میکند که پندهای این کتاب را جدی بگیرد و در زندگانی خود به کار گیرد.
پیشگفتار نسبتا کوتاه است و در انتهای آن فهرست چهل و چهار باب کتاب ذکر شده است
در پایان کتاب خسرو و شیرین کمی پند و اندرز خواندیم و کمی مدح قزل شاه و مرثیه محمد جهان پهلوان. نظامی گلایه ریزی هم کرد که روستای حمدونیان که به او بخشیدهاند کوچک و خراب است و دخلی ندارد. آخرین بیت خسرو و شیرین هم این بود که روانش باد جفت شادکامی / که گوید: «باد رحمت بر نظامی»
در فصل کوتاه اما غمانگیز و تاثیرگذاری در پایان داستان خسرو و شیرین، خواندیم که چطور شیرین خسرو را به آداب تمام تشییع کرد و در دخمه گذاشت و خود در دخمه او رفت و جگر خود را، از همانجا که جگر خسرو دریده شده بود، درید و در کنار معشوق خوابید و به خواب ابدی رفت
From the publisher's feed

395 Listeners

3 Listeners