پادکستِ سیالکتیک

پادکستِ سیالکتیک

Download on the App Store

پادکستِ سیالکتیک episodes

  • سیالکتیک: تاریخچه راه دموکراسی: آمریکای جنوبی
    این بار رفتیم سراغ کشورهای آمریکای جنوبی  
    آمریکای جنوبی دموکراسی را  
    نه با پادشاه،  
    نه با امپراتوری،  
    بلکه با ارتش، بدهی و پوپولیسم جنگید.  
    برزیل و آرژانتین میان صندوق رأی و ژنرال‌ها نوسان کردند؛  
    شیلی دموکراسی را ساخت، با خون از دست داد، و با نهاد پس گرفت؛  
    اروگوئه آرام و کم‌سروصدا، استثنای بالغ شد؛  
    پرو همیشه نیمه‌راه ماند؛  
    کلمبیا میان دموکراسی و خشونت مسلحانه گیر کرد؛  
    اکوادور لغزید؛  
    ونزوئلا رأی داد، اما قدرت را پس نگرفت. برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید: [email protected] omnystudio.com/listener for privacy information.
    35 min
  • مغز چطور انتخاب می‌کنه و تصمیم می‌گیره؟
    مغزِ ما چطوری تصمیم می‌گیره؟ تا حالا بهش فکر کردید؟  
    شبکه‌ای از نیروهای پنهان، هر لحظه احتمال‌ها را می‌سنجد و مسیر تازه‌ای را می‌گشاید؛ تصمیم، محصول جنگی خاموش در ژرفای ذهن است. برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید: [email protected] omnystudio.com/listener for privacy information.
    35 min
  • مقدمه‌ای بر تفکر انتقادی: ضرورت و راهکارها
    مغزی که سؤال نمی‌پرسد،  
    فقط انبارِ باورهای آماده است. تفکر انتقادی یعنی جرأتِ مکث کردن؛  
    یعنی قبل از بلعیدن هر ایده،  
    آن را زیر نور ببری، بچرخانی،  
    ترک‌هایش را ببینی،  
    و اگر لازم بود، عاشقش نشوی. اینجا نردبان به سمت پاسخ نیست؛  
    به سمت «پرسش بهتر» است. هر چرخ‌دنده‌ای که می‌چرخد،  
    یک پیش‌فرض را باز می‌کند.  
    هر ذره نوری که روشن می‌شود،  
    یک توهم را خاموش می‌کند. تفکر انتقادی قرار نیست محبوبت کند؛  
    قرار است فریب‌ناپذیرت کند. برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید: [email protected] omnystudio.com/listener for privacy information.
    25 min
  • وضعیت سیاسی در دوازده کشور عربی
    جهان عرب  
    دموکراسی را  
    یا با امنیت معامله کرد،  
    یا با نفت به تعویق انداخت،  
    یا زیر آوار جنگ دفن کرد.  
    سوریه و یمن  
    دولت را از دست دادند،  
    پیش از آن‌که به آزادی برسند.  
    فلسطین  
    حق رأی داشت،  
    اما حق حاکمیت نه.  
    لبنان  
    آزادی داشت،  
    اما دولت واحد نه.  
    عراق  
    صندوق رأی را دید،  
    ولی ملت یکپارچه را نه.  
    اردن و مراکشِ عربی‌شدهٔ خلیج  
    قدرت را مدیریت کردند،  
    نه واگذار.  
    عربستان، امارات، قطر، کویت، بحرین و عمان  
    ثبات را با رانت خریدند  
    و گفتند «دموکراسی فعلاً ضروری نیست».  
    درس مشترک؟  
    در این منطقه،  
    دموکراسی نه قربانی «استبداد ساده»،  
    بلکه قربانی ائتلافِ امنیت، نفت، و بحران دائمی است.  
    آزادی این‌جا  
    یا باید اول دولت بسازد،  
    یا اول مرز را حل کند،  
    یا اول از سایهٔ جنگ بیرون بیاید—  
    و تا هیچ‌کدام اتفاق نیفتاده،  
    دموکراسی همیشه «بعداً»ست. برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید: [email protected] omnystudio.com/listener for privacy information.
    35 min
  • قاره اقیانوسیه به سوی آزادی و دموکراسی
