پادکستِ سیالکتیک

پادکستِ سیالکتیک

Download on the App Store

پادکستِ سیالکتیک episodes

  • اوضاع عجیبِ شرقِ آسیا در راه دموکراسی
    در شرق آسیا با کشورهایی روبه‌رو شدیم که تقریبا همگی تحت تأثیر قدرت و دیکتاتوری چین قرار گرفتن. شرق و جنوب‌شرق آسیا
    دموکراسی را
    یا بعد از شکست کامل آموخت،
    یا با رشد اقتصادی مهار کرد،
    یا اصلاً اجازه نداد متولد شود.
    ژاپن آزادی را
    پس از فروپاشیِ امپراتوری و بازنویسیِ دولت یاد گرفت.
    کرهٔ جنوبی دموکراسی را
    از دهان ارتش بیرون کشید؛
    کرهٔ شمالی حتی سؤال را هم ممنوع کرد.
    چین رشد را جایگزین آزادی کرد
    و گفت «فعلاً کافی است».
    تایوان نشان داد
    چین‌بودن الزاماً به‌معنای اقتدارگرایی نیست.
    هونگ‌کنگ آزادی را داشت،
    اما دولت را نه—و دقیقاً همان‌جا باخت.
    ویتنام و لائوس
    ثبات را بر انتخاب ترجیح دادند.
    کامبوج دموکراسی را تجربه کرد،
    اما آن را به شخص فروخت.
    میانمار خواست عبور کند،
    اما ارتش خط پایان را جابه‌جا کرد.
    مغولستان، آرام و بی‌سر و صدا،
    ثابت کرد گاهی نبودِ تاریخِ امپراتوری
    خود یک مزیت است. برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید: [email protected] omnystudio.com/listener for privacy information.
    35 min
  • آمریکای شمالی و مرکزی به سوی آزادی و دموکراسی
    در آمریکای شمالی و مرکزی چند کشور هستن که فرسنگ‌ها با هم تفاوت دارند.
    کانادا
    دموکراسی را بی‌سروصدا ساخت؛
    نه قهرمان دارد، نه سقوط—
    قدرت را آن‌قدر boring کرد که خطرناک نشود.
    ایالات متحده
    دموکراسی را زود ساخت،
    اما خیال کرد خودبه‌خود دوام می‌آورد؛
    حالا دارد با پول، قطبی‌شدن و اسطورهٔ «بنیان‌گذاران» دست‌وپنجه نرم می‌کند.
    مکزیک
    انقلاب کرد، حزب ساخت،
    و دهه‌ها همان حزب را با اسم دموکراسی نگه داشت؛
    گذار واقعی‌اش دیر و پرهزینه بود.
    گواتمالا
    انتخابات داشت، دولت نداشت؛
    ارتش و الیگارشی زودتر از صندوق رأی تصمیم می‌گرفتند.
    بلیز
    دموکراسی کوچک، آرام و کم‌تنش؛
    نه الگو، نه فاجعه—استثنای کم‌ادعا.
    هندوراس
    کودتا را عادی کرد؛
    دموکراسی هر بار شروع شد، وسط راه متوقف شد.
    السالوادور
    از جنگ داخلی به صندوق رأی رسید،
    اما بعد دموکراسی را به «امنیت فوری» فروخت.
    نیکاراگوئه
    انقلاب کرد تا دیکتاتوری برود،
    و همان انقلاب، دیکتاتوری تازه ساخت.
    کاستاریکا
    ارتش را حذف کرد،
    و ناگهان دموکراسی ممکن شد؛
    درس ساده: بعضی نهادها را باید کلاً حذف کرد.
    پاناما
    دموکراسی‌اش بدون کانال معنی ندارد؛
    قدرت همیشه جایی بیرون از صندوق هم بوده.
    کوبا
    انقلاب را جایگزین دموکراسی کرد؛
    و شصت سال گفت «فعلاً نه».
    هائیتی
    اولین جمهوری سیاه‌پوستان،
    و قربانیِ تاریخی‌ترین مجازات بین‌المللی؛
    دموکراسی بدون دولتِ حداقلی، افسانه است.
    جمهوری دومینیکن
    از دیکتاتوری عبور کرد،
    اما هنوز با سایهٔ مرد قوی زندگی می‌کند برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید: [email protected] omnystudio.com/listener for privacy information.
    30 min
  • لیبرالیسم، پسالیبرالیسم و نئولیبرالیسم یعنی چی؟
    لیبرالیسم از دل قرن‌های اقتدار مذهبی و سلطنتی بیرون آمد تا بگوید: «فرد مهم است.»
    حاکمیت قانون، آزادی بیان، مالکیت خصوصی، قرارداد اجتماعی.
    قول داد قدرت را محدود کند و میدان را برای انتخاب باز بگذارد.
    اما همیشه یک سؤال پشتش بود: آزادی برای چه کسی؟ و تا کجا؟نئولیبرالیسم نسخه‌ی اقتصادیِ سخت‌گیرتر همان پروژه شد.
    گفت بازار از دولت عاقل‌تر است. رقابت درمان است. خصوصی‌سازی کارآمدی می‌آورد.
    در عمل، جهان را جهانی‌تر کرد، سرمایه را سیال‌تر، و انسان را بیشتر به «واحد بهره‌وری» تبدیل کرد.
    رشد آورد، اما هم‌زمان نابرابری، فرسایش طبقه متوسط و تمرکز قدرت در شرکت‌های عظیم را هم تشدید کرد.
    آزادی ماند، اما بیشتر برای سرمایه.پسا‌لیبرالیسم واکنش است؛ اعتراف به اینکه وعده‌ها کامل محقق نشدند.
    می‌گوید جامعه فقط جمع افراد نیست، هویت و فرهنگ و امنیت هم مهم‌اند.
    دولت باید بازگردد، مرزها مهم‌اند، نظم باید تقویت شود.
    اما خطرش اینجاست: وقتی از «جامعه» حرف می‌زنیم، چه کسی تعریفش می‌کند؟این پوستر سه مرحله از یک چرخه را نشان می‌دهد:
    آزادی → بازارِ بی‌مهار → بازگشت قدرت.و سؤال اصلی هنوز معلق است:
    آیا می‌توان آزادی فردی را حفظ کرد، بدون اینکه بازار به ارباب تبدیل شود و بدون اینکه دولت دوباره بیش از حد بزرگ شود؟ برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید: [email protected] omnystudio.com/listener for privacy information.
    32 min
  • وضعیت سیاسی در دوازده کشور عربی

