پادکستِ سیالکتیک

پادکستِ سیالکتیک

Download on the App Store

پادکستِ سیالکتیک episodes

  • سیالکتیک: هنر باید زیبا باشه یا حقیقت رو بیان کنه؟
    گاهی زیبایی خودش حقیقت رو آشکار می‌کنه؛ گاهی هم حقیقت چنان زشته که نمایش صادقانه‌اش، زیبایی رو کنار می‌زنه.هنر نه موظفه جهان رو زیباتر از چیزی که هست نشون بده، نه موظفه صرفاً زشتی‌هاش رو افشا کنه.معیار هنر بزرگ، به نظرم، اینه که چیزی رو در جهان یا در خودمون آشکار کنه که پیش از اون نمی‌دیدیم؛ چه از مسیر زیبایی، چه از مسیر رنج و زشتی.
    .

    اگه دوست دارید اون پرونده ریشه‌های جهان امروز رو بشنوید لینک زیر رو دنبال کنید:
    پادکست رادیو ماشینی و پرونده ریشه‌های جهان امروز
    .لینک رسیدن به پادکست رادیو سیتکام:
    رادیو سیتکام
    لینک رسیدن به پادکست سیالکتیک
    پادکست سیالکتیک.
    لینک رسیدن به پادکست شب تاب
    پادکست شب تاب
    لینک رسیدن به پادکستِ نزدیکتر:
    پادکستِ نزدیکتر
    41 min
  • سیالکتیک ویژه: کتاب سقوطِ کمونیسمِ شوروی نوشته جرمی اسمیت
    فروپاشی یک امپراتوری، تولد پانزده کشور.... در سال ۱۹۹۱، یکی از بزرگ‌ترین امپراتوری‌های سیاسی قرن بیستم از هم پاشید و از دل آن، پانزده کشور مستقل بیرون آمدند. این اثر، فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی را به زبان داده، هندسه و رنگ روایت می‌کند؛ جایی که یک ساختار عظیم به قطعاتی مستقل تقسیم می‌شود و مرزهای تازه‌ای روی نقشه شکل می‌گیرند. اما پشت این خطوط و رنگ‌ها، فقط تغییر جغرافیا نیست؛ پایان یک ایدئولوژی، جابه‌جایی قدرت و آغاز پانزده مسیر تاریخی متفاوت است.
    .

    اگه دوست دارید اون پرونده ریشه‌های جهان امروز رو بشنوید لینک زیر رو دنبال کنید:
    پادکست رادیو ماشینی و پرونده ریشه‌های جهان امروز
    .لینک رسیدن به پادکست رادیو سیتکام:
    رادیو سیتکام
    لینک رسیدن به پادکست سیالکتیک
    پادکست سیالکتیک.
    لینک رسیدن به پادکست شب تاب
    پادکست شب تاب
    لینک رسیدن به پادکستِ نزدیکتر:
    پادکستِ نزدیکتر
    47 min
  • سیالکتیک: نقشهای جنسیتی چطور شکل گرفت؟
    طی هزاران سال، از تعامل بین تفاوت‌های زیستی، تقسیم کار، ساختارهای قدرت و یادگیری فرهنگی شکل گرفتن؛ نه اینکه از ابتدا به شکل امروزی وجود داشته باشن.
    • تقسیم کار در جوامع اولیه: بارداری، شیردهی و تفاوت در میانگین قدرت بدنی احتمالاً بر تقسیم برخی وظایف اثر گذاشت؛ اما شواهد انسان‌شناسی نشون می‌ده این تقسیم کار در همه جوامع یکسان نبوده.
    • کشاورزی و مالکیت: با گسترش کشاورزی، انباشت ثروت و اهمیت انتقال ارث، کنترل ازدواج و باروری زنان در بعضی جوامع اهمیت بیشتری پیدا کرد و نابرابری‌های جنسیتی تقویت شد.
    • قوانین و نهادها: دولت‌ها، نظام‌های حقوقی و برخی سنت‌های مذهبی، در جوامع مختلف، انتظارات متفاوتی از زنان و مردان تثبیت کردن.
    • جامعه‌پذیری: این انتظارات به کودکان آموزش داده شد؛ از نوع لباس و بازی گرفته تا شغل، رفتار عاطفی و مسئولیت‌های خانوادگی.
    این مسیر نه خطی بوده و نه در همه فرهنگ‌ها یکسان. زیست‌شناسی می‌تونه بر بعضی تفاوت‌ها اثر بذاره، اما از اون نمی‌شه نتیجه گرفت که نقش‌های اجتماعی امروز طبیعی، اجتناب‌ناپذیر یا تغییرناپذیرن. اینکه مردان باید نان‌آور باشن یا زنان مسئول اصلی مراقبت از خانواده، تا حد زیادی به تاریخ و ساختار جامعه وابسته است.
    .

