می‌خوانیم

می‌خوانیم

By Ali GanjeiArtsBooks
Download on the App Store

می‌خوانیم episodes

  • چهار مقاله - هنرنمایی منجم یهودی مامون

    اولین حکایت مقاله نجوم چهار مقاله نظامی عروضی، داستان منجمی یهودی است در بارگاه مامون به نام یعقوب اسحق کندی که اگر چه یهودی بود ولی به خاطر علم نجومش احترامی تمام داشت. در این حکایت دو چشمه هنرنمایی‌های یعقوب روایت می‌شود. یکی این که با یکی از ائمه اسلام شرطبندی کرد سر این که بتواند چیزی که او مخفیانه بر کاغذ نهاده بود را درست حدس بزند. برنده شد و ردای امام را برد دیگر این که یکی از علمای خراسان به نام ابومعشر بلخی به قصد جان یعقوب به بغداد آمد و یعقوب بار اول که او را دید گفت که تو به کشتن من آمده‌ای ولی پشیمان می‌شوی و نزد من شاگردی می‌کنی و منجم خوبی هم می‌شوی!

    5 min
  • دوازده هزار من سرب پاداش پنج بیت بداهه

    در مقاله اول، نظامی عروضی حکایتی درباره خودش نقل نکرد ولی در مقاله‌های بعدی همیشه آخرین حکایت یکی از خاطرات خودش است. این آخرین حکایت مقاله دوم هم نقل آن است که چگونه نظامی عروضی در مجلس سلطان غوری به خاطر چند بیت بدیهه‌ای که گفت (باز هم تاکید بر بدیهه) دوازده هزار من سرب پاداش گرفت

    7 min
  • استاد ابوالقاسم فردوسی و سلطان محمود غزنوی

    این حکایت معروف‌ترین حکایت چهارمقاله نظامی عروضی است و به خاطر بیدقتی‌های تاریخی‌اش بسیار مورد انتقاد بزرگان ادبیات بوده است. داستان فردوسی است و این که چگونه اطرافیان سلطان محمود غزنوی او را انگیختند که صلهٔ درخوری به فردوسی توسی ندهد و او صلهٔ شاه را بین حمامی و فقاعی تقسیم کرد و به طبرستان گریخت و باقی قضایا.

    13 min
  • حکایت این که شعر رشیدی شهد و شکر است نه شلغم و باقالی

    یک شاعر دیگر که به لطف هنر بداهه سرایی‌ش ارج و قربی در بارگاه سلطان می‌یابد. رشیدی در بارگاه خضر بن ابراهیم از سلاطین خاقانیان ماوراءالنهر در جواب طعنه‌ی عمعق سه بیت گفت و چهار طبق زر هدیه گرفت و به صلهٔ شاه معروف شد

    6 min
  • مسعود سعد سلمان در زندان

    این حکایت، برعکس حکایت‌های دیگر این فصل، داستان شاعری است که شعرش مورد عنایت مخدوم واقع نمی‌شود و هر چند نغز و عزب است تاثیر مورد نظر شاعر را نمی‌گذارد. نظامی عروضی می‌گوید «وقت باشد که من از اشعار او همی‌خوانم، موی بر اندام من بر پای خیزد» ولی با همه این شعرها که گفت به اندک بهانه‌ای دوازده سال در حبس سلطان ابراهیم غزنوی بود و هشت سال دیگر هم در حبس پسرش مسعود بن ابراهیم.

    6 min
  • حکایت امیر معزی که چگونه با شعرش به جاه و مکنت رسید

    در این حکایت نظامی عروضی از استادش امیر معزی یاد می‌کند که وقتی که در جوانی نزد او از گمنامی و تنگدستی شکایت کرد چگونه دلداری‌اش داد و شرح داد که بعد از مرگ پدرش و در زمانی که خواجه نظام الملک عنایتی به شاعران نداشت و همه توجهش به علما و عارفین بود، با چند بیت بدیهه در باب طلوع ماه رمضان خود را در دل سلطان الب ارسلان جای کرد

    10 min
  • حکایت سجده کردن تاس‌ها در پیش پای طغانشاه بن الب ارسلان

    در این حکایت یک بدیهه خشم شاه خردسال را می‌نشاند و چه بسا جان شعرا و ندیمان را نجات می‌دهد. طغانشاه پسر الب ارسلان که در بین سلجوقیان از همه شعردوست‌تر بوده است روزی با ندیمان نرد می‌باخت و در آستانه شکست بود و برای نجات جفت شش می‌خواست اما جفت یک آورد و خشمگین شد و از غضب هی دست به شمشیر می‌برد ازرقی دو بیت بدیهه (باز هم تاکید بر اهمیت بداهه) گفت که جفت شش به احترام شاه سر بر خاک نهاده‌اند و غضب طغانشاه فرونشست

    4 min
  • حکایت کوچ فرخی از سیستان به چغانیان و سرودن قصیدهٔ شگفت‌انگیز داغگاه

    حکایتی است بسیار شیرین از داستان مهاجرت فرخی سیستانی از سیستان به چغانیان و این که چگونه با دو قصیده ارج شعر خود را به همه نشان داد و در بارگاه امیر ابوالمظفر چغانی جای گرفت. متن کامل قصیدهٔ داغگاه در این حکایت آمده است و الحق که چه قصیده‌ای است!

    14 min
  • حکایت رودکی و سرودن بوی جوی مولیان

    تصویرپردازی نظامی عروضی در این حکایت شاهکار است! شرح صفای چهار فصل هرات و این که چگونه سفر امیر نصر بن احمد سامانی در آنجا چهار سال طول کشید و چگونه شد که عبدالله رودکی قصیده‌اش را سرود و وقتی خواند چه رخ داد!

    «... قصیده‌ای بگفت و به وقتی که امیر صبوح کرده بود در آمد به جای خویش نشست و چون مطربان فرو داشتند، او چنگ برگرفت و در پردهٔ عشاق این قصیده آغاز کرد: بوی جوی مولیان آید همی / یاد ...»

    14 min
  • حکایت شعری که عنصری فی‌البداهه گفت در وصف چیده شدن موهای ایاز برای خوش شدن اوقات سلطان محمود غزنوی

    گفتیم که نظامی عروضی در پیشگفتار مقاله دوم تاکید می‌کند بدیهه‌سرایی یکی از مهمترین هنرهایی است که یک شاعر خوب باید داشته باشد. این حکایت یکی از حکایت‌هایی است که بر اهمیت بداهه تاکید می‌کند. داستان عشق محمود غزنوی به غلامش ایاز ترک است و این که یک شب در اوج مستی نزدیک است که عشقش به گناه آلوده شود و برای ممانعت به ایاز دستور می‌دهد که موهایش را کوتاه کند! فردای هشیاری از کارش پشیمان می‌شود و اوقات تلخش را هیچ چیز شیرین نمی‌کند الا بدیهه‌ای از عنصری

    7 min

About می‌خوانیم

From the publisher's feed

چند سالی است که ما دو شب در هفته دور هم جمع می‌شویم و متونی که از ادبیات فارسی دوست داریم را می‌خوانیم و معنی می‌کنیم و به بحث می‌گذاریم.

More shows like می‌خوانیم

Chai With Banafsheh/ چای با بنفشه by Banafsheh Taherian

Chai With Banafsheh/ چای با بنفشه

395 Listeners

پادکست فارسی اكوكست/Echocast by Faranak AmirEbrahimi

پادکست فارسی اكوكست/Echocast

3 Listeners