    اقیانوسیه از اون جاهایی‌ست که اگر با کلیشه «بهشت استوایی» بروی سراغش، تحلیل می‌ریزد. این قاره بیشتر از هر جای دیگر نشان می‌دهد دموکراسی فقط به «فرهنگ غربی» ربط ندارد؛ به اندازه جمعیت، پراکندگی جغرافیایی، میراث استعمار و اقتصاد وابسته ربط دارد.  
    می‌رویم کشور به کشور — کوتاه، اما بی‌رحمانه:  
    🇦🇺 استرالیا  
    دموکراسی قدیمی، نهادهای پایدار، اما زیر سایه سیاست‌های مهاجرتی سختگیرانه و تنش با بومیان.  
    آزادی کامل است؛ عدالت تاریخی هنوز کامل نیست.  
    🇳🇿 نیوزیلند  
    مدل آرامِ سازش.  
    قدرت شفاف، فساد پایین، و تلاش جدی برای ترمیم رابطه با مائوری‌ها.  
    دموکراسی با چهره انسانی‌تر.  
    🇵🇬 پاپوا گینه نو  
    انتخابات دارد، دولت شکننده دارد.  
    قبیله، فساد و ضعف نهادی، دموکراسی را فرسوده می‌کند.  
    🇸🇧 جزایر سلیمان  
    دموکراسی کوچک در میان رقابت چین و غرب.  
    سیاست داخلی اغلب گروگان ژئوپلیتیک است.  
    🇫🇯 فیجی  
    کودتاهای نظامی گذشته را پشت سر گذاشته،  
    اما ارتش هنوز بازیگر پنهان است.  
    🇻🇺 وانواتو  
    دموکراسی زنده اما پراکنده؛  
    بی‌ثباتی کابینه‌ها مزمن است.  
    🇼🇸 ساموآ  
    سنت قبیله‌ای با صندوق رأی همزیستی کرده.  
    انتقال قدرت ممکن است، اما آهسته.  
    🇹🇴 تونگا  
    پادشاهی مشروطه در حال گذار؛  
    دموکراسی هنوز کامل نشده.  
    🇰🇮 کیریباتی  
    تهدید اصلی‌اش نه استبداد، بلکه تغییرات اقلیمی است.  
    وقتی کشور ممکن است غرق شود، دموکراسی معنای دیگری پیدا می‌کند.  
    🇹🇻 تووالو  
    دموکراسی کوچک، آسیب‌پذیر، وابسته به کمک خارجی.  
    🇳🇷 نائورو  
    اقتصاد رانتی کوچک، سیاست شخصی‌شده،  
    دموکراسی رسمی اما شکننده.  
    🇲🇭 جزایر مارشال  
    وابستگی امنیتی به آمریکا؛  
    دموکراسی هست، اما حاکمیت کامل نه.  
    🇫🇲 میکرونزی  
    فدرالیسم ضعیف، وابستگی اقتصادی شدید.  
    🇵🇼 پالائو  
    ثبات نسبی، اما وابسته به توازن قدرت خارجی.  
    جمع‌بندی واقع‌بینانه:  
    در اقیانوسیه،  
    دموکراسی بیشتر با کوچکی جمعیت، فشار خارجی و بحران اقلیمی تعریف می‌شود تا با انقلاب یا سرکوب کلاسیک.  
    اینجا مسئله کمتر «دیکتاتور» است،  
    بیشتر «ظرفیت دولت» و «وابستگی» است.  
    و یک استثنای مهم که باید اول گفته می‌شد:  
    در بسیاری از این کشورها، تهدید اصلی آزادی نه حکومت، بلکه بقاست برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید: [email protected] omnystudio.com/listener for privacy information.
    36 min
  • فمنیسم چیه و چه انواعی داره؟
    فمینیسم یک کلمه نیست؛ یک تاریخِ چندلایه‌ است که هر موجش از دل یک بحران بیرون آمده.موج اول در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم شکل گرفت؛ زمانی که مسئله اصلی «حق رأی» و شخصیت حقوقی زن بود. از Mary Wollstonecraft که پیش از تولد واژه فمینیسم از حقوق زن دفاع کرد، تا Hubertine Auclert که این واژه را سیاسی کرد، مطالبه ساده بود: زن، انسانِ کاملِ حقوقی است.موج دوم (دهه‌های ۶۰ و ۷۰ میلادی) از دل بحران‌های پساجنگ و جنبش‌های مدنی بیرون آمد. این‌بار مسئله فقط رأی نبود؛ بدن، کار خانگی، سکسوالیته و نقش‌های جنسیتی موضوع شد. کتاب The Feminine Mystique و جمله معروف Simone de Beauvoir — «زن، زن زاده نمی‌شود؛ زن می‌شود» — هسته فکری این موج را ساختند.موج سوم در دهه ۹۰ گفت: «زن» یک هویت یکدست نیست. نژاد، طبقه، فرهنگ و گرایش جنسی تجربه زن بودن را تغییر می‌دهد. این‌جا مفهوم تقاطع‌مندی پررنگ شد.