    جهان عرب
    دموکراسی را
    یا با امنیت معامله کرد،
    یا با نفت به تعویق انداخت،
    یا زیر آوار جنگ دفن کرد.
    سوریه و یمن
    دولت را از دست دادند،
    پیش از آن‌که به آزادی برسند.
    فلسطین
    حق رأی داشت،
    اما حق حاکمیت نه.
    لبنان
    آزادی داشت،
    اما دولت واحد نه.
    عراق
    صندوق رأی را دید،
    ولی ملت یکپارچه را نه.
    اردن و مراکشِ عربی‌شدهٔ خلیج
    قدرت را مدیریت کردند،
    نه واگذار.
    عربستان، امارات، قطر، کویت، بحرین و عمان
    ثبات را با رانت خریدند
    و گفتند «دموکراسی فعلاً ضروری نیست».
    درس مشترک؟
    در این منطقه،
    دموکراسی نه قربانی «استبداد ساده»،
    بلکه قربانی ائتلافِ امنیت، نفت، و بحران دائمی است.
    آزادی این‌جا
    یا باید اول دولت بسازد،
    یا اول مرز را حل کند،
    یا اول از سایهٔ جنگ بیرون بیاید—
    و تا هیچ‌کدام اتفاق نیفتاده،
    دموکراسی همیشه «بعداً»ست.

    برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید: 

    [email protected]


    Hosted by Simplecast, an AdsWizz company. See pcm.adswizz.com for information about our collection and use of personal data for advertising.

    35 min
  • مقدمه‌ای بر تفکر انتقادی: ضرورت و راهکارها

    مغزی که سؤال نمی‌پرسد،

    فقط انبارِ باورهای آماده است.