    اگه دوست دارید اون پرونده ریشه‌های جهان امروز رو بشنوید لینک زیر رو دنبال کنید:
    پادکست رادیو ماشینی و پرونده ریشه‌های جهان امروز
    .لینک رسیدن به پادکست رادیو سیتکام:
    رادیو سیتکام
    لینک رسیدن به پادکست سیالکتیک
    پادکست سیالکتیک.
    لینک رسیدن به پادکست شب تاب
    پادکست شب تاب
    لینک رسیدن به پادکستِ نزدیکتر:
    پادکستِ نزدیکتر
    19 min
  • سیالکتیک: چرا زندگی رو مدام به تعویق میندازیم؟
    بعد از پول بیشتر، بعد از موفقیت، بعد از پیدا کردن آدم مناسب یا رسیدن به آرامش.چند سازوکار روان‌شناختی پشت این رفتار هست:- ترس از شکست: تا وقتی کاری رو شروع نکردیم، هنوز مجبور نیستیم با محدودیت‌هامون روبه‌رو بشیم.- کمال‌گرایی: منتظریم شرایط ایدئال بشه؛ شرایطی که شاید هیچ‌وقت نرسه.- فرار از اضطراب: مغز ترجیح می‌ده آرامش کوتاه‌مدتِ به‌تعویق‌انداختن رو به ناراحتیِ اقدام کردن ترجیح بده.- توهمِ وقت نامحدود: می‌دونیم زندگی محدوده، اما طوری برنامه‌ریزی می‌کنیم که انگار همیشه فرصت دیگری وجود داره.- شرطی کردن خوشبختی: به خودمون می‌گیم وقتی به مقصد برسیم خوشحال می‌شیم؛ درحالی‌که ممکنه بعد از رسیدن، مقصد تازه‌ای تعریف کنیم.و شاید عمیق‌ترین دلیل این باشه: زندگی کردن مستلزم پذیرفتن عدم قطعیت، شکست و ازدست‌دادن فرصت‌های دیگه‌ست. ما گاهی به‌جای پذیرفتن این ریسک‌ها، در انتظار لحظه‌ای می‌مونیم که دیگه از زندگی نترسیم.اما اون لحظه ممکنه هرگز نرسه. زندگی چیزی نیست که بعد از آماده شدن شروع بشه؛ همون چیزیه که در انتظار آماده شدن از دست می‌دیم.
    .

    اگه دوست دارید اون پرونده ریشه‌های جهان امروز رو بشنوید لینک زیر رو دنبال کنید:
    پادکست رادیو ماشینی و پرونده ریشه‌های جهان امروز
    .لینک رسیدن به پادکست رادیو سیتکام:
    رادیو سیتکام
    لینک رسیدن به پادکست سیالکتیک
    پادکست سیالکتیک.
    لینک رسیدن به پادکست شب تاب
    پادکست شب تاب
    لینک رسیدن به پادکستِ نزدیکتر:
    پادکستِ نزدیکتر
    26 min
  • سیالکتیک: چرا گاهی با غریبه‌ها راحت‌تر حرف می‌زنیم؟
    گاهی با غریبه‌ها راحت‌تر حرف می‌زنیم، چون پیش اون‌ها کمتر نگران تصویری هستیم که از ما ساخته می‌شه.چند دلیل اصلی داره:
    • ترس کمتر از قضاوت: غریبه‌ها معمولاً گذشته و ضعف‌هامون رو نمی‌دونن و قرار نیست مدت‌ها با پیامد حرف‌هامون زندگی کنیم.
    • آزادی از نقش‌های قدیمی: پیش خانواده و دوستان، در قالب نقش‌هایی مثل آدم قوی، موفق یا منطقی شناخته می‌شیم؛ غریبه‌ها این سابقه رو از ما نمی‌خوان.
    • احتمال کمترِ پیامدهای اجتماعی: ممکنه اعتراف به یک ترس یا اشتباه برای غریبه کم‌هزینه‌تر از گفتنش به کسی باشه که قراره فردا هم ببینیمش.
    • تازگی و کنجکاوی: گفت‌وگو با یک آدم جدید گاهی از الگوهای تکراری روابط روزمره بیرونمون می‌آره.
    البته این همیشه صدق نمی‌کنه؛ بعضی‌ها با نزدیکانشون احساس امنیت بیشتری دارن.تناقض جالب اینه که گاهی برای اینکه خودِ واقعی‌مون باشیم، به کسی نیاز داریم که هنوز تصوری از ما نداره.
    .

