
Sign up to save your podcasts
Or


در فصل اول کلیله و دمنه خواندیم که برهمن برای رای داستانی نقل کرد که چطور شغالی به نام دمنه «ساعی نمّام» شد و بین شیر و گاو دشمنی افکند و باعث شد که خون گاو ریخته شود. در فصل بعد که در این جلسه خواندنش را شروع میکنیم ، میخوانیم که چطور دمنه به عاقبت کار خود گرفتار شد.
در آخرین بخش باب الاسد و الثور از کلیله و دمنه، ادامهٔ سرزنشهای کلیله را میخوانیم که دمنه را بخاطر خیانت به شیر و ریختن خون گاو تقبیح میکند. داستان تمثیلی شهری که موشش صد من آهن میخورد را هم روایت میکند. در انتهای فصل دمنه به سراغ شیر میرود که از کار گاو فارغ شده و بلافاصله پشیمان شده و سعی میکند که به او بقبولاند که کار درستی کرده است.
بهرام گور در شب اول به گنبد سیاه رفت و با شاهدخت هند دیدار کرد. شاهدخت افسانه شاه سیاهپوشان را برای بهرام بازگو کرد که داستان مفصلی است و نیمه دوم آن را در جلسه بعد خواهیم خواند.
#نظامی_گنجهای #هفت_پیکر #خمسه #ایران #فارسی #ادبیات_فارسی #کتاب_صوتی #متن_کامل
نظامی در ادامه هفت پیکر یک بزم زمستانی را توصیف میکند در بارگاه بهرام. بعد از ابیات چشمگیری در توصیف سرما و بوران زمستان و گرما و درخشش آتش، داستان اینطور ادامه پیدا میکند که شیده، شاگرد خورنق پیشنهاد میکند که هفت پیکر بنا کند برای اسکان هفت عروس بهرام.
پس از پیروزی بر خاقان چین و عقب راندن او از مرزهای ایران، بهرام لشکریانش را جمع کرد و زبان به عتابشان گشود که:
شه زبان برگشاد چون شمشیر / گفت کای میر و مهتران دلیر
لشکر از بهر صلح باید و جنگ / کاین نباشد چه آدمی و چه سنگ
لشکریها هم شاه را ستایش کردند و عذر خواستند.
بعد از این مراسم نعمان منذر اجازه خواست که به کشورش بازگردد و بهرام هم اجازه داد و او را با هدایای گرانبها روانه کرد.
در فصل بسیار کوتاهی در حدود ۲۰ بیت، روایت میشود که بهرام یاد آن نقاشی خورنق افتاد و به سراغ هفت پادشاه جهان رفت و از هر یکی دختری به زنی گرفت.
#نظامی_گنجهای #هفت_پیکر #خمسه #ایران #فارسی #ادبیات_فارسی #کتاب_صوتی #متن_کامل
بالاخره مقدمههای رنگ وارنگ راحت الصدور تمام شد و رسیدیم به اول تاریخ. ابن رواندی بعد از نقل کردن شجره نامه مختصری به سراغ تاریخچه سلجوقیان میرود از آنجا که اسرائیل سلجوقی به مکر سلطان محمود غزنوی گرفتار شد و به قلعه کالنجار تبعید شد و همانجا در زندان پس از چند سال مرد.
در ادامه باب ستایش عدل، ابن راوندی داستان هرمز و خسرو از خسرو و شیرین را بطور کامل نقل کرده که ما نخواندیم چون در برنامه داریم که بعدا خسرو و شیرین نظامی را کامل بخوانیم. در این ویدئوی کوتاه ده دقیقهای چند صفحه پایانی باب ستایش عدل را خواندیم که مثل دو قسمت قبل نصیحت کیخسرو قلج ارسلان است و توصیه او به عدل و داد ورزیدن
در ادامه باب در ستایش عدل، ابن راوندی این عقیدهٔ رایج را شرح میدهد که عدل، خصوصا عدل پادشاه، باعث برکت میشود و بالعکس ظلم باعث میشود برکت از دنیا برود. داستانهایی هم از انوشیروان و دیگر پادشاهان میآورد که چگونه حتی نیت بد کردنشان باعث شده برکت از چیزها برود. یک فراز از این بخش بخصوص خواندنی است: آنجا که میگوید تا قبل از به زمین ریخته شدن خون هابیل «خوشههای انگور صد من بودی و پوست اناری را کاروانی در میان رفتی».
بالاخره شیر و گاو رودررو شدند و به جان هم افتادند و گاو کشته شد. در این جلسه کلیله در گفتگوی مفصلی دمنه را تقبیح میکند و با ذکر حکایتهای رنگارنگ عواقب خیانت او به شیر را برمیشمرد
#کلیله_دمنه #ابن_مقفع #نصراله_منشی #ایران #فارسی #ادبیات_فارسی #کتاب_صوتی #متن_کامل
شنزبه فریب دمنه را خورد و باور کرد که شیر قصد کشتنش را دارد و در گفتگوی مفصل این جلسه درباره این میگویند که بهترین راه پیش روی شنزبه چیست. سه حکایت هم در این میان نقل میکنند: شتر و کلاغ و شغال و گرگ، طیطوی و وکیل دریا و بط و باخه
#کلیله_دمنه #ابن_مقفع #نصراله_منشی #ایران #فارسی #ادبیات_فارسی #کتاب_صوتی #متن_کامل
From the publisher's feed

395 Listeners

3 Listeners