
Sign up to save your podcasts
Or


در حکایت ششم مقاله سوم چهار مقاله نظامی عروضی از حکیم موصلی میخوانیم که زمان مرگ خواجه نظامالملک طوسی را درست پیشبینی کرد
در ادامه همان استدلال که منجم باید طالعش نیک باشد و کمسوادی، حتی ابلهی و جنون هم به شرط خوش طالعی مانع موفقیت منجم نیستند، در حکایت چهارم مقاله سوم چهارمقاله نظامی عروضی داستان محمود داوودی را میخوانیم که آدم ساده و شیرین عقلی بوده و با دیوانه بازیهایش امیر و اطرافیانش را میخندانده اما پیشگوییهای نجومیاش غالبا صحیح از آب در میآمدهاند. از جمله یکبار پیشگویی میکند که سلطان سنجر در رودخانه پنجدیه ماهی پنج منی شکار خواهد کرد و آن رودخانه ماهی به این بزرگی نداشته است. اتفاقا پیشگویی درست از آب در میآید.
باز هم نمونهای از تاثیر طالع خوب یا سهمالغیب در موفقیت منجم. نظامی عروضی داستانی از دختر خودش میگوید که چگونه به درستی به پیرزنی خبر داد که پسری که چند سال از او خبر نداشته اکنون به خانه بازگشته است و این را بر اساس علم نجوم نکرد بلکه بخاطر طالع خوبش به او الهام شد.
دو حکایت قبلی مقاله سوم چهارمقاله نظامی عروضی بر علم منجم تاکید داشت. لابد بیشتر بر علم «احکام». این حکایت نگاهی دارد به جملهٔ معترضهٔ مولف در پیشگفتار که میگوید منجم باید خوش طالع باشد. داستان ادامهٔ حکایت قبلی است و ابوریحان به خاطر خیط کردن محمود غزنوی به زندان افتاده است و نمیداند که کی آزاد خواهد شد. غلامش از فالگوی بیسوادی میشنود که ارباب دو روز دیگر آزاد خواهد شد و این مژده را به بیرونی میدهد ولی منجم جدی نمیگیرد. دو روز بعد که پیشگویی فالگو درست در میآید ابوریحان بیرونی به سراغش میرود و امتحانش میکند و میبیند که سوادی ندارد ولی طالع مولودش خوب است
محمود غزنوی یک روز در اتاقی چهار دری نشسته بود و از ابوریحان بیرونی پرسید من الان از کدام در بیرون خواهم شد؟ ابوریحان اوضاع فلک را رصد کرد و ارتفاع گرفت و پیشبینیاش را بر کاغذی نوشت و زیر تشک محمود گذاشت! محمود دستور داد که کلنگ و تیشه بیاورند و گوشهای از دیوار شرقی را خراب کنند و از آن رخنه بیرون رفت. بعد آن کاغذ را خواندند دیدند که ابوریحان دقیقا همین را پیشگویی کرده! محمود که خیط شده بود گفت ابوریحان را از بالا به پایین بیندازند. وسط راه توری بود که منجم به آن گیر کرد و سرعتش گرفته شد و از زمین خوردن آسیبی ندید. محمود پرسید که هان؟ این را هم پیشگویی کرده بودی؟ ابوریحان تقویمش را نشان سلطان داد که در تاریخ آن روز نوشته بود امروز از بلندی سقوط میکنم ولی آسیب نمیبینم :)) خلاصه سلطان که خیط و خجالتزده شد منجم را به زندان فرستاد!
نظامی عروضی مقاله سوم چهارمقاله را با نقل قولی از ابوریحان بیرونی از کتاب التفهیم فی صناعة التنجیم آغاز میکند و از چهار علم نام میبرد که مرد تا در آنها «غزارت» نداشته باشد نباید نام خود را منجم بگذارد: هندسه، حساب، هیات و احکام. در ادامه هر یک از این سه علم را تعرف میکند و مختصرا میگوید که موضوعشان چیست و بهترین مرجعشان کدام کتاب است. سه تای اولی هر کدام شاخهای از ریاضیات امروزی اند ولی «احکام»، یعنی این که منجم بتواند بر اساس وضعیت اجرام آسمانی «حکم» کند که روی زمین چه اتفاقاتی قرار است بیفتد، دیگر علم به حساب نمیآید. بعد از معرفی چهار علم و کتابهای مرجعشان، نظامی عروضی یادآوری میکند که غیر از دانستن علوم خود منجم هم باید طالع خوبی داشته باشد و به اصطلاح «سهمالغیب» در طالعش داشته باشد. آنطور که در بیشتر حکایتهای این فصل میبینیم این نکته آخر در بسیاری از موارد مهمتر از علم منجم است
اولین حکایت مقاله نجوم چهار مقاله نظامی عروضی، داستان منجمی یهودی است در بارگاه مامون به نام یعقوب اسحق کندی که اگر چه یهودی بود ولی به خاطر علم نجومش احترامی تمام داشت. در این حکایت دو چشمه هنرنماییهای یعقوب روایت میشود. یکی این که با یکی از ائمه اسلام شرطبندی کرد سر این که بتواند چیزی که او مخفیانه بر کاغذ نهاده بود را درست حدس بزند. برنده شد و ردای امام را برد دیگر این که یکی از علمای خراسان به نام ابومعشر بلخی به قصد جان یعقوب به بغداد آمد و یعقوب بار اول که او را دید گفت که تو به کشتن من آمدهای ولی پشیمان میشوی و نزد من شاگردی میکنی و منجم خوبی هم میشوی!
From the publisher's feed

395 Listeners

3 Listeners