موج چهارم در عصر شبکه‌های اجتماعی متولد شد؛ جایی که روایت‌های شخصی، آزار جنسی و خشونت ساختاری با هشتگ‌ها جهانی شدند. دیگر مسئله فقط نظریه نبود؛ افشاگری و پاسخ‌گویی هم بود.اما یک استثنای مهم: این تقسیم‌بندی «موجی» بیشتر روایت آنگلوساکسون است. در بسیاری از کشورهای غیرغربی، تاریخ مبارزه زنان خطی و موجی نبوده؛ گاهی هم‌زمان با موج دوم غرب، هنوز درگیر مطالبات موج اول بوده‌اند. بنابراین «موج‌ها» بیشتر ابزار آموزشی‌اند تا واقعیت تاریخیِ دقیق.اگر بخواهم صادق باشم: فمینیسم یک پروژه تمام‌شده نیست؛ یک گفت‌وگوی مداوم درباره قدرت، بدن، قانون و فرهنگ است. هر بار که ساختار قدرت شکل تازه‌ای می‌گیرد، فمینیسم هم مجبور می‌شود پوست بیندازد. برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید: [email protected] omnystudio.com/listener for privacy information.
    30 min
  • وضعیت آزادی و دموکراسی در هند، پاکستان، بنگلادش و نپال
    مسیر دموکراسی در کشورهای هند و پاکستان و نپال و بنگلادش واقعا خیلی عجیب بوده.
    هند دموکراسی را نگه داشت،
    اما هرگز مسئلهٔ ملت‌سازی را حل نکرد.
    پاکستان دولت ساخت،
    ولی اجازه نداد سیاست از سایهٔ ارتش بیرون بیاید.
    بنگلادش از دل فاجعه متولد شد،
    و قدرت را میان انتخابات و اقتدار نوسان داد.
    نپال پادشاهی را کنار زد،
    اما هنوز دولت را کامل نساخته است.
    درس مشترک؟
    اینجا دموکراسی
    قربانی «بی‌فرهنگی سیاسی» نیست؛
    قربانی بارِ بیش‌ازحدی است که از همان ابتدا روی دوشش گذاشته شد:
    ملت، مذهب، فقر، جمعیت، و میراث استعمار—همزمان. برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید: [email protected] omnystudio.com/listener for privacy information.
    35 min
  • ترکیه، یونان و کشورهای بالکان پس از فروپاشی عثمانی
    دموکراسی در بالکان و آناتولی «یک مسیر» نبود؛
    مجموعه‌ای از سقوط‌ها، بازگشت‌ها، کودتاها، جنگ‌های داخلی، مذهبِ سیاسی‌شده، ملی‌گرایی زخمی، و دولت–ملت‌هایی که دیر به دنیا آمدند.
    یونان با دیکتاتوری نظامی شروع کرد،
    ترکیه با ارتش قیم دموکراسی،
    یوگسلاوی با خیال برابری و پایان خونین،
    و کشورهای کوچک‌تر با این سؤال مزمن:
    آزادی بدون ثبات ممکن است؟ یا ثبات بدون آزادی؟
    اینجا دموکراسی نه «نهاد» بود، نه «قانون»؛
    بیشتر شبیه آتش‌بسی موقت بین خاطره‌ی جنگ و ترس از تکرار آن. برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید: [email protected] omnystudio.com/listener for privacy information.
    37 min
  • سرنوشتِ جمهوری‌های پس از شوروی
    جمهوری‌های سابق شوروی
    دموکراسی را نه با انقلاب،
    نه با اجماع،
    بلکه با ورزش پیچیدهٔ تاریخ، قدرت و هویت ملی تجربه کردند.
    استونی، لتونی و لیتوانی
    دموکراسی را از غرب قرض گرفتند و آن را محکم نگه داشتند.
    گرجستان و ارمنستان
    دموکراسی را بعد از جنگ و کودتا به سختی نفس کشیدند.
    اوکراین
    دموکراسی را در میدان‌ها و انقلاب‌ها آموخت،
    اما هنوز با سایهٔ روسیه دست‌وپنجه نرم می‌کند.
    مولداوی
    می‌خواست غربی شود،
    اما هنوز میان شرق و غرب معلق است.
    بلاروس
    رأی داد، اما آزادی هرگز نگرفت.
    آذربایجان و ترکمنستان
    دموکراسی را فقط در کتاب‌ها داشتند؛
    و قدرت همیشه در دست یک نفر بود.
    قزاقستان و ازبکستان
    میان مدرن شدن و کنترل مطلق دست‌وپا می‌زدند.
    تاجیکستان
    دموکراسی را با جنگ داخلی و قبیله‌گرایی معامله کرد.
    قرقیزستان
    نوسانات را تجربه کرد، با کودتا، انقلاب و دوباره کودتا.
    درس مشترک؟
    در این منطقه،
    دموکراسی نه محصول «خواست مردم» است،
    نه «هدیه غرب»؛
    دموکراسی محصول ترکیب پیچیده‌ای از حافظه تاریخی، فشار خارجی، ثروت طبیعی، و مهارتِ سیاستمدار است—که هر کشور به شکل متفاوتی آن را مدیریت کرده است برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید: [email protected] omnystudio.com/listener for privacy information.
    35 min
  • مسیر متفاوتِ ایرلند، اسکاتلند، ولز و ایسلند
    می‌ریم سراغ جزایرِ حاشیه‌نشینِ تاریخ رسمی اروپا؛ جاهایی که «کوچک بودن» هیچ‌وقت به معنی «بی‌اثر بودن» نبوده.
    ایرلند
    جزیره‌ای که قرن‌ها زیر سایه‌ی امپراتوری بود، اما هویتش را با زبان، موسیقی و مقاومت نگه داشت. از قحطی بزرگ تا توافق جمعه نیک؛ مسیری پر از خون و مذاکره. امروز میان معجزه‌ی اقتصادی، بحران مسکن و خاطره‌ی تقسیم‌شدگی ایستاده؛ نمونه‌ای از این‌که استقلال سیاسی پایانِ تاریخ نیست، فقط آغاز پیچیده‌تر آن است.
    اسکاتلند
    اتحادی که ۱۷۰۷ امضا شد هنوز تمام نشده؛ فقط شکل بحثش عوض شده. نفت دریای شمال، برگزیت، و همه‌پرسی استقلال، سه گره اصلی‌اند. نه کاملاً جدا، نه کاملاً حل‌شده؛ هویتی دوگانه که میان لندن و ادینبرو کش می‌آید.
    ولز
    کم‌سر و صداتر از دو همسایه، اما با زبان و فرهنگی که زنده مانده. خودمختاری محدود، اقتصاد وابسته، و تلاشی آرام برای بازتعریف نقش در بریتانیای پسابرگزیت. گاهی دوام، رادیکال‌تر از انقلاب است.
    ایسلند
    کشوری کوچک که از دل بحران مالی ۲۰۰۸ با بازنویسی قانون اساسی و بازخواست بانک‌ها بیرون آمد. طبیعت خشن، جمعیت کم، سیاست نسبتاً شفاف. یادآوری اینکه مقیاس کوچک می‌تواند آزمایشگاه جسورانه‌تری برای اصلاحات باشد.
    حالا برویم سراغ «ریزهای اروپا» که مثل حاشیه‌های دست‌نویس‌اند؛ کم‌حجم اما معنادار:
    لوکزامبورگ
    کوچک روی نقشه، بزرگ در بانکداری و سیاست اتحادیه اروپا. نمونه‌ای از اینکه جغرافیا اگر درست بازی شود، تبدیل به مزیت ساختاری می‌شود.
    لیختن‌اشتاین
    شاهزاده‌نشینی‌ای که هم پادشاه دارد هم همه‌پرسی‌های فعال. ترکیب عجیبی از سنت موروثی و مشارکت مدنی؛ استثنایی که کلیشه‌ی «یا این یا آن» را به هم می‌زند.
    آندورا
    میان فرانسه و اسپانیا، با نظامی نیمه‌قرون‌وسطایی که هنوز زنده است. توریسم و مالیات پایین ستون‌هایش‌اند؛ استقلالی که در سایه‌ی دو قدرت بزرگ تعریف می‌شود.
    موناکو
    دولت‌شهرِ ثروت و نمایش؛ دموکراسی محدود، اما ثبات بالا. جایی که سیاست پشت ویترین اقتصاد پنهان شده.
    سان‌مارینو
    یکی از قدیمی‌ترین جمهوری‌های جهان؛ کوچک، کم‌حاشیه، اما با تداوم تاریخی تحسین‌برانگیز. گاهی بقا خودش یک دستاورد سیاسی است. برای پیشنهادها و تبلیغات در پادکست فارسی با ما در ارتباط باشید: [email protected] omnystudio.com/listener for privacy information.
    33 min

About پادکستِ سیالکتیک

From the publisher's feed

سیالکتیک یعنی چی؟ یعنی دیالکتیک سه نفره که گاهی سیاه میشه و گاهی قهوه‌ای، گاهی هم رگه‌های سیاسی اجتماعی پیدا می‌کنه. ما سه نفر دور هم می‌شینیم، اما نه برای گپ زدن‌های دم‌دستی. موضوع‌هامون از همون…

Best of پادکستِ سیالکتیک

Ranked by our users in the last 21 days