    تفکر انتقادی یعنی جرأتِ مکث کردن؛

    یعنی قبل از بلعیدن هر ایده،
    آن را زیر نور ببری، بچرخانی،
    ترک‌هایش را ببینی،
    و اگر لازم بود، عاشقش نشوی.

    اینجا نردبان به سمت پاسخ نیست؛

    به سمت «پرسش بهتر» است.

    هر چرخ‌دنده‌ای که می‌چرخد،

    یک پیش‌فرض را باز می‌کند.
    هر ذره نوری که روشن می‌شود،
    یک توهم را خاموش می‌کند.

    تفکر انتقادی قرار نیست محبوبت کند؛

    قرار است فریب‌ناپذیرت کند.

    برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید: 

    [email protected]


    Hosted by Simplecast, an AdsWizz company. See pcm.adswizz.com for information about our collection and use of personal data for advertising.

    25 min
  • با اینهمه رسانه، خبرگزاری و اینفلوئنسر غیرمستقل چه کنیم؟
    اینا فکر می‌کنن دارن «محتوا» تولید می‌کنن؛
    در حالی که محتوا داره اونا رو تولید می‌کنه. لبخندهاشون اجاره‌ایه، خشم‌هاشون سفارشی، سکوت‌هاشون هم اسپانسر داره.
    دست‌ها بالا نیست برای آزادی؛
    نخ‌ها وصله به جایی که الگوریتم نفس می‌کشه. اینجا استقلال یه فیلتره.
    واقعیت؟ پشت صحنه‌ای که هیچ‌وقت استوری نمی‌شه. برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید: [email protected] omnystudio.com/listener for privacy information.
    31 min
  • قاره آفریقا به سوی آزادی و دموکراسی

    آفریقا=استعمار کامل را پیچیده می‌کند. یا لیبریا که با مدل متفاوتی از دولت‌سازی متولد شد. پس حواسمان باشد ساده‌سازی، دشمن دقت است.

    می‌رویم سراغ سه پهنه: شرق، غرب، جنوب.

    شرق آفریقا

    (کنیا، تانزانیا، اوگاندا، اتیوپی، سومالی، رواندا، بوروندی، جیبوتی، اریتره، سیشل و …)

    شرق، آزمایشگاه تضادهاست.
    از شاخ آفریقا با منازعات ژئوپلیتیک و بحران‌های مزمن حکمرانی، تا رواندا که بعد از نسل‌کشی ۱۹۹۴، با مدلی از «توسعه اقتدارگرا» خودش را بازسازی کرد.

    اینجا دو خط هم‌زمان حرکت می‌کند:

    رشد اقتصادی شهری (نایروبی، آدیس‌آبابا)

    شکنندگی سیاسی و اقلیمی در پیرامون

    کنیا و تانزانیا موتور گردشگری و خدمات‌اند؛ اتیوپی با جمعیت عظیمش آینده‌ساز بالقوه است اما درگیر شکاف‌های قومی؛ سومالی نماد دولت-ملت ناتمام.

    شرق آفریقا یعنی: جوانی جمعیت + جاه‌طلبی دیجیتال + زخم‌های حل‌نشده تاریخی.

    غرب آفریقا

    (نیجریه، غنا، سنگال، مالی، نیجر، ساحل عاج، گامبیا، سیرالئون، لیبریا و …)

    اگر بخواهم بی‌رحمانه بگویم: غرب آفریقا قلب تپنده است، اما با آریتمی سیاسی.

    نیجریه به‌تنهایی یک قاره است؛ نفت، موسیقی، جمعیت، فساد، نوآوری، افراط‌گرایی—همه در یک قاب.
    غنا نمونه‌ای از ثبات نسبی دموکراتیک.
    منطقه ساحل (مالی، نیجر) درگیر کودتاهای پیاپی و نفوذ نظامی خارجی.

    استثنای مهم: با وجود موج کودتاها، جامعه مدنی در بسیاری کشورها فعال‌تر از روایت رسانه‌ای است.
    اقتصاد غیررسمی اینجا ستون واقعی بقاست.

    غرب آفریقا یعنی: انرژی فرهنگی بی‌حد + بی‌ثباتی ساختاری + پتانسیل اقتصادی عظیم که هنوز مهار نشده.