    اگه دوست دارید اون پرونده ریشه‌های جهان امروز رو بشنوید لینک زیر رو دنبال کنید:
    پادکست رادیو ماشینی و پرونده ریشه‌های جهان امروز
    .لینک رسیدن به پادکست رادیو سیتکام:
    رادیو سیتکام
    لینک رسیدن به پادکست سیالکتیک
    پادکست سیالکتیک.
    لینک رسیدن به پادکست شب تاب
    پادکست شب تاب
    لینک رسیدن به پادکستِ نزدیکتر:
    پادکستِ نزدیکتر
    18 min
  • سیالکتیک: چرا حتی به خودمون هم دروغ میگیم؟
    چرا ما آدما اینقدر در خودفریبی توانایی داریم؟ چرا گاهی دروغهای خیلی بزرگ میگیم به خودمون؟ چطور بعدش متقاعد میشیم و دیگه مو رو از ماست بیرون نمی‌کشیم؟ اینا سوالاتیه که در این اپیزود بهش پرداختیم.
    /

    اگه دوست دارید اون پرونده ریشه‌های جهان امروز رو بشنوید لینک زیر رو دنبال کنید:
    پادکست رادیو ماشینی و پرونده ریشه‌های جهان امروز
    .لینک رسیدن به پادکست رادیو سیتکام:
    رادیو سیتکام
    لینک رسیدن به پادکست سیالکتیک
    پادکست سیالکتیک.
    لینک رسیدن به پادکست شب تاب
    پادکست شب تاب
    لینک رسیدن به پادکستِ نزدیکتر:
    پادکستِ نزدیکتر
    32 min
  • سیالکتیک: چرا آدما توانایی هم رو نادیده می‌گیرن؟
    همه‌مون عادت کردیم که وقتی یه ایده خفن میدیم یا به یه موفقیت میرسیم بقیه خیلی سرد و بی تفاوت برخورد کنن اما واقعا دلیل همچین چیزی چیه و در یه مقیاس بزرگتر چرا اساسا به آدما انگِ احمق بودن میزنیم حتی وقتی نابغه هستن. تا وقتی که دیگه همه جامعه با هم بپذیرن یا طرف بمیره. وگرنه قبلش هیچکس به آدم روی خوش نشون نمیده.
    .

    اگه دوست دارید اون پرونده ریشه‌های جهان امروز رو بشنوید لینک زیر رو دنبال کنید:
    پادکست رادیو ماشینی و پرونده ریشه‌های جهان امروز
    .لینک رسیدن به پادکست رادیو سیتکام:
    رادیو سیتکام
    لینک رسیدن به پادکست سیالکتیک
    پادکست سیالکتیک.
    لینک رسیدن به پادکست شب تاب
    پادکست شب تاب
    لینک رسیدن به پادکستِ نزدیکتر:
    پادکستِ نزدیکتر

    This episode includes AI-generated content.
    27 min
  • سیالکتیک ویژه: کتاب تاریخ جنسیت نوشته میشل فوکو
    بریم سراغ کتاب تاریخ سکسوآلیته نوشته میشل فوکو که در سه جلد منتشر شده
    تاریخ جنسیت، جلد اول: اراده به دانستن - نقد فرضیه سرکوب جنسی، و معرفی "بیوپاور" به عنوان قدرت مثبت بر زندگی.
    تاریخ جنسیت، جلد دوم: استفاده از لذت‌ها - بررسی اخلاق جنسی در یونان باستان و "سبک زندگی" اخلاقی.
    تاریخ جنسیت، جلد سوم: مراقبت از خود - تحلیل تمرین‌های خودسازی در روم باستان، در مقابل اخلاق مسیحی مبتنی بر اعتراف. برای 
    .
    قبلش اینو بگم:
    اگه دوست دارید اون پرونده ریشه‌های جهان امروز رو بشنوید لینک زیر رو دنبال کنید:
    پادکست رادیو ماشینی و پرونده ریشه‌های جهان امروز
    .لینک رسیدن به پادکست رادیو سیتکام:
    رادیو سیتکام
    لینک رسیدن به پادکست سیالکتیک
    پادکست سیالکتیک.
    لینک رسیدن به پادکست شب تاب
    پادکست شب تاب
    لینک رسیدن به پادکستِ نزدیکتر:
    پادکستِ نزدیکتر
    .
    58 min
  • چرا قوانینِ مضحکِ قدیمی لغو نمیشن؟
    قبلش اینو بگم:

