قبلش اینو بگم:
اگه دوست دارید اون پرونده ریشههای جهان امروز رو بشنوید لینک زیر رو دنبال کنید:
پادکست رادیو ماشینی و پرونده ریشههای جهان امروز
.لینک رسیدن به پادکست رادیو سیتکام:
رادیو سیتکام
لینک رسیدن به پادکست سیالکتیک
پادکست سیالکتیک.
لینک رسیدن به پادکست شب تاب
پادکست شب تاب
لینک رسیدن به پادکستِ نزدیکتر:
پادکستِ نزدیکتر
.
موج نوی سینمای فرانسه (French New Wave یا Nouvelle Vague) فقط یک سبک نبود؛ یک شورش بود علیه سینمای «مودب، استودیویی و از پیشپیشنوشتهشده» فرانسه دهه ۵۰. این جریان از جایی شروع شد که چند منتقد جوان تصمیم گرفتند به جای نوشتن درباره فیلمها، خودشان فیلم بسازند و قواعد را به آتش بکشند. اگر نئورئالیسم ایتالیا واقعیت خیابان را وارد سینما کرد، موج نو فرانسه دوربین را از «داستان» آزاد کرد و به «تفکر لحظهای» تبدیل کرد. زمینه فکری: قبل از دوربین، نقد ریشههای موج نو در مجلهی Cahiers du Cinéma شکل گرفت؛ جایی که منتقدانی مثل فرانسوا تروفو و گدار بهشدت علیه «سینمای ادبی و قراردادی» مینوشتند. ایدهی مرکزیشان ساده ولی خطرناک بود: فیلم باید امضای شخصی کارگردان باشد، نه محصول کارخانهای استودیو. از همینجا مفهوم «Auteur Theory» یا «نظریه مؤلف» شکل گرفت. ویژگیهای موج نو این جریان چند قانون را عملاً شکست:
- دوربین سبک و قابل حمل (اغلب دستی)
- فیلمبرداری در خیابانهای واقعی پاریس
- دیالوگهای بداهه یا نیمهبداهه
- تدوینهای پرشکاف و غیرکلاسیک (jump cut)
- ساختار روایی شکسته یا غیرخطی
- بازیگران غیرستارهای یا تازهکار
- پایانهای باز و گاهی بیمنطق
در واقع، موج نو گفت:
«فیلم قرار نیست رفتار جهان را تقلید کند؛ میتواند مثل ذهن انسان رفتار کند.» کارگردانهای کلیدی Jean-Luc Godard رادیکالترین چهره موج نو. فیلمهایی مثل Breathless (À bout de souffle) سینما را از درون منفجر کردند. گدار عمداً قوانین تدوین، continuity و حتی منطق روایی را شکست. او بیشتر از اینکه داستان بگوید، درباره «خودِ سینما» فیلم میساخت. در آثار بعدیاش حتی سیاست و فلسفه را وارد فرم سینمایی کرد. اگر بخواهیم بیرحمانه بگوییم: گدار سینما را از حالت روایت به حالت «فکر کردن با تصویر» تغییر داد. François Truffaut انسانیتر و رواییتر از گدار. فیلم The 400 Blows (Les Quatre Cents Coups) یکی از ستونهای موج نو است؛ یک داستان نیمهزندگینامهای درباره کودکی و طغیان. تروفو برخلاف گدار، هنوز به «داستان» وفادار بود، اما داستان را از قالب کلاسیک آزاد کرد. او نشان داد میشود هم شاعر بود و هم ساختار را شکست. Agnès Varda گاهی او را «مادر موج نو» مینامند، هرچند بیرون از حلقه منتقدان اولیه بود. فیلم Cléo from 5 to 7 نمونهای از نگاه زنانه و فلسفی به زمان و هویت است. وِردا بیش از دیگران به تجربه زیسته و نگاه درونی اهمیت میداد. Éric Rohmer فیلسوف موج نو. فیلمهای او (مثل My Night at Maud’s) تقریباً بدون حادثهاند. تمرکز روی گفتوگو، اخلاق، انتخاب و تردید است. روهمر نشان داد موج نو فقط شورش بصری نیست؛ میتواند کاملاً عقلانی و فلسفی باشد. Claude Chabrol نزدیکترین عضو به سینمای ژانری. او بعدها به سمت تریلرهای روانشناختی رفت، اما در موج نو نقش مهمی در تثبیت نگاه انتقادی به طبقه بورژوازی داشت.
.
اگه دوست دارید اون پرونده ریشههای جهان امروز رو بشنوید لینک زیر رو دنبال کنید:
پادکست رادیو ماشینی و پرونده ریشههای جهان امروز
.
لینک رسیدن به پادکست رادیو سیتکام:
رادیو سیتکام
.
لینک رسیدن به پادکست سیالکتیک
پادکست سیالکتیک
.