    جنوب آفریقا

    (آفریقای جنوبی، نامیبیا، بوتسوانا، زیمبابوه، زامبیا، موزامبیک، لسوتو، اسواتینی و …)

    اینجا میراث آپارتاید و استعمار معدنی هنوز سایه دارد.

    آفریقای جنوبی پیچیده‌ترین نمونه است:
    دموکراسی پیشرفته در قانون، نابرابری عمیق در عمل.
    بوتسوانا استثنای درخشان حکمرانی نسبتاً موفق در قاره.
    زیمبابوه نمونه فروپاشی اقتصادی با تصمیمات سیاسی غلط.

    جنوب یعنی منابع طبیعی فراوان + مسئله توزیع عادلانه + شکاف طبقاتی مزمن.

    برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید: 

    [email protected]


    Hosted by Simplecast, an AdsWizz company. See pcm.adswizz.com for information about our collection and use of personal data for advertising.

    49 min
  • چرا ملتها شکست میخورن؟ چرا ملتها موفق میشن؟
    موفقیت یک ملت نه از شانس می‌آید، نه از شعار.
    از جایی شروع می‌شود که حقیقت را فدای تعصب نمی‌کند، قانون را بالاتر از فرد می‌گذارد، و آموزش را سرمایه می‌بیند نه هزینه.ملتی جلو می‌افتد که:آزادی فکر را تهدید نمی‌داند، بلکه موتور نوآوری می‌بیند.نقد را خیانت نمی‌خواند، بلکه ابزار اصلاح می‌فهمد.کار جمعی را جایگزین قهرمان‌پرستی می‌کند.تاریخش را اسطوره‌سازی نمی‌کند؛ دقیق می‌خواند تا اشتباه تکرار نشود.ثروت، نتیجه است.
    امنیت، محصول اعتماد عمومی است.
    و اعتماد عمومی فقط وقتی ساخته می‌شود که قانون برای همه یکسان باشد — حتی برای قدرتمندترین‌ها.موفقیت ملی یک اتفاق نیست؛
    یک عادت روزانه است. برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید: [email protected] omnystudio.com/listener for privacy information.
    33 min
  • از سوگ جمعی تا ترومای بین نسلی
    سوگ جمعی یک پدیدهٔ عاطفی-سیاسی-شناختی پیچیده است؛ ترکیبی از تروما، هویت، خشم، خاطره و حتی طنز سیاه. برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید: [email protected] omnystudio.com/listener for privacy information.
    28 min
  • سیالکتیک: تاریخچه راه دموکراسی: اسپانیا، ایتالیا، پرتغال و سوییس
    ششمین اپیزود از این پرونده رو رفتیم به اروپا
    ایتالیا و اسپانیا و پرتغال و سوییس
    .
    اروپای جنوب و مرکز دموکراسی را
    یا با قطع‌کردن گذشتهٔ فاشیستی ساخت،
    یا با حل‌کردن مسالمت‌آمیز قدرت.
    ایتالیا فاشیسم را باخت،
    اما دولتِ پایدار را سال‌ها بعد ساخت.
    اسپانیا دیکتاتور را دفن کرد
    و با فراموشیِ حساب‌شده زنده ماند.
    پرتغال ارتش را کنار زد
    تا صندوق رأی نفس بکشد.
    سوئیس حتی لازم ندید انقلاب کند؛
    قدرت را آن‌قدر خرد کرد
    که هیچ‌کس نتواند آن را بدزدد.
    درس مشترک؟
    دموکراسی نه فقط محصول سقوط دیکتاتورهاست،
    بلکه نتیجهٔ مهندسی ترس از تمرکز قدرت است. برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید: [email protected] omnystudio.com/listener for privacy information.
    30 min

About پادکستِ سیالکتیک

From the publisher's feed

سیالکتیک یعنی چی؟ یعنی دیالکتیک سه نفره که گاهی سیاه میشه و گاهی قهوه‌ای، گاهی هم رگه‌های سیاسی اجتماعی پیدا می‌کنه. ما سه نفر دور هم می‌شینیم، اما نه برای گپ زدن‌های دم‌دستی. موضوع‌هامون از همون…

Best of پادکستِ سیالکتیک

Ranked by our users in the last 21 days