    اگه دوست دارید اون پرونده ریشه‌های جهان امروز رو بشنوید لینک زیر رو دنبال کنید:
    پادکست رادیو ماشینی و پرونده ریشه‌های جهان امروز
    .لینک رسیدن به پادکست رادیو سیتکام:
    رادیو سیتکام
    لینک رسیدن به پادکست سیالکتیک
    پادکست سیالکتیک.
    لینک رسیدن به پادکست شب تاب
    پادکست شب تاب
    لینک رسیدن به پادکستِ نزدیکتر:
    پادکستِ نزدیکتر

    و اما درباره این قسمت: 
    قانون مثل یک جمله در کتاب نیست که وقتی فهمیدیم مزخرف است، پاکش کنیم. قانون بخشی از یک شبکه‌ی قدرت، منافع، رویه، بودجه، مسئولیت حقوقی و عادت اجتماعی است. همین باعث می‌شود قوانین حتی وقتی دیگر تقریباً هیچ‌کس فلسفه‌ی اولیه‌شان را قبول ندارد، زنده بمانند. اما یک استثنای مهم را اول بگویم: همه‌ی قوانین قدیمیِ مضحک واقعاً «باقی نمانده‌اند». تعداد زیادی از قوانین منسوخ صراحتاً لغو می‌شوند، یا با قانون جدید بی‌اثر می‌شوند. چیزی که بیشتر دیده می‌شود، بقای مقرراتی است که یا دیگر اجرا نمی‌شوند، یا فقط در شرایط خاص قابل اجرا هستند. پس «هنوز در کتاب قانون هست» الزاماً به معنای «دولت هنوز فعالانه آن را اجرا می‌کند» نیست. حالا چرا اصولاً این اتفاق می‌افتد؟ ۱. تصویب قانون آسان‌تر از لغو قانون است برای تصویب یک قانون معمولاً یک مشکل، بحران یا جنبش سیاسی وجود دارد: «این مشکل را حل کنیم.» اما چند سال بعد: «این قانون دیگر لازم نیست.» هیچ‌کس الزاماً از لغو آن رأی سیاسی نمی‌گیرد. این یک عدم تقارن عجیب ایجاد می‌کند: قانون جدید → قهرمان دارد. لغو قانون قدیمی → تقریباً هیچ قهرمانی ندارد. سیاستمدار ممکن است بابت تصویب قانونی که «از کودکان محافظت می‌کند» اعتبار بگیرد؛ ولی کسی بابت حذف ماده‌ی ۴۷۲ قانون فلان که از ۱۹۲۳ باقی مانده، کف نمی‌زند. ۲. قانون صاحب پیدا می‌کند این یکی از مهم‌ترین دلایل است. ممکن است قانونی در ابتدا برای یک هدف خاص ایجاد شده باشد، اما بعدها گروه‌هایی پیدا شوند که از وجودش سود می‌برند. مثلاً یک مقررات ظاهراً بی‌ضرر ممکن است:

    - رقیب یک صنعت را محدود کند؛
    - برای یک صنف امتیاز ایجاد کند؛
    - درآمدی برای یک سازمان دولتی بسازد؛
    - مانع ورود تازه‌واردها شود؛
    - قدرت یک نهاد را حفظ کند.
    در اینجا قانون دیگر صرفاً یک متن تاریخی نیست. تبدیل شده به دارایی. و صاحب دارایی معمولاً داوطلبانه آن را پس نمی‌دهد. ۳. «چه کسی از لغوش آسیب می‌بیند؟» مهم‌تر از «چرا وجود دارد؟» می‌شود فرض کن قانونی ۹۰٪ جامعه را اذیت نمی‌کند ولی برای ۱٪ جامعه بسیار مهم است. آن ۱٪ انگیزه دارد:

