
Sign up to save your podcasts
Or


در این جلسه و جلسه بعد از هفت پیکر نظامی، امیرحسین قاضیسعیدی داستان گنبد صندلی و شاهدخت چین را میخواند که افسانه خیر و شر را روایت میکند
در باب چهارم کلیله و دمنه، رای از برهمن میخواهد که داستان «دشمنی که بدو فریفته نشاید گشت» را بازگو کند. برهمن روایت میکند که یکبار لشکر جغدها به شهر کلاغها حمله کردند و بسیاری کشتند و مجروح کردند. شاه زاغان با پنج وزیرش مشورت میکند که چه کند. در این جلسه گفتههای چهار وزیر اول را میخوانیم.
در بخش آخر باب سوم کلیله و دمنه میخوانیم که چگونه آهو و باخه از دست صیاد نجات پیدا کردند
در ادامه باب سوم کلیله و دمنه، لاک پشت موش را برای رنجهایی که کشیده است دلداری میدهد و با آهو دوست میشوند. و مدتی روزگار را به خوشی میگذرانند تا آهو در دام صیاد گرفتار میشود
افسانه ماهان کوشیار مصری از گنبد پیروزه رنگ هفت پیکر نظامی را تا آنجا خواندیم که شبی در مهمانیای دیوی خود را به صورت دوست و شریک ماهان درآورد و او را فریفت و به بیابانی کشید. دو شب بعد هم ماهان در دام دیوهای دیگری افتادند که خود را به شکل زن و مرد پیری یا اشرافزادهای سوار بر اسب درآورند و همگی دیوها پس از ترساندن ماهان با طلوع صبح ناپدید میشدند.
در این جلسه مهرزاد میرزایی ادامه داستان را میخواند.
در این جلسه و جلسه بعد از هفت پیکر نظامی، داستان گنبد پیروزه رنگ را میخوانیم که شاهدخت مغرب داستان ماهان مصری را روایت میکند.
در جلسه پیش، داستان گنبد سرخ از هفت پیکر را تا آنجا خواندیم که شاهزاده جوانی طلسمهای قلعهٔ بانوی حصاری را باطل کرد و در آن را یافت و قرار شد در آخرین آزمون، به چهار پرسش بانو پاسخ دهد. شرح این پرسش و پاسخ را این جلسه میخوانیم.
تا اینجای باب سوم کلیله و دمنه، زاغ موش را قانع کرده است که پیشنهاد دوستیاش را بپذیرد و با او به برکهای مهاجرت کند که ماوای زاغ است و دوستش باخه هم آنجا منزل دارد.
باخه با آغوش باز از موش استقبال کرد و در ادامه این باب، در این نشست امیرحسین قاضی سعیدی از آنجا میخواند که موش داستان زندگیاش را برای دوستان نویافته روایت میکند
باب سوم کلیله و دمنه را تا اینجا خواندیم که کلاغی دید که گروهی از کبوتران به رهبری طوقی در تور صیاد افتادند ولی طوقی خودش را نباخت و دسته را رهبری کرد تا پیش دوستش موش رفتند و او با جویدن تور آزادشان کرد.
کلاغ آرزو کرد کاش دوستی مانند موش داشته باشد و به او پیشنهاد دوستی داد ولی موش یادآوری کرد که دوستی بین شکار و شکارچی معنی ندارد.
در این جلسه امیرحسین قاضی سعیدی ادامه گفتگوی کلاغ و موش را برایمان میخواند.
تا اینجای کلیله و دمنه بابهای «شیر و گاو» و «بازجُست کار دمنه» را خواندهایم که اولی به نقش «ساعی نمّام» در به هم زدن میان دو دوست پرداخت و دومی به سرنوشت همان ساعی، یعنی دمنه.
در این باب برهمن از دوستی بین موش و کلاغ و باخه (لاکپشت) و آهو روایت میکند.
From the publisher's feed

395 Listeners

3 Listeners