    - لابی کند،
    - نماینده پیدا کند،
    - کمپین راه بیندازد،
    - پول خرج کند،
    - رسانه ایجاد کند،
    - با لغو آن مخالفت کند.
    ۹۹٪ دیگر ممکن است بگویند: «اصلاً نمی‌دانستم چنین قانونی وجود دارد.» پس یک قانون می‌تواند باقی بماند بدون اینکه اکثریت واقعاً طرفدارش باشند. این همان چیزی است که در اقتصاد سیاسی به شکل‌های مختلف با مفهوم منافع متمرکز و هزینه‌های پراکنده توضیح داده می‌شود. ۴. هیچ‌کس نمی‌خواهد مسئول عواقب لغو باشد این شاید از همه انسانی‌تر باشد. فرض کن قانونی داریم که احتمالاً دیگر لازم نیست. یک سیاستمدار می‌گوید: «لغوش کنیم.» دو سال بعد اتفاقی رخ می‌دهد که somehow به موضوع مربوط می‌شود. رقیب سیاسی: «این فاجعه نتیجه‌ی تصمیم شما برای لغو قانون بود.» حتی اگر رابطه‌ی واقعی بینشان وجود نداشته باشد. بنابراین سیاستمدار عقلانی ممکن است ترجیح بدهد: قانون بد را نگه دارم تا اینکه مسئول حذفش باشم. این همان منطق معروف ریسک نامتقارن است. ۵. قوانین روی هم انباشته می‌شوند سیستم حقوقی مدرن بیشتر شبیه این است: قانون ۱۸۸۰
    ↓
    اصلاحیه ۱۹۲۰
    ↓
    قانون ۱۹۵۴
    ↓
    اصلاحیه ۱۹۸۷
    ↓
    مقررات ۲۰۰۳
    ↓
    دستورالعمل ۲۰۱۷
    ↓
    استثنای ۲۰۲۵ تا اینکه یک سیستم تمیز و مرتب باشد. قانون جدید الزاماً قانون قدیمی را حذف نمی‌کند. گاهی فقط می‌گوید: «در شرایط X، ماده‌ی قدیمی به شکل Y تفسیر می‌شود.» در نتیجه یک سیستم حقوقی می‌تواند به چیزی شبیه لایه‌های زمین‌شناسی تبدیل شود. قانون جدید روی قانون قدیمی رسوب می‌کند. ۶. بعضی قوانین مرده‌اند ولی جسدشان هنوز در کتاب است این مورد خیلی مهم است. ممکن است قانونی:

    - عملاً اجرا نشود،
    - دادستان‌ها دنبالش نروند،
    - دادگاه‌ها آن را محدود تفسیر کنند،
    - قوانین جدید آن را بی‌اثر کرده باشند.
    ولی رسماً حذف نشده باشد. بنابراین با سه وضعیت متفاوت روبه‌رو هستیم: قانون موجود + اجراشونده قانون موجود + تقریباً اجرا‌نشدنی قانون موجود + عملاً مرده این سه را نباید یکی دانست. ۷. لغو کردن خودش هزینه دارد هر قانونی فقط یک جمله نیست. ممکن است به آن وابسته باشند:

    - دادگاه‌ها
    - آیین‌نامه‌ها
    - فرم‌های اداری
    - قراردادها
    - سیستم‌های مالیاتی
    - سازمان‌های دولتی
    - رویه‌های قضایی
    - حقوق اشخاص ثالث
    بنابراین گاهی می‌گویی: «این قانون مسخره است، حذفش کنیم.» و پاسخ حقوق‌دان: «باشه. ۲۷ قانون دیگر، ۱۴ آیین‌نامه و ۶ رویه قضایی هم باید اصلاح شوند.» ناگهان پروژه‌ای که روی کاغذ پنج دقیقه بود تبدیل می‌شود به اصلاحات چندساله. ۸. قانون گاهی عمداً مبهم و قدیمی باقی می‌ماند این قسمت جالب‌تر است. گاهی ابهام خودش برای حکومت مفید است. قانونی که خیلی روشن باشد، محدوده‌ی قدرت را مشخص می‌کند. ولی قانون قدیمی و مبهم می‌تواند به مقام اجرایی یا پلیس اختیار تفسیری بیشتری بدهد: «بسته به شرایط تصمیم می‌گیریم.» از منظر حاکمیت قانون، این می‌تواند خطرناک باشد. ولی از منظر قدرت اداری، گاهی بسیار مفید است. ۹. قوانین نمادین هستند گاهی قانون حتی از نظر عملی اهمیت زیادی ندارد، اما از نظر نمادین مهم است. مثلاً قانونی ممکن است نماینده‌ی یک ارزش، سنت یا هویت تاریخی باشد. لغوش می‌تواند این پیام را بدهد: «آن ارزش دیگر برای ما مهم نیست.» در نتیجه مخالفت با لغو آن الزاماً به خاطر کارکرد عملی قانون نیست. ممکن است جنگ بر سر معنا باشد. ۱۰. مردم هم همیشه خواهان حذف قانون نیستند اینجا یک اشتباه رایج داریم. وقتی قانونی احمقانه به نظر می‌رسد، تصور می‌کنیم: «خب مردم که مخالفش‌اند، چرا لغو نمی‌شود؟» ولی جامعه یک موجود واحد نیست. ممکن است:

    - ۴۰٪ مخالف باشند،
    - ۳۰٪ موافق باشند،
    - ۳۰٪ اصلاً اهمیت ندهند.
    یا مردم اساساً درباره‌ی وجود قانون اطلاعی نداشته باشند. دموکراسی الزاماً به این معنی نیست که هر قانون غیرمحبوب فوراً حذف شود. دموکراسی با نهادها، رویه‌ها، نمایندگان، گروه‌های ذی‌نفع و veto points کار می‌کند. ۱۱. یک مسئله عمیق‌تر: «اثر قفل‌شدگی» اینجا وارد بحثی می‌شویم که به نظرم برای فهم جامعه خیلی مهم‌تر است. وقتی یک تصمیم گرفته شد، تصمیم‌های بعدی روی آن ساخته می‌شوند. مثلاً: A ایجاد می‌شود بعد: B برای هماهنگی با A ایجاد می‌شود بعد: C برای اصلاح B بعد: D برای حل مشکل C بعد کسی می‌پرسد: «چرا A را حذف نمی‌کنیم؟» و جواب: «چون B، C و D به آن وابسته‌اند.» این همان چیزی است که در علوم سیاسی و اقتصاد نهادی به شکل‌های مختلف با مفهوم path dependence توضیح داده می‌شود. یعنی: گذشته فقط گذشته نیست؛ معماری انتخاب‌های آینده را محدود می‌کند. و به نظرم این مسئله از «قوانین مضحک» خیلی بزرگ‌تر است همین پدیده را در همه‌چیز می‌بینی: شرکت‌ها. دانشگاه‌ها. سازمان‌های دولتی. ارتش‌ها. نرم‌افزارها. شهرها. زبان‌ها. حتی سنت‌های خانوادگی. یک نفر می‌پرسد: «چرا این کار را این‌طوری انجام می‌دهیم؟» جواب: «چون همیشه همین‌طوری انجام داده‌ایم.» و این احتمالاً یکی از خطرناک‌ترین جمله‌های تاریخ تمدن است. 😄 چون «وجود داشتن» به‌مرور تبدیل می‌شود به «موجه بودن». بنابراین مسئله واقعی این نیست که چرا قوانین بد حذف نمی‌شوند. مسئله عمیق‌تر این است: چرا انسان‌ها سیستم‌هایی می‌سازند که اصلاح کردنشان بسیار دشوارتر از ساختنشان است؟ و جوابش ترکیبی از منافع، ترس، عادت، هزینه‌ی تغییر، قدرت، عدم‌اطمینان، جهل و وابستگی به مسیر گذشته است. برای همین اگر بخواهیم یک جامعه واقعاً عقلانی بسازیم، فقط به «قانون خوب» نیاز نداریم؛ به مکانیزم حذف قانون بد هم نیاز داریم.
    22 min

About پادکستِ سیالکتیک

From the publisher's feed

سیالکتیک یعنی چی؟ یعنی دیالکتیک سه نفره که گاهی سیاه میشه و گاهی قهوه‌ای، گاهی هم رگه‌های سیاسی اجتماعی پیدا می‌کنه. ما سه نفر دور هم می‌شینیم، اما نه برای گپ زدن‌های دم‌دستی. موضوع‌